نیروی ما وراء الطبیعه
در این مبحث قصد دارم تا تمامی آنچه که لازمه از ماوراء بدونید رو گردآوری کنم
1.چاکراها
آشنا شدن با چاکراها به شما کمک می کند تا بتوانید خود را تحلیل کرده تا مراکز انرژی خود را که در کمترین حد انرژی هستند، فعال سازید.
در زیر سوالاتی آورده شده است که به شما کمک می کند تا با چاکراهای خود بیشتر آشنا شوید. با خود روراست بوده و سعی کنید با تمرکز و دقت به سوالات پاسخ دهید.بعد از اینکه به تمامی سوالات پاسخ دادید به قسمت پاسخ به سوالات مراجعه کنید و با توجه به آنها پی ببرید که کدام یک از مراکز انرژی شما قوی و کدام یک ضعیف است.
قسمت اول:(چاکرای قرمز)
1- آیا شما با جسم خود راحت هستید و خیلی کم مریض می شوید؟
بله خیر هردو
2- آیا شما به همه اهداف خود رسیده اید؟
بله خیر هردو
3- آیا شما شخصی احساساتی هستید و دوست دارید به هر دلیلی دعوا کنید؟
بله خیر هردو
4- آیا انگیزه قوی برای زندگی کردن دارید و از زندگی خود لذت می برید؟
بله خیر هردو
قسمت اول: جمع کل
بله خیر هردو
قسمت دوم:(چاکرای نارنجی)
1- آیا شما از بیماری آسم و یا آلرژی رنج می برید؟
بله خیر هردو
2- آیا ذهن خلاقی دارید و توانایی درک وضعیتهای مختلف را دارید؟(از نظر عقلی و احساسی)
بله خیر هردو
3- آیا شما آدمی مطمئن ، پیشرو و علاقمند هستید و آیا به احساسات خود اعتماد دارید؟
بله خیر هردو
4- آیا شما با احساساتتان در ارتباط هستید و آیا به احساسات خود اعتماد دارید؟
بله خیر هردو
قسمت دوم:جمع کل
بله خیر هردو
قسمت سوم:(چاکرای زرد)
1- آیا هیچ مشکل گوارشی مانند زخم معده ، یبوست و یا اسهال و بیماری دیابت ندارید؟
بله خیر هردو
2- آیا شمافردی باهوش هستید و حافظه ای استثنایی دارید و چیزهای جدید را بسرعت یاد می گیرید؟
بله خیر هردو
3- آیا می توانید بگویید که ضمیر شما در توازن است و آیا آنقدر با خود راحت هستید که در مواقعی که اشتباه کرده اید آن را بیان کنید؟
بله خیر هردو
4- آیا شما به قدرت برتر اعتقاد دارید و آیا به راحتی درباره اعتقاداتتان بحث می کنید؟
بله خیر هردو
قسمت سوم:جمع کل
بله خیر هردو
قسمت چهارم:(چاکرای سبز)
1- آیا تنفسهای شما عمیق است و در لحظه های پراسترس تنفسهای شما همچنان عمیق می ماند؟
بله خیر هردو
2- آیا بدون احساس گناه و یا پشیمانی می توانید به مردم نه بگویید؟
بله خیر هردو
3- آیا شما فردی مهربان هستید و بندرت غیبت می کنید؟
بله خیر هردو
4- آیا شماشخصی دوست داشتنی و بخشنده هستید و از حسادت بدور می باشید؟
بله خیر هردو
قسمت چهارم:جمع کل
بله خیر هردو
قسمت پنجم(چاکرای آبی)
1. آیا شما بندرت گلودرد دارید و بندرت در شانه ها و فک خود احساس تنش می کنید؟
بله خیر هردو
2. آیا شما شخصی منظم هستید و توانایی خوبی برای نقشه کشیدن دارید؟
بله خیر هردو
3. آیا فکر می کنید که فردی امانت دار هستید و آیا صادق و وظیفه شناس هستید؟
بله خیر هردو
4. آیا همیشه در مکالمات خود صداقت دارید و بدون توجه به موقعیت با همه صادق هستید؟
بله خیر هردو
قسمت پنجم:جمع کل
بله خیر هردو
قسمت ششم:(چاکرای لاجوردی)
1. آیا خوب می خوابید و صبحها براجتی ار رختخواب بلند می شوید؟
بله خیر هردو
2. آیا به بینش و باطن خود عقیده دارید و آیا دارای تخیلات قوی هستید و می توانید بین تخیلات و واقعیت مرزی بگذارید؟
بله خیر هردو
3. آیا کاملاً بوجود خود واقفید و به همین دلیل در افکار خود ترس و اضطراب کمی دارید؟
بله خیر هردو
4. آیابا ضمیر ناخودآگاه خود در ارتباطید و آگاهی و بینش قوی دارید؟
بله خیر هردو
قسمت ششم: جمع کل
بله خیر هردو
قسمت هفتم:(چاکرای بنفش)
1. آیا بدن شما احساس پاکیزگی می کند و سیستم لنفاوی شما عملکرد راحتی دارد؟
بله خیر هردو
2. آیا شما این تصور را از خود دارید که به شما الهام می شود و آیا الهامات شما بدون محدودیت است؟
بله خیر هردو
3. آیا روح شما آگاه است؟
بله خیر هردو
4. آیا احساس می کنید که هدف و روح معنوی دارید؟
قسمت هفتم:جمع کل
بله خیر هردو
نتیجه گیری :
هر یک از قسمتهای بالا به یکی از چاکراها وابسته است . اگر شما در قسمتی چهار پاسخ بله داشته باشید، بدین معناست که شما با چاکرای مربوطه در ارتباط هستید.اگر سه پاسخ بله داده باشید شما چاکرای مربوطه را به خوبی میشناسید و اگر در قسمتی دو پاسخ بله داده باشید این احتمال وجود دارد که شما از چاکرای مربوطه استفاده می کنید ولی از عملکرد آن هیچ گونه آگاهی ندارید.اگر تنها یک پاسخ مثبت داشتید و یا هیچ یک از پاسخهای شما مثبت نباشداین بدان معنی است که شما اطلاع کمی از توانایی چاکرا ی خود دارید.
چگونه افکار بر روی چاکراهای ما تاثیر می گذارد.
شما باید بیاموزید که هر فکری یک عکس العمل دارد.این عکس العمل می تواند هم به نیروی زندگی شما انرژی دهد و هم انرژی آن را کاهش دهد.برای مثال اگر شما افکار منفی داشته باشید:
مغز: افکار منفی باعث می شود که الکتریسیته مغز تغییر کند.
Meridan(یک کانال انرژی):با تغییر یافتن الکتریسیته مغز انرژی مریدان نیز تغییر می کند.
اندام:اندامهای وابسطه به مریدان(Meridan) بوسیله انرژی حیاتی درست تغذیه نمی شوند و بیماری پرورش می یابد.
چاکرا:افکار منفی بدلیل اینکه خارج از جهان هستی هستند انرژی کمی دارند که باعث می شود انرژی چاکراها تغییر کند و چاکراها بسته شوند.
هاله:افکار منفی انرژی هاله را از بین می برد. رنگها کدر می شوند و تشعشع نورانی ضعیف می شود.
قانون تشدید:
هنگامیکه افکار منفی در محیط اطراف پخش می شوند ، افکاری که دارای همان موج هستند نیز تحریک شده و این امواج باعث می شود که فرد در موقعیتهای بدی قرار گیرد.
تهیه و ترجمه:گروه سلامت سیمرغ ـ مهرنوش نصوری
اختصاصی سیمرغ [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
اخرین ویرایش توسط king magic : 24-12-2011 at 07:18 PM
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
جایگاه چاکراها روی بدن
چاکرای اول ------چاکرای دوم-------چاکرای سوم------ دایره وید
![]()
![]()
![]()
چاکرای چهارم----- چاکرای پنجم ------چاکرای ششم------ چاکرای هفتم
![]()
![]()
![]()
جایگاه چاکراها از نمایی دیگر
www.solhe-daruni.com
اخرین ویرایش توسط king magic : 21-05-2011 at 03:31 PM
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
هر روز ما با راههایی نظیر افکاری که داریم و یا فعالیتهای فیزیکی که در احساساتمان بوجود می آید مراکز چاکراهایمان را تحریک می کنیم و هر روزه بصورت ناخودآگاه و یا آگاهانه بصورتهای مختلفی به این مراکز ، انرژی می دهیم.در زیر به راههای معمولی که از آن طریق می توانیم به مراکز چاکرا انرژی بدهیم اشاره شده است:
● افکار
فکر کردن شکلی از انرژی است . دانشمندان اثبات کرده اند که افکار مثبت به انرژی ما این اجازه را می دهد که آزادانه و بدون محدودیتی جاری شود و بر خلاف آن افکار منفی ، انرژی درون بدن را کاهش می دهد.هر فکری (احساسی یا ذهنی) به چاکرا متصل است. بعنوان مثال، افکار هیجانی محرک انرژی قرمز هستند، اما افکار متشنج جریان انرژی قرمز مثبت را کاهش می دهد. این بدان معنی است که تداوم انرژی متشنج انرژی چاکرای پایه را کاهش می دهد.
● خورشید
خورشید مهمترین منبع انرژی برای ماست . از طریق نور همه انرژیهای هفتگانه از اشعه های خورشید به سمت زمین جریان می یابند. انسانها ، حیوانات، گیاهان ، مواد معدنی ، آب و مراکز انرژی ما(چاکرا) ، انرژی را از نور خورشید می گیرند.
● غذا
وقتی اشعه های خورشید به زندگی همه گیاهان برکت می دهند ، به آنها انرژی تزریق می کنند.گیاهان این انرژی را جذب می کنند و این رنگی که گیاه و میوه به خود می گیرد همان انرژی ذخیره شده توسط گیاهان می باشد.بدون این انرژی بدن ما نمی تواند ارزش غذایی موجود در آن میوه و سبزیجات را جذب کند.بهترین راه برای ایجاد توازن در چاکراهای بدنتان این است که ، بصورت روزانه از غذاهایی که هر یک از این هفت رنگ را دارند تغذیه کنید.
● مواد معدنی
سنگهای جواهر و معدنی نیز اشکالی از انرژی هستند. بعنوان مثال کریستالها ساختاری شفاف مانند بدن انسان دارند.کریستالها انرژی را وسعت می دهند. استفاده از سنگها بعنوان زیور آلات و یا قراردادن آنها و سنگهای معدنی در محیط اطراف راهی آسان برای جذب موج شفادهنده آنها بشمار می رود.
● حمام رنگ
آب رسانای انرژی است و رنگ خود انرژی . وقتی در آب رنگی دراز بکشید ، بدن شما موج رنگ را جذب می کند. در زمان حمام گرفتن با تفکر بر روی اینکه از این انرژی بخصوص چه می خواهید دریافت کنید می توانید چاکرای مربوطه را متعادل سازید.به هیچ عنوان از مواد شیمیایی برای رنگ کردن آب حمام استفاده نکنید.
● ماساژ با روغن معطر
روغنهای مخصوصی وجود دارد که از اسانس خالص گل و یا گیاه بوجود می آید.هر روغنی موجی وابسطه به رنگ دارد. روغنها شامل خواص دارویی گلها و گیاهان هستند.
● موسیقی و رقص
موسیقی می تواند بر روی افراد تاثیر مثبت و یا منفی داشته باشد. هر یک از نتهای موسیقی به یک رنگ و یکی از چاکراها مربوط است. هر صوت خاصی می تواند، واکنشهای احساسی ، ذهنی و یا جسمی را تحریک کند.
● صداها و آهنگ آنها
ما می توانیم بصورت صوتی فرکانس صداها را مانند فرکانسی که بعضی از غدد درون بدن دارا می باشند مرتعش کنیم.آهنگهای معمولی می توانند به اندامهای بدن ما کمک کنند تا بطور صحیحی عملکرد خود را انجام دهند.آلودگی صوتی در محیط اطراف ما می تواند بر هم زننده این عملکردها باشد.بنابراین با گوش کردن به آهنگهای شادی آور سعی در شاد کردن خود وکمک به درست کار کردن غدد نمایید.
● آب را در معرض نور خورشید قراردادن
در یک لیوان رنگی مقداری آب بریزید و یا در مقابل لیوانی آب یک ******************** رنگی قرار دهید و بگذارید که نور خورشید به این آب بتابد.توجه داشته باشید که لیوان شما از سرب نباشد.
● دکوراسیون
در دکوراسیون خانه ومحیط اطراف خود از رنگها استفاده کنید تا به شما انرژی مثبت دهد.اتاقها را رنگ کنید و از وسایل رنگی استفاده کنید.
● پوشاک
آنچه که می پوشیم بر روی خلق ، ذهن و انرژی ما تاثیر می گذارد.نوری که از لباس ما عبور می کند به انرژی رنگی که ما پوشیده ایم وسعت می دهد. هر چه موج رنگی لباس ما بیشتر باشد انرژی انتقال یافته از آن نیز بیشتر می شود.
● هنر و رنگ
هنر و رنگ روزنه ای برای بیان کردن و یا تحریک استفاده می شود.احاطه خود بوسیله رنگها برای رسیدن به آنچه که می خواهید در آن محیط انجام دهید، مفید است.از رنگهای آرامش بخش در اتاق خواب خود استفاده کنید و همچنین از رنگهایی که بر روی ذهن اثر می گذارد نیز در محیط کار استفاده کنید.
مترجم:مهرنوش نصوری
منبع:[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
2.انجام امور خارق العاده
انسان موجود بسیار پیچیدهای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان میباشد، كه این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقین). از این روست كه میتواند كارهای خارقالعاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه كارها معمولاً از ابعاد فیزیك و متافیزیك وجود بشر منشاء میگیرد. در بعد فیزیك انسان میتواند با كمك ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی كارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیدهها عادت پیدا كند كه برای سایرین عجیب مینماید. در بعد متافیزیك انجام این كار با استفاده از نیرویهای روانی، فراروانی و روحی صورت میگیرد. برخی افراد با بهرهگیری از این تواناییهای خارقالعاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود میكنند و یا حداقل این امور را بهانهای برای كسب درآمدهای مالی و مادی قرار میدهند
.
البته محدود افرادی نیز یافت میشوند كه از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام كارهای خیر و مثبت بهره میگیرند. در جامعه امروز علیرغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشكلات خود به این روشها روی میآورند و به این بهانهها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین میخواهیم یادآور شویم كه یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر میباشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشكلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است كه هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نكردهایم كه«و من یتوكل علی الله و كفی بالله وكیلا».
انجام امور خارقالعاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت میگیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی میباشد كه عبارتند از: علم كیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخههای فرعی نیز میباشند كه از آن جمله میتوان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد. موضوع علم كیمیا، چگونگی تبدیل صورت یك عنصر به صورت عنصر دیگر میباشد. این همان است كه در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بودهاند و قصد تبدیل خاك به طلا داشتهاند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة كیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بودهاند(آنان كه به یك نظر خاك را كیمیا كنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. لیمیا منجر به كسب قدرت تسخیر جن و روح میشود. منظور از تسخیر آن است كه موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.
معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره میبرند. در علم هیمیا، تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز میگویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام كارها به خدمت گرفته میشوند. ظاهراً طالعبینی نیز زیر مجموعة هیمیا میباشد. در طالعبینی اعتقاد بر این است كه محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر میگذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام میشود. طالعبینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی میكنند. در كل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمیباشد، هرچند كه ممكن است این كار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمیگرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حكمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم تركیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی میباشد. از این علم برای دستیابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده میشود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارقالعاده است. مانند كاری كه معمولاً شعبدهبازان انجام میدهند. این افراد از توان نهفته در امكانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام كارهای عجیب و غریب بهره میگیرند. كهانت و سحر نیز از همین مقولات میباشند. كهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.
در كلام مـعصومین از كـاهن به عنوان كافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم میباشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن میباشد. سحر مایة شر بوده، شومترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس میباشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. كسانی كه از سحر و جادو استفاده میكنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی میكند. مبین آن اینكه حضرت علی(علیهالسلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ میفرمایند:«هر كه چیزی از جادو بیاموزد، كم یا زیاد، كافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم میباشد، كه از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فیزیك، ریاضی و ستارهشناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم كه بیشتر توسط طالعبینان و با روشهای متافیزیك برای كشف امور پنهانی مورد استفاده میباشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم میتوان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حركات كواكب ( سیاره ها) در موجودات و عالم هستی كه تحریم شده است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی كه اندیشهای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه این دیدگاه اشكال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی كند، راه را خطا رفته و از سبیل الیالله خارج شده است. در پاورقی صفحة 6235 كتاب گرانقدر“میزان الحكمه” به نقـل از مبحث تنجیم كتاب مكاسب آمده است:«پیشگویی كردن از روی اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به این معنا كه كسی، با مشاهدة وضع معینی در ستارگان مانند نزدیكی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حكم به وقوع فلان حادثه در آینده بكند… و بلكه علیالظاهر، پیشگویی كردن به صورت قطع و جزم نیز اشكالی ندارد…» سحر و طلسم علیرغم وجود و تأثیرات غیر قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذیر است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نیت رضای حق تعالی میباشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بیكران رحمت او، قرآن كریم میباشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن كریم بخصوص سورههای كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سورههای فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بینهایت مفید میباشد. جای بسی تأمل و تعمق است كه انسان میتواند آن همه توان و نیروهای خارقالعادة خود را(كه موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف كند و جزو سالكان طریق الیالله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفادههای منفی از توانمندیهای خود جزو سالكان در طریق الی شیطان میشود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)
ultralove.blogfa.com
************************************************** ********************
مراجعه کنید به>> [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
************************************************** ********************
اخرین ویرایش توسط king magic : 24-12-2011 at 07:15 PM دليل: تغییر فونت
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
3.ارواح
تسخیر، تملک و وارد شدن ارواح به جسم
خانمی در یک برنامه رادیویی اعلام کرد که مطمئن است جهنم وجود دارد چون در یک تجربه خروج از جسم به جهنم رفته است.
تعاریف:روان خود نور نیست، اما نوری است که بخشی از نور اصلی است.
- نور: ارتباط با خدا، منظور نور خداوند، نور معنوی است.
- روح والا: بالاترین سطح رهنمود روح که بعد از نور خداوند در مرتبه دوم قرار دارد.
- روح: روانی که به شکل فیزیکی تجسم یافته است.
- روان: جنبه یا نمودی از نور. روان خود هوشیاری یا انرژی نیست. نور هوشیاری و انرژی است. روان بخشی از هوشیاری و انرژی نور است. درنتیجه دارای هوشیاری (ادراک) و انرژی (حرکت) است.
روح چطور خود را به شکل جسم درمی آورد؟
چهار مفهوم مهم برای درک تجسم روح ضروری است:زمانیکه یک روح/روان تجسم می یابد، شکلی که با نور با آن وارد می شود را به خود می گیرد. زمانیکه برای اینکار آماده شد، روح/روان فقط بخشی از نور خود را به شکل جسم منعکس می کند (یعنی بخشی از خود).
- نور هوشیاری و انرژی است.
- ذات روان نور است، یعنی نوری که خالق هوشیاری و انرژی است.
- ذات شیء نور است، یعنی بخشی از نور که خالق انرژی است.
ارتعاشات مختلف روح/روان (بسامدهای نور) بسیار بالاتر (سریعتر) از جسم است. ارتعاش بر ارتعاش تاثیر می گذارد. ارتعاشات بخشی از روح که وارد جسم می شود ارتعاشات بدن را سریعتر می کند. عکس آن نیز صادق است یعنی ارتعاشات بدن بخشی از روح را که وارد بدن می شود، کندتر می کند. به همین دلیل است که بخشی از روح که شکل مادی بدن را پیدا می کند نفس پست نامیده می شود.
انرژی یا تشعشع نفس پست چند سانتیمتر فراتر از دامنه انرژی بدن به خارج از بدن گسترش می یابد و این تشعشع به صورت فیزیکی قابل رویت است و با دوربین های خاص نیز قابل عکس برداری است. این تشعشع طیف های رنگی بسیاری دارد و رنگ ها بطور مداوم برای انعکاس افکار و احساسات نفس پست تغییر می کنند.
دامنه تشعشع یا انرژی بدن فیزیکی کمی به خارج از بدن گسترش می یابد و این نیز قابل رویت و عکسبرداری است. ظاهر آن سایه مانند است و معمولاً خاکستری یا سفید-خاکستری یا بخشی سفید و بخشی ثاقب توصیف می شود. (دست هایتان را جلو یک پس زمینه جامد بالا ببرید – یک دیوار سفید یا سیاه بهتر است— آسمان آبی هم خوب است—و انگشت هایتان را کامل از هم باز کنید. به انگشت هایتان نگاه کنید انگار می خواهید از لابلای آنها بیرون را ببینید و زمینه ای سایه مانند و ثاقب می بینید. این جسم خیالی یا زمینه انرژی خیالی دست ها و انگشتان شماست. تمرین کنید و کم کم رنگ های نفس پست خود را هم بسیار آسانتر از حول شانه ها، گردن و سرتان می بینید.)
حجم روح و نور آن هرچه بزرگتر باشد بیشتر خارج بدن می ماند. در نتیجه می تواند ارتعاشات سریعتری نسبت به قسمتی از آن که داخل بدن است تولید کند. به همین دلیل است که این بخش از روح-بخشی که درون بدن قرار ندارد- نفس والا نامیده می شود. انرژی یا زمینه تشعشع نفس والا به طور فیزیکی نه برای چشم فیزیکی و نه دوربین قابل رویت نیست، فقط از طریق ذهن قابل درک است. زمینه انرژی آن چند متر دور بدن و سر است (برحسب ارتعاشات یعنی هوشیاری و انرژی نور آن). این هم مثل نفس پست تمرکزات بزرگتری از نور آن حول و بخصوص بالای سر است.
دلیل اینکه روح فقط بخشی از خود را به شکل جسم معکس می کند—بخشی از نور خود را— دو جنبه دارد:نفس والا جمع خرد و دانشی است که روح فرد طی همه تجسم های خود و همچنین همه مشاهدات خود بین تجسم ها به دست آورده است. درون نور نفس والا همه بخش ها— همه جنبه های نفس پست— است که روح در تجسم های خود داشته است.
- ارتعاش کلی آن برای شکل فیزیکی بسیار دور است.
- برای اینکه فقط بخشی از خود را بر رشد از طریق تجسم فیزیکی متمرکز کند.
در نتیجه همه نفس های والا در هوشیاری یکسان نیستند زیرا همه روح ها هوشیاری یکسانی ندارند. روح به طرق مختلف تمامل پیدا می کند، بعضی روح ها برای این "سیاره" و منصرفات آن جدید هستند اما در سیاره ها و متصرفات دیگر بوده اند. بعضی روح ها قدیمی هستند—بارها در متصرفات زمین وجود داشته اند—اما برای سیاره ها و متصرفات دیگر جدید هستند. اما نفس والا بالاترین سطح رهنمود شخصی برای روح تجسم یافته است. همه راهنماهای روحانی تحت رهنمود نفس والا هستند.
نمونه:
مارلین راهبی تبتی بعنوان راهنمای روحانی دارد. راهب تبتی تجسم زندگی قبلی روح اوست. وقتی نفس والای او می خواهد به طریقی شخصی و صمیمی با او حرف بزند، می تواند از طریق تصویر راهنمای تبتی او اینکار را بکند.
معمولاً کسانیکه با راهنماهای روحانی صحبت می کنند، با نفس والای خود یا جنبه ای از آن ارتباط برقرار می کنند. درک عظمت روحمان کار واقعاً دشواری است. به همین دلیل است که ما بعنوان انسان ترجیح می دهیم به سمت موجودات دیگر که تصور می کنیم والاتر از روح خودمان هستند دست دراز کنیم.
اساتید و راهنماهای معنوی و روحانی واقعی فراتر از تجسم یافتن به اشکال مادی هستند و دیگر با شخصیتی که قبلاً داشتند ارتباط برقرار نمی کنند. آنها بخشی از نفس والا می شوند. دانش آنها عمومی می شود و این دانش در اختیار همه قرار دارد، گرچه سطح هوشیاری روح/روان که به آن دانش دسترسی پیدا می کند بر درک آن اثر می گذارد.
نکته: چیزی که اینجا مطرح نمی شود شکل انرژی موجودات والا در گذشته شان است—مثل مسیح و پیامبران—درنتیجه باعث می شود فرد تصور کند هنوز وجود دارند. زمان برای خیلی از آنها که یاد گرفته اند "زمانی وجود ندارد" و زمان فقط یک مفهوم است که روح تشکیل داده است، سردرگم کننده است. اگر کلمه "تشکیل داده است" را با "خلق کرده است" جابه جا کنیم، پذیرش اینکه روح زمان را خلق کرده است و زمان واقعیتی است که توسط روح ایجاد شده است تا روح محدودیت هایی در دنیای فیزیکی ایجاد کند، آسانتر خواهد شد.
ابعاد غیرفیزیکی هم برای گذشته وجود دارد. وقتی بدن می میرد، می گوییم روح به نور برمی گردد. در این حرف با استعاره صحبت می کنیم و منظورمان از نور محلی است که گاهی به آن بهشت هم می گوییم و فکر می کنیم که بالا در بالاترین سیاره ها و ارتعاشات روان است. در واقع، همه سطح ها و ارتعاشات روح/روان—ازجمله سیاره های مادی—بخشی از نور هستند. نور سطح های مختلف دارد. این سطح ها آنقدر زیاد هستند که حتی با بزرگترین کامپیوترها هم قابل شمارش نیستند. راه دیگر برای فکر کردن به سطح های نور سطح های روح و راه دیگر برای تصور سطح های روح، سطح های ارتعاش است؛ یعنی سطح های هوشیاری و انرژی روح/روان.
وقتی می گوییم یک روح به نور برمی گردد، منظور واقعیمان این است که روح به سمت ارتعاش بالاتری حرکت می کند (سطح بالاتری از هوشیاری و انرژی).
وقتی فردی می میرد، روح آن فرد از قلمرو مادی بیرون می رود و وارد قلمرو معنوی می شود که در آن نفس پست زندگی که ترک کرده است را مرور می کند و اگر دوست داشته باشد با مطلع شدن از چیزهایی که نمی دانست و رسیدن به درکی بالاتر، آنچه که حل نشده باقی مانده را حل می کند.
نفس والا به نفس پست در این راه کمک می کند. وقتی دوره این مرور به پایان می رسد، نفس پست با نفس والا یکی می شود و روح با تجسم دوباره—به شکل یک نفس پست دیگر (فردی دیگر با شخصیت دیگر) درس هایی را که یاد نگرفته بود، می آموزد. درمان زندگی گذشته راه دیگری برای حل درس های نیاموخته زندگی گذشته است. وقتی آن درس ها حل شدند، فرد از آنها رها می شود و می تواند زندگی لذت بخش داشته باشد!
وقتی نفس پست دوباره با نفس والا ادغام می شود، نفس پست گم نمی شود. بخشی از نفس یا روح کامل درمی آید. همانطور که می توانید خودتان را در سنین پایینتر به یاد بیاورید و حتی با خودتان به طرقی مثل رویا و خواب، هیپنوتیزم و تجربیات فرابدنی، در آن زمان حرف بزنید، روح کامل نیز شخصیت های مختلف خود را می شناسد و می تواند با آنها ارتباط برقرار کند.
بعضی اوقات وقتی فرد می میرد، نفس پست تمایلی به جدا شدن از حیات مادی خود ندارد. این مسئله دلایل مختلفی دارد: اینکه نمی تواند ارتعاشات خود (هوشیاری و انرژی) را بخاطر احساسات—ناراحتی، عصبانیت، افسردگی، احساس گناه، ترس یا خستگی—بالا ببرد. یااینکه نمی خواهد ادامه دهد چون دوست دارد به جهان مادی بچسبد. یااینکه دوست ندارد عزیزان و دوستانش را رها کند یا نمی خواهد از لذت های دنیوی و چیزهایی که دوست دارد مثل عشق جدا شود. یا قادر نیست بخاطر ارتعاشات پایین به درستی فکر کند و روح خود را فراموش می کندف نور و اینکه چطور به آن نور بپیوندد را فراموش می کند یا از آن واهمه دارد.
آنچه درمورد بهشت و جهنم شنیده را باور کرده و از مورد قضاوت قرار گرفتن می ترسد. وقتی نفس پست بدن را ترک می کند، اعتقادات و احساسات ناخودآگاه تاثیر بیشتری بر ارتعاشات دارند. ازاینرو حتی آنهایی که یاد گرفته اند به قضاوت یا بهشت و جهنم اعتقاد نداشته باشند، این اعتقاد را دارند و این مسئله موقع ترک بدن بر ارتعاشات آنها تاثیر گذاشته و در سطح دنیوی باقی می مانند که در آن تصاویر نمادینی که آنها و دیگران از سطح اعتقادات نفس پست خود خلق می کنند را می بینند.
نمونه:
خانمی در یک برنامه رادیویی اعلام کرد که مطمئن است جهنم وجود دارد چون در یک تجربه خروج از جسم به جهنم رفته است. او می گفت که فردی باایمان بوده و مرتب به کلیسا می رفته است و تعجب می کند که چرا به جهنم رفته است. ما می دانیم چه اتفاقی افتاده است. در سمت دیگر، یعنی روح، فکر فوراً نمود پیدا می کند اما افکار ناخودآگاه است ظاهر می شود.
این زن احتمالاً در کودکی ترس ناخودآگاهی از رفتن به جهنم داشته است و این افکار/تصاویر بوده است که در نزدیکی او به مرگ نمود پیدا کرده اند. زمان برای مرگ او مناسب نبوده بنابراین نفس پست او سردرگم شده و ترسیده و آن ترس او را با خود به ترس های دوران کودکی اش برده است.
همین اتفاق در رویاها و تجربیات خارج از جسم می افتد. فرد تصاویری که ناخودآگاه بر آن متمرکز بوده را می بیند. برای بیرون آمدن از ارتعاشات تاریک، پست، جهنمی و ترسناک باید فرد فقط به افکارف تصاویر، صداها و اسامی فکر کند که او را به ارتعاشات بالاتری ببرد.
روح شرور (poltergeist):
به معنی روح پرسر و صدایی است که دوست دارد حضور خود را نشان دهد. از انرژی های فیزیکی انسان های متمایل استفاده می کند تا صداهای فیزیکی ایجاد ند، اشیاء فیزیکی را جابه جا کند و حضور فیزیکی پیدا کند.
افرادی که گم گشته اند (سردرگم هستند)، ترسیده اند یا آنها که دوست ندارند از دنیای فیزیکی عبور کنند یا نمی دانند چطور باید طوری حرکت کنند که انگار هنوز در بدن هستند، با یکی کردن خود با دامنه های انرژی بدن فردی که انتخاب کرده اند، خود را به فردی که تجسم دارد یا به جسم او می چسبانند.
نمونه:
اگر یکی از خویشان فوت شده شما بخواهد با شما بماند، می تواند دامنه انرژی خود را به دامنه انرژی شما بچسباند. این پیوست روح نام دارد. گاهی اوقات پیوست روح به دامنه انرژی یک مکان مثلاً یک خانه می چسبد. گاهی اوقات همانجا که مرده اند باقی می مانند تا زمانیکه بفهمند چطور باید به یک انسان بچسبند.
اگر روح فرد مرده بفهمد چطور می تواند دوستان یا خانواده خود را پیدا کند،می تواند به یکی از آنها بچسبد. اگر بخواهد می تواند از یکی به دیگری حرکت کند اما معمولاً ترجیح می دهند یک نفر را انتخاب کنند و همانجا بمانند.
پیوستن روح بیگانه به جسم:
هیچ کنترل مستقیمی بر بدن روح کسی که مالک آن جسم است ندارند. اما بر آن بدن اثر می گذارد. ارتعاش بر ارتعاش اثر می گذارد. درنتیجه احساسات، افکار، اعتقادات و انرژی پیوست روحروح پیوست شده جسمی که به آن چسبیده است را تحت تاثیر قرار می دهد. حضور آنها برای آن جسم استرس به همراه دارد. همه ما می دانیم که استرس به چه طریقی می تواند بر بدن اثر کند.
معمولاً سیستم ایمنی بدن با روح پیوسته همانطور که بر ویروس ها و میکروب ها حمله می کند، مقابله می کند و موجب التهاب و سایر بیماری ها و بدکاری های خودایمن در بدن می شود. پیوست روح می تواند بر فردی که به آن چسبیده تاثیر بگذارد. اجازه دادن به این پیوست روح به طور ناخودآگاه اتفاق می افتد و معمولاً با این شرط همراه است که روح پیوست شده هیچ کنترلی روی جسم نداشته باشد (با این وجود حضور روج پیوست شده بر بدن تاثیر می گذارد، بااینکه آن روح هیچ قصد آزاری ندارد و حتی فردی که به او پیوست شده را عمیقاً دوست می دارد).
تملک جسم توسط روح بیگانه:
روحی که سعی می کند بدن فردی را صاحب شود. اجازه دادن به این تلاش به طور آشکار و پنهان توسط کسی که صاحب بدن است داده می شود. اجازه آشکار ازطریق فکر و اقدام به خودکشی صورت می گیرد. در اجازه پنهان فرد با سلب مسئولیت جسم خود، بدن را برای مالکیت رها می کند، مثل مصرف مواد مخدر، نوشیدنی های الکلی. مالک جسم همراه با روح مالک شده درون آن باقی می ماند و بدن را با او اشتراکی استفاده می کند.
ارواح واردشده (Walk-ins):
وقتی روحی قبل از به پایان رسیدن عمر یک جسم از آن خارج می شود و روحی دیگر آن بدن را تصرف می کند. این اتفاق ممکن نیست مگر با توافق نفس والای هر دو روح و سطوح بالاتر روح که تجسم یافتن روح را ناظر است.
مراسم های پاکسازی، جنگیری، انرژی درمانی و از این قبیل می توانند به راحتی انرژی های روح را پاک کرده و اثر انرژی روحی که جسم را ترک کرده باقی می ماند. اما معمولاً قادر به از بین بردن حضور روح نیستند (مگر آنهایی که یاد کرفته اند وقتی تجسم یافتند از یکسری مراسم ها، کلمات و فرمان ها بترسند اما حتی آنها هم می توانند از انجام آن سرباز زنند).
اگر روحی نخواهد فردی را ترک کند، اگر آن فرد اجازه دهد (حتی به طور ناخودآگاه) لازم نیست اینکار را بکند.
اکثر افراد دوست ندارند یکی از عزیزانشان را مجبور کنند که بدن خود را ترک کند (اکثراً به دنبال افراد غریبه می روند که بیرون کردن آنها از جسمشان آسان تر باشد.
بعضی اوقات روح هایی که پیوست یا تملک جسم می کنند حتی نمی دانند که مرده اند. آنها که می دانند و می توان قانعشان کرد را با فهمیدن اینکه که هستند و چه نگرانی هایی دارند می توان به سمت نور راهنمایی کرد. مثلاً بچه ها دوست ندارند خودشان تنهایی بروند. به کسی نیاز دارند تا کمکشان کند و آن طرف هم نیاز به یک بزرگسال دارند تا به سمت نور راهنماییشان کند.
به نوجوانان معمولاً گفته می شود که می توانند در نور نوجوانان دیگری را هم ببینند. خیلی وفت ها روح هایی که خود را به جسم دیگران می چسبانند نیاز به مشاوره و راهنمایی دارند. اگر خیلی به دنیا وابسته باشند (ارتعاششان پایین باشد) اگر بخواهید کسی برای کمک و راهنمایی آنها به سمت نور بیاید، قادر به درک آن نیستند. باید به آنها کمک کنید نور را درک کنند، کمکشان کنید به آنچه که می خواهند برسند و جایی که می خواهند بروند، حتی کمک کردن برای اینکه برای برگشتن به زمین بدنی برای خودشان پیدا کنند.
منبع : [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
در ادامه ی بخش چاکراها
فعال سازی چاکرا ها
در هاله ی انسان ساختار هایی تحت عنوان چاکرا ( کانون انرژی ) وجود دارد. این مراکز مسؤول تبادل انرژی بین هالهی انسان و هاله ی کیهان ( ارسال و دریافت انرژی ) و همچنین مسؤول متعادل کردن انرژی در سطوح مختلف هاله می باشند.
![]()
در هاله ی انسان ساختار هایی تحت عنوان چاکرا ( کانون انرژی ) وجود دارد. این مراکز مسؤول تبادل انرژی بین هاله ی انسان و هاله ی کیهان ( ارسال و دریافت انرژی ) و همچنین مسؤول متعادل کردن انرژی در سطوح مختلف هاله می باشند. چـاکراهـا به دو نـوع اصلـی و فـرعی تـقسیم می شوند، تعداد چاکراهای اصلی هفت و فرعی بیست و یک می باشد. چاکراها شبیه قیف هستند، انتهای باریک چاکراهای اصلی به سمت مغز یا نخاع و قسمت پهن آنها به سمت خارجی ترین لایه ی هاله قرار گرفته است. چاکراهای اصلی در طول ستون فقرات تا مغز قرار گرفته اند و با شماره های یک تا هفت نام گذاری می شوند. این چاکراها به ترتیب شماره ( از یک تا هفت ) در انتهای ستون فقرات، راستای ناف، انتهای جناغ سینه، راستای قلب، گودی گردن، پیشانی و فرق سر قرار دارند. رنگ این چاکراها به ترتیب ( از یک تا هفت ) قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش است.
هریک از این چاکراها با گروهی از عملکردهای جسمی، روانی و روحی در ارتباط است. سالم، باز و فعال بودن هر چاکرا باعث می شود عملکردهای مربوطه نیز ایده آل باشد. برای فعال سازی چاکراها از تکنیک های مختلف جسمی و ذهنی استفاده می شود . در ادامه نمونه ای از تکنیک های ذهنی آمده است. این تمرین را می توان با هر روشی انجام داد ( خوابیده به پشت طوری که دستها و بازوها در کنار بدن باشد و یا نشسته روی صندلی راحتی ) انتخاب روش به شما بستگیدارد که با کدامیک راحت تر باشید بعد از اینکه نشسته یا خوابیدید یک نفس عمیق از راه بینی بکشید (دم عمیق)، آنرا حبس کنید، سپس آرام از طریق دهان بیرون بدهید (بازدم عمیق)، چند ثانیه به ریه استراحت بدهید. (این کار را سه مرتبه تکرار کنید) حالا چشمان خود را ببندید، تصور کنید که می خواهید برای قدم زدن به جنگل بروید ، دری مقابل دیده گان شما قرار دارد، جلو بروید و در را باز کنید و به بیرون قدم بگذارید . راهی باریک و روشن که از میان درختان می گذرد به چشم می خورد ، شما در این راه قدم بگذارید و جلو بروید… شما در پایین جاده در سمت راست درختان بلندی را می بینید ، در این میان درخشندگی سیب های قرمز توجه شما را جلب می کند، از میان سیب های بی شمار سیبی قرمز را انتخاب کنید. سیب را در دست دارید و جریان رنگ قرمز را در خود احساس می کنید . این سیب قرمز اولین چاکرای شما را ( چاکرای ریشه ) شارژ می سازد .می توانید سیب قرمز را بخورید به راه رفتن ادامه دهید، در حالی که آگاهی کامل بر قدم زدن دارید . شما تا نزدیکی گلهای نارنجی زیبایی که همه یک اندازه و یک شکلند پیش می روید. دسته گلی را از این گلهای نارنجی انتخاب کنید و جریان ملایم رنگ نارنجی را در خود حس کنید . رنگ گلهای نارنجی دومین چاکرای شما را ( چاکرای خاجی ) شارژ می سازد. شما می توانید این دسته گل نارنجی زیبا را برای خودتان داشته باشید .
جلوتر بروید تا به کنار پرنده های زرد خوش رنگ، خوش آواز و زیبا برسید. دست خود را آرام روی بالهای یک پرنده بکشید و به آوازش گوش دهید . جریان رنگ زرد پرنده را کاملاً در خود احساس کنید. چاکرای سوم شما ( شبکه ی خورشیدی ) بوسیله ی رنگ زرد پرهای زیبای پرنده شارژ می شود. شما سبک پریدن پرنده زرد را مشاهده می کنید تا پرنده محو شود. و همیشه شیرینی آواز پرنده ای زرد را به خاطر خواهید داشت. به آرامی به سمت راست بروید. چمن زار سر سبز و وسیعی را در مقابل خود ببینید و روی فرش سبزی از علف ها بنشینید . دست خود را در علفهای سبز فرو ببرید و آنرا لمس کنید و این جریان رنگ سبز را احساس کنید. این رنگ سبز علفها چاکرای چهارم شما را ( چاکرای قلب ) شارژ می کند. شما می توانید از تازگی علفها لذت ببرید . کمی جلوتر در نزدیکی شما صدای آبشاری به گوش می رسد، به راه خود ادامه دهید تا آبشار را مشاهده کنید و از پایین آمدن قطرات آب شاداب شوید. در دریاچه ی پایین آبشار، رنگ آبی آب را ببینید. دستهای خود را به آرامی در سردی و خنکای آبی آب فرو ببرید و جریان این رنگ آبی را با تمام وجود حس کنید. این رنگ آبی آب پنجمین چاکرای شما را ( چاکرای گلو ) شارژ می سازد. مقداری از این آب بنوشید و لذت ببرید .
به راه خود ادامه دهید و حرکت و جنبش پروانه ای نیلی رنگ را ببینید . با انگشت آنرا لمس کنید . از نوسان و جریان این رنگ نیلی آگاه باشید و آنرا حس کنید. پروانه نیلی رنگ که روی انگشتان شما نشسته چاکرای ششم شما را ( چشم سوم ) شارژ می سازد. بعد پریدن آرام و محو شدن پروانه را می بینید . به آخر راه که رسیدید دره ی عمیقی پوشیده با گلهای بنفشه را مشاهده می کنید . دسته ای از گلها را انتخاب کنید . جریان رنگ بنفش گلهای بنفشه را حس کنید و اجازه دهید تا چاکرای هفتم شما را ( چاکرای تاج ) شارژ سازد. به آرامی به عقب برگردید و رقص رنگین کمانی را در پهنه ی آسمان مشاهده کنید. شما نیز دارای یک رنگین کمان هستید، که در روشنایی، خوشی، خنده و آشتی با عشق آنرا در هاله ی خود دارید. جریان تمامی رنگهای رنگین کمان را ( بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز ) در خود احساس کنید و سرشار از این رنگ ها باشید. در پایان این سفر رویایی ، رنگین کمان کمرنگ و کمرنگ تر می شود، برگردید و پشت در بایستید، در را بازکنید و به داخل قدم بگذارید. حال داخل اتاق هستید، چشمان خود را باز کنید. هر زمان که شما بخواهید و اراده کنید می توانید این سفر را به یاد بیاورید و تکرار کنید.
![]()
نویسنده :دکتر مطلب برازنده
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
متافیزیک :
متافيزيك به تعبير ابنسينا مجموعهاي از حكمت ماقبلالطبيعه و مابعدالطبيعه ميباشد، همچنين ابعاد غيرفيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل ميشود كه با حواس پنجگانه قابل احساس نميباشد ولي با حواس برتر ميتوان آن را ادراك كرد. امروزه در قرن جديد و در هزارة سوم، متافيزيك يكي از حكمتهاي مورد توجه بسياري از افراد در سراسر جهان است. در ايران نيز مشاهده ميشود كه افراد بخصوص جوانان به آن توجه دارند؛ استقبال فراوان از كتابهايي كه در اين زمينه منتشر ميشود و يا سمينارهايي كه در اين مقوله برگزار ميگردد مبين آن است. متــافیزیک پيرامون تلهپاتي، سفرروح، سايكومتري، هالهشناسي، پيشگويي، كفشناسي، حسسششم، هيپنوتيزم، انواع مراقبه، روح و روحشناسي، روحپزشكي، ارتباط با ارواح، مرگ، جن و جنشناسي، ارتباط با جن، نيروهاي غيرفيزيكي(نيروهاي رواني، فرارواني و روحي)، نقش ماده، انرژي، مكان و زمان در فيزيك و متافيزيک، می باشد.
در قرآن كريم به كرات پيرامون جن، روح، مرگ، عالم ذر، عالم برزخ، معاد و امثال آن صحبت شده است، كه همگي مقولات مربوط به متافيزيك است. اسلام ناب محمدي در هيچ جا متافيزيك و فراروانشناسي را انكار نكرده است. فقط در برخي موارد رفتن به سوي آن و يا استفاده از آن را نهي نموده است و آن هم به دليل خطراتي است كه براي فرد يا جامعه دارد:
1- تلهپاتي: كه عبارت است از ارتباط بين دو يا چند نفر بدون استفاده از حواس پنجگانه و با استفاده از نيروي فكر.
2- سفر روح: كه عبارت است از خروج اختياري روح از بدن و بازگشت اختياري آن به بدن.
3- سايكومتري: كه عبارت است از سنجش و استخراج خاطرات ثبت شده در اشياء بيجان.
۴- هاله شناسي: كه عبارت است از بررسي انرژيهاي لطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنجگانه قابل احساس و ادراك نميباشد و همچنين چگونگي انتقال و تبادل اين انرژيها بين افراد(ارسال و دريافت آن).
5ـ هالة نوراني: كه عبارت است از انرژيهاي لطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنجگانه و در حالت عادي قابل احساس و ادراك نميباشد، همچنين ارتباط هالة نوراني با بهداشت و سلامت جسم و روان.
6- پيشگويي: كه عبارت است از تلاش جهت كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده با استفاده از روشهاي مختلف.
7ـ كف شناسي: كه عبارت است از بررسي و مطالعه خطوط كف دست و ارتباط آنها با خصوصيات جسمي، رواني و روحي فرد و ارتباط اين خطوط با سلامت انسان و بعضاً ارتباط آن با برخي از وقايع آينده.
8ـ حس ششم: كه عبارت است از دريافت برخي اطلاعات و احساس برخي چيزها بدون استفاده از حواس پنجگانه.
9ـ هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن فرد در وضعيت خاصي كه ناخودآگاه او فعال شده و در حالت تمركز ذهن قرار ميگيرد
10ـ خود هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن در حالت خاصي از تمركز به منظور خود تلقيني براي تقويت محاسن و تضعيف معايب.
11ـ مراقبه(مديتيشن) : كه عبارت است از توجه و تمركز بدون تلاش بر يك موضوع خاص ديداري، شنيداري، گفتاري، فكري و قلبي به عنوان ابزاري براي درك و احساس جهان هستي و رهايي موقت و محدود از دنياي فيزيكي و مسائل و مشكلات آن و سوق دادن توجه و تمركز به درون.
12ـ مراقبة ديداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر يك منظره و يا تصوير و ثبت آن در ذهن و سپس بستن چشم و تجسم آن منظره و يا تصوير و تداوم اين كار به منظور رها شدن از دنياي فيزيكي و فراموش كردن آن و درك و احساس تمام جهان هستي.
13ـ مراقبة گفتاري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تكرار يك كلمه و يا عبارت مقدس به زبان و يا به دل همراه با تمركز برآن.
14ـ مراقبة شنيداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر حس شنوايي و گوش دادن به يك صدا و يا صوت طبيعي و يا گوش دادن به يك نوار موسيقي مجاز.(منظور از مجاز: داراي مجوز انتشار از وزارت ارشاد ميباشد.)
15ـ مراقبة فكري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت وتمركز بر يك موضوع خاص فكري و انديشيدن در مورد آن. اين موضوع فكري ميتواند مربوط به دنيا و يا عقبي باشد. مثلاً انديشيدن در مورد علوم مختلف مرسوم در دانشگاهها و انديشيدن در مورد علت خلقت، خودشناسي، مرگ، حساب و كتابِ آخرت و…
16ـ مراقبة احساسي: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر قلب و ايجاد يك احساس خوب و مطلوب در آن و تداوم تمركز برآن حس.
17ـ روح و روح شناسي: كه عبارت است از تحقيق و تفحص درمورد ماهيت روح، منشاء و مرجع آن، خصوصيات و ويژگيهاي آن، غايت و مقصد آن، تشابه و تفاوتهاي آن با جسم و روان.
18ـ روح پزشكي: كه عبارت است از شناسايي و درمان بيماريهاي روحي.
19ـ ارتباط با ارواح: كه شامل تلاش براي ايجاد ارتباط با ارواح زندگان و مردگان به صورت مستقيم و يا با واسطه ابزار و وسايل بوده و اين ارواح ميتوانند متعلق به افراد معمولي يا افراد تكامل يافته و پاك باشند.
20ـ جن شناسي: كه عبارت است از تحقيق و مطالعه در مورد جن، خصوصيات و ويژگيهاي فردي و اجتماعي آن، تفاوتها و شباهتهاي آن با انسان.
21ـ ارتباط با جن: كه عبارت است از تلاش جهت برقراري ارتباط با جن به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم بااستفاده از ابزار و وسايل.
22- خودشناسي: خودشناسي غايت و نهايت شناختهاست كه به شناخت خداوند حكيم منتهي ميشود. هر كس خود را بشناسد، خداي متعال را خواهد شناخت. خودشناسي برترين حكمتها و سودمندترين شناختهاست.
23- خداشناسي: شناخت خداوند عزوجل آغاز دينداري، از جمله بالاترين شناختها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بينيازي از خلق و دل كندن از دنيا ميشود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بيكسي است. خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكي و شفاي هر بيماري است(يا من اسمه دوا و ذكره شفا).
حضرت امام صادق(ع) ميفـرمايند:«خودشنـاسي انسـان اين است كه خويشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستونهايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه ميگيرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.»
---------------
خورشید خاوری
------------------------------------------------------------------
اگه در مورد هرکدوم از موارد بالا یا مورد دیگه ای که ذکر نشده مطلبی می خواین بگین تا بذارم البته قبلش تو مباحث دیگه هم نگاهی بندازین شاید اون موردی که می خواین باشه.
اینم چند تا تاپیک مربوط:
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
اخرین ویرایش توسط king magic : 23-12-2011 at 01:39 AM
♫Everytime I try to fly I fall without my wings... I feel so small... I guess I need you baby♫
>>***انجمن علوم انسانی***<<
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)