+ پاسخ به مبحث
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرآخر
نمایش نتایج 11 تا 20 از 22

مبحث: زندگی نامه مشاهیر و اسطوره ها

  1. #11
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض دکتر حسابی

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    Dr. Hesabi
    استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.

    شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.

    استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.

    پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.

    در زمينه تحقيق علمي: ۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است. استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .
    متن دوم و کامل :
    سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستين فيزيک پيشگان ايرانی دوران معاصر است.
    سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سيد عباس و گوهرشاد حسابي) در تهران زاده شد. پس از سپری كردن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و هم‌زمان, توسط مادر فداکار, متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.

    تحصیلات :
    شروع تحصیلات متوسطه‌اش مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. همچنین در رشته‌های پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.
    شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وي را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شد. هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد. سپس به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت کرد.
    حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشت و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب كرد که از آن میان می‌توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.
    پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, و‌ی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که برای نمونه به مواردی اشاره می‌کنیم:
    • اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
    • اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
    • پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
    • پایه گذاری دارالمعلمین عالی
    • پایه گذاری دانشسرای عالی
    • ساخت اولین رادیو در کشور
    • راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
    • راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
    • راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
    • راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
    • تعیین ساعت ایران
    • پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»
    • شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
    • تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
    • پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
    • پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
    • پایه گذاری شورای عالی معارف
    • پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
    • پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی
    • پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
    • پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
    • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
    • پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
    • پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
    • پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
    • پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی
    • پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
    • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
    • تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد
    • تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
    • پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
    • راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
    • ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران
    • ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

    درگذشت :
    پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي،‌ بدرود حيات گفتند ، مقبره ايشان در شهر تفرش قرار دارد .


  2. 4 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  3. #12
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض توماس اديسون

    دانشمندي بنام توماس اديسون

    توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال 1847 در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.

    در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.





    اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون 7 ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. 4 سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال 1862 هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى 1863 تا 1868 در همين رشته به كار خود ادامه داد.

    اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال 1868 به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.

    توماس اديسون در سال 1871 با خانم «مرى استيل ول» (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال 1877 اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.

    در سال 1879 لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از 40 ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال 1880 در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،1883 اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال 1890 اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.

    در سال 1891 اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.

    اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.

    DW-WORLD.DE


    منبع :[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]


  4. 5 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  5. #13
    كاربر وارد گيگاپارس
    4,960 امتیاز ، سطح 16
    69% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 190
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    پست
    126
    گيپا
    27,513
    پس انداز
    0
    امتیاز
    4,960
    سطح
    16
    تشكرها
    315
    162 بار در 97 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    با تشکر از غزل

    خواندنی بود

    عید شما مبارک
    به جای لعن تاریکی بیا شمعی برافروزیم

  6. کاربرانی که برای این مطلب مفید از jalal2020 تشکر کرده اند:


  7. #14
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض الکساندر ولتا



    ولتا در سال 1745 در كومو كه در نزديكي ميلان ايتاليا بود به دنيا آمد دايي ولتا مسئوليت تربيت وي را كه در كالج يسوعي محلي آغاز شده بود به عهده گرفت سپس دايي ديگرش كه از فرقه دومينيكي و در معتقدات يسوعي با او سهيم بود آن را به پايان رسانيد ولتا تحصيلاتش را در مدرسه مدهبي بنتسي ادامه داد و در آنجا بود كه كتاب لوكريتوس سخت بر او اثر گذاشت داييهاي او مي خواستند كه او پيشه وكالت را كه از سوي خانواده مادرش شغل ابرومندي شناخته شده بود برگزيند ولتا ترجيح داد كه از آنچه نبوغ خود مي ناميد پيروي كند و اين نبوغ او را در هجده سالگي به مطالعه در باره برق كشانيد ولتا در بيست و نه سالگي معلم مدرسه شبانه روزي «كوم» گرديد. در همين موقع اسبابهاي مختلف الكتريكي از قبيل الكتروفور، آب سنج، الكتروسكوپ و غيره را ساخت و شهرت بسياري كسب نمود و در سال 1779 با سمت استادي در دانشگاه پاوي مشغول به كار شد ولتا در اختراع الكتروفور (دستگاه برق ساز) خود يعني شگفت آور ترين ابزار برقي پس از بطري ليد اين بينش را كه صمغ (رزين) برق خود را بيش از شيشه حفظ مي كند با اين واقعيت تلفيق كرد كه يك ورقه فلزي و عايق بارداري كه خوب تنظيم شده باشند مي توانند جرقه هاي فراوان توليد كنند بي آنكه برق را ضعيف سازند در سال 1772 ولتا صورت مفصل و دشواري از Electtricismo artificial را منتشر كرد كه بيش از پيش مؤيد اين نظر عجيب بود كه برقهاي ناهمنام در پيوند يك عايق باردار و يك هادي كه موقتاً به زمين وصل شده است فقط به اين منظور يكديگر را خنثي مي كنند كه در تجزيه هاي بعدي با تقويت مجدد پديد آيند گاز سنج ولتا يكي از مهمترين كشفهاي سده هيجدهم را محقق ساخت و آن عبارت بود از كشف تركيب آب كه لاووازيه در ميان چيزهاي ديگر با جرقه زدن اكسيژن و هيدروژن روي جيوه به دان پي برد. مطالعات بعدي ولتا در مورد هوا مربوط مي شد به عمل و تأثير گرما در گازها و بخارها تصور كلي او از گرما دنباله نظريه هاي كرافردوكرون درباره سيالات است با يك استثنا ي خاص گو آنكه منابع او پديده گرماي نهان را به تركيبي شيميايي نسبت مي دادند كه موجب تغيير حالت بود او گرما را عمده ساخت و گرماي نهان را نتيجه جهش بعدي در ظرفيت گرماي ويژه دانست ولتا در اندازه گيري انبساط هوا به عنوان تابعي از گرما يا شايد تابعي از دماي كه در دماسنج جيوه اي نشان داده مي شود موفقتر بود ولي مجلاتي كه مخصوص انتشار اين نتايج بودند در خارج ايتاليا كمتر خوانده مي شدند در هر حال حق قضيه «ثابت بودن ضريب انبساط هوا» بنابر رأي يكپارچه كنگره بين المللي فيزيكدانان در كومو كه به پاس صدمين سال درگذشت دو تشكيل شده بود بار ديگر به ولتا برگردانده شد در سال 1780 موضوع بحث مجامع علمي«الكتريسيته» بود والش ثابت كرده بود كه تكان حاصل از تماس با ماهي تورپيل از نوع تكانهاي الكتريكي است. درسال 1773 ماهي مزبور را تشريح كرد و عنصر مولد الكتريسيته را پيدا نمود هنتر در همان عنصر مشابهي در بدن يكي از انواع مارماهي پيدا كرد به اين ترتيب فكر اينكه حيوانات ديگر هم بايد داراي اين عضو باشند قوت گرفت لويي گالواني استاد تشريح دانشگاه بولوني در سال 1780 اين آزمايش را روي قورباغه انجام داد بطوريكه قورباغه را به برق گير آويزان نمود و ملاحظه نمود كه هنگام عبور ابر عمل انقباض در پنجه هاي قورباغه انجام مي شود گالواني براي اطمينان كامل در هواي خوب قورباغه را به بالكون فلزي منزل خودش آويزان كرد ولي نتايج قبلي را مشاهده نكرد يك شب كه حوصله اش از نگرفتن نتيجه به سر آمده بود با عصبانيت قورباغه را از محلي كه آويزان كرده بود جدا كرد و در اين موقع به موجب تصادف دراثر تماس گازانبري كه بوسيله آن قورباغه را گرفته بود با بالكون تكاني در قورباغه مشاهده مي نمايد و فكر مي كند كه واقعاً مسئله الكتريسيته حيواني را كشف كرده است. ولي صداي مخالفي از ولتا بلند شد كه الكتريسيته كه در اين عمل بوجود آمده است فقط در اثر تماس گاز انبر و بالكون آهني است ولتا در واقع تجربيات گالواني را تكرار نمود و در صدد برآمد كه ثابت كند قورباغه دخالتي در ايجاد الكتريسيته نداشته است آنگاه سكه اي ازنقره و قطعه اي روي به كار برد و آنها را با پارچه پشمي اسيددار از هم جدا نمود و بدينوسيله پيل الكتريكي تشكيل شد اين پيل فقط جرقه توليد نمي كرد بلكه جرياتي متصل كه در حال عبور بود ايجاد مي نمود دانشمند بزرگ روز بيستم مارس ضمن نامه اي اكتشاف خود را به جامعه پادشاهي اطلاع مي دهد و از همين زمان شهرت فراواني در سراسر اروپا كسب مي نمايد وكشف او تأثير عميقي در مجامع علمي بوجود آورد و ناپلئون او را به پاريس دعوت مي كند و از او مي خواهد ك تجربه اش را در مقابل آكادمي تكرار كند و بعد از اثبات آن او را به سمت كنت و سناتور كشور ايتاليا انتخاب مي كند ولتا بعد از سه سال از شغل خود كناره مي گيرد و به كوم مي رود او در سال 1827 در هشتاد و دو سالگي زندگي را وداع مي گويد.
    اخرین ویرایش توسط ghazal_ak : 09-01-2008 at 06:21 PM


  8. 4 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  9. #15
    كاربر فعال گيگاپارس
    24,133 امتیاز ، سطح 37
    82% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 217
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran10000 Experience Points
    نماد soroosh
    تاريخ عضويت
    Jan 2008
    پست
    1,795
    گيپا
    135,947
    پس انداز
    0
    امتیاز
    24,133
    سطح
    37
    تشكرها
    1,249
    1,044 بار در 664 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    بوسعید ابی الخیر

    شيخ ابوسعيد فضل الله بن ابي‌الخير محمد بن‌احمد ميهني يا ميهنه‌اي (مهنه‌اي) از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري است، ولادت او در سال 357 هجري در شهركي به نام ميهنه يا مهنه از توابع خراسان اتفاق افتاده است. علوم مقدماتي را كه صرف و نحو و لغت باشد در همان شهر آموخته و چون انديشه‌ي فقه داشته به مرو رفته است. در مرو به مدت پنج سال در حوزه‌ي درس امام ابو‌عبدالله حضري حاضر شده و پس از درگذشت وي، پيش امام ابوبكر قفال مروزي پنج سال ديگر فقه خوانده است. سپس از مرو قصد سرخس كرده چون به سرخس رسيد نزد امام ابوعلي‌زاهر‌ بن‌احمد كه علم تفسير و حديث مي‌گفته رفته است و چون مدتي تفسير و اصول و اخبار رسول را فرا‌گرفته، اتفاق ملاقات او با لقمان سرخسي كه از عاقلان مجانين بوده، افتاده است. لقمان سرخسي او را به در خانقاه(ابوالفضل محمد ‌بن حسن سرخسي)برده و دست او بدست ابوالفضل داده است و اين پير ابوالفضل مريد (شيخ ابوعبدالله بن‌علي سراج طوسي) بوده است. پير ابوالفضل مراد شيخ ابوسعيد بوده و شرايط تهذيب اخلاق و رياضت به او فرا داده است. شيخ ابوسعيد پس از اخذ طريقه‌ي تصوف به ديار خود (ميهنه) برگشت و هفت سال به رياضت پرداخت و سپس نزد ابوالفضل محمد بن حسن سرخسي، آمده و به اشاره‌ي شيخ و خود به نيشابور رفت و در نيشابور از عبدالرحمن محمد حسين بن محمد سلمي نيشابوري، صاحب طبقات الصوفيه خرقه‌ي ارشاد گرديد و به ميهنه برگشت و در آنجا خانقاهي بنا كرده و به تربيت و رياضت پرداخته و پس از هفت سال با مرگ ابوالفضل سرخسي به شهر آمل رفته و در آن شهر براي بار دوم از دست ابوالفضل احمدبن‌عبدالكريم قصاب آملي از خلفاي محمد بن عبدالله ... خرقه گرفته و يك سال در شهر عامل مقام كرده و باز به نيشابور بازگشته است. در اين سفرها بزرگان علمي و شرعي نيشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندي نگذشت كه مخالفت به مودت بدل شد و مخالفان وي تسليم شدند.
    ابوسعيد پس از يك سال اقامت در نيشابور به ميهنه مراجعت كرد و عاقبت در همانجا كه چشم به دنياي ظاهر گشوده بود شب آدينه‌ي چهارم شعبان سال 440هجري، وقت نماز خفتن دنيا را بدرود گفت. و روح بزرگ خود را كه همه در كار ... مردمان مي‌داشت تسليم خداي بزرگ كرد.
    غير از گفتار منظوم عربي و فارسي و رباعي گفتار و مأثورات و حكايات و حالات او، دو كتاب باقي مانده است:
    يكي (اسرارالتوحيد في مقالات الشيخ ابي سعيد)كه محمد بن منور ميهني نواده‌اش آن را تأليف كرده است و ديگري، (حالات و سخنان شيخ ابوسعيد ) كه بطور احتمال مؤلف آن، كمال‌الدين محمد، پسر عموي پسر مؤلف اسراالتوحيد است. هرمان اته خاورشناس نامي آلماني درباره‌ي شيخ ابوسعيد ابوالخير چنين آورده است:
    (وي نه تنها استاد ديرين شعر صوفيانه به شمار است بلكه صرفنظر از رودكي و معاصرينش، مي‌توان او را از مبتكرين رباعي كه زاييده طبع ايراني است دانست. ابتكار او در اين نوع شعر از دو لحاظ است: يكي آنكه وي اولين شاعر است كه شعر خود را منحصراٌ به شكل رباعي سرود. دوم آنكه رباعي را بر خلاف اسلاف خود نقشي از نو زد كه آن نقش، جاودانه باقي ماند. يعني آن را كانون اشتعال آتش عرفان وحدت وجود قرار داد و اين نوع شعر از آن زمان نمودار تصورات رنگين عقيده به خدا در همه چيز بوده است. اولين بار در اشعار اوست كه كنايات و اشارات عارفانه به‌كار رفته، تشبيهاتي از عشق زميني و جسماني در مورد عشق الهي ذكر شده و درين معني از ساقي بزم و شمع شعله‌ور سخن رفته و سالك راه خدا را عاشق حيران و جويان، ميگسار و مست، و پروانه‌ي دور شمع ناميده كه خود را به آتش عشق ‌مي‌افكند. بديهي است در عقايد شاعرانه‌ي ابوسعيد مطالب مبهم و تاريك موجود است و تعيين خط مرز ميان عشق زميني و آسماني، با مستي مي و مستي عشق الهي بسي دشوار است، ولي اين قامت به استثناي معدودي از استادان نظير حافظ كه به طريقه‌ي اول تمايل دارد و سنايي و عطار و جلال‌الدين رومي كه به دومي متمايلند در حق اغلب غزل‌سرايان و قصيده‌گويان متأخرتر هم صدق مي‌كند در هر صورت از رباعي‌هاي ابوسعيد نور تصوف واقعي ميدرخشد مانند اعراض از علايق زمين و صرف‌نظر از لذات هر دو جهان و استخفاف نسبت به رسوم ظاهري اديان و مذاهب، و تقدير مجاهدات آزاد مردان راه خدا كه در نظر آنان كعبه و بتخانه خالق و خلق يكي است و عقيده به وحدت كلي و اعتقاد به اينكه مظاهر كثيره در عالم ازل با ذات حق يكي بوده‌اند و جدايي كثرتي وجود نداشته است. بايد اين راه هم گفت كه ميان سروده ابوسعيد گاهي احساسات عميق مؤثري مشهود است كه نمود كامل حكم و امثال و نغمه‌هاي شاعرانه است).
    از گفته‌ي اوست:« التوصيف قيام القلب مع الله بلاواسطه»
    هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن

  10. 3 نفر از soroosh برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  11. #16
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض محمد ابن موسی خوارزمی

    ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناسی ایرانی می‌‌باشد. از زندگی خوارزمی چندان ا طلاع قابل اعتمادی در دست نیست جز اینکه وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی در منطقه خوارزم آسیای میانه زاده شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاٌ‌ در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند. وی را پدر جبر نامیده‌اند. بیشترین تبحر وی در حل معادله‌های خطی و درجه دوم بوده است. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا سیستم عددی در اروپا از سیستم اعداد لاتین به سیستم اعداد هندی تغییر یابد که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.

    به هنگام خلافت مامون وی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت.

    صفحه‌ای از کتاب جبر خوارزمییکی از مشهور ترین کتاب‌های وی در اروپا جبر و مقابله است که در سده ۱۲ میلادی به لاتین ترجمه شد. این کتاب در باره ریاضیات مقدماتی است.

    دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد. اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله‌ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی (یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می‌‌داد. اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود که نخستین اثر اختر‌شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تأثیر پذیرفته است.

    کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال ۱۹۵ – ۱۹۶ نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می‌‌شود. این اثر که احتمالاٌ‌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است (که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود. این کتاب از بعضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام.

    تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت.

    آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده‌اند. بخشی از جبر دوبار در قرن ششم/دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت. رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگ‌ترین تأثیر را بخشید. نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می‌‌شد (و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه.

    کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می‌‌باشد.

    ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می‌‌شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاضیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت. باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند. نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید. جداول طلیطلی (تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند. از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه‌های جغرافیایی بطلمیوس بود. جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند.

    توجه: نباید این دانشمند ایرانی را با هموطنش ابوعبدالله محمد خوارزمی که در حدود سال 366 هجری برابر 976 میلادی کتابی به نام مفاتیح العلوم نوشته اشتباه کرد.


    خوارزمی در حدود سال 850 میلادی مطابق با 236 هجری قمری در گذشت.

    منبع: tebyan-hamedan.ir


  12. 4 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  13. #17
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض دالامبر

    صبح یكی از روزهای ماه نوامبر ۱۷۱۷ ناله كودكی [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ] داخل بسته ای در كنار كلیسای «سن ژان لورن» توجه زنی خیرخواه و نیكوكار را به خود جلب می نماید. زن نیكوكار كه زوجه شیشه بر فقیری به نام «روسو» بود كودك را به فرزندی خود قبول می كند. زن نیكوكار كودك را مانند فرزند خود تربیت می كند و كودك هم بعدها حق شناسی بی مانندی را درباره این مادر مبذول می دارد.
    ولی مدتها بعد معلوم شد كه این كودك فرزند نامشروع زنی میهماندار به نام مادام «تنس» و یك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس می باشد.
    طولی نكشید كه دالامبر سر راهی بزرگ شد و دانشمند شهیری گردید ولی هیچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مایل بود او را پیش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادری من هستید و مادر حقیقی من همان زن شیشه بر است.»
    دالامبر بیشتر به واسطه پژوهشهایش در ریاضیات و مكانیك استدلالی و به عنوان ویراستار علمی دایره المعارف معروف است، او در معروفترین كتاب خود به نام «رساله درباره مكانیك» كه در سال ۱۷۴۳ منتشر شد سه قانون خود برای حركت را عرضه كرد. در مورد قانونهای اول و دوم یعنی قانون ماند و قانون متوازی الاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسی بود فقط در مورد قانون سوم پای فرضهای فیزیكی در میان است. این قانون به موضوع تعادل می پردازد و عبارت است از اصل بقای اندازه حركت در موقعیتهای برخورد.
    دالامبر در این رساله نخستین بیان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته می شود ارائه می كند[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
    این اصل امروز در واقع بیش از آن كه اصل به شمار آید قاعده ای است برای كاربرد قوانین حركت كه در رساله بیان شده اند. می توان آن را چنین بیان كرد: در هر موقعیتی كه شییء در اثر مانعهایی از ادامه حركت ماندی عادی خود بازماند، حركت حاصل را می توان به دو مؤلفه تجزیه كرد: حركتی كه شیء عملاً انجام می دهد و حركتی كه مانعها آن را از بین می برند. دالامبر در سال ۱۷۴۴ رساله ای درباره تعادل و حركت سیالات انتشار داد و از اصل خود برای توصیف حركت سیالات استفاده كرد و به بررسی مسائل مهم جاری مكانیك سیالات پرداخت. كتاب دیگرش به نام «تفكراتی درباره علت كلی بادها» كه در سال ۱۷۴۷ منتشر شد، حاو نخستین كاربرد عمومی معادلات دیفرانسیل جزئی در فیزیك ریاضی بود در مقاله ای به سال [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ] معادله موجی برای نخستین بار در فیزیك ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، كاملاً با پدیده های مشهود وفق نمی داد.
    در كتاب «پژوهش درباره تقدیم اعتدالین و رقص محوری زمین» كه در سال ۱۷۴۹ نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقدیم اعتدالین شبیه به روش كلرو بود و به راه حلی دست یافت كه با حركت رصد شده زمین توافق بیشتری داشت. همچنین كتاب و رساله ای درباره نظریه جدید مقاومت سیالات كه در سال ۱۷۵۲ منتشر شد و در آن برای نخستین بار معادلات دیفرانسیل هیدرودینامیك بر حسب یك میدان بیان شده و باطلنما (پارادوكس) هیدرودینامیك مطرح گردیده بود، بحث و جدال بسیاری برانگیخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ای كه این مطلب برای آن نوشته شده بود جایزه ای اعطا نكرد به این دلیل كه هیچ كس دلیلی تجربی در مورد این كار نظری ارائه نكرده بود. ادعا شده است كه اثر دالامبر اگرچه بهترین اثری بود كه به فرهنگستان رسیده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محرومیت خویش را از جایزه نتیجه نفوذ اویلر می دانست و روابط میان این دو دانشمند كه قبلاً تیره شده بود، رو به وخامت بیشتری نهاد. افتخار توسعه مكانیك سیالات به گونه ای مختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پیشگفتار دایره المعارف را نوشت. این پیشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگری و بیانیه فیلسوفان است[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
    مقاله های دالامبر در دایره المعارف از حوزه ریاضیات بسیار فراتر می رفت. دالامبر كه با همكاری «دیدرو» برای تهیه دایره المعارف اقدام كرده بود در سال ۱۷۵۸ همكاری با دایره المعارف را ترك گفت. وی در سال ۱۷۵۴ به عضویت آكادمی علوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمی مهم دالامبر پس از سال ۱۷۶۰ كتاب «جزوه های ریاضی» او بود كه مشتمل بود بر راه حلهای جدید فراوانی برای مسائلی كه او قبلاً به آنها دست یازیده بود. دالامبر سرانجام در روز ۲۹ اكتبر ۱۷۸۳ در شصت و سه سالگی در پاریس درگذشت[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]


  14. 4 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  15. #18
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض لیمان اسپیتزر

    لیمان اسپیتزر یکی از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم و یکی از مشهورترین اخترفیزیک دانان بود.او متولد 26 ژوئن 1914 در تولدو اوهایو است. در سال 1935 در دانشگاه یلد در زمینه ی فیزیک موفق به اخذ مدرک لیسانس گشت و پس از آن در 1936 به دانشگاه کمبریج فرستاده شد.
    در سال 1937 دانشگاه پرینستون را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و موفق به اخذ درجه ی فوق لیسانس شد و زمانی که زیر نظر ستاره شناس معروف هنری نوریس راسل کار می کرد درجه ی دکترای خود را در سال 1983 گرفت و این آغاز روزهای جدیدی در زندگی وی بود. بعد از دریافت دکترا لیمان یکسال وقت خود را صرف گرفتن فوق دکترا در دانشگاه هاروارد کرد و سپس در همان زمان استاد دانشگاه یلد در 1939 شد.


    بعد از پایان جنگ جهانی دوم اسپیتزر برای یک دوره ی کوتاه، به عنوان مدرس به دانشگاه یلد بازگشت. در سال 1946 بیش از یک دهه قبل از به فضا فرستادن اولین ماهواره و 12 سال قبل از تشکیل ناسا، اسپیتزر پیشنهاد ساخت یک رصدخانه را داد، بطوریکه رصدخانه در جایی از فضا قرار بگیرد که بتواند پهنه ی وسیعی از فضا را کاوش کند. در این مکان تاثیرات اتمسفر از بین خواهد رفت و تصاویری که این رصدخانه در اختیار ما می گذارد بسیار شفاف تر از تصاویری است که هر تلسکوپ زمینی از اجرام دور به ما می دهد.


    او مقاله ای نوشت که در آن رصدخانه ی فضایی را توصیف کرده بود و مزیت قرارگیری تلسکوپ در فضا را بیان می کرد. لیمان 50 سال آخر عمرش را صرف به حقیقت پیوستن ایده اش کرد. در بین راه او ( 1947 در 33 سالگی ) رئیس بخش اخترفزیک دانشگاه پرینستون شد و به عنوان سرپرست رصدخانه ی دانشگاه پرینستون انتخاب گردید.


    او به همراه مارتین شوارتزشیلد امکان ساخت یک بخش ستاره شناسي بزرگ را فراهم کرد. زمانی که در پرینستون بود، گروهی در زمینه ی اخترفزیک تشكيل داد. او با تلاش بسیار مرکز اطلاعات غبارهای میان ستاره ای را بوجود آورد.
    اسپیتزر جزئیات ذرات غبارهای میان ستاره ای را مطالعه کرد و به خوشه های ستاره ای و حرکت دورانی آنها دسا یافت. لیمان با مطالعه ی ناحیه ی غبارهای میان ستاره ای اظهار کرد، که این ستاره های درخشان در کهکشان مارپیچی شکل از گازها و غبارها تشکیل شده اند.

    او همچنین بدرستی پیش بینی کرده بود که یک جسم بی نهایت داغ کهکشان راه شیری ما را احاطه کرده است. در سال 1951 زمانیکه اسپیتزر در آزمایشگاه فیزیک پلاسمای دانشگاه پرینستون بود به صورت ابتکاری فراخوان تحقیق درباره ی انرژی هسته ای را داد. او خود نیز پیشگام تلاش در زمینه ی انرژی هسته ای شد و یک چشمه ی پاک تجدید پذیر انرژی را ارایه داد.
    یک سال بعد در سال 1952 لقب چارز به اسپیتزر داده شد.پرفوسور ستاره شناس جوان دوست داشت که در زندگی این عنوان را داشته باشد. از سال 1960 تا 1962 لیمان اسپیتزر در سمت ریاست انجمن ستاره شناسی آمریکا، تحقیق و خدمت می کرد.با پیشرفت برنامه ی فضایی، ایده ی اسپیتنزر که ایده ی ستاره شناسی از فضا بود با دید وسیع تری بررسی شد.
    در سال 1962 او رهبر برنامه ای شد که برای طراحی رصدخانه ای بود كه از ورای زمین در طول موج فروسرخ به مطالعه ی فضا می پرداخت. او طرح این رصدخانه را با موفقیت تحویل ناسا داد و ماهواره ی آن ما بین سالهای 1972 تا 1981 راه اندازی گردید.
    وی در سال 1965 آکادمی بین المللی علمی و کمیته ای برای معین کردن دانشمندان به منظور پیشنهاد ساخت تلسکوپ فضایی تاسیس کرد. خود نیز به ریاست این کمیته انتخاب شد و در این بین اغلب ستاره شناسان به دلیل نگرانی هزینه های احداث یک پایگاه ستاره شناسی یزرگ، ایده ی تلسکوپ فضايي را پشتیبانی نکردند.

    اسپیتزر تلاشها و کوششهای فراوانی در جهت متقاعد کردن ستاره شناسان انجمن به عمل آورد. در سال 1968 او همایش بزرگی، در جهت ارزش جایگاه تلسکوپ بزرگ فضايي و همچنین رویای قرارگیری آن در فضا آغاز کرده بود. وی طی سالهای 1973 تا 1975 چندین مدال افتخار دریافت کرد. او فعالیت خود را در ناسا ادامه داد و به تکمیل تلسکوپ فضايي پرداخت. سرانجام در سال 1975 ناسا به همراه سازمان فصایی اروپا شروع به تکامل پروژه ی تلسکوپ فصایی هابل کرد. در بین سالهلی 1978 و 1985 اسپیتزر چندین مدال طلای دیگر از انجمن ستاره شناسی دریافت کرد. مدال بین المللی علمی را در سال 1979،مدال علمی ستاره شناسی را از انجمن ستاره شناسی فرانسه در سال 1980، جایزه ی علمی از انجمن ستاره شناسی سلطنتی سوئد را در سال 1985 و از همه مهمتر این که او جایزه ی نوبل را در همین رشته دریافت کرد.

    44 سال بعد از پیشنهاد اسپیتزر برای قرارگیری یک تلسکوپ فضایی بزرگ در ورای جو زمین، در سال 1990 تلسکوپ فضایی هابل با یک شاتل به فضا فرستاده شد. لیمان اسپیتز در 31 مارس سال 1997 در 82 سالگی بطور ناگهانی درگذشت. او 4 فرزند و 10 نوه دارد. سرانجام در 25 آگست سال 2003 ناسا تصمیم به فرستادن یک تلسکوپ فضایی دیگر گرفت، که تصاویرش در تابش فرو سرخ است و آن را به افتخار زحمات و خدمات فراوان لیمان اسپیتزر به نام او نا گذاری کرد.




    تصویر اسپیتزر از سحابی هلیکس


  16. 3 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  17. #19
    مدیـریـــت کـل انجمنهــا
    48,987 امتیاز ، سطح 54
    8% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,663
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    جایزه ها:
    Arm of Law
    نماد elMirA
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    محل سکونت
    باران
    پست
    3,682
    گيپا
    2,055,495
    پس انداز
    10
    امتیاز
    48,987
    سطح
    54
    تشكرها
    2,901
    3,869 بار در 2,048 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    Arrow با مشاهیر و فلاسفه

    فردریش ویلهلم نیچه

    (F.W.Nietzsche) (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ میلادی - درگذشتهٔ ۲۵ اوت ۱۹۰۰ میلادی).

    فیلسوف مشهور آلمانی که از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفه‌ٔ امروزی بر مبنای سئوالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزشها و اخلاق، بوده‌است.
    نوشته‌های وی نوع سبک تازه در زبان آلمانی محسوب می‌شد.نوشته‌هایی در نهایت ژرفی و ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید.
    او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دليل مقارنت اين روز با روز تولد فردریش ویلهلم چهارم که پادشاه وقت پروس بود، پدرش نام فرزند خود را فردریش ویلهلم گذاشت.
    او [[پس از پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به مسیحیت) رها می‌کند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» می‌نویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته‌است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد.». در ۱۷ اوت ۶۵، بن را ترک گفته رهسپار لایپزیگ می‌شود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه واژه شناسی بپردازد.او در دانشگاه لایپزیک به فلسفهٔ یونانی آشنا گردید. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و پنداره و تصور را از یک کتاب فروشی کتابهای دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری می‌کند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام می‌کند که او یک ‹‹شوپنهاوری›› شده‌است.
    در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خوانده‌شد، در سرباز خانه به عنوان یک سوار کار ماهر شناخته می‌شود:
    ‹‹ در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!››
    با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود. در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی «پروسی» خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند. او در حالی که در آلمان، سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی می‌کرد بخش عمده‌ای از آثار معروف خود را آفرید. نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان می‌گذارد و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد.
    «لو آندره سالومه» دختر باهوش و خوش طینت یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک ترین عشق نیچه بدل شد. او می‌گوید: «من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد» و «از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.»
    سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.

    رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.

  18. کاربرانی که برای این مطلب مفید از elMirA تشکر کرده اند:


  19. #20
    مدیـریـــت کـل انجمنهــا
    48,987 امتیاز ، سطح 54
    8% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,663
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation First ClassVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    جایزه ها:
    Arm of Law
    نماد elMirA
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    محل سکونت
    باران
    پست
    3,682
    گيپا
    2,055,495
    پس انداز
    10
    امتیاز
    48,987
    سطح
    54
    تشكرها
    2,901
    3,869 بار در 2,048 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات
    [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]" border="0" alt="" />


    ابونصر فارابيگروه : علوم انساني رشته : حكمت محل تولد : دهكده وسيج در فاراب تاريخ تولد : 259

    خلاصه : ابونصر محمد بن طرخان فارابي فيلسوف ودانشمند ورياضيدان و منجم (332 - 259ه.ق) معروف به ابونصر فارابي، ملقب به معلم ثاني بود. وي در 259ه.ق در روستاي وسيج از ولايت فاراب در تركستان متولدشد.

    پدرش از فرماندهان سپاه بود. فارابي سالهاي عمر دراز خود را در بغداد گذرانيد و بيشتر كتابها خود را در آنجا نوشت . در سال 330ه.ق به دعوت سيف الدوله حمداني شيعي به دربار او رفت مدتي را در حلب گذرانيد و به شام و مصرنيز سفر كرد و به سال 339ه.ق در گذشت.

    اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : ابونصر محمد بن طرخان فارابي در سال 259ه.ق در روستاي وسيج واقع در ولايت فاراب در تركستان در خانواده يكي ار فرماندهان سپاه فاراب به نام طرخان فارابي متولد شد . پايگاه اجتماعي عالي پدر وي باعث شد كه در تحصيل علوم ، دررفاه كامل و با كيفيتي مناسب بكوشد و زمينه پيشرفتهاي بعدي وي فراهم آيد.

    تحصيلات رسمي و حرفه اي : ابونصر فارابي به سبب پايگاه اجتماعي بالاي خانوادگي خود در تركستان و فاراب مقدمات علوم را با كيفيتي مناسب آموخت. سپس به بغداد رفت و فلسفه ، رياضيات، نجوم و موسيقي نظري را نزد بزرگان مكتب نهضت اول ترجمه عباسي آموخت و به تحقيق در آن امور پرداخت.

    خاطرات و وقايع تحصيل : فارابي گرچه در فاراب در تركستان متولد شده بود، سالهاي دراز عمر خود را در بغداد گذرانيد وبيشتر كتابهاي خود را در آنجا نگاشت. بغداد در آن زمان پايتخت خلافت عباسي و از بزرگترين شهرها و مراكز علمي جهان اسلام در عصر رنسانس اسلامي ( قرن چهارم تا ششم ) بود.

    فعاليتهاي ضمن تحصيل : مسافرت در مراكز مهم علمي جهان اسلام در قرن سوم و چهارم از جمله بغداد، حلب، مصر و شام ، ديداد با بزرگان علمي آن مناطق و مطالعه و تحقيق در فلسفه ، نجوم و رياضيات از اموري بوده است كه ابونصر محمد بن طرخان فارابي را به خود مشغول مي داشت.

    استادان و مربيان : در منابع مستقيما كمتر به نام استادان ابونصر محمدبن طرخان فارابي اشاره شده است. بلكه نوشته اند كه ابونصر به آثار ابوالوفاي بوزجاني توجه داشته است . و نيز شرح هايي بر آثار دانشمندان قديم يونان و روم از جمله بطليموس و اقليدس نگاشته است.

    هم دوره اي ها و همكاران : حكيم شيخ الرئيس ابوعلي سينا از حكيمان جامع العلوم قرن چهارم و معاصر و معاشر با ابونصر محمد بن طرخان خوارزمي بوده است.

    وقايع ميانسالي : ابونصر فارابي سالهاي دراز عمر خود را در بغداد گذرانيد و بيشتر كتابهاي خود را در آنجا نوشت. وي در سال 330ه.ق به دعوت سيف الدوله حمداني، امير شيعي

    شاگردان : منابع كمتر نامي از شاگردان بلا فصل ابونصر محمد بن طرخان خوارزمي ذكر كرده اند. اما مي دانيم كه ابوعلي سينا آثار وي را مورد مطالعه قرار داده و گاه آنان را راهگشاي مي يافته است. ابوعلي درهمين راه ، شرح المجسطي اثر ابونصر فارابي را خلاصه كرده است.

    همفكران فرد : ابونصر فارابي همانند بوعلي سينا، فيلسوف و دانشمندي جامع العلوم بود كه فلسفه را به عنوان سرلوحه جستجو گري خود در رشته هاي گوناگون علمي قرار داده بود.

    آرا و گرايشهاي خاص : ابونصر فارابي همانند صوفيان زندگي مي كرده و لباس مي پوشيده است. او مانند فلاسفه بزرگ آن زمان از موسيقي علمي نظري اطلاعات زيادي داشته و كتابي هم دراين فن نوشته است . وي در رشته هاي مختلف علوم تاليفات متعدد دارد.

    منابـــــــعابوالقاسم قرباني ، زندگينامه رياضيدانان دوره اسلامي از سده سوم تا سده يازدهم هجري. چاپ دوم . تهران، مركز نشر دانشگاهي ، 1375،صص341-340

    آثارويژگيكتاب الحيل الروحانيه و الاسرار الطبيعيه في دقائق الاشكال الهندسيهفارابي اين كتابرا كه در ده فصل است در اسل 321 ه.ق نوشته است .ظاهرا هنگامي كه ابوالوفاي بوزجاني كتاب فيما يحتاج الله الصانع من اعمال الهندسه را تاليف مي كرده، اين كتاب را در مد نظر داشته است . نسخه خطي اين كتاب در اوپسالا موجود استشرح المجسطياين كتاب شرح كتاب المجسطي اثر بطليموس است و نسخه خطي آن در كتابخانه مجلس به شماره 10945موجود است. ابن سينا اين شرح را مختصر كرده و اين مختصر به زبان روسي ترجمه شده است. فصلي از اين شرح را ابن صلاح همداني با عنوان زير نقادي قرار داده است : قول في بيان ما وهم فيه ابونصر فارابي عند شرحه الفصل السابع عشر من المقاله الخامسه من المجسطي و شرح هذا الفصل » نسخه خطي اين شرح در كتابخانه آستان قدس رضوي شماره 5593/7 موجود است.كلام في شرحح المستغلق من مصادرات المقاله الاولي و الخامسه من اقليدساصل عربي اين كتاب ظاهرا از بين رفته است ولي ترجمه عبري آن موجود مي باشد و به زبان روسي نيز ترجمه شده است . اين كتاب در شرح مسئل هندسي است كه اقليدس در كتاب اصول خود مطرح كرده است.المدخل الي الهندسه الوهميهاين كتاب درباره بحثهاي تخصصي پيرامون هندسه است كه گرچه به نام ابونصر محمد بن طرخان فارابي ثبت شده است ، اما نسخه اي ازاين كتاب درهيچ كتابخانه اي معرفي نشده است. ابو نصر فارابي كتابي در موسيقي نظري علمي تاليف كرده است .گويا تاليف اين گونه كتب رسمياست كه ميان فلاسفه قرن سوم و چهارم هجري موسوم بوده است .مدينه فاضلهكتابي يا رساله اي است كه در انديشه سياسي و فلسفه مربوط به آن كه شرايط هريك ازطبقات اجتماعي يك جامعه و وظايف سياسي آن مشخص شده است. گفته اند كه اين كتاب در نظريات سن اگوستين كشيش مسيحي قرون وسطي در نگارش كتاب يوتوپيا موثر بوده است.
    رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.

  20. کاربرانی که برای این مطلب مفید از elMirA تشکر کرده اند:


+ پاسخ به مبحث
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرآخر

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

پایه گذار استقلال ایتالیا

پايه گذار استقلال ايتاليا

مخترع برق گیروپایه گذار استقلال امریکامخترع برق گیروپایه گذاراستقلال امریکانام پایه گذار استقلال ایتالیامخترع برق گیرو پایه گذار استقلال امریکاپایه گذاراستقلال ایتالیامخترع برق گیروپایه گذار استقلال آمریکامخترع برق گیر و پایه گذار استقلال امریکاپایه گزار استقلال ایتالیامخترع برق گیروپایه گذاراستقلال آمریکازندگینامه اسطوره هامخترع برق گیر و پایه گذار استقلال آمریکامخترع برق گیروپایهپایگذار استقلال ایتالیاvpn رایگان و نامحدودباسنپایونیربیوگرافی جان ماکسولمخترع برق گیر پایه گذار استقلال امریکازندگی نامه مشاهیرزندگي نامه اقليدوس نام مخترع برق گیرو پایه گذار استقلال آمریکاارتشاسطوره
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts