+ پاسخ به مبحث
نمایش نتایج 1 تا 1 از 1

مبحث: وضع شعر در دوران حافظ

  1. #1
    مدیر کل انجمن ها
    52,285 امتیاز ، سطح 55
    87% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 265
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    نماد Han!YE
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    گلستان سعدی
    پست
    5,410
    گيپا
    5,391,779
    پس انداز
    0
    امتیاز
    52,285
    سطح
    55
    تشكرها
    2,388
    2,736 بار در 1,634 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض وضع شعر در دوران حافظ

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    وضع شعر در دوران حافظ
    مقدمـــه

    از ميان همه شاعران زبان فارسي بي گمان هيچ كس توفيق آن را نداشته است كه به اندازه حافظ ، مطلوب نظر خاص و عام قرار گيرد و فضاي ادب و فرهنگ فارسي را به خود اختصاص دهد . تا كنون كسي نتوانسته است راز محبوبيت خواجه شيراز را بگشايد . هر چه هست بايد اين را در دنياي شعر او جست ، زيرا آنچه از حافظ شيراز بدست ما رسيده چندان زياد و گوناگون نيست كه بتواند همه پسند ها و سليقه ها را خشنود سازد .
    خواجه شمس الدين محمد شيرازي كه ما از را به نام «حافظ » و لقب «لسان الغيب » مي شناسيم در حدود 726 ه . در شيراز زاده شد . نياكانش از كوهپاية اصفهان بودند و پدرش گويا به شيراز رخت اقامت كشيده بود . شمس الدين محمد نوجوان ، دوران دانش اندوزي را در شيراز گذرانيد. چنان كه در بقيه عمر شصت و چند ساله خويش هم ، بر خلاف شاعر بلند آوازه و همشهري خود سعدي شيراز ، علاقه چنداني به سفر نشان نداد و جز يك سفر كوتاه به يزد و سفري بي سر انجام تا جزيره هرمز ، باقي زندگي خويش ر ادر زادگاهش به سر آورد تا اين كه در سال 792 ه .ق رخت به سراي باقي كشيد.

    وضع عمومي شعر در عصر حافظ

    در اين دوره قالب قصيده رو به ناروايي و بازار مديحه رو به كسادي گذاشته بود . قصايدي اگر بود بيشتر به موضوعات و مضاميني از قبيل حمد خدا، نعت رسول اكرم(ص)، عرفان، حكمت، شكوه و شكايت، موعظه و مسائل اجتماعي ، هجو و هزل و مقداري هم مدح شاهان و صاحب منصبان اختصاص مي يافت.
    انصاف در داوري صحيح ايجاب مي كند كه بگوئيم در دو زمينه منقبت و مرثيه و طرح مسائل اجتماعي تا حدودي ابتكاراتي در اين دوره صورت گرفته است.
    در ميان شاعران اين دوره تقليد و نظيره گويي با شدت تمام رواج داشت كه اين خود معمولاً به دو صورت در شعر عصر حافظ جلوه كرده است:
    نخست تقليد از شيوه و سبك استادان پيشين و ديگر جوابگويي شعرهاي مشهور پيشينيان غالباً بر همان وزن و قافيه. از شاعران دوره هاي پيش بيشتر از همه سبك و شيوه كار انوري، ظهير فارابي، كمال الدين اصفهاني و خاقاني تقليد مي شد.
    طرز و شيوه نظامي شاعر داستان سراي گنجه در پرداختن منظومه هاي بلند عاشقانه، كه در عصر مولوي امتياز والايي در خوري كسب كرده بود، سرمشق بسياري از شاعران عصر حافظ هم قرار گرفته است و منظومه ها و حتي خمسه هاي چندي در پيروي از او بوجود آمد كه هيچ كدام نتوانست در آفرينش هنري، ابتكار مضمون و پرداخت داستاني به جايگاه آثار نظامي دست يابد.

    فخرالدين عراقي، عارفي از سلسله سوختگان

    در سال 610 ه .ق كه هنوز سپاه مغول شهرهاي مردخيز و پر بركت ايران را ميدان تاخت و تاز و خون آشاميهاي خود قرار نداده بود ، در يكي از روستاهاي فراهان به نام كمجان(كميجان) در خانوده اي دانشور و با كمال كودكي ديده به جهان گشود كه او را ابراهيم نام نهادند. به اعتبار مولودش – بعدها كه شاعري بلند آوازه شد – او را به نسبتهاي فراهاني، همداني نيز خواندند هر چند او به دليل سكونتش در عراق عجم بيشتر به عراقي شهرت دارد. كودكي و نوجواني او در همدان و اصفهان، به كسب دانش و معرفت اندوزي گذشت.
    عراقي از آن پس به مولتان رفت و بعد از مدتي قصد ديار روم در آسياي صغير كرد و در آنجا از طريق شيخ صدرالدين قونيوي با آثار عارف بزرگ آن روزگار محيي الدين عربي آشنا شد و علاوه بر آن در شهر قونيه به خداندگار عشق و عرافن مولانا جلال الدين رومي ارادت خاصي پيدا كرد و خيلي زود مورد توجه مخصوص مولانا واقع شد و سرانجام به سال 688 در دمشق بدورد حيات گفت.

    آثار عراقي

    عراقي به عنوان يك عارف بزرگ توفيق يافت آثار مهم و ممتازي در قلمرو عرفان از خويشتن به يادگار گذارد:
    الف –ديوان او مجموعاً با حدود پنج هزار بيت در قالبهاي قصيده و غزل و ترانه و قطعه و مثنوي مجموعه رنگارنگي است كه جانهاي تشنه را سيراب مي كند. مقدار غزلها و همچنين تاثيرش به مراتب از ديگر اشعار او بيشتر است.
    ب- عشاق نامه كه نام ديگر آن ده نامه است مشتمل بر ابياتي در قالب مثوي و چند غزل كه همگي در وزن حديقه سنايي است. شاعر ، در هر فصلي، يكي از مباحث عرفاني را مطرح نموده و با چند تمثيل و حكايت به پايان رسانيد ه است. شاعران ، در دروره هاي بعدي، از اين كتاب تقليد كردند و چندين (( ده نامه)) در ادب فارسي پديد آوردند.
    ج- علاوه بر اين اشعار، عراقي كتابي به نام لمعات به نثر و نظم فارسي دارد كه موضوع آن عرفان و سير و سلوك عارفانه است. بر اين كتاب بعد ها چند تن از عارفان بزرگ شرح و تفسير هاي نوشته اند كه از آن ميان، شرح جامي با عنوان اشعه اللمعات از همه مشهور تر است.
    شعر و نثرعراقي هر ود گرم و دلپذير و كلامش ساده و استوار و پر تاثير است. مثنوي و قصايدش بيشتر رنگ حكمت و تحقيق دارد امام با خواندن غزلش اغلب شور و نشاط عارفانه و سبكي روح به آدمي دست مي دهد. انتخاب ابياتي گزيده از ميان غزل هاي عراقي كار آساني نيست.

    خواجوي كرماني، نخلبند شاعران

    اين كه دو شاعر پر آوازه و بلند نام، يعني سعدي و حافظ پيش از خواجو و پس از او ظهور كرده و او را در ميان گرفته اند از جهت الهام گيري و الهام بخشي، براي اين شاعر عارف كرمان در خور توجه شايان است، اما، به لحاظ آن كه مقام و منزلت ادبي و شاعرانه وي در برابر دو چهره درخشان ادب فارسي رنگ باخته است، در مجموع مي تواند براي نام و آوازه او ناخجسته به شمار آيد.
    اين عارف كرماني كه در غزل از سعدي پيروي مي كرد و (( سخن حافظ طرز غزل)) او داشت كمال الدين ابو العطا محمود بن علي كه از بزرگزادگان و خواجگان كرمان وبد و به همين دليل بعد ها كه به شعر و شاعري روي آورد و به تخلص (( خواجو)) و به دليل هنر نماييهايش در عالم شعر به (( نخلبند شاعران)) شهرت يافت و پس از آنكه دوران كودكي را در زادگاه خود پشت سر گذاشت در پي كسب علم و كمال به سير آفاق و انفس پرداخت.
    در همين سالها بود كه با حافظ شيراز دوستي و ارتباط نزديك يافت. و چون به سال و تجربه شعري بر حافظ پيشي داشت بر شعر و انديشه وي پرتو تعليم افكند. به همين سبب است كه در ديوان خواجه بسيار ابيات و عزلها مي بينيم كه به تقليد يا استقبال از خواجو سروده شده است.

    شعر و عرفان خواجو

    بخشي از قصايد خواجو در توحيد و نعت و منقبت معصومين، بخشي در زهد و پند و پاره اي هم به انضمان بيشتر قطعاتش در بر گيرنده مطالب و مسائل اجتاماعي و انتقادي است. گويي در قصايد به سنايي نظر دارد و در غزل عموماً به سعدي.
    سبك غزلسرايي خواجو در ديوان حافظ با رندي و كمال هنرمندي به اوج تعالي و زيبايي رسيره و در واقع به نام خواجه شيراز ثبت شده است.
    در مجموع خواجوي كرمان مثل انبوهي از هم روزگاران خود بر شيوه پيشينيان رفته ، ولي در اين نظيره گويي هميشه به سراغ متوليان ادب منظوم فارسي رفته است. در قصيده از سنايي، در غزل از سعدي، در حماسه از فردوسي تقليد كرده و در داستان غنايي نظامي را سرمشق خود قرار داده و روي هم رفته در برابر اين حريفان نتوانسته آن چنان كه بايد بدرخشد.

    ابن يمين و قطعه سرايي فارسي

    ابن يمين شاعر عصر سربداران در قريه فريومد ، آباديي از ولايت جوين خراسان زاده شد.
    در آن ايام سربداران در خراسان قدرت يافته بودند وابن يمين نظر به علاقه اي كه به آنها داشت بسياري از شاهان و امراي سربداري را ستود و مدتي را در سبزوار نزد آنان به سر برد و طبعا ناظر برخي كشمكشها وجنگهاي آنان با ايلخانان بود . اصولا مردي قانع و گوشه گير و دهقان پيشه بود . مضاميني اخلاقي در قطعات خويش درج كرد و به هنر قطعه سرايي به ويژه خلق قطعات مشتمل بر پند و اندرز نامبردار گشت . سالهاي پاياني حيات ابن يمين در سبزوار و فريومد به قناعت و درويشي گذشت . سرانجام ،سال 763 ه ، بدرود زندگي گفت .
    موضوع قصيده هاي ابن يمين مدح است.
    مضمون غزلها به شيوه معمول ميان شاعران ، عشق و دلدادگي در مجموعه ديوان او فراز و فرود بسيار است . قصايد و غزلياتش ارزش ادبي ممتازي ندارد . با اين همه قدرت شاعري و قريحه وي در نظم قطعات اخلاقي آشكار و در خور توجه است . مضامين ابن يمين هر چند از نتايج حكمت عملي مايه مي گيرد و در قالب تشبيهات و تمثيلات بديع عرضه مي شود ، حكم كليات ذهني اخلاقي را پيدا مي كند كه از انتقاد هاي صريح و عملي سيف فرغاني و طنز نيشدار و و پر تاثير اجتماعي حافظ و عبيد بس دور است .
    در شعر او قناعت پيشگي ، ستايش شده وبي اعتباري دنيا خاطر نشان گرديده است .

    سيف فرغاني و انتقاد اجتماعي

    سيف الدين محمد فرغاني در دهه هاي مياني نيمه اول سده هفتم هجري يعني همان ايامي كه شهر هاي بزرگ و آباد خراسان در آتش بيداد مغولان مي سوخت ، در شهر فرغانه واقع در ماوراء زاده شد . بعد كه به شاعري روي آورد با آن كه سالها پيش بر اثر آشفتگي اوضاع ماوراء النهر در اثر حمله تاتار به آسياي صغير مهاجرت كرده بود به سيف فرغاني شهرت يافت.
    سيف هر چند تقريبا با مولانا جلال الدين همزمان و به قونيه نسبتا نزديك بوده است با وي ملاقات و مراوده اي نداشت ، در عوض با ارادتي تمام سعدي ر استايش كرده و با آن استاد سخن در فارسي مكاتبه داشته است .
    فكر سيف – سبك شعري سيف فرغاني به شيوه سخنوران نامي خراسان بس نزديك است . اين يزديكي هم در لفظ وكاربردزباني است وهم در ساخت مضمونها و ديدگاهها . قصايد او ، كه بخش نظر گيري از ديوان دوازده هزار بيتي اوست ، بيشتر در استقبال از سخنوران ناموري چون رودكي ، انوري ، خاقاني ، سنايي ، عطار و كمال اصفهاني گفته شده است. او نيز ، همچون ديگر شاعران عصر حافظ ، با آوردن رديفهاي دشوار و پاره اي التزامها ي ديگر ،عموما گرفتار هنر نمايي هاي شاعرانه شده است .

    عبيد زاكاني ، شوخ طبعي آگاه

    عبيد زاكاني شاعر ونويسنده طنز پرداز و شوخ طبع سده هشتم در قزوين زاده شد . لقب «زاكاني » را از آن جهت به وي داده اند كه از خاندان زاكانيان ،تيره اي از اعراب بني خفاجه ، بود كه پس از مهاجرت به ايران در نواحي قزوين سكونت اختيار كرده بودند . عبيد با امراي آل اينجو در فارس پيوند نزديك داشت وقصايد و قطعاتي در ستايش آنان در ديوان وي موجود است . بعد هم كه فارس به دست آل مظفر افتاد ، عبيد به آن علاقه نشان داد . وي به سال 772 ه. در گذشت.
    جلوه درخشان ذوق و هنر عبيد در نكته يابي و انتقاد هاي ظريف اجتماعي اوست كه در اغلب آثارش در لباس طنز و لطيفه هاي دلنشين جلوه گري كرده است .
    آثار و شيوه طنز پردازي عبيد:پيامد هاي اخلاقي و اجتماعي پس از حمله مغول در عصري كه عبيد پرورده آن بود ، به صورت فرو پاشي نظام تمدني پيشين و دگرگوني معيارها و ارزشها در طبقات گوناگون جامعه ، از ديوانيان و قضات و اهل شريعت گرفته تا صوفيان و پيشه وران و كار گزاران حكومتي ، ظاهر شده بود . او مردي بود بيدار وآگاه كه اوضاع زمانه ر ا ابداً نمي پسنديد و از آن خاطري آزرده داشت .
    سخنان طنز آميز عبيد ، اغلب خنده آور و گاهي ركيك است ، است ، اما در پس آن پيامي اصلاح جويانه و خير خواهانه نهفته است كه از چشم روشن بينان پنهان نمي ماند .
    .
    اخرین ویرایش توسط Han!YE : 05-05-2010 at 01:59 PM
    براي كشف اقيانوسهاي جديد
    بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير

    پست های خلاف قوانین را با کلیک روی که پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
    وبلاگ ادبی زمرد خاموش



    .

+ پاسخ به مبحث

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

وضع عمومی شعر در عصر حافظ

نظیره گویی

وضع شعر در عصر حافظ

دوران حافظ

شاعران هم عصر حافظ

شاعران هم عصر با حافظ

دوران حافظ حافظوضع عمومی شعر درعصر حافظنظيره گوييعصر حافظشعر در عصر حافظشاعران هم عصرحافظاشعار انتقادی حافظشاعران عصر حافظ قصیده درعصر حافظ وضع زبان فارسی در عصر حافظطنز در اشعار سیف الدین فرغانیوضع ادبی دوران حافظبا آوردن ردیف های دشوار،عموماً گرفتاروضع شعر در دوران حافظ وضع عمومی شعر درعصرحافظشعر انتقادی از سعدیده نامه سراییشعر انتقادي سعدي از مولانااشعارانتقادی اجتماعی دیوان حافظ
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts