+ پاسخ به مبحث
نمایش نتایج 1 تا 6 از 6

مبحث: نمایشنامه طنز به لهجه ی مازندرانی

  1. #1
    مدیر بازنشسته
    8,361 امتیاز ، سطح 21
    88% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 89
    6.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second ClassOverdrive
    نماد life_writes
    تاريخ عضويت
    Feb 2008
    محل سکونت
    ساحل نشین
    پست
    321
    گيپا
    29,920
    پس انداز
    68
    امتیاز
    8,361
    سطح
    21
    تشكرها
    399
    613 بار در 207 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض نمایشنامه طنز به لهجه ی مازندرانی

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    میدونم شاید خیلی بدرد کسی نخوره،اما این طنز قراره رو صحنه ی تئاتر بره،ابتدا عید فطر در مسجد و سپس در سالنهای تئاتر مازندران.

    کارگرون
    مجری: "با سلام و عرض خسته نباشی خدمت بینندگان عزیز و حضار گرامی،یکبار دیگر خدمت شما درمی با یکی دیگر از مسابقات کارگرون.اینبار به روستای زیبای خردمرد بمومی و قرار هسه که از این روستا برای شما مسابقه ره اجرا هاکونیم.
    در ابتدا از امکانات این روستا که مسوولین محترم روستای خردمرد ما رو در جریان اون قرار هدانه گومی.از جمله ی این خصوصیات به دست اندازهای استانداردی بتومی اشاره هاکونیم که در سراسر جاده ی این روستا به وفور یافت بونه.این دست اندازها که کاملا استاندارد هسنه شش متر و نیم ارتفاع دارننه و در سر پیچهای تند این روستا احداث بینه که اگر کسی بخاد تند بوره ناگهان با این دست اندازها برخورد کونده و قبل از اینکه به کسی آسیب برسونه خودش کله پا بونه"
    مجری به سمت شرکت کنندگان که جفت جفت در کنار هم ایستاده اند میچرخد و میگوید: " خب از شرکت کنندگان این مسابقه خوامبی که شی خدره معرفی هاکونن.".

    به سمت سلطان جعفری میرود و میگوید: "خب شما شی خدره معرفی هاکونین و باوین که چند ساله هسنی و چن کلاس درس بخونسنی"
    جعفری: " من سلطان جعفری هستمه ۴۱ سال دارمه و راستیتش اول ابتدایی رد بیمه دیگه خانواده باتنه کافیه خله درس بخونسی"
    مجری"چند تا وچه دارننی؟"
    جعفری:"۶ تا"
    مجری رو به ام کلثوم اصغری: " خب شما شی خدره معرفی هکنین و باوین چند سالتونه؟"
    اصغری: " ای تره بخدا دره فیلم گیرنه؟"
    مجری"اره تو کار ندار شی خدره معرفی هکن"
    اصغری با اشاره به بچه ای که پشت سرش بسته:" ام کلثوم اصغری هستم ۱۵ سال دارم"
    مجری"ووه،دراغی گنده"
    اصغری" سر تو"
    مجری" خب چنه سواد دارنی؟"
    اصغری: "سواد؟؟ ولله مدرسه ی رنگه ندیمی!"
    مجری" وه ته ششمی وچه هسته؟"
    اصغری" نا وه هشتمیه"
    مجری زیر لب" اووو وه گوته ۶تا وچه دارننه که"
    مجری رو به جعفری کرده میگوید:" وه آخر زنه؟ کجه گیر بیاردی؟"
    جعفری "سالیک بزومه"
    مجری"خب خوشبخت بیمی."
    فلوت زن:" وزن چکه ره"
    وبا جعفری روبوسی گرمی میکند.
    مجری به سمت زوج دیگر حرکت میکند.زوج اول بدون میکروفون با هم جرو بحث میکنند.
    مجری در کنار حسین پور می ایستد و فلوت زن هم با چشمهای از کاسه در آمده به شیوا زل میزند.
    مجری:" شما شی خدره معرفی هاکونین و باوین چنده سواد دارننی و چند ساله هسنی"
    حسین پور:"با سلام مظاهر حسین پور هستمه ۲۵ سال دارمه،تا سوم ابتدایی ره مدرسه بخونسمه و بقیه تا پنجم ره نهضت دله بخونسمه."
    مجری" پس پنجم ابتدایی ره بخونسی؟"
    حسینپور"ناا،رد بیمه،۱۳تا تجدید بیاردمه"
    مجری"خب خش بیمی به مسابقه ی کارگرون"
    حسینپور"درد تو"
    فلوت زن"وزن چکه ره"
    و روبوسی گرمی با حسینپور میکند.
    مجری رو به شیوا"خب شما شی خدره معرفی هاکن"
    شیوا رو به شوهرش"چی ی ی گفت؟"
    حسینپور "این گفتش که ه ه،خدش رو معرفی کن"
    شیوا" آها،شیوا تاجیک هستم ۲۳ سالمه،دانشجوی دامپروری هستم."
    فلوت زن با حرارت و تکان دادن دستهایش:" وزن،وزن ...."
    مجری میان کلامش" نا سوه،دامپروری در خونی؟"
    مظاهر:" اره برار سیگا کته پرورش دینه،"
    فلوت زن با حرارت:"وزن،وزن،وزن چکه ره"
    و به آرامی برای بوسیدن به سمت شیوا میرود و شیوا هم کمی نزدیک میشود که حسینپور سریع خود را وسط انداخته و فلوت زن را میبوسد.
    مجری خب مسابقه ره شروع کمی،
    اخرین ویرایش توسط life_writes : 26-08-2011 at 05:42 AM

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    8,361 امتیاز ، سطح 21
    88% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 89
    6.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second ClassOverdrive
    نماد life_writes
    تاريخ عضويت
    Feb 2008
    محل سکونت
    ساحل نشین
    پست
    321
    گيپا
    29,920
    پس انداز
    68
    امتیاز
    8,361
    سطح
    21
    تشكرها
    399
    613 بار در 207 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    (کارگرون قسمت دوم)
    روبه روی زوج اول می ایستد و میپرسد:
    اون چیه اون چیچیه دماغ دراز دست به کمر،دماغ ور او شنده؟
    جعفری به زنش نگاه میکند که دست به کمر ایستاده، دماغ بزرگش را بالا میکشد.
    جعفری: امه کلثومه خوه گنی؟
    مجری با خنده: با اینکه این خصوصیات ره دارنه اما نا.
    جعفری: نا؟...
    و شروع به مشورت با کلثوم میکند.و ناگهان میگوید: بفهمسمه،جری،جری بونه
    مجری : اره آفتابه بونه، (و زیر لب ادامه میدهد) جری ؟!!؟
    فلوت زن : بزن چکه ره.
    مجری سمت زوج دوم میرود و روی تخته شاسی را نگاه میکند و میپرسد: شما باوین.بیشترین گل برای تیم ملی ایران ره کی بزو؟
    حسینپور: بیشترین گل ره؟...... احمد رضا عابدزاده!!
    مجری: نا برار عابدزاده که دروازه دی یه،
    شیوا: خب یه راهنمایی بکنید،
    فلوت زن جلو می آید و خطاب به مجری: اره،اره راهنمایی هاکن عزیز ره.
    فلوت زن کنار حسینپور می ایستد و به شیوا خیره میشود.
    مجری: بابا همون فوتبالیستی که قد بلند هسه،بچه اردبیله.
    در همان زمان که مجری راهنمایی میکند حسینبور دستش را جلوی چشمان فلوت زن گرفته تا نتواند به شیوا نگاه کند،فلوت زن هم دستش را روی صورت حسینپور گذاشته و فشار میدهد.
    شیوا بعد از شنیدن راهنمایی بلافاصله میگوید: علی پروین؟
    مجری: نا خواخر علی پروین شه تا می سینه سر هسته که،کجه قد بلنده؟
    حسینپور: خودش را از دستان فلوت زن رها میکند و میگوید: اسا الان شاید رشد هکردبو؟هه؟ غاز مغنه ندونی چیکار کنه،
    مجری: نا برار
    شیوا: دیوید بکام!!
    مجری: ای ی دیوید بکام که انگلیسی هسته.
    شیوا: آخه خوشتیپه.....خب یکم دیگه راهنمایی کنید.
    مجری: اسم کوچیکش علی هسته، اسا هارش،خاله،عمه، عمو و بعد چی؟......
    حسینپور: او و و علی می پسرخاله خوه گنی؟
    مجری با عصبانیت: نا برار نا. علی دایی هسته
    شیوا: خب از اول بگو
    مجری: شورمی سراغ سوال بعدی.
    رو به زوج اول میکند و میگوید: این سوال دیگه مربوط به روستای خودتون هسه، افشین شاه آبندان در چه تاریخی دشکسه؟
    جعفری: راسش من و زن و وچه دی می مشهد.
    مجری: پس ماهی نخردنی امسال
    جعفری: چرا خواسمی بوریم مشهد بوردمی انون سالیک بزومی شی سهمه بیتمی!!!
    حسینپور خطاب به جعفری: ۳تا کیسه ماهی تی سهم بیه؟
    جعفری: تره مربوط نیه اصلا
    شیوا: بی اد د د د دب
    کلثوم: خف فه باش
    مجری: ای بابا دعوا چه کفننی؟ ولش هاکون.خب جواب ندانی،ندونی چه تاریخی دشکسه؟
    اخرین ویرایش توسط life_writes : 28-08-2011 at 07:09 PM

  3. #3
    مدیر بازنشسته
    8,361 امتیاز ، سطح 21
    88% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 89
    6.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second ClassOverdrive
    نماد life_writes
    تاريخ عضويت
    Feb 2008
    محل سکونت
    ساحل نشین
    پست
    321
    گيپا
    29,920
    پس انداز
    68
    امتیاز
    8,361
    سطح
    21
    تشكرها
    399
    613 بار در 207 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    ادامه ی قسمت دوم:

    کلثوم انگار که زنگی وجود داره داد میزند: ززییییینگ
    مجری: بله؟
    کلثوم: انجیل پجه ماه بیه!!
    مجری: انجیل پجه ماه که تاریخ نیه خاخر.
    کلثوم: او تاریخه دیگه ای نا پس جغرافیا هسته؟
    مجری: نا خاخر مثلا ۲۲ بهمن یا هفت تیر
    حسینپور به تقلید از کلثوم: ززیییینگ.
    مجری: بله
    حسینپور: ۱۰ وین استون(win stone!)
    مجری: ۱۰ وین استون؟یعنی چی؟
    حسینپور: خب ۲۲ نخ بهمن با هفت نخ تیر سه ستاره مساوی هسته با ده نخ وین استون دیگر!!
    مجری: هوف اصلا ول هاکن
    کلثوم: زینگ
    مجری به سمتش بر میگردد:بله؟
    شیوا: زیینگ
    مجری به سمت شیوا بر میگردد: بله؟
    جعفری: زینگ
    حسینپور: زینگ
    جعفری: زینگ
    شیوا : زینگ
    کلثوم :زینگ
    مجری که هر بار بر میگردد به سمتی عصبانی شده میگوید: اتا نفر برق ره بکشه.
    فلوت زن فریاد میزند: بکشین
    شیوا و کلثوم و حسینپور و جعفری باز هم دکمه ی فرضی را فشار میدهند و دهنشان را باز میکنند اما صدایی بیرون نمی آید!!
    مجری: خب سوال بعدی،
    نویسنده ی کتابهای هری پاتر کی بیه؟
    و خنده ای از روی تمسخر میزند.
    حسینپور: وه هم آخر بیه سوال؟جوان کتلینگ رولینگ معروف به جی کی رولینگ
    فلوت زن با تعجب و آرام: هه.اهه. وزن چکه ره
    (پایان قسمت دوم)

  4. کاربرانی که برای این مطلب مفید از life_writes تشکر کرده اند:


  5. #4
    487 امتیاز ، سطح 4
    69% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 63
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    3 months registered250 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Oct 2011
    پست
    1
    گيپا
    271
    پس انداز
    0
    امتیاز
    487
    سطح
    4
    تشكرها
    4
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    رضا هستم
    این کارت بد نبود
    ولی اگه سعی کنی یکم بهتر اخرشو تموم کنی
    و اگه بتونی روند کار طوری در نظر بگیری که تماشاگر جذب کارت بشه
    به نظر من میشه از این راه پول خوبی در آورد
    چون مازندرانی ها عاشق کار طنز مازندرانی هستند
    در کل خوب بود
    -----
    هانیه :
    امکان فارسی نویسی در سایت وجود داره لطفا به زبان فارسی پست ارسال کنید . تشکر
    اخرین ویرایش توسط Han!YE : 16-10-2011 at 02:00 PM

  6. #5
    مدیر بازنشسته
    8,361 امتیاز ، سطح 21
    88% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 89
    6.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second ClassOverdrive
    نماد life_writes
    تاريخ عضويت
    Feb 2008
    محل سکونت
    ساحل نشین
    پست
    321
    گيپا
    29,920
    پس انداز
    68
    امتیاز
    8,361
    سطح
    21
    تشكرها
    399
    613 بار در 207 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آقا رضا این کار عید فطر رفت روی صحنه و چرا فکر میکنی همینجا به پایان میرسه؟این کار هفت قسمته و فقط دو قسمتش درگیگا ثبت شد.
    اگه خواستی بم بگو بقیه ی قسمتهاش رو هم واست میل کنم.
    راستی رضا فیلم کاملی از این نمایش گرفته نشد اما یک تیکه هایی ازش گرفته شده.اومدم ساری میارم که ببینی.قصد دارم بچه ها رو برای عید ببرم ارشاد ساری برای اجرا.نمیدونی چه استعدادهایی کشف کردم.

  7. کاربرانی که برای این مطلب مفید از life_writes تشکر کرده اند:


  8. #6
    59 امتیاز ، سطح 1
    9% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 91
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    7 days registered

    تاريخ عضويت
    Dec 2013
    پست
    1
    گيپا
    396
    پس انداز
    0
    امتیاز
    59
    سطح
    1
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    Thumbs up سلام...من میخوام این نمایش رو برای دانشگامون اجرا کنم...اگه میشه متنشو برام بفرستین...و خیلی خوب میشه اگه راهنمایی کنین تا بتونم با لهجه خودت

    آگهی تبلیغات
    نقل قول نویسنده life_writes مشاهده پست
    آقا رضا این کار عید فطر رفت روی صحنه و چرا فکر میکنی همینجا به پایان میرسه؟این کار هفت قسمته و فقط دو قسمتش درگیگا ثبت شد.
    اگه خواستی بم بگو بقیه ی قسمتهاش رو هم واست میل کنم.
    راستی رضا فیلم کاملی از این نمایش گرفته نشد اما یک تیکه هایی ازش گرفته شده.اومدم ساری میارم که ببینی.قصد دارم بچه ها رو برای عید ببرم ارشاد ساری برای اجرا.نمیدونی چه استعدادهایی کشف کردم.




    من میخوام این نمایش رو برای دانشگامون اجرا کنم...اگه میشه متنشو برام بفرستین...و خیلی خوب میشه اگه راهنمایی کنین تا بتونم با لهجه خودتون اجراش کنیم.آخه من دانشجوی اصفهانم[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]..
    خیلی لطف میکنین اگه بفرستین..
    مرسی

+ پاسخ به مبحث

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

نمایشنامه طنز

نمایشنامه ی طنز

طنز مازندرانی

نمايشنامه طنزنمایشنامه های طنزنمایشنامه درباره ی 22 بهمننمایشنامه طنز 22 بهمننمایش نامه ی طنزنمایش نامه طنزنمایشنامه درباره ی 22بهمننمایش نامه های طنزنمایشنامه 22بهمننمایشنامه طنز تئاترنمایش نامه 22بهمننمایشنامه تئاتر طنزنمایشنامه طنز مازندرانینمایشنامه برای 22 بهمننمایشنامه 22 بهمننمایشنامه طنز در مورد 22 بهمننمایشنامه طنز برای 22 بهمننمايش درباره ي 22 بهمننمایش نامه طنز برای 22 بهمننمایشنامه مازندرانینمایش نامه 22 بهمننمایشنامه 22بهمن طنز
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts