+ پاسخ به مبحث
صفحه 1 از 8 123 ... آخرآخر
نمایش نتایج 1 تا 10 از 76

مبحث: *گفت و گو با خدا* "مناجات"

  1. #1
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض *گفت و گو با خدا* "مناجات"

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.

    خدايا يا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتي نيست از دلم بيرون کن يا به من صبري ده که کساني را که دوستم ندارم دوست داشته باشم.

    خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را.

    خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم ، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم.

    خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن.

    خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.

    بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.

    خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.

    خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.

    خدايا شکم را به باور ، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما.

    خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.

    خدايا شرکم را به يکتاييت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت، تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخش.

    خدايا به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خير من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من در آن است از من دور گردان.


    خدايا به من بياموز چگونه هنگامي که دستانم را بسته اند و زبانم را بريده اند بر ظلمي که با چشمانم مي بينم صبر کنم.

    خدايا به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم.
    خدايا به من دلي ده که جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد.
    خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست.
    خدايا به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد.

    خدايا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است بر زبانم جاري کن تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم.

    خدايا خواسته هايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن.


    خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت


  2. 7 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  3. #2
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    از تو مهربا ن تر کیست که دردهایم را با او در میان بگذارم و زخمهای دلم را پیش رویش بشمارم؟
    از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد،بی آنکه سرزنشم کند؟
    در شبهایی که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر یک به سویی می گریزند،جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن می کند؟
    خوبا،مرا به خاطر همه ی نامه هایی که برای تو ننوشتم،ببخش!مرا به خاطر همه ی دردهايي كه باتو بازگو نكردم،ببخش!
    من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم،اما پاییز اجازه نداد !!!
    بهترینا،صدایم راببخش! لبهایم را ببخش! اشکهایم را ببخش! از تو مهربانتر کیست که سرگذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم؟


  4. 3 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  5. #3
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    ای سلطان سرزمین پهناور دل کوچکم !

    ترا در کوچکترین ذرات آرزوهایم ،

    ترا در اعماق سیاهی وجودم ،

    در کم ارزشترین نفسهای بریده بریده ام ،

    در کوتاهترین لحظه های بیاد تو بودنم ،

    در دوردست ترین نقاط ناشناخته شادی هایم ،

    در کشدارترین شب تنها به تنهائی فرورفتنم ،

    در قوس و قزح نادیده دل مطرود و غمگینم ،

    در شناورترین بلم بی سرنشین آرامشم ،

    در بلندترین قله فریاد احتیاجم ،

    در بیرحم ترین دمهای سرد ناامیدی و بی پناهیم ،

    آرزومندم.


  6. 5 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  7. #4
    مدیر سابق انجمن ادبیات
    4,790 امتیاز ، سطح 16
    40% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 360
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points
    نماد IcY
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    پست
    80
    گيپا
    28,140
    پس انداز
    0
    امتیاز
    4,790
    سطح
    16
    تشكرها
    24
    70 بار در 30 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    امروز در آسمان دلم بارانی بود....بارانی که دریایی نداشت.......بارانی که از ابرهای گرفته ی دل من بود......اما دلم نسیم نداشت تا این ابر ها را حرکت بدهد.....صدا کردم........خدایم را صدا کردم.......با صدای که از حنجره ی بی کسی سرچشمه میگرفت.....خواندمش.....خواندمش با آوایی از درد......او خدایم است ,میشنود این خسته حان را.....با خودم میگفتم......
    ندایی رسید....بنده ام چه شد ترا......گفتم دلی دارم در اختیار چنگال شب سرد.....گفت میدانم.....گفتم اشکی در آغوش باد پاییز.........گفت من فرستادمش......گفتم آهی در قعر دریای فریاد.......گفت من بردمش........گفتم چرا چنین کردی با من؟.......گفت چون ترا رحمتی خواهم داد که بس نعمت است با آن.......آسمانی که بس آفتاب درخشان است در آن.....بارانی که بس دریاست با یاد آن......گفتم چیست نعمت یا رب رحمت.....گفت پروانه ای از دشت معشوقان بهشتی......بنده ای از عرش کبریایی...........ستاره ای از آسمان خدایی......گفتم با من چه بود که مرا این دادی؟

    گفت:گوهری که در تو بود

    گفتم:چه بود

    گفت:انسانیت بی ریا

    رحمت را بر من فرستاد خدایم.......اکنون اوست در دل من......عشق او آرامش این دل بی دنیای من است.....یاد او همه ی شعرای من است.....اوست برای من......... اوست برای من
    اخرین ویرایش توسط IcY : 15-11-2007 at 10:28 PM

    آواترم همون آواتره اولم شد باز

    چون همیشه باید

    یکرنگ

    بود


  8. 7 نفر از IcY برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  9. #5
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    چقدر سخت است بی تو بودن و بی تو ادامه دادن !
    و بی تو در خیال واحساس سیر کردن !
    می دانم ،
    با اراده ی توست که من اراده می کنم ،
    با حس لطیف توست که غرق در احساس می شوم و برای ادامه دادن ، شور تازه ای در رگهایم جاری می شود !
    بگذار همیشه حضورت را در قلبم حس کنم ،آنگاه می توانم هر گاه بخواهم با تو درد دل کنم ،
    چرا که تنها تویی که به اسرارم آگاهی و باز بهترین شنونده تو هستی و تویی محرم اسرار دل من ...


  10. 3 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  11. #6
    كاربر فعال گيگاپارس
    15,503 امتیاز ، سطح 30
    6% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 947
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    نماد SMH
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    پست
    812
    گيپا
    37,459
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,503
    سطح
    30
    تشكرها
    537
    599 بار در 344 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض من کیستم که بر درگاه تو زارم

    خداوندا من قدر و شأن تو را ندارم و سزای تو را ناتوانم و در بیچارگی خود سرگردانم و روز به روز بر زیانم.
    الهی دریافتی خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزنده نفسهای دوستانی، آرام دل غریبانی چون در میان جانی، از بیدلی می گویم که کجا جان را زندگی می باید. تو آنی به خود و از خود ترجمانی. به حق تو بر خودت که ما را در سایه غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی.

    چشم همـی بخواهد دیدارت
    گوشم همی بخواهد گفتارت
    همت بلند کردند ایــن هـر دو
    هـــــر چند نیستند سزاوارت

    الهی به عنایت ازلی تخم هدایت کاشتی، به رسالت پیامبران آب دادی و به یاری توفیق رویانیدی و به نظر و احسان خود به بر آوردی از لطف تو می خواهم که زهرهای خشم از آن باز داری و نسیم داد بر او بجهانی و کاشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی.
    الهی وقت را به درد مینازم و زیادتی را می سازم به امید آنکه چون در این درد بگذارم در دو راحت هر دو براندازم .
    الهی دوستان تو سران و سرهنگانند و بی گنج و خواسته تو نگرانند و به نام درویشانند و به حقیقت توانگران جهان ایشانند، دردها دارند و از گفتن آن بی زبانند.
    الهی هرچند از بد سزای خویش به دردم لیکن از مفلس نوازی تو شادم... خدایا من کیستم که بر درگاه تو زارم یا قصه درد خود به تو پردازم.

    -----------------------------------------------------
    مناجات خواجه عبدالله انصاری

  12. 6 نفر از SMH برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  13. #7
    كاربر فعال گيگاپارس
    15,503 امتیاز ، سطح 30
    6% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 947
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    نماد SMH
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    پست
    812
    گيپا
    37,459
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,503
    سطح
    30
    تشكرها
    537
    599 بار در 344 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض زندگانی بی تو بردگی است

    الهی هرچه نشان می شمردم پرده بود و هرچه مایه می دانستم بهیده بود. ای کردگار نیکوکار آنچه بی ما ساختی بی ما راست دار.

    از بس که دو دیده در خیالت دارم
    در هــر چه نگه کنم تویی پندارم

    الهی راهم نما به خود و باز رهان مرا از بنده خود. ای رساننده به خود برسانم که کسی نرسیده به خود. بارالها یاد تو عیش است و مهر تو سور، شناخت تو ملک است و یاد تو سرور، و صحبت و نزدیکی تو نور. جوینده تو کشته با جان است و یافت تو رستخیز بی صور.
    الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی. زندگانی بی تو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است.

    غم کی خورد آن که شاد و ما نیش تویی
    یا کـــــی مــرد او کـــــه زندگانیش تویی
    در نسیــه آن جهــــان کجــــا دل بنـــــدد
    آن کس کــــه بــه نقد این جهانیش تویی

    الهی ای یافته و یافتنی، از مست چه نشان دهند جز بی خویشتنی. همه خلق را محنت از دوری است و این بیچاره را از نزدیکی، همه را تشنگی از نایافت آب است و ما را از سیرآبی.

    ای عاشق دل سوخته اندوه مدار
    روزی بـــه مراد عاشقان گردد کار

    الهی مرا دردی است که بهی مباد. این درد مرا صواب است. با خرسندی دردمندی به درد خود کسی را چه حساب است.
    الهی گاهی به خود نگرم گویم از من زارتر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟ بنده چون به خود نگرد به زبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید:

    پـر آب دو دیــده و پر آتش جگرم
    پر باد دو دستم پر از خاک سرم

    -----------------------------------------------------
    مناجات خواجه عبدالله انصاری

  14. 4 نفر از SMH برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  15. #8
    كاربر فعال گيگاپارس
    15,503 امتیاز ، سطح 30
    6% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 947
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    نماد SMH
    تاريخ عضويت
    Nov 2007
    پست
    812
    گيپا
    37,459
    پس انداز
    0
    امتیاز
    15,503
    سطح
    30
    تشكرها
    537
    599 بار در 344 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض بهشت بی دیدار تو زندان است

    الهی گل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده تو را با بهشت چه کار است؟
    الهی اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است.
    الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی به زندان برون نه کار کریمان است.
    الهی اگر به دوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی بی جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم.

    روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
    کـار عاشق جــز تماشای وصال یار نیست
    از سرکویش اگــر سـوی بهشتم می برند
    پای ننهم کـــــه در آنجا وعده دیدار نیست

    الهی تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید؟
    الهی تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بر دار. اکنون که برگرفتی وا مگذار و در سایه لطف و عنایت خود میدار.
    الهی عارف تو را به نور تو می داند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند، موحد تو را به نور قرب می شناسد و در آتش می سوزد ، مسکین او که تو را به صنایع شناخت درویش او که تو را به دلایل جست از صنایع آن باید جست که از آن گنجد و از دلایل آن باید خواست که از آن زیبد.
    الهی دانی چه شادم، نه آن که به خویشتن به تو افتادم، تو خواستی من نخواستم، دولت بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.
    الهی چون من کیست که این کار را سزیدم، اینم بس محبت تو را ارزیدم.
    الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو، اگر نعمتت جز بطاعت نباشد پس آن را بیع خوانند لطف و عطا کو؟ اگر در بها مزد خواهی ندارم و اگر بی بها بهی بخش ما کو؟ اگر از سگان تو ام استخوانی و اگر از کسان تو مرحبا کو؟
    الهی یک دل پر درد دارم و یک جان پر زجر، خداوندا این بیچاره را چه تدبیر، بار خدایا در ماندم از تو لیکن درماندم در تو، اگر غایب باشم گویی کجایی و چون به درگاه آیم در را نگشایی.
    الهی هرکس را آتش در دل است و این بیچاره آتش بر جان، از آن است که هرکس را سروسامانی است و این درویش را نه سر و نه سامان.
    الهی موجود نفس های جوانمردانی، حاضر ذاکرانی، از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی و از دورت می پندارند نزدیکتر از جانی.

    -----------------------------------------------------
    مناجات خواجه عبدالله انصاری

  16. 4 نفر از SMH برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  17. #9
    مدیر سابق ادبیات
    37,438 امتیاز ، سطح 47
    31% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 1,112
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger First Class25000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Jan 1970
    پست
    1,623
    گيپا
    42,383
    پس انداز
    0
    امتیاز
    37,438
    سطح
    47
    تشكرها
    802
    1,503 بار در 823 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    خدایا!

    مگذار دعا کنم
    که مرا از دشواری ها و خطرهای زندگی
    مصون داری
    بلکه دعا کنم که در رویارویی با آنها
    بی باک و شجاع باشم.
    مگذار از تو بخواهم
    درد مرا تسکین دهی
    بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی.


  18. 3 نفر از ghazal_ak برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


  19. #10
    كاربر وارد گيگاپارس
    5,147 امتیاز ، سطح 16
    99% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 3
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran5000 Experience Points
    نماد راه كوير
    تاريخ عضويت
    Oct 2007
    محل سکونت
    تهران
    پست
    180
    گيپا
    4,135
    پس انداز
    0
    امتیاز
    5,147
    سطح
    16
    تشكرها
    9
    62 بار در 42 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات
    خدايا ارام ارام گام برميدارم پشت سرم را نميگرم ميترسم
    ميترسم كه از انچه ازمن به جاي مانده
    ميترسم از ان لحظه كه تو را ، خود را فراموش كردم
    ميترسم از آن لحظه كه يادم رفت كيسم وچه ميكنم و چه خواهم شد .....


    تواين زمونه همه اينترنتي جواهر انتخاب مي كنند شماچطور ؟؟

    اينم وبسايت داداشي http://www.topsoft.ir

  20. 5 نفر از راه كوير برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


+ پاسخ به مبحث
صفحه 1 از 8 123 ... آخرآخر

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

ای خدای پاک و بی انباز و یار

مناجات بلبل با خدا

مناجات با خدا از زبان بلبل

یاد ده ما را سخنهای رقیق

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن

مناجات با خدا

صحبت بلبل با خدا

گفت و گو با خدا

گفت وگو با خداگفتو گو با خداشعرباخداای خدای پاک بی انباز و یارمناجات یک بلبل با خداصحبت باخدامناجات بلبل باخدامناجات بلبلصحبت باخداقطره دانش که بخشیدی زپیشخبرگزاری برنامناجات سادهگفت و گو باخدااي خداي پاك و بي انباز و يارقطره دانش که بخشيدي ز پيشصحبت بلبلی با خدامطلبی در مورد مناجات با خدا
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts