--- My Heart Will Go On ---
Every night in my dreams
I see you, I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you"re here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we"re one
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we"ll always go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you"re here in my heart
And my heart will go on and on
There is some love that will not go away
You"re here, there"s nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We"ll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on
آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم .
ویکتور کوزن
every night in my dreams I see you I feel you
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم
that is how I know you go on
و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری
far across the distance and spaces between us
دوری، فاصله و فضا بین ماست
you have come to show you go on
و تو این را نشان دادی و ثابت کردی
Near , far , wherever you are
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
I believe that the heart does go on
و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد
once more you open the door
یک باره دیگر در را باز کن
and you are here in my heart
و دوباره در قلب من باش
and my heart will go on and on
و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
love can touch us one time
ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم
and last for a lifetime
و این عشق می تواند برای همیشه باشد
and never let go till we are gone
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
loved was when I loved you
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم
one true time I hold you
دوران صداقت، و من تو را داشتم
in my life we will always go on
در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید
near far wherever you are
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
I believe that the heart does go on
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
once more you open the door
یک باره دیگر در را باز کن
and you are here in my heart
و تو در قلب من هستی
and my heart will go on and on
و من از ته قلب خوشحال خواهم شد
you are here there is nothing I fear
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
And I know that my heart will go on
می دانم قلبم برای این خواهد تپید
we will stay forever this way
ما برای همیشه باهم خواهیم بود
you are safe in my heart
تو در قلب من در پناه خواهی بود
Andmy heart will go on and on
و قلب من برای تو خواهد تپید
PLEASE ADD ME
GREIGHT@YAHOO.COM
اینم بیوگرافیش که قبلا از یه وبلاگ برداشته بودم ولی الان اسمش رو فراموش کردم.
زندگی نامه: سلین دیون که یکی از بزرگترین خواننده های دنیا است هر چند او از سال ۱۹۹۶ به یک چهره فوق العاده در جهان موسیقی تبدیل شد اما بیشتر ایرانیان او را بعد از خواندن ترانه فیلم تایتانیک میشناسند . متولد 30 مارس 1968 است . در کبک کانادا به دنیا آمده است . سلین کوچکترین عضو خانواده چهارده نفری اش بود وقتی مادرش فهمید سلین را باردار است خیلی ناراحت شد و قصد داشت مانع از به دنیا آمدنش شود ولی کشیش شهر شان اجازه این کار را به او نداد . مادرش پس اندازش را خرج ساختن چند ترانه برای سلین کرد و به دنبال پخش کننده درجه یک گشت . اولین کسی که حاضر شد ترنه های سلین را پخش کند پل لوسک آشنای خانوادگی شان بود که قبلا نیز مدیر برنامه های گروه پدر و مادرش بود .
بزرگ ترین اتفاق زندگی او زمانی رخ داد که لوسک یک نمونه از کارهایش را برای رنه آنژیل بزرگترین پخش کننده موسیقی در کانادا فرستاد . رنه آنژیل به این فکر افتاد که روی سلین سرمایه گذاری کند . زبان اصلی سلین فرانسوی است و او تا 18 سالگی اصلا نمی توانست انگلیسی صحبت کند . او سال 2004 به این دلیل نام او را سلین گذاشت که در زمان بارداری اش ترانه "سلین" از هوک اومزه در کبک و فرانسه موفقیت زیادی کسب کرده بود.
در مدرسه شاگرد بسیار تنبلی بود و اکثر مواقع سر کلاس می خوابید چون هر شب تا دیر وقت با خواهر و برادرهایش موسیقی تمرین میکرد . زمانی که دوازده ساله شد تمام خواهر و برادرهایش ازدواج کردند و از خانه رفتند و در آن زمان مادر او از کارش استعفا داد تا بیشتر به سلین رسیدگی کند . مادرش, صد میلیون دلار درآمد داشت و به عنوان یکی از پولدلرترین ها انتخاب شد . رنه آنژیل پول های زیادی خرج خواننده شدن سلین دیون کرد و تا جایی پیش رفت که نزدیک بود ورشکست شود .
در پانزده سالگی موفق شد خیلی بیشتر از آنچه رنه و دیگران فکر می کردند مشهور شود , و تمام پولهایی که رنه برایش خرج کرده بود در عرض کمتر از سه ماه با چند برابر سود برگرداند . اولین باری که جایزه بزرگ آدیسک (بزرگ ترین جایزه موسیقی فرانسوی زبان ها) را به دست آورد آنقدر گریه کرد که تبدیل به هق هق شد .
در شانزده سالگی عاشق رنه آنژیل مدیر برنامه هایش شد در حالی که رنه 25 سال از او بزرگتر بود و زمانی که هنوز سلین بدنیا نیامده بود رنه دو بچه هم داشت . شش ماه تمام روزی 9 ساعت به کلاس زبان انگلیسی رفت تا توانست تا حدودی این زبان را یاد بگیرد .
اولین کار مهمش که او را به طور گسترده ای مشهور کرد ترانه فیلم انیمیشن دیو و دلبر ساخته کمپانی دیزنی بود . به مدت سه سال با رنه آنژیل به صورت پنهانی ازدواج کرده بود و هیچ کس جز خانواده اش از این قضیه مطلع نبود . سلین و رنه سرانجام در سال 1994 در حالیکه سلین 27 ساله بود و رنه 52 ساله بود به طور علنی ازدواج کردند . در سی ام مارس 1999 درست در روز تولد سی و یک سالگی اش متوجه شد رنه سرطان دارد . زمانی که ترانه فیلم تایتانیک به آنها پیشنهاد شد نمی خواستند قبول کنند و در حالت رودربایستی با جیمز هورنر قبول کردند که سلین آن ترانه را بخواند . سلین دیون با ترانه فیلم تایتانیک توانست بهترین آهنگ سال و پرفروش ترین آلبوم سال را به خود اختصاص دهد و این آهنگ وارد لیست 100 آهنگ برتر تاریخ شد .
او سال 2000 به مدت دو سال از دنیای موسیقی خداحافظی کرد تا هم به بیماری شوهرش رسیدگی کند و هم منتظر تولد فرزندش بماند . سال 2001 آنها صاحب اولین فرزندشان که یک پسر بود شدند و سلین نام پسرشان را رنه چارلز گذاشت . یک آرایشگر مخصوص به نام ژانت و یک طراح لباس مخصوص به نام ژوبرا دارد . لیموزین را بیشتر از هر ماشین دیگری دوست دارد . قبل از اجرای کنسرت هایش یک محلول نمک و بیکربنات سدیم را غرغره می کند . یکی از علایق اصلی ش عکس گرفتسلن دیون
سلن دیون با نام کامل ( CELINE MARIE CLAUDETTE DION ) در ۳۰ مارس سال 1968دیده به جهان گشود.او که کوچکترین عضو خانواده ۱۶ نفری دیون ها بود.درروستای کوچک شارلمان واقع در سواحل شمالی رودخانه سنت لورنس در شرق مونترال کانادا در خانواده ای روستایی و البته اهل هنر بزرگ شد.نام او برگرفته از ترانه ای به نام سلن بود که مادرش در زمان بارداری او به آن بسیار علاقه مند بود و همیشه آن را می خواند. او بهمراه دیگر خواهران و برادرانش در کافه ای که متعلق به والدینش بود کار می کرد و سلن کوچولو در همین کافه برای مشتریان کنسرت اجرا می کرد.پدر او نوازنده آکاردئون بود و مادرش نیز نوازنده ویلن و بچه های این خانواده در فضایی آکنده از موسیقی به رشد و شکوفایی استعدادهای خود در این زمینه مشغول بودند.شاید اولین باری که سلن چشم حاضرین را به خود خیره کرد در مراسم جشن عروسی برادرش،میشل بود که ترانه ای را خواند و مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.
وی در حالیکه ۱۲ سال داشت (یعنی در سال ۱۹۸۰)با کمک مادرش ترانه ای را با نام «آن تنها یک رویا بود» ( CE N`ETAIL QU`UN REVE )را بر روی نواری از رمو خواننده معروف فرانسوی ضبط کرد و آن نوار را به آدرسی که پشت آن نوار بود،فرستاد؛ آدرس متعلق به « رنه آنژیل » RENE ANGELI ) ) بود، کسی که در سالهای بعد مدیر برنامه ها و همسر سلن شد . رنه بعد از شنیدن آن آهنگ از سلن که نوجوانی ترکه ای و لاغر اندام بود دعوت بعمل آورد تا این آهنگ را بطور زنده در دفتر او اجرا کند.هنگامی که سلن این آهنگ را زنده اجرا کرد،رنه آنچنان تحت تاثیر قرار گرفت که در حضور سلن گریه کرد.همین امر باعث شد رنه که شخصی معروف در ایالت کِبک بشمار می رفت برای تولید دو آلبوم که «صدای خدا»و«سلن سرود کریسمس می خواند»به تکاپو بیفتد و زمینه را برای تولید اولین آلبومهای سلن فراهم کند.این امر آنچنان ذهن رنه را به خود مشغول کرد که او برای تولید این دو آلبوم،خانه خود را به رهن گذاشت تا هزینه تولید این دو آلبوم فراهم شود.
اولین ترانه ی وی (LA VOIY DU BON DIEU صداي خدا ) بود که در سال 1981 منتشر شد . سلن در بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ چندین آلبوم را انتشار داد که تمامی آنها به زبان مادری او یعنی فرانسوی بودند و ابته برنده چندین جایزه نه چندان مهم شدند. اما در سال ۱۹۹۰ او اولین آلبوم انگلیسی خود را تولید کرد که تفاهم نام داشت.این آلبوم فروش خوبی کرد و رکوردی را در کانادا بر جای گذاشت،چرا که این آلبوم به فروش 000/600 نسخه ای در کانادا رسید و البته 000/20 نسخه نیز در دیگر کشورها فروش کرد و این موفقیتی بزرگ برای او بود، زیرا به اولین رکورد طلایی خود که بیش از 000/500 نسخه بود،رسید.
در سال ۱۹۹۱ با «استیون اسپیلبرگ»، کارگردان سرشناس آمریکایی بر سر خواندن ترانه ای برای فیلم او وارد مذاکره شد، اما این آهنگ هرگز توسط او خوانده نشد و خواننده دیگری آن را خواند ولی این زمینه ای رابرای اجرای آهنگ کارتون «دیو و دلبر» ساخت «والت دیزنی» شد،او این آهنگ را در مراسم اسکار با «پابلو برایسون» به اجرا گذاشت و موفق شد در روز تولد ۲۴ سالگی اش جایزه اسکار را از آن خود کند. در اکتبرهمین سال،کنسرتی بسیار باشکوه در شهر تورنتو و در حضور زوج جنجال برانگیز دربار انگلیس یعنی «پرنس چارلز» و «پرنس دایانا» به اجرا گذاشت و مورد تشویق و لطف آنها قرار گرفت. ودر همین سال توانست با اجرای ترانه ی ( Beauty and The Best ) به همراه ( ( PAEBO BYSON به شهرت جهانی دست پیدا کند .
در ۳۱ مارس ۱۹۹۲ شروع به تولید دومین آلبوم انگلیسی خود با نام «سلن دیون» کرد و با انتشار این آلبوم موفق شد،دومین رکورد طلایی خود را بدست آورد.بعد تز این آلبوم کنسرتهای مختلفی در اروپا،استرالیا،آسیا و آمریکا برگزار کرد که مهمترین آنها کنسرتی بود که در حمایت از کودکان مبتلا به ایدز در لس آنجلس برگزار کرد و آن را «برای کودکانمان» نام نهاد تا عواید حاصل از این کنسرت را به کودکان تعلق دهد.
از دیگر کنسرتهای او می توان به کنسرتی که در جشن «جوان» آمریکا در حضور « بیل کلینتون »،رئیس جمهور وقت آمریکا و همسرش ملاری کلینتون به اجرا گذاشت و با آهنگ « عشق کوهها را تکان می دهد » بر بانوی شماره یک آمریکا تاثیر بسیار گذاشت و او برای این آهنگ از سلن دیون تشکر و قدردانی بسیار با شکوهی به عمل آورد.
خانم سلن در سال ۱۹۹۳ آلبوم «رنگ عشق من» را وارد بازار کرد.این آلبوم نیز فروش بالای داشت و سروصدای زیادی بر پا کرد بخصوص آهنگ «قدرت عشق» که تا چهار هفته در صدر جدول بهترین آهنگها در اکثر کشور بود.این آلبوم نه تنها در آمریکا و اروپا پر سروصدا بود ،بلکه در آسیا بخصوص،ژاپن به فروش بالایی دست یافت.این آلبوم بالغ بر 000/000/1 نسخه در کانادا فروش کرد و این رکوردی الماسین برای او بشمار می رفت،زیرا اولین خواننده کِبک بود که به چنین فروشی رسیده بود. و لازم به ذکر است که ترانه( MY HEART WILL GO ON ) وي پـرفـروشـترين ترانه اركسترال بشمار مي آيد. بزرگترین رویداد زندگی او در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۴ روی داد،چرا که او با رنه آنژیل که از کودکی او را میشناخت و ۲۶ سال از او بزگتر بود(رنه آنژیل ۲۶ سال از خانم سلن بزگتر بود) در مونترال ازدواج کرد.این یکی از ازدواجهای بزگ در کانادا بود.
در سال ۱۹۹۵ سلن یک آلبوم فرانسوی را وارد بازار کرد.این آلبوم که شعر و آهنگش از ژان ژاکوس یکی از بزرگترین آهنگسازان و ترانه سرایان بزرگ فرانسه بود به موفقیت بزرگی دست یافت زیرا این آلبوم در طول یک روز 00/57 نسخه در فرانسه فروش کرد و در مدتی کمتر از هفت ماه به پر فروش ترین آلبوم فرانسوی مبدل شد. وی به رکورد دیگری دست یافت، زیرا در طول همین سال اولین کسی شد که هم پرفروش ترین آلبوم فرانسوی و هم پرفروش ترین آلبوم انگلیسی زبان را وارد بازار کرد. سـلن بمدت 2 سال از عرصه موسيقي بدور بود. يكي به عـلت آن كه شوهرش مبتلا به سرطان گلو شده بود وبـايـد از وي مراقبت مي كـرد و آنكه بايد از پسر تازه متولد گشته خود ( RENE CHARLES ANGELIL ) نيز پرستاري ميكرد.
سلن توانست چندين جايزه معتبر بعنوان هنرمند سال، ترانه سال، خواننده محـبـوب و پـرفـروش تـرين آلبوم را از سوی : , Juno , American award Grammy, World music award , Felix دریافت کند. او موفق به كسب نشان افتخار از دولت كانادا گرديده است. هم اکنون ثروت وی را در حدود 400 میلیون دلار برآورد کرده اند .
از دیگر نکاتی که درباره سلن قابل ذکر است می توان به عطر اختصاصی وی اشاره کرد که این عطر در سال 2003 پرفروشترین عطر سال گردید . همچنین او داری یک مجله به نام خود می باشد و چندین رستوران در آمریکا و کانادا . سلن به بازی گلف علاقه مند است و کلکسیونی از صد ها جفت کفش دارد . وي مـوفـق بـه دريـافـت ديـپـلم مـتــوسط نگرديد زيرا ازدبيرستان ترك تحصيل كرد.
اخرین ویرایش توسط ghasem13 : 06-02-2010 at 03:10 PM
تشکر!!!؟؟؟
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)