در این تاپیک فقط در مورد باران مطلب گذاشته میشود.
*******************************
وای ؛ باران باران
شیشه ی پنجره را بَاران شست.
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پرمرغان نگاهم را شست.«حمید مصدق»
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
زير بارون گريه كردم، كه تو اشكهامو نبيني.
ديگه چشمام مال من نيست.
تو گرفتيش به اسيري.
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
باران هاشور میزند
خردک خردک مقابل چشم
چون دانههای گندم
که از کمباین میپاشد.
بعد ناگهان، آفتاب.
آدمی اگر چنین باشد
دیوانه میخوانیم. اما در تند باد
سر فرو میبریم در گریبان
با یک کلام
باز باران؛ باز آفتاب
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
آسمان رعدی زد
ابرها غریدند
قطرات باران
نم نم باریدند
بوی آب و کاهگل
تق تق شیروانی
ناله ناودانی
توی کوچه پیچید
کاشکی دلها نیز
چون هوای کوچه
پس از این باریدن
بوی پاکی میداد...
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید
و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود
و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.
احمد شاملو
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
بارونو دوست دارم هنوز،چون تو رو يادم مياره
حس ميكنم پيش مني،وقتي كه بارون ميباره
بارونو دوست دارم هنوز،بدون چتر و سرپناه
وقتيكه حرفاي دلم،جا ميگيرن توي يه آب...
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ي من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
من از صدای گريه تو/به غربت بارون رسيدم/تو چشات باغ بارون زده ديدم
چشم تو همرنگ يه باغه/تو غربت غروب پاييز/ مثل من از يه درد کهنه لبريز
با تو بوی کاهگل و خاک/عطر کوچه باغ نمناک/زنده می شه
با تو بوی خاک و بارون/عطر پير يک گلابدون/زنده می شه
تو مثل شهر کوچک من/هنوز برام خاطره سازی/هنوزم قبله معصوم نيازی
تو مثل ياد بازی من/تو کوچه های پير و خاکی/هنوزم برای من عزيز و پاکی
چشمات ادامه غروبه/غروب شهر خسته من/تو چشات کهنه ها رو تازه کردم
تو مثل يک پل عبوری/طلوع قله های دوری/مثل گل عاشق شبنم و نوری
با تو بوی کاهگل و خاک/عطر کوچه باغ نمناک/زنده می شه
با تو بوی خاک و بارون/عطر پير يک گلابدون/زنده می شه
صدای تو صدای بازی/تو کوچه های پرغبار/لحظه دويدن و ترس فراره
قصه خوشبختی ديروز/به چشم من مثل سرابه/موندنت برای من تعبير خوابه
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
بوسه ی باد خزونی
با هزار نامهربونی
زیرگوش برگ تنها
دیگه طعمه ی خزونی
برگ سبز و تر و تازه
رنگ سبزشو می بازه
غرق بوسه های باد و
وحشت روزای تازه
می کنه دل از درخت و
میشه آواره ی کوچه
کوچه ای که یادگار
روزای رفته و پوچه
می شینه گوشه ی کوچه
چشم به آسمون می دوزه
می کنه یاد گذشته
دلش از غصه می سوزه
یاد باد یاد گذشته شاد باد
دل زرد و تهی در حسرت دیدار باد
یاد روزایی که کوچه
زیر سایه ی تنم بود
مهربون درخت عاشق
مست عطر نفسم بود
سهم من از بوسه ی باد
چی بگم ای داد و بی داد
همه زردی و تباهی
مردن و رفتن از یاد
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
صدایِ نغمه هایِ باران
از گلویِ کوچه می آید
هم آواز با
پرندگانی که در باغچه سبز شده اند.
راستی بامداد که برسد
بهار را
لایِ یک کارت تبریک
برایت خواهم فرستاد
براي كشف اقيانوسهاي جديد
بايد شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشيد؛اين جهان،جهان تغيير است نه تقدير
پست های خلاف قوانین را با کلیک رویکه پایین هر پست ،سمت راست می باشد یا از طریق پیام خصوصی به من گزارش دهید .
وبلاگ ادبی زمرد خاموش
.
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)