+ پاسخ به مبحث
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج 21 تا 27 از 27

مبحث: اشعار در وصف امام علی (ع)

  1. #21
    مدیر کل انجمن ها
    54,240 امتیاز ، سطح 56
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 210
    3.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,409
    گيپا
    5,445,943
    پس انداز
    0
    امتیاز
    54,240
    سطح
    56
    تشكرها
    2,391
    2,740 بار در 1,635 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    پيش از آن كايزد بناي وضع اين عالم كند .../... پيش از آن كز صُنع، ايجاد بني آدم كند
    كرد در مشكوة قدرت منجلي نور علي .../... تا از او مصباح در ظلمتكده ي عالم كند

    در سرابُستان قدرت خواست آن گُل كز عطا .../... نوبهارِ آفرينش را بدو خرّم كند
    ذات بيچون، رايتِ امكان به نورش كرد راست ../... تا ز رفعت پيش رويش پشت گردون خم كند

    كردگار از كوه، فرشي كرد اوتاد زمين .../... تا بناي گردش گيتي بدو محكم كند
    رازدانِ " لي مع الله " را شب معراج، حق .../... برد تا آنجا كه كارِ وهم را درهم كند

    كرد همخوان از وراي پرده اش دست علي .../... تا به هر راز نهاني هر دو را محرم كند
    توسن وهم اندر اين ميدان به جولان است، ليك .../... اين دغلكار از تحيّر گاهگاهي رم كند

    فكرت ما خاكيان درخور نيارد مدحِ آنك .../... فكر مدحش ناطقه ي افلاكيان ابكم كند
    جانشين مصطفي از نطق شيرين تعبيه .../... طعمِ صد تُنگِ شكَر در ناب يك ارقم كند

    ني چو آن بد خاصيت، كز زشت خوييها به غار .../... زهرِ ارقم در مذاقش شهد عشرت سم كند
    در حقيقت جانشين مصطفي نتوان شمرد .../... دزدِ لنگي كو جهاني را به غم مدغم كند

    اين خلافت منصب شاهيست كز بهرِ وجود .../... حق به دست خود مخمّر طينتِ آدم كند
    نوح اگر ز آسيب طوفان رست از تهليل حق .../... نامِ وي بُد شرط، كو بر ذكر خود منضم كند

    گر سليمان از نداي " ربِّ هب لي " مُلك يافت .../... نام حيدر نيز بايد نقش بر خاتم كند
    بود ابراهيم را در نارِ نمرود او مُعين .../... تا بر او " برداً سلاما " شعله ي مؤلم كند

    بر عصا، زو شكلِ ثعبان موسي عمران دهد .../... وز دمش احياي موتي عيسي مريم كند
    مختصر، اوصاف اين سلطان اعظم را مگر .../... در كتاب خود خداي عالم و آدم كند

    جز خدا و مصطفي در دفتر شايستگي .../... كس نيارد مدحت آن خسرو اعظم كند

    ميرزا علي اكبر پروين همداني


    يا علي
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

  2. #22
    مدیر کل انجمن ها
    54,240 امتیاز ، سطح 56
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 210
    3.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,409
    گيپا
    5,445,943
    پس انداز
    0
    امتیاز
    54,240
    سطح
    56
    تشكرها
    2,391
    2,740 بار در 1,635 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    دل چو ديوانه شد او را بنما زنجيرش .../... نيست جز كنده و تيمار دگر تدبيرش
    گاه او را بكش و گاه رها كن كه ورا .../... كني در معركه ي صلح و صفا تسخيرش
    حبّ ذات احد و مهر علي را روزي .../... در هم آميز و بكن نوش و ببين تأثيرش
    دلبرا! دل سوي تو ديده به سوي دگر است .../... راضيم گر نپسندي، بدهي تغييرش
    حق بُوَد با تو و تو با حق و من در رؤيا .../... بينم اين خواب و تو بايد بكني تعبيرش
    دانه ي مهر تو در مزرع دل كاشته ام .../... دارم اميد دهي آب و كُني تكثيرش
    هر مريدي كه كند پيروي از رهبر خويش .../... سر و كارش گَهِ پاداش بُوَد با پيرش
    من كنم پيروي از ذات همايون علي .../... دل بُوَد در گرو آه دل شبگيرش
    از پي صيدِ دلم تير كشيد از تركش .../... كاش اين آهوي وحشي بشود نخجيرش
    همه جا گوش به زنگم چه به مسجد چه كنشت .../... تا كه بر گوشِ منِ خسته رسد تكبيرش
    در كفِ شير خدا تيغِ دو دم برق زند .../... جان به قربانِ حق و رحمتِ حق بر شيرش
    شير حق گر به كف خويش بگيرد شمشير .../... اهرمن دور شود از جلو شمشيرش
    گر بُوَد خصم دلش سنگ و تنش از آهن .../... غضبِ شاهِ ولايت بكند تبخيرش
    ور بُوَد ذرّه اي از مهرِ علي در دلِ دوست .../... ذرّه را كوه كُنَد، كوه شود اكسيرش
    ز قضا و ز قَدَر هيچ ندارد خوفي .../... هر كه امضاءِ علي شد سندِ تقديرش
    از چه در پرده سخن گويم و گويم به ملا .../... سخن راست چو گويم چه غم از تكفيرش
    دست بيعت به علي داد يكي روز غدير .../... تهنيت گفت، ولي بعدِ نبي زد زيرش
    دل گر از جور حوادث شده ويرانه چه غم .../... دست فيّاض تو بي شك بكند تعميرش
    " پيروي " گر ز درِ‌ميكده دور افتاده .../... قلمِ عفو بكش بر ورقِ تقصيرش

    علي اكبر پيروي
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

  3. #23
    مدیر کل انجمن ها
    54,240 امتیاز ، سطح 56
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 210
    3.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,409
    گيپا
    5,445,943
    پس انداز
    0
    امتیاز
    54,240
    سطح
    56
    تشكرها
    2,391
    2,740 بار در 1,635 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض



    گفت پيغامبر علي را کاي علي
    شير حقي پهلوان پردلي
    ليک بر شيري مکن هم اعتماد
    اندر آ در سايه‌ي نخل اميد
    اندر آ در سايه‌ي آن عاقلي
    کش نداند برد از ره ناقلي
    ظل او اندر زمين چون کوه قاف
    روح او سيمرغ بس عالي‌طواف
    گر بگويم تا قيامت نعت او
    هيچ آن را مقطع و غايت مجو

    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

  4. #24
    مدیر کل انجمن ها
    54,240 امتیاز ، سطح 56
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 210
    3.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,409
    گيپا
    5,445,943
    پس انداز
    0
    امتیاز
    54,240
    سطح
    56
    تشكرها
    2,391
    2,740 بار در 1,635 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض



    گفتی ثنای شاه ولایت نکرده ام

    بیرون زهر ستایش و حد ثنا علی ست


    چونش ثنا کنم ؟که ثنا کرده ی خداست

    هر چند چون غلات نگویم خدا علی ست

    شاهان بسی به حوصله دارند مرتبت

    لیکن چو نیک درنگری پادشا علی ست

    گر بگذری ز مرتبه ی کبریای حق

    بر صدر دور گذر کبریا علی ست

    بسیار حکم ها به خطامان رود ولی

    در حق آنکه حکم رود بی خطا علی ست

    گر بیخودم و گر به خود اینم ثناش بس

    در هر مقام بر لبم آوای یا علی است



    نیما یوشج
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

  5. #25
    مدیر کل انجمن ها
    54,240 امتیاز ، سطح 56
    89% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 210
    3.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,409
    گيپا
    5,445,943
    پس انداز
    0
    امتیاز
    54,240
    سطح
    56
    تشكرها
    2,391
    2,740 بار در 1,635 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم ز جلال تو یا علی
    شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی
    نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی
    چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی

    نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی

    هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری
    که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری

    هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل­بَری
    چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم­سَری

    به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی
    توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیده‌ای
    فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای

    همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای
    ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای

    ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی

    چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
    همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف

    ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف
    فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف

    بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی

    تویی آن­که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین
    شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین

    تویی آن­که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین
    ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این

    که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی

    تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی
    أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی

    ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی
    ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی

    که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی
    تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی
    هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی


    ز بروز جلوه ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی
    به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی


    همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی
    تو چه بنده‌ای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت
    احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت


    رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت
    همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت


    شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی

    تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک
    پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک

    شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک
    به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک


    مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی
    تویی آن­که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی
    ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی


    به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی
    متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی


    تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی

    به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان
    به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان

    ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان
    نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان


    همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی

    تویی آن­که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان
    به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان

    رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان
    چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان


    همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی

    نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی
    تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی


    نه همین بس است که خوانم­اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی
    به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی


    نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی
    تویی آن­که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
    به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن­چه کان و ما‌یکون


    فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون
    تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون


    بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی

    تویی آن­که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت
    نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت


    تویی آن­که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت
    نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت


    تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی

    تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی
    تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی


    تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی
    به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی


    بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی

    تو همان تجلّیِ ایزدی ، که فراز عرشی و لا مکان
    خبری ز گردش چشم تو ، حرکات گردش آسمان

    دهد آن فؤاد و لسان تو ، ز فروغ لوح و قلم نشان
    تو که ردّ شمس کُنی عیان ، به یکی اشاره‌ی ابروان

    دو مُسخّر آمده مِهر و مَه ، هله بر هلالِ تو یا علی


    هله‌ای موحّدِ ذاتِ حق، که به ذات ، معنی وحدتی
    به تو گشت خِلقتِ کُن فکان ، که ظهورِ نورِ مشیّتی


    هله ای ظهورِ صفاتِ حق، که جهان فیضی و رحمتی
    چو تو در مداینِ علمِ حق ، ز شرف مدینه‌ی حکمتی

    سَیَلانِ رحمت حق بُوَد ، همه از جِبال تو یا علی


    بنگر [فؤاد] شکسته را ، به دَرَت نشسته به التجا
    اگرش بِرانی از آستان ، کُند آشیان به کدام جا


    به سخا و بذل تواش طمع ، به عطا و فضلِ تواش رجا
    ز پناهِ ظلِّ وسیع تو ، هم اگر رود برود کجا


    که محیط کون و مکان بُوَد فلکِ ظلالِ تو یا علی


    [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]

    فؤاد کرمانی
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

  6. #26
    كاربر خوب گيگاپارس
    3,328 امتیاز ، سطح 13
    56% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 222
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Social1 year registeredCreated Album picturesTagger First Class1000 Experience Points
    نماد rokh
    تاريخ عضويت
    Oct 2009
    محل سکونت
    ايران - بوشهر
    پست
    326
    گيپا
    1,646
    پس انداز
    0
    امتیاز
    3,328
    سطح
    13
    تشكرها
    791
    323 بار در 187 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    Post شعر (( هل ترحم‌ ))

    ياد آر آن شبي كز نيمه هايش ميگذشت * يادآر آن جمله را كز هر دعايش ميگذشت
    انت مولايي و انا العبد ضعيف * از فلك از كبريا بل از دوتايش ميگذشت
    ناله هايي كز محبت وز سرعشق و نياز * هل ترحم يا رحيم از ناله هايش ميگذشت


    شايد سكوت ديگري مرا به حرف آورد شايد .... .

  7. #27
    کاربر ویژه گیگاپارس (VIP)
    7,727 امتیاز ، سطح 20
    97% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 23
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    نماد H4M3D
    تاريخ عضويت
    Aug 2008
    محل سکونت
    Teh
    پست
    1,074
    گيپا
    120,372
    پس انداز
    0
    امتیاز
    7,727
    سطح
    20
    تشكرها
    977
    1,002 بار در 587 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات
    نقل قول نویسنده rokh مشاهده پست
    ياد آر آن شبي كز نيمه هايش ميگذشت * يادآر آن جمله را كز هر دعايش ميگذشت
    انت مولايي و انا العبد ضعيف * از فلك از كبريا بل از دوتايش ميگذشت
    ناله هايي كز محبت وز سرعشق و نياز * هل ترحم يا رحيم از ناله هايش ميگذشت
    قشنگ بود فقط یه نکته انا عبد الضعیف منظورتون نبوده احتمالا

    اگر درونی آرام داشته باشید، دلیل کافی برای لذت بردن از زندگی دارید (افلاطون)***نبوغ يک درصدش الهام است و نود و نه درصدش عرق ريختن و تلاش (اديسون)

+ پاسخ به مبحث
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

شعر در وصف حضرت علی

شعر در وصف امام علی

شعر در وصف علی

اشعار در وصف حضرت علی

شعر در وصف مولا علی

شعر در وصف حضرت علياشعار در وصف امام علی شعر در مدح حضرت علیشعری در وصف امام علیاشعاری در وصف حضرت علیشعر در مدح امام علیچه شود ز راه وفا اگراشعاری در وصف امام علیاشعار در وصف مولا علیدوبیتی در وصف حضرت علیاشعاری در وصف حضرت علی عدوبیتی در وصف امام علیشعر در وصف عليشعردروصف حضرت علیاشعاري در وصف حضرت عليشعر در وصف علی ع شعر دروصف حضرت علیدر مدح عليشعری در وصف حضرت علیچه شود ز راه وفا اگر نظری به جانب ما کنی
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts