درد دل از دوست
بادوست ظاهری ات نکن دلداری ***که او اتشی شعله ور است ای ازادی
بانزدیکانت خویشتنداری بفرما***تابرتو خویشتنداری رسانندی
امروز که بردوست اعتمادی شد***فردای روزگار از اوخیانتی بینی
اگر دی قلبت را به دوست سپردی ***فردا از ان بررسوایی تو ازمایشی
اگردر دام دوست گرفتار شوی***دیگرفرمانروای خودنیستی
اگر از ان دام فراری گریختی***بدان فردا برپای خود استواری
در دوست داری خود بیندیش ***تادوستی نیکو داشته باشی
در دوستی اندیشه ای کن ***تاجامه ای تمیز برتن داشته باشی
اگربرندای قلبت تسلط داری*** بدان در دوستی موفق شدی
اگرعقل بر قلبت حاکم شد***بدان در دوستی لایقی
اگربدانی تو کیستی و ارزشت چیست***ان رابه دزدی نمی سپری
اگر دئر اطرافت اهریمنی نیست***بدان کیستی و چه میشوی
اگر گرگی تو را نپرستید***بدان تو چه مخلوق رستگاری هستی
اگر طوطیان در کنارت می جنبند***بدان چه دل سرسبزی داری
ای دوست غم وجودت را***جز به محبوب عالم مگو که چیستی
تقدیم به دوست گلم
اخرین ویرایش توسط Han!YE : 23-11-2009 at 07:21 PM
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)