معرفی نوسترآداموس
نوسترآداموس كه نام واقعياش ميشل دونوتردام (Michel de Notredame) است در خلال سالهاي 1503 تا 1566 ميلادي ميزيست. او جهان را به خوبي ميشناخت و رويدادهاي چهار قرن بعد از خود را با دقت پيشبيني نمود. تمامي پيشگوييهاي وي، در مورد حوادث تاريخي به حقيقت تبديل شدهاند.
وي پيشگوييهايش را در 10 فصل به رشتهء تحرير درآورد و براي هر فصل، نام قرن (Century) را برگزيد. هر فصل (يا قرن) از كتابش نيز به 100 قطعه تقسيم گشته است، به استثناي فصل 7 كه به علتي نامشخص در 42 قطعه سروده است.
او قطعات تاريخي خود را در قالب رباعياتي شعرگونه به نظم كشيده و آنها را به زباني خاص و بسيار شيوا سروده است. نوشتههاي معمايي او، تركيبي از زبانهاي لاتين، يوناني، پرووانسي (Provencal)، فرانسوي، ايتاليايي و اسپانيايي است. گروهي عقيده دارند زبان اين نوشتهها به زبان فرانسوي قديم نوشته شده كه تركيبي از دو زبان يوناني و لاتين است.
نوسترآداموس به تاریخ 14 دسامبر 1503 در Provence از استانهای جنوبی فرانسه و در خانوادهای کاتولیک دیده بر جهان گشود. با توجه به پیشگویی های دقیق وی که باعث دردسر برایش شده بود، برخی از افراد متعصب این شایعه را دامن زدهاند که اجداد وی یهودی میباشند، اما این ادعا به هیچ وجه درست نمیباشد زیرا جد پدری وی تاجر بود و با زنی مسیحی ازدواج نموده بود. پدر نوسترآداموس نیز با زنی کاتولیک، زندگی مشترک را آغاز کرده بود.
وی به سال 1522 و در سن 19 سالگی به دانشکدهء «مونت پولیه» رفت تا در آنجا پزشکی بخواند. سه سال بعد، موفق شد دانشنامهء لیسانس خود را دریافت کند و به طبابت مشغول شود.
در آن سالها، بیماری طاعون در فرانسه و مخصوصن قسمت جنوبی این کشور را به طور فراگیر در معرض تهدید جدی قرار داده بود. نوسترآداموس بر خلاف دیگر پزشکان که از منطقهء طاعون زده می گریختند، خود شخصن در میان بیماران حاضر می گشت و به مداوای آنها می پرداخت. نسخه های شفابخش او در آن ایام، شهرت فراوانی را برایش به ارمغان آورد. او در همین زمینه کتابی را به سال 1552 منتشر ساخت.
بعد از این حادثه وی به مدت چهار سال میان شهرهای مختلف فرانسه و ایتالیا به مسافرت پرداخت و در همین سفرها بود که با کتابهای سحر، ستاره شناسی و طالع بینی آشنا گشت.
او در سال 1529 برای دریافت درجهء دکترا به دانشکدهء پزشکی بازگشت. پس از فراغت از تحصیل در شهر Agen فرانسه با دختری کاتولیک ازدواج نمود که ثمرهء این ازدواج، یک پسر و یک دختر بود. اما با شیوع مجدد طاعون، وی همسر و فرزندانش را از دست داد اما مشکلات وی با طرح اقامهء دعوی از طرف پدر و مادر همسرش دوچندان شد.
اما گرفتاری وی با احضارش از طرف دادگاه تفتیش عقاید به کلیسای کاتولیک شهر Toulouse بیشتر شد. در این احضاریه، نوسترآداموس به کفر متهم شده بود.
وی که می دانست محاکمه در نهایت به محکومیت او خواهد انجامید و اعدامش قطعی است از آنجا گریخت و در سال 1544 به شهر سالون فرانسه وارد شد. وی در این شهر ازدواج نمود و صاحب چند فرزند شد.
او در این شهر که آخرین توقفگاهش بود خانه ای را برگزید و آخرین طبقهء آن خانه را به گنجینهء کتابهای خود که شامل موضوعاتی دربارهء سحر، طالع بینی و روانکاوی بود، اختصاص داد.
یکی از مهمترین منابع وی، کتاب رازهای مصر یا De Mysteriis Agyptorum بود. در این اتاق بود که وی شروع به نگارش پیشگویی هایش کرد و آنها را به سال 1555 برای اولین بار به زیر چاپ برد. اندکی بعد آوازه اش همه جا را فرا گرفت و به گوش کاترین، همسر پادشاه فرانسه رسید. وی به دعوت کاترین دو هفته به پاریس رفت و مورد توجه خاص پادشاه و ملکه قرار گرفت.
نوسترآداموس به تاریخ دوم ژوئیهء 1566 در شهر سالون درگذشت و در حیاط کلیسایی در این شهر به خاک سپرده شد. در جربان انقلاب فرانسه، مزارش مورد نبش قبر واقع شد و استخوانهایش به کلیسای سنت لورن (St. Laurent) در شهر سالون منتقل گشت.
________________________________
پيشگوييهايي در مورد ژنرال فرانكو (ديكتاتور نظامي اسپانيا)
از بارزترين پيشگوييهاي نوسترآداموس دربارة قرن بيستم، حوادث مربوط به اسپانيا، خصوصن دوران نهضت مردمي اين كشور ميباشد و در اين ميان نقش ژنرال فرانكو به شكلي ملموس قابل رويت است. نوسترآداموس توجه خاصي به كشورهاي ايتاليا، فرانسه و اسپانيا داشت، چرا كاتوليكي بسيار متعصب بود.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
زادگاه فرانكو و به قدرت رسيدن او
« افسري از دورترين نقطة اسپانيان ميآيد.
او در آيندهاي نزديك، به سمت مرزهاي اروپا خواهد رفت.
در يك چشم بر هم زدن، دامنهء ناآراميها به درياچهء لايپزيك كشيده ميشود.
انقلابيون به وسيلهء سپاه بزرگ او شكست خواهند خورد. »
(قرن 10 – قطعهء 48 )
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
اشارهء صريح به نام فرانكو
« به زودي فرانكو از مجمع حكومتي در كاستيل (Castile) بيرون ميآيد.
نمايندهء برگزيدهاي نخواهد پذيرفت و باعث تشتت و چندپارگي ميشود.
كساني كه با دي ريورا بودند، اين بار به فرانكو ملحق ميشوند.
آنها از ورود به عرصهء رنج و سختي خودداري خواهند كرد. »
(قرن 9 – قطعهء 16)
این پیشگویی نیز بسیار جالب است، زیرا در آن به نام دو ژنرال اسپانیایی یعنی فرانکو و دی ریورا اشاره می کند.
مجمع حکومتی که نوسترآداموس به آن اشاره کرده است، عملن با حضور تعدادی از ژنرالهای اسپانیایی از جمله فرانکو منعقد گشت. هرچند که فرانکو در این مجمع، ریاست جلسات را برعهده نداشت اما شرائط در این جلسات به نحوی به وقوع پیوست که باعث شد فرانکو به حکمرانی برسد. محل برگزاری این مجمع در شهر برگوس (Burgos) واقع در منطقهء کاستیل بود. (اسپانیا هم در قدیم کاستیل خوانده می شد)
دی ریورا (پرایمو دی ریورا) ژنرال اسپانیایی می باشد که کودتای نظامی سال 1923 را رهبری کرد.
در آخرین سطر رباعی فوق نیز به بی طرفی اسپانیا در جنگ جهانی دوم اشاره شده است. این بی طرفی نیز بسیار جالب است، زیرا متحدین (آلمان و ایتالیا) در خلال جنگهای داخلی اسپانیا با ارائهء کمکهای مالی، انسانی و تسلیحاتی، همواره در کنار ژنرال فرانکو بودند و مقدمات به قدرت رسیدن او را فراهم کرده بودند؛ با این حال فرانکو در طول جنگ، بی طرفی اسپانیا را حفظ نمود.
[align=center]مزار ژنرال فرانکو و صلیب مرتفع معروف که در یکی از رباعیات نوسترآداموس بدان اشاره شده است:[/align]
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پیشگوییهایی در مورد جنگ جهانی دوم
« اهالی سیمبری (Cimbri) با همسایگان خویش پیمان مشترک می بندند.
آنها به اسپانیا خواهند آمد و باعث ویرانی خواهند شد.
مردم متحد نواحی گویان (Guyenne) و لیموزین (Limousin) گروههایی منسجم را به وجود می آورند.
آنها عرصه را بر دشمن تنگ می کنند. »
(قرن 3 - قطعهء 8 )
ساکنین سیمبری از قبائل ژرمن بودند که در دامنهء راست رشته کوههای آلپ زندگی می کردند و اجداد مردم آلمان می باشند.
منظور از همسایگان، کشورهای ایتالیا و آلمان می باشند که ورود این دو هم پیمان به اسپانیا و ویرانی آن، اشاره به جنگهای داخلی اسپانیا می باشد؛ زیرا در آن درگیری های خونین، آلمان و ایتالیا، کمکهای فراوانی را در اختیار ژنرال فرانکو (حاکم نظامی اسپانیا) قرار دادند.
مردم متحد نیز ساکنین سواحل نرماندی در شمال غربی فرانسه هستند که متفقین از آن نقطه وارد خاک فرانسه شدند. از طرفی آلمان نازی، نیروهای احتیاط خود را از منطقهء تولوز فراخواند تا برای نبرد با نیروهای متفقین به نرماندی اعزام شوند. اما دو گردان از نیروهای چریکی فرانسه در گویان و لیموزین بر ارتش آلمان نازی یورش بردند و حرکت آنها را به سمت سواحل نرماندی با تاخیر مواجه ساختند.
(گویان در جنوب غربی فرانسه و لیموزین در شمال گویان واقع است)
________________________________
[align=center][/align]
پیشگوییها در مورد آدولف هیتلر
« در نزدیکی راین و کوههای نریکام (Noricum) ،
رهبری بزرگ زاده خواهد شد.
او در برابر روسیه و مجارستان از خود دفاع میکند.
سرنوشت او در پردهای از ابهام باقی خواهد ماند. »
(قرن 5 - قطعهء 58 )
راین = از رودهای معروف اروپا که از آلمان نیز می گذرد.
نریکا = نام منطقهای قدیمی در باواریا
هیتلر در مرز باواریا و اطریش به دنیا آمد، بنابراین پیشگویی بسیار دقیق میباشد.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پيشگويي در معرفي حزب نازي
« نوعي جديد از فلاسفه و صاحبان انديشه، ظهور خواهند كرد.
آنها مرگ، طلا و مقام را خوار ميشمارند.
به زودي در مرزهاي آلمان به دنيا خواهند آمد.
پيروانش از پشتيباني و مساعدت آنها برخوردار خواهند شد. »
(قرن 3 – قطعهء 67)
نوسترآداموس در اين رباعي، به حزب نازي با تمام شاخهها و مجموعههايش اشاره كرده است. مفاهيم نازيسم در اطريش و به طور بارز در وين، تبلور و جلوه يافتند و در اين در زماني بود كه هيتلر در اين شهر زندگي و تحصيل ميكرد. اولين هستههاي حزب ناسيونال سوسياليسم موسوم به نازي در وين و ايالت باواريا به وجود آمدند. نوسترآداموس به اين موضوع دقيقن اشاره كرده است، چرا كه اطريش از جنوب در مجاورت آلمان و ايالت باواريا قرار دارد.
خوار شمردن طلا و مقام نيز از جمله روشهايي بود كه حزب نازي براي پيشبرد افكار و اصول حاكم بر انديشهء خود به كار ميبرده است.
اشارهء تقريبي به نام هيتلر
« حيواناتي درنده و هار از شدت گرسنگي رودها را پشت سر مينهند.
هيستر (Hister) به زودي بر مناطق وسيعي دست خواهد يافت.
پيشواي بزرگ در حصاري آهنين كشيده خواهد شد.
در اين زمان شهروندان آلماني، هيچ قانوني را مراعات نميكنند. »
(قرن 2 – قطعهء 24)
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
[align=center]نبرد استالین گراد[/align]
برخي مورخين اعتقاد دارند كه واژهء هيستر از نام لاتين رود دانوب يعني Ister مشتق شده است.
رباعي مذكور به اشغال نطامي فرانسه توسط آلمان نازي در سال 1942 اشاره دارد. اين نبرد سريع و بسيار سنگين را بايد عمليات عبور از رودخانهها ناميد.
در پايان رباعي، نوسترآداموس از پيشوايي بزرگ سخن ميگويد كه به نظر ميرسد منظور همان مارشال پتن (Petain) فرانسوي باشد كه در سال 1940، مجلس نمايندگان فرانسه، ادارهء قواي سه گانه را براي مدتي نامعلوم به او سپرد، اما فشارهاي آلمان باعث شد كه در سال 1942 از قدرت كنارهگيري كند.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
[align=center]نبرد مسکو[/align]
گوشهاي از حوادث دوران هيتلر
« قبل از مرگ سيمرغ (Phoenix) ، بسياري جان خواهند باخت.
او پس از 670 ماه، آرامگاه خود را خواهد يافت.
او در اين فاصله، سالهاي 1915، 1921 و 1939 را پشت سر ميگذارد.
در سال 1915 اسير بيماري ميشود.
در سال 1921 شمشير و آتش به همراه دارد.
در سال 1939 هدف باراني از آتش واقع خواهد شد. »
(قسمتي از شش بيتي قطعهء 53)
اين قسمت از پيشگويي نوسترآداموس مربوط به شش بيتيهايي ميباشد كه ضميمهء رباعيات اوست. مجموعهء اين شش پارهها به 58 عدد ميرسد كه به علتي نامشخص، جدا از رباعيات وي به نظم كشيده شدهاند. اما مهمترين نكته شش بيتي فوق، اشارهء صريح به اعدادي خاص است.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
سيمرغ، پرندهاي افسانهاي و ناشناخته به شكل كركس است كه نشان رسمي آلمان نازي بود. مصريها بر اين عقيده هستند كه سيمرغ، قرنهاي بسياري زندگي ميكنند، آنگاه خود را به آتش ميكشد تا جزئي از شاخسار درختان گردند. سپس مادهاي سيال از خود خارج ميسازد و آن را در معرض اشعهء خورشيد قرار ميدهد. مدتي بعد، سيمرغ به مشتي خاكستر تبديل ميگردد. بعد از طي اين مراحل، سيمرغ دوباره به شكل جواني بسيار قدرتمند به حيات دنيوي باز ميگردد.
اين پرندهء خيالي بيشباهت به هيتلر نميباشد، زيرا بر اساس اطلاعات موجود، هيتلر در آخرين لحظات و قبل از سقوط كامل برلين به دست نيروهاي ارتش سرخ، دست به خودكشي زد و اطرافيانش، جنازهء او را به آتش كشيدند.
هيتلر در آوريل 1889 به دنيا آمد و در آوريل 1945 درگذشت. بنابراين عمر وي به رقم 670 ماه پيشگويي شده بسيار نزديك است.
هيتلر به سال 1915 هنگامي كه در خدمت ارتش بود، دو بار مجروح گشت.
به سال 1921 دورات قدرت و شكوه حزب نازي فرا رسيد، زيرا در اولين گردهمآيي بزرگ اين حزب، تعداد اعضاي اصلي آن، شش هزار نفر بود.
به سال 1939 اوج اقتدار نظامي، صنعتي و اقتصادي حزب نازي و آلمان بود. در اين سال، ارتش مقتدر آلمان، با حمله به لهستان، آتش جنگ دهشتناك دوم را برافروخت.
پيشواي بزرگ رايش
« شخص اول رايش سوم، بدتر از نرون خواهد بود.
او در ريختن خون انسانها، بسيار بيپرواست.
او كورههاي آدم سوزي را دوباره احياء كرده و دوران طلايي را متوقف خواهد كرد.
پيشواي بزرگ، باعث رسواييهاي فراوان خواهد شد. »
(قرن 9 – قطعهء 17)
در اين رباعي، صريحن به هلوكاست و جربان سوزاندن انسانها در جريان جنگ جهاني دوم اشاره شده است. كورههاي آدم سوزي، از جمله ابزارهاي كشتار دسته جمعي حزب نازي بود.
[align=center]تصاویری از کورهء آدم سوزی آلمان نازی (Holocaust)[/align]
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
كورههاي آدم سوزي
« نرون جديد، سه كورهء انسان سوزي در اختيار دارد.
او جوانان را زنده زنده در ميان آتش ميافكند.
بسيار سعادتمندند كساني كه از اين سرنوشت به دور ماندهاند.
سه تن از اطرافيانش به ترور او دست خواهند زد. »
(قرن 9 – قطعهء 53)
هيتلر و سران حزب نازي به اين نتيجه رسيدند كه براي رهايي از بعضي گروههاي مزاحم و مخالف، ميبايست به شيوهء كشتارهاي دستهجمعي روي آورند. بدين منظور، در كنفرانسي كه به تاريخ 20 ژانويه 1942 به رياست «هيدبرگ» آلماني در حوهء شهر برلين برگزار گرديد، براي حل بسياري از مشكلات اروپا و آلمان، از جمله يهوديان، سوزاندن آنان در كورههاي گاز پيشنهاد شد. سه كورهء معروف آدم سوزي هيتلر عبارت بودند از : آشويتز (Auschwitx) ، داخو (Dachau) و بركنو (Birkenau) .
در اواخر جنگ جهاني دوم، گروههاي متعددي در داخل آلمان، به مخالفت با حزب نازي و شخص هيتلر پرداختند؛ از جمله سه تن از اطرفيان بانفوذ هيتلر در اقدامي ناموفق، دست به ترور او زدند. اين سه تن عبارتند بود از : كارل كوردلر ، ژنرال بك (Beck) و سرهنگ فون اشتافنبرگ (Von Staunffenberg)
به تاريخ 20 ژوئيه 1944، سرهنگ فون اشتافنبرگ (از افسران عاليرتبهء آلمان نازي)، بمبي را در مقر هيتلر و هنگام برگزاري يكي از جلسات افسران ارشد با هيتلر در راستنبورگ (Rastenburg) كار گذاشت. بمب منفجر شد، ولي چند لحظه پيش از انفجار، هيتلر براي پاسخگويي به تلفن از اتاق خارج شده بود و اين شد كه هيتلر آسيبي نديد.
پیشگویی در مورد جنگ سرد
« خدایان، جوانب امور را برای مردم روشن خواهند کرد.
گویا آنها در اندیشهء جنگی بزرگ هستند.
بیشترین زیان به شرق وارد خواهد شد. »
(قرن 1 – قطعهء 91)
نوسترآداموس، ادامهء یک وضعیت آماده به جنگ را میان قدرتهای شرق و غرب پیشگویی کرده است که در نهایت به زیان شرق یعنی اتحاد جماهیر شوروی منجر شد و این کشور، به سال 1991 دچار فروپاشی شد.
پيشگوييهايي در مورد آسيا
« در تمامي مناطق آسيا، تبعيد و مصادرهء اموال ادامه دارد.
اين وضعيت در ميسيا (Mysia)، لوقيه (Lycia) و پامفيليا (Pamphylia) نيز حاكم است.
در آنجا، به اسم رهايي از يوغ اسارت، خون انسانها به زمين ريخته ميشود،
به ميدانداري پيشوايي مسلمان كه انباشته از مكر و خيانت است. »
(قرن 3 – قطعهء 60)
ميسيا، لوقيه و پامفيليا امروزه شهرهايي در تركيه هستند. در مورد رباعيات فوق، تحليلي منطقي يافته نشده است.
جماعت هرمس
« اروپا، بسيار انتظار او را كشيد.
اما او هرگز به آنجا باز نخواهد گشت و به زودي در آسيا نمايان خواهد شد.
وي فردي است جدا شده از جماعت هرمس.
او به زودي بر تمام نيروهاي در آسيا چيره خواهد شد. »
(قرن 10 – قطعهء 75)
هرمس از خدايان يونان باستان است كه نزد آنها با عناوين فرستادهء خدايان، الههء راهها و تجارت و خداي بلاغت، نيرنگ و راهزني خوانده ميشد. اما اين شخص كيست؟ چگونه بر كل آسيا چيره خواهد شد؟ اروپائيان منتظر چه كسي هستند؟ آيا منتظر مسيح هستند؟
پيشگوييهايي در مورد فلسطين و اسرائيل
« تازه واردين، مناطقي بدون حصار را بنا خواهند كرد.
آنها اماكني را كه سابقهء سكونت نداشته، به اشغال خويش درميآورند.
آنها در نهايت لذت و شادي، كشتزارها، خانهها، زمينها و شهرها را خريداري كرده و تصرف ميكنند.
پس از آن، گرسنگي، طاعون و جنگي بسيار طولاني در آنجا حاكم خواهد شد. »
(قرن 2 – قطعهء 19)
جنگ شش روزهء ژوئن 1967
« با قانوني جديد، سرزمينهاي تازهاي تصرف خواهند شد.
با هجوم سوريه، اردن و فلسطين،
نيروهاي اعراب رو به فنا خواهند رفت.
اين حملات، قبل از آغاز تابستان خواهد بود. »
(قرن 3 – قطعهء 97)
اين رباعي اشاره به قانوني در خصوص امنيت اسرائيل دارد كه بر اساس آن، دولت اسرائيل اجازه يافت مقداري از سرزمينهاي اطراف را به منظور حفط كيان خود، متصرف شود.
[align=center][/align]
در جنگ شش روزهاي كه به تاريخ 5 ژوئن 1967 با حملهء اعراب به اسرائيل آغاز شد، نيروي هوايي مصر كاملن منهدم شد و كرانهء باختري رود اردن و بلنديهاي جولان، نوار غزه و صحراي سينا به تصرف ارتش اسرائيل درآمد.
در متن اصلي كتاب، به جاي نيروهاي اعراب، از واژهء امپراطوري بربرها استفاده شده است. آغاز تابستان نيز مقارن روز 21 ژوئن هر سال اتفاق ميافتد كه اين امر، نشان دهندهء پيشگويي دقيق نوسترآداموس در اين زمينه ميباشد.
پيشگوييهايي دربارهء ايران
« آشوب و جنگي كه بي وقفه در پارس ادامه دارد؛
بي پروايي بزرگ، مقام شاه را تنزل خواهد داد.
شخصيتي پيشگو كه در فرانسه است،
پايان سلطنت شاه را رقم خواهد زد. »
(قرن 1 – قطعهء 70)
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
قدرت يابي روحانيون مذهبي
« از فرامين شاه، تمرد ميشود و او در حالت صعف و ناتواني است.
مشكلات او را در بر ميگيرد، اما او همچنان به ارتش نيرومندش ميبالد.
پدر از نيروهاي نظامي فرزندش سان ميبيند.
در اين ميان، رهبران مذهبي پارس، اقتدار گذشته را باز خواهند يافت. »
(قرن 10 – قطعهء 21)
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
عبارت رهبران روحاني يا مذهبي پارس، در متن اصلي با واژهء Mage صبط گرديده است. اصل اين كلمه يوناني است و به معناي شخصي از طبقهء ويژهء رجال مذهبي كه در ايران باستان زندگي ميكردند، ميباشد.
جنگ عليه ايران
« اميري از ميان عرب؛ مريخ، خورشيد و زهره در برج اسد به هم ميرسند.
آئين كليسا از وراي درياها به ذلت و ضعف خواهد گرائيد.
حدود يك ميليون سرباز بربر، به طرف ايران هجوم ميآورند.
بيزانس و مصر مانند مارهاي سمي حمله ميكنند. »
(قرن 5 – قطعهء 25)
تلاقي مريخ، خورشيد و زهره در برج اسد، آخرين بار در 21 آگوست 1986 رخ داد كه نشان دهندهء زمان اوج جنگ ايران و عراق ميباشد. واژهء بربر نیز عمومن به اعراب اطلاق می شود.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پيشگوييهايي در مورد عراق و صدام
« تبهكاري نفرت انگيز و گمنامي بينشان به زودي وارد عرصهء سياست ميشود.
با استبداد، سركشي و قتل در عراق حكم ميراند.
آنها همگي دوستان جمهوري سراسر فساد و تباهي هستند.
زمين از سيماي زشت و منفورش ميهراسد. »
(قرن 8 – قطعهء 70)
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پيشگويي در مورد ظهور حزب بعث
« جمعيتي انبوه كه تحت فرمان گروهي از صليبيان ميباشند،
به زودي در عراق (Mespotamia = بينالنهرين) ظهور خواهند كرد.
به زودي دوستان كوچكتري كه در كنار رودخانهاي نزديك به آنها زندگي ميكنند،
قانون و نظام حاكم در ميانشان را به رفتاري خصمانه تبديل خواهند كرد. »
(قرن 3 – قطعهء 61)
اشاره به گروهی از صلیبیان و ظهور آنها در عراق در واقع به بنیان گذار حزب منفور بعث یعنی میشل عفلق و صلاح الدین بیطار اشاره دارد که اندیشهء منحرف خود را ابتدا در سوریه و سپس در عراق پیاده کردند.
پیشگویی جنگ سال 1991 خلیج فارس
« پادشاه اروپا، مانند کرکس هجوم می آورد؛
به زودی سپاهی بزرگ از نژاد سرخ و سفید را رهبری خواهد کرد.
آنها به زودی رهسپار جنگ با پادشاه بابل (Babylon) خواهند شد. »
(قرن 10 – قطعهء 86)
مرگ صدام
« صدام پس از جنگ به زودی خواهد مرد.
ویرانی بسیار دهشتناکی از راه خواهد رسید و انسان و حیوان را در بر خواهد گرفت.
ناگهان داعیهء خونخواهی پدیدار گشته و انتقام جایگزین می شود.
صد دست در هم گره می خورد، تشنگی و گرسنگی بیداد می کند و همزمان با آن،
ستارهء دنباله دار از پهنهء آسمان می گذرد. »
(قرن 2 – قطعهء 62)
نوسترآداموس در اصل پیشگویی، به جای صدام از واژهء ناآشنای Mabus استفاده کرده است. اما هنگامی که حروف این کلمهء بی معنی را برعکس نمائیم، به واژهء Subam خواهیم رسید و با تغییر حرف b به d (در واقع برعکس کردن) به واژهء صدام خواهیم رسید.
این نوع نام گذاری، از جمله روشهای معماگونه و مرموز نوسترآداموس در بیان اسامی خاص می باشد. وی صلاح می دید محتوای بسیاری از نوشته هایش مخفی بماند تا در زمان خود و برای اهل همان مقطع تاریخی، روشن و آشکار گردد.
پیشگویی صریح در مورد اعدام صدام
« طاغوت ستمگر، در بندری اسلامی به مرگ محکوم میشود.
با این وصف، آزادی به زودی باز نخواهد گشت.
به دلیل کینه توزی ها و خون خواهی ها، جنگ و کشتار تازه ای آغاز خواهد شد.
جمهوری فرانسه، از کثرت نیروها، وحشت زده خواهد شد. »
(قرن 1 – قطعهء 94)
[align=center][/align]
واژهء اسلامی در کتاب اصلی نوسترآداموس ذکر نشده و به جای آن از کلمهء Sellin استفاده شده است که در زبان یونانی به معنای «هلال» می باشد. نوسترآداموس در اغلب نوشته های خود از اسلام و مسلمانان با این واژه یاد کرده است.
در مورد وحشت زده شدن فرانسه، شاید اشاره به جنگ سال 2003 باشد که منجر به سقوط رژیم صدام شد و فرانسه از شرکت در آن، خود را کنار کشید.
________________________________
پیشگویی هایی در مورد آینده[/align]
[align=center][/align]
پیشگویی ظهور دجال
« مسیح دجال بی درنگ سه تن را به نابودی خواهد کشاند.
جنگ او 27 سال طول خواهد کشید.
هر کس را که علیه عقیدهء او بشورد، می کشد یا زندانی و تبعید می سازد.
پیکرهای خونین، آبها را رنگین می کنند و در زمین، بر اثر ضربات متعدد، حفره هایی ایجاد میشود. »
(قرن 8 – قطعهء 77 )
دجال یا مسیح دجال (AntiChrist)، کسی است که علیه مسیح (عقاید مسیح) قیام میکند. همان طور که در «انجیل یوحنا» و «انجیل متی» آمده است، دجال به فردی اطلاق میشود که به انکار حضرت مسیح می پردازد. این شخص، طبق پیشگویی، پس از سال 1999 ظهور خواهد کرد.
در اولین چاپهای کتاب نوسترآداموس، عبارت مسیح دجال، به صورت جانور درنده (Beast) و وحشی آمده است.
اما حفره های متعدد ایجاد شده و همچنین پیکرهای خونین، باید ناشی از پرتاب توپ، بمب و موشک ایجاد شده باشند. اما دجال کیست؟ هیچکس توضیح روشنی در این مورد ندارد ولی احتمالن باید به زودی منتظر ظهور یک فرد ستمگر باشیم.
« نیروی نظامی آمریکا، زمامدار لندن را یاری خواهد بخشید؛
آن هنگام که سرما، ناحیهء اسکاتلند را به سنگ خارا تبدیل میکند.
مسیحی دروغین نزد رهبر سرخ ها حاضر خواهد گشت.
او بسیار هراس انگیز است و به زودی همه را با مشکلات بسیار روبهرو خواهد ساخت. »
(قرن 10 – قطعهء 66 )
این پیشگویی نیز شگفت انگیز است. نوسترآداموس در این رباعی از نقش آمریکا در تحولات آینده جهان پرده بر می دارد. اما زمان نوسترآداموس، آمریکایی به شکل امروز وجود نداشت و بسیاری از مردم حتا با نام آن نیز آشنا نبودند. اولین شهرک در آمریکا به سال 1606 میلادی و به واسطهء اعطای امتیاز به یکی از شرکتهای تجاری انگلیس از طرف «جیمز اول»، پادشاه بریتانیا، در ایالت ویرجینا ساخته شد.
رهبر سرخ ها می تواند یک رهبر طرفدار حزب کمونیست شوروی باشد که با توجه به فروپاشی شوروی، باید منتظر روی کار آمدن مجدد کمونیستها به ریاست فردی باشیم که نوسترآداموس در نوشته هایش به وی نام مسیح دجال یا دجال داده است.
در این پیشگویی، تصویری از تحولات قرن 21 ام پیش روی ما قرار می گیرد که عمدهء نقش آفرینان آن، حکومت سرخ ها (روسیه یا شوروی احیاء شده)، ایالات متحده آمریکا و انگلیس می باشند. این اتفاق، همزمان با موجی از سرما در اسکاتلند رخ خواهد داد.
در رباعی دیگر، نوسترآداموس، احتمالن از یک دجال دیگر سخن به میان می آورد؛ هرچند که شاید همان دجال قبلی باشد:
« دجال ناقص، بی درنگ به اوج قدرت می رسد.
او عامل بدبختی و سیه روزی اهالی لورین (Lorraine) خواهد شد.
سرخ ها در دورانی که منتظر رهبر جدید هستند، دچار ناتوانی می شوند.
بار دیگر، بربرها (Barbaris) ظهور می کنند؛ کسانی که ترس از آنها لازم است. »
(قرن 9 – قطعهء 50 )
[align=center]موقعیت لورین در نقشهء فرانسه[/align]
[align=center][/align]
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
لورین، نام ناحیه ای در شمال شرقی فرانسه است و در مجاورت آلمان است. منظور از سرخ ها، همان کمونیستهای روسیه می باشند. واژهء بربرها در نوشته های نوسترآداموس، به مسلمانان و اعراب اطلاق میشود. البته منظور وی تمام مسلمانان نیست، بلکه احتمالن مسلمانانی است که در ناحیهء شمال آفریقا زندگی می کنند. اما رهبر جدید سرخ ها، می توانند رئیس جمهور جدید روسیه باشد یا فردی باشد که پس از احیاء مجدد شوروی، قرار است به قدرت برسد.
________________________________
نوسترآداموس در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مىكند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد… ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مىدهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مىشود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است… جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مىآيد و از دولتها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مىماند. نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مىدهد: "كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است…" …شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد،… زبان عرب بر فرانسه پيشى مىگيرد… نوسترآداموس نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مىدهد و به جهانيان اعلام مىكند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بىشك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.
متن کامل نوشته " ماهنامه موعود " شماره ۳۷ به شرح زیر است:
"هنگامى كه پل ترنر ، تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامهاى ماهوارهاى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيشبينى مىكند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از ۳۹۰ سال پيش از آن تاريخ »آگوست ۱۹۸۹م« پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال ۱۹۸۹، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مىشود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفتزده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيسجمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.
در اين مقاله سعى نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيانگونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفتآور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمىتوان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستارهشناسى، طالعبينى و آيندهنگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريهپرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مىتواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.
… آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مىشود.۱
جالبترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مىكند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مىكند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.۲
بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.
ميشل دونوسترادام De Nostradame Michel كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال ۱۵۰۳ م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد. خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكلگيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزههاى اشراقى مكتب كاباليستها را مستقيماً به وى تعليم داده است. نوسترآداموس در سن ۲۲ سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه؛ يعنى مونپليه در رشته پزشكى فارغالتحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مىنويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحىآميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مىآورد كاركرد و در سال ۱۵۵۵م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعروارههاى نوسترآداموس در ۱۰۰۰ قطعه؛ يعنى ۱۰ سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر ۱۰۰ قطعه بود، را منتشر شد.
نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطانپرستى و خداستيزى به وى نسبت دادهاند، فردى عميقاً مؤمن و پاىبند به مذهب كاتوليك به بود و در نامهاى به پسرش صريحاً متذكر مىشود كه:
"… و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى… از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشتهاى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بىعدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد…؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد. در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالعبينى نموده است و همه ارادهها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مىنمايد.
بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره "جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران""شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد".۳ "از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مىشود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت."۴
"مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برفها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد…"۵
ادبيات رمزآلود، واژهاى است كه به بهترين نحو مىتواند عمق معانى شعروارههاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مىتوان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعروارههاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد: آتشسوزى بزرگ لندن در سال ۱۶۶۶م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مىكند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مىشود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مىشود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى ۱۵۵۵ ميلادى به بعد كه حدوداً ۴۵۰ سال را دربر مىگيرد. دو محاصره، در گرمايى سوزان، انجام مىگيرد. آن مرد، از فشار تشنگى، به خاطر دو فنجان مملو از آب، كشته مىشود. دژ نظامى، مملو مىشود، و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)] نشانههاى نيرا (سرزمين ايران) را به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد] نشان خواهد داد.«۶ رهبر پاريس، اسپانياى بزرگ را اشغال مىكند، كشتيهاى جنگى در برابر مسلمانان [محمدىها] كه از پارتيا [ناحيهاى در ايران] و مديا [ناحيهاى در ايران] برخاستهاند، مىايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مىكند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مىشود. در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مىكند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مىدهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مىشود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمىآورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.۷
در هنگامه دميدن خورشيد، آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛ صدا و روشنايى، در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت. در ميانه كره خاك، مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛ مرگ از درون سلاحها، آتش و خشكسالى آنان را به انتظار خواهند نشاند. در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.۸
سرزمين مسكونى، از سكنه خالى خواهد شد؛ براى به دست آوردن سرزمينها، جدال و اختلاف شديدى درمىگيرد؛ قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛ كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود. سپس، براى برادران بزرگ، نفاق و مرگ پيش خواهد آمد. و از چنين برمىآيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد: شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مىآيد، كمك خيلى دير مىرسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مىگويد: (مقدونيه) را به محاصره درمىآورد.۹
تو اى فرانسه! اگر، از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛ خود را، در ميانه دريا و جزاير، در محاصره خواهى يافت؛ و پيروان محمد، در برابر تو خواهند ايستاد. و همچنين تو، اى درياى آدرياتيك! استخوان خران و اسبان را خواهى جويد.۱۰
و باز مىگويد: آن مرد، با سلاحها و آتش درخشان، در نزديكى درياى سياه، از پرشيا براى تسخير ترابوزان خواهد آمد. فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛ خورشيد، درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛ روشن خواهد كرد.۱۱
و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مىدهد: "كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است…"۱۲
كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مىشود: فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ. هنگامى كه بينايى خيره مىگردد، و ماه فرو مىرود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مىگويد: به كجا فرار كنم؟ "مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد."۱۳
"در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مىشود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مىشود و دوباره فرو مىافتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مىيابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مىشود تا خبر را اعلان كند.« »… شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مىرود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت…« رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالىها و غربىهاى مغلوب شده است، كه عدهاى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفتهاند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شدهاند.۱۴
م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مىكند كه سانتورى هشتم، قطعه ۶ مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است: "… جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مىآيد و از دولتها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مىماند…"۱۵
شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مىگيرد…"۱۶
در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان قهرمانى از اهالى برودها [سياهپوستان] به آنان هشدار خواهد داد. رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا، آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنين نوسترآداموس در چنين مىسرايد كه: "امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛ پيروان اسماعيل جايگاه بىمانع خواهند يافت. آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گيتى را خواهند پوشاند."۱۷
بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورىها از جمله سانتورى ۵ نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مىدهد و به جهانيان اعلام مىكند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بىشك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.
________________________________
اشاره به مشکلات اقتصادی جهان در قرن 21 ام
[align=center][/align]
« آنچه جایگزین طلا و نقره میشود، قربانیان تورم هستند.
پس از سرقت رفاه و آسایش، این قربانیان در آتش انداخته می شوند.
در حالی که وضعیت در اثر بدیهی های ملی آشفته و نا به سامان است،
آسیاب اقتصاد، مغز و محتوا را از کاغذهای رایج (پول) و اوراق بهادار می ستاند. »
(قرن 8 – قطعهء 28 )
جالب ترین پیشگویی در این رباعی، اشاره به اسکناس و رواج آن است که در واقع جایگزین سکه های طلا و نقره شده است، در حالی در عصر نوسترآداموس، اسکناس وجود نداشت و رایج نبود. بخش دیگر پیشگویی، اشاره به تورم و کاهش ارزش پول کشورها هستیم.
« شرق و غرب،
هر دو بر اثر ورشکستگی،
به سقوط،
کشیده خواهند شد. »
(قرن 8 – قطعهء 59 )
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
« پادشاهان و زمامداران، نسخه هایی تقلبی را به بازا عرضه خواهند کرد.
طالع بینان، پیشگویی های غیرواقعی خواهند کرد.
به زودی، رفاه و آسایش قربانی شده و از پی آن، سختی و فشار حاکم خواهد شد.
به زودی، تفسیر واقعی پیشگویی ها صورت خواهد گرفت. »
(قرن 3 – قطعهء 26 )
به نظر می رسد منظور از نسخه هایی تقلبی، چاپ اسکناس های بدون پشتوانه باشد. منظور از پیشگویی های غیرواقعی نیز، برداشت نادرست کارشناسان اقتصادی از آینده می باشد.
« در آن هنگام بعد از کسوف دو فلز درخشان که میان آوریل و مارس،
اتفاق خواهد افتاد.
افسوس! چه ناکامی و چه شکستی!
اما دو چیز نیک سرشت از خشکی و دریا برای کمک خواهند آمد. »
(قرن 3 – قطعهء 5)
دو فلز درخشان می توانند طلا و نقره باشند و منظور از کسوف نیز می تواند تورم یا ورشکستگی اقتصادی باشد. اما تفسیری در مورد دو چیز نیک سرشت وجود ندارد.
« اقتصاد بسیار نا به سامان است و تیره روزی دامنه داری حکمفرما خواهد شد.
این وضعیت، غرب و میلان را فرا خواهد گرفت.
آتش در کشتی زبانه می کشد و طاعون و اسارت، بیداد میکند.
تجارت و راهزنی در موناکو، آرامش را بر هم خواهد زد. »
(قرن 2 – قطعهء 65 )
با توجه به عصر زندگی نوسترآداموس، غرب و میلان به منزلهء اقتصاد اروپا شناخته می شوند. این رباعی به منزلهء بر هم خوردن آرامش اقتصادی و امنیتی اروپاست.
پیشگویی وضعیت سیاسی و امنیتی
« با دستی به صلح و با دست دیگر به جنگ می پردازند.
اگر این دو موضوع کاملن پیگری شوند، هیچگاه به این درجه از شدت نخواهند رسید.
مردان و زنان خواهند گریست و خون بیگناهان بر زمین نقش خواهد بست.
این وضع در سراسر فرانسه حاکم خواهد بود. »
(قرن 9 – قطعهء 52 )
این رباعی به وقوع جنگ و ناآرامی در اروپا و فرانسه اشاره دارد. از آنجا که فرانسه زادگاه نوسترآداموس میباشد، این کشور در نوشتههایی این شخص، از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
ادامهء جنگ و ناآرامی شدید در اروپا
« به پیمان صلح، پایبند نخواهند ماند.
برخی رهبران کشورها، برخی دیگر را به فریبکاری متهم خواهند کرد.
تبلیغات صلح در خشکی و دریا بالا خواهد گرفت.
سپاهیان برای رسیدن به مرزهای بارسلون تلاش خواهند کرد. »
(قرن 6 – قطعهء 64 )
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
استیلای 7 کشور صنعتی بزرگ بر آسیا
« به زودی شاهد استقرار برج میزان در غرب خواهیم بود.
این سرزمین (غرب)، در آسمان و زمین حکمرانی خواهد داشت.
ولی مادام که هفت نیرو، همچنان قدرت را در آسیا در اختیار دارند،
نیروهای آسیایی به این زودی تار و مار نخواهند شد. »
(قرن 4 – قطعهء 50 )
منظور از استقرار برج میزان در غرب، تحقق عدالت و رفاه در غرب است. سپس به استیلای غرب اشاره شده است. همچنین به نظر میرسد منظور از هفت نیرو، همان 7 کشور بزرگ صنعتی باشند که پس از وقوع حوادثی، اتحاد خود را در آینده از دست خواهند داد؛ ولی تا آن زمان، این 7 کشور بزرگ، مانع از خسارت و جنگ خواهند شد. (ایالات متحده آمریکا، چین، روسیه، ژاپن، آلمان، فرانسه و بریتانیا)
برخی نیز اعتقاد دارند که منظور از هفت قدرت، 7 کشور عضو پیمان ورشو سابق و منظور از آسیا، کشورهای بلوک شرق سابق هستند که تا زمانی که این پیمان برقرار بود، اردوگاه شرق، قدرت و عزت خود را حفظ کرده بود.
فروپاشی 7 قدرت بزرگ
« خبرهایی تازه میرسد.
بارانی سنگین و غیرقابل پیشبینی ناگهان حائلی میان سپاه ایجاد میکند.
سنگهای گداخته از آسمان فرو میریزند و دریایی را تشکیل میدهند.
ناگهان مرگ هفت نیرو در خشکی و دریا فرا میرسد. »
(قرن 2 – قطعهء 18 )
باران میتواند نماد ارادهء مردمی باشد که در نهایت باعث فروپاشی اردوگاه شرق شد. (البته شاید)
اما سنگهای گداخته میتوانند نمادی از جنگ افزارهایی نظیر گلولههای توپ یا موشک باشند. با این تفسیر، از آنجا که تغییر قدرت به جز در یوگوسلاوی، با خشونت همراه نبود، بنابراین به نظر نمیرسد منظور این پیشگویی نابودی اردوگاه شرق باشد، بلکه منظور همان از بین رفتن اتحاد 7 کشور بزرگ صنعتی میتواند باشد.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
________________________________
ظهور پادشاه وحشت
« در آن روز، تنها یکی از دو فرمانده بزرگ باقی خواهد ماند.
به زودی توان آن به چشم خواهد آمد و روز به روز بیشتر خواهد شد.
سرزمین جدید، در اوج قدرت خواهد بود.
آمار و اطلاعاتی به آن مرد خون آشام خواهد رسید. »
(قرن 2 – قطعهء 89 )
در این رباعی به وضوح رقابت دو قدرت شوروی و ایالات متحده آمریکا پیشگویی شده است که در نهایت همه میدانیم شوروی نابود شد و آمریکا قدرت بلامنازع در تحولات بینالمللی گشت. اما هیچکس نمیداند «مرد خون آشام» کیست؟ نوسترآداموس در رباعیات بعدی خود، از این مرد با عنوان «پادشاه وحشت» یاد کرده است. به نظر میرسد شخصی با قدرت و خشونت زیاد در غرب به قدرت خواهد رسید.
پیش بینی فروپاشی و تحلیل قدرت غرب
« قدرت آنها دوبار افزایش و دو بار کاهش مییابد.
غرب نیز مانند شرق دچار ناتوانی خواهد شد.
دشمنش پس از چند جنگ، در دریا مورد پیگرد قرار میگیرد.
(غرب) به زودی در اثر فقر و تنگدستی، به سقوط کشیده میشود. »
همه میدانیم که قدرت ایالات متحده یک بار در دههء 1930 میلادی بسیار کاهش یافت و اقتصاد آمریکا دچار چالش جدی شد، اما پیشبینی نوسترآداموس اشاره به دو مرحله سقوط دارد که دومی برای غرب هنوز فرا نرسیده است.
اما در مورد شرق، نوسترآداموس از قدرت گیری مجدد سرخها (؟) سخن به میان آورده است.
فروپاشی غرب
« در سرزمینی که آب و هوای آن بر خلاف بابل است،
خون ریزی های فراوانی به وقوع خواهد پیوست.
به زودی در دریا، هوا و زمین، کمیت ها و اندازههایی ظاهرن ناعادلانه آشکار خواهند شد.
حکومتهای این منطقه، فرقه گرا خواهند بود و گرسنگی و طاعون همه چیز را از میان خواهد برد. »
(قرن 1 – قطعهء 55 )
منظور از بابل همان عراق است و اشاره به آب و هوایی بر خلاف بابل، منظور موقعیت سیاسی و جغرافیایی مخالف است که می تواند (شاید) ایالات متحده آمریکا باشد. اشاره به حکومتهای مختلف، می تواند ایالات مختلف کشور آمریکا باشد که امکان دارد به علت مشکلات اقتصادی، اعلام استقلال نمایند. فرقه گرایی نیز می تواند (شاید) همان اعلام استقلال باشد.
بازهم اشاره به تحولات آینده
« ماجرایی بس شگفت،
پیش از آن که امپراتوری تغییر یابد، روی خواهد نمود،
دشت از جای خود رانش کرده،
و سنگ های آذرین، ستون واره، خود را به آن خواهند رسانید،
اما تمامی آن ها، در پیچ صخره، دگرگون خواهند شد. »
این اشاره میتواند به وقوع یک آتشفشان خفته (همانند دماوند باشد). البته شاید هم این پیشگویی برای نقطهای دیگر از جهان باشد. هرچه هست تاكنون تفسير روشني براي اين رباعي يافت نشده است؛ اما تغيير يك امپراطوري (يا قدرت) بزرگ پيشبيني شده است.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
« از محاصرهای شبانه، به شهر تجاوز میشود، و گروهی راه فرار را در پیش میگیرند،
نبرد، نه خیلی دور از شهر در میگیرد،
مادری، از شادی بازگشت پسرش، از خود بی خود میشود،
زهر، در جوف نامههایی پنهانی، پنهان است. »
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
ظهور فردی ترسناک
« هنگامی که ساکنین قطب شمال با هم متحد گردند،
وحشت و ترس بزرگ در شرق به وجود خواهد آمد.
فرد جدید که پشتوانه اش وحشت فراوان است، به زودی برگزیده خواهد شد.
رودس (Rhodes) و بیزانس به زودی از خون بربرها رنگین خواهند شد. »
(قرن 2 – قطعهء 21 )
ساکنین قطب شمال می توانند بریتانیا، کانادا، ایالات متحده آمریکا و روسیه باشند. یک دشمن مشترک که از آن با وحشت فراوان یاد شده است، این قدرتها را باهم متحد خواهد ساخت. اما این فرد جدید که وحشت فراوان دارد کیست؟
شرق کدام محور است؟ اروپای شرقی و روسیه است یا كشوري در آسیا؟ شايد چين؟
در اين پيشگويي با توجه به نام بردن از بربرها، در مييابيم كه جنگي بزرگ در پيش است كه يك طرف آن مسلمانان و اعراب و شايد برخي از كشورهاي غيرمسلمان آسيايي و طرف ديگر ائتلاف كشورهاي قطب شمال است.
رودس یکی از بزرگترین جزائر دریای اژه است و در ده مایلی ترکیه قرار دارد. بربرها نیز در نوشتارهای نوسترآداموس به اعراب مسلمان اطلاق میشود. به نظر میرسد نبردی سنگین در منطقهء ترکیه دربگیرد که تلفات سنگینی بر اعراب تحمیل کند.
بیزانس نیز همان استانبول کنونی می باشد که در قدیم، قسطنطنیه نام داشت.
یک رباعی دیگر نیز موجود است که بازهم نام بیزانس در آن ذکر شده است:
« ترومپت ناهمخوان، آن شوری را که سبب شد،
تا بیزانس قانونهای خود را دگرگون سازد، پنهان نگاه میدارد.
از سرزمین مصر، مردی به پیش خواهد راند، که بر آن سر است،
تا تمامی قوانین را واژگون ساخته، و معیارها را، و پولها را، به گونهای دیگر درآورد. »
در اين رباعي نيز به صراحت از ظهور فردي در مصر سخن رانده شده است كه قرار است تغييرات مهمي را به وجود آورد.
پيشگويي اتحاد دو قدرت بزرگ و سقوط دولت مصر
« دو کشوری که میانشان نزاع درگرفته است، به زودی متحد میگردند.
دولت بزرگ آفریقا متزلزل خواهد شد.
حکومت این دو کشور به پراکندگی خواهد رسید. »
(قرن 5 – قطعهء 23 )
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
دو كشوري كه ميانشان نزاع درگرفته است شايد شوروي (روسيه) و ايالات متحدهء آمريكا باشند و شايد دو كشور ديگر كه در آينده درگير جنگ با يكديگر خواهند شد. شايد منظور از دولت بزرگ آفريقا، مصر باشد، بنابراین باید منتظر وقوع تغییرات سیاسی عمیق در مصر باشیم.
اما منظور از پراكندگي، فروپاشي است؛ همان طور كه پيشتر براي شوروي اتفاق افتاد. اگر منظور از دو كشور ذكر شده، آمريكا و شوروي باشند، با اين پيشگويي بايد منتظر فروپاشي ايالات متحدهء آمريكا نيز باشيم. البته با توجه به قدرت عظيم اقتصادي و نظامي ايالات متحده، اين امر كمي دور از ذهن به نظر ميرسد.
پايان اتحاد دو قدرت بزرگ
« اين دو كشور مدت زيادي بر پيمان خود باقي نميمانند.
آنها بعد از 13 سال تسليم بربرها خواهند شد.
به زودي خسارات سنگيني بر دو طرف وارد خواهد آمد،
تا آنجا كه هركس براي فرار، آرزوي يافتن يك كشتي را ميكند. »
(قرن 5 – قطعهء 78 )
نوسترآداموس به روشني پيشبيني ميكند كه پيمان ميان دو قدرت بزرگ (شايد آمريكا و روسيه) بعد از گذشت 13 سال نقض خواهد شد. پس لز اين است كه خسارات بسيار سنگيني از طرف بربرها (اعراب مسلمان) به اين دو قدرت وارد خواهد آمد.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
باز هم جنگ
« اندکی پیش از غروب خورشید، زد و خورد آغاز میشود.
شمار بسیاری از مردم، به چشم تردید به آن مینگرند،
از بندرهای دریایی، هیچ پاسخی نمیآید.
پل و گور، هر دو در کشوری بیگانه قرار دارند. »
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
جنگ بزرگ
« به علت اختلافات داخلي و سهلانگاري در فرانسه،
راه در برابر محمديون گشوده خواهد شد.
رود سن (Seine) و زمينهاي حاشيهء آن در درياي خون فرو خواهند رفت.
بندر مارسي پوشيده از كشتيها و بادبانهاي برافراشته خواهد شد. »
(قرن 1 – قطعهء 18 )
« به خاطر ناسازگاریها و تنشها،
و به سبب فروگذاشتهای فرانسویان به محمدیها،
شادمانی شورانگیزی پدیدار میشود، زمین سینا و دریای سینا، در سرخای خون فرو میروند،
و کشتیها و قایقهای بیشمار، بندر مارسی را خواهند پوشانید. »
باز هم اين پيشگويي در مورد خسارات فرانسه (شايد كل اروپا) ميباشد. آنچه كه در اين رباعي به وضوح ديده ميشود، پيشبيني وقوع جنگي بزرگ در آينده است.
در اين پيشگويي نوسترآداموس به هجوم مسلمانان به فرانسه اشاره شده است. يورشي كه با قتل و كشتار شديد همراه خواهد بود. مارسي شهر بندري فرانسه است كه همواره مملو از كشتيهاي لنگر انداخته است. بادبانهاي برافراشته ميتواند تعبيري از ناوهاي جنگي آماده رزم يا هواپيماهاي جنگي باشد.
جنگ بزرگ مسلمانان در دریایی آدریاتیک
« ناوگان در نزديكي درياي آدرياتيك متلاشي خواهد شد.
زمين ميلرزد، به سوي آسمان پرتاب ميشود و مجددن در جاي اوليهء خود قرار ميگيرد.
مصر به لرزه در ميآيد و از محمديون حمايت ميكند.
از پيشواي كل خواسته ميشود كه تسليم گردد. »
(قرن 2 – قطعهء 86 )
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
درياي آدرياتيك قسمتي از درياي مديترانه است. محمديون بايد واژهاي باشد كه نوسترآداموس به مسلمانان اطلاق كرده است. اين رباعي پيشگويي نبردي سنگين در آينده است كه يك طرف آن مسلمان قرار دارند. به نظر میرسد مردم مصر از یک جریان خاص در آینده که منجر به درگیری نظامی شدید خواهد شد، حمایت خواهند کرد.
شیر بزرگ
« با تکیه بر قدرت پادشاهی، شیر بزرگ در نزدیکی دشتی گسترده،
و پلی بزرگ، سبب ساز سقوط شهر اوستر می شود.
تمامی دروازهها، در زمان وحشت،
پیوسته به روی آن مرد گشوده خواهند بود. »
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
شير بزرگ ميتواند نمادي از پرچم يا نشان يك ارتش يك كشور باشد؛ ولي به طور كلي تفسير منطقي يافت نشد.
باز هم پيشگويي بروز مشكلات حاد
« از یک دگرگونی ناگهانی، زیست بومهای تور، اورلئان و بولوا،
همراه با، آنگر، راین و نانت، به سختی گرفتار میشوند،
مردمی که به زبان ناآشنا سخن می گویند، در این مکانها خیمه خواهند زد.
جریان سیلابی به شتاب، در رودخانهء رن جاری شده، و زمین و دریا سخت لرزان خواهند شد. »
منظور از زبان ناآشنا چيست؟ قطعن زباني كه در اروپا شناخته شده باشد نيست، شايد زبان عبري، فارسی يا چيني باشد.
« در آن زمان که مارها، بر پرهون مهراب حلقه میزنند،
و اسپانیاییها، خون تروجانها را چنان آلوده میسازند،
که تروجانهای بسیاری فاسد میشوند،
رهبر، به ناگاه به پرواز در آمده، و در صحراهای باتلاقی، خود را از چشم ها پنهان می کنند. »
« چهل سال تمام در آسمان، رنگین کمانی به چشم نخواهد خورد،
و چهل سال تمام هرروز، رنگین کمانی به چشم خواهد خورد،
خشگای زمین، از تابش نور سوزان خورشید، بیشتر و بیشتر خواهد تفتید،
و در آن زمان که خشکی زمین به چشم دیده شود، سیلهایی بس هولناک جاری خواهند شد. »
« در بلندای برج قوس، یک داس با یک آبگیر، به یکدیگر پیوسته میشوند،
از دستان جنگ آوران، بیماری، خشکسالی و مرگ، فرو می ریزد،
و آن گاه سده به زمانی نزدیک می شود،
که زمان دوباره سازی است. »
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
این پیشگویی به ما نبردهایی را پیام میهد که همراه با بیماری و مرگ، باعث پایان سدهای میشوند. به نظر ميرسد چهل سال خشكي آب و هواي و كمي بارش و در پس آن چهل سال پرآب و باران خواهد آمد.
نوسترآداموس بارها در رباعيات خود به جنگ جهانی سوم اشاره کرده است که با مفاد این پیشگویی در ارتباط است. به هر حال این پیشگویی میتواند با سدهای که در آن هستیم و هنوز به پایان نرسیده همخوانی داشته باشد.
________________________________
« اين دو كشور، مدت زياد بر پيمان خود باقي نميمانند.
آنها پس از 13 سال، تسليم بربرها خواهند شد.
به زودي خسارات سنگيني بر دو طرف وارد خواهد آمد؛
تا آنجا كه هركس براي فرار، آرزوي يافتن يك كشتي را ميكند. »
(قرن 5 – قطعهء 78 )
به نظر ميرسد منظور از دو كشور، روسيه و آمريكا باشند كه پس از چندين كشمكش در قالب جنگ سرد، با يكديگر كنار آمدند و بسيار از پروژههاي تسليحاتي خود را متوقف كردند. ظاهرن اين مصالحه توسط بربرها (احتمالن منظور مسلمانان است) شكسته خواهد شد و جنگ و درگيري شديد پيش خواهد آمد.
« به علت اختلافات داخلي و سهلانگاري در فرانسه،
راه در برابر محمديون گشوده خواهد شد.
رود سن (Seine) و زمينهاي حاشيهء آن در درياي خون فرو خواهند رفت.
بندر مارسي، پوشيده از كشتيها و بادبانهاي برافراشته خواهد شد. »
(قرن 1 – قطعهء 18 )
اين پيشگويي به وقوع يك جنگ ويرانگر در فرانسه (يا شايد كل اروپا) دلالت دارد.
« هنگامي كه ستارهء دنبالهدار آشكار گردد،
رهبران سهگانه دولتهاي مقتدر باهم دشمن خواهند شد.
ضرباتي كه از آسمان فرود ميآيند، زمين را ميلرزانند.
پو (Pau) و تيبر (Tiber) متلاطم هستند و ماري بر ساحل ايستاده است. »
(قرن 2 – قطعهء 43 )
به نظر ميرسد منظور از رهبران سهگانه دولتهاي مقتدر، روساي كشورهاي ايالات متحده، روسيه و چين باشد. اين سه كشور با يكديگر رقابت دارند اما دشمني بالفعلي باهم ندارند. اما ايجاد دشمني بين اين سه دولت، مقارن با ظهور يك ستارهء دنبالهدار خواهد بود.
پو شهري در جنوب غربي فرانسه و تيبر، سومين رودخانهء بزرگ ايتالياست كه از وسط اين كشور ميگذرد. شهر رم نيز در كنار اين رود واقع است.
منظور از ضرباتي كه از آسمان فرود ميآيند، بمبها و موشكها ميتوانند باشند.
« به زودي اوگميون (Ogmion) به قسطنطنيهء بزرگ نزديك خواهد شد.
جمعيت بربرها پراكنده و مدت پيمانشان تمام خواهد شد.
شرك و بتپرستي از دو حقيقت حاكم بر جهان حذف ميشود.
بربرها و مرد آزاد (Freeman) در كشمكشي هميشگي به سر ميبرند. »
(قرن 5 – قطعهء 80 )
اگميون يا اوگيموس، يكي از شخصيتهاي افسانهاي قديم و از موجودات خرافي اروپائيان است. اين واژه نام يكي از خدايان ناحيهء گل (Gaul) يا همان فرانسه ميباشد. اين شخصيت، خداي فصاحت، بلاغت و شعر ميباشد. تصويري كه از اين موجود در افسانهها ترسيم شده، عبارت از پيرمردي ميباشد كه كمان و چماقي بر دست دارد و از دهانش تورهايي كهربائي و طلايي رنگ پرتاب ميكند تا با آنها، انسانهاي داراي رنگهاي مختلف را به دام انداخته و شكار كند.
« به زودي سيطره، نصيب اوگميون خواهد شد.
نيروي برتر اسلامي به نفع او از قدرت كناره گيري خواهد كرد.
به زودي سيطره اوگميون به تمام ايتاليا گسترش مييابد.
با تزويري ماهرانه و دقيق بر نيروي بزرگ هلال، حكم رانده خواهد شد. »
(قرن 6 – قطعهء 42 )
احتمالن منظور از نيروي بزرگ هلال، اتحاد ايجاد شده بين مسلمانان ميباشد.
« ساكنين رودس، درخواست كمك خواهند كرد.
آنها به علت سهلانگاري وارثانشان، خوار شدهاند.
امپراطوري عربي، عملكرد خود را بازنگري خواهد كرد.
غرب، موجب احياء دوبارهء اين امپراطوري خواهد شد. »
(قرن 4 – قطعهء 39 )
رودس يكي از جزائر دريايي اژه است. منظور از امپراطوري عربي، ميتواند اتحاد كشورهاي عربي در قالب پيمانهاي نظير اتحاديه عرب باشد.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پیشگویی ظهور یک فرد قدرتمند در بین اعراب
« عربي سترگ، به زودي به پيش ميتازد.
اهالي بيزانس او را با شكست مواجه ميسازند.
ساكنين قديمي رودس به مقابله با او ميشتابند.
مجارها، او را آزار و اذبت بسيار خواهند كرد. »
(قرن 5 – قطعهء 47 )
سردار قدرتمند عرب
« به زودي در منطقهء عربي ثروتمند،
شخصي توانا و آشنا به شريعت محمد زاده خواهد شد.
او با اسپانيا درگير و بر غرناطه استيلا خواهد يافت.
او همچنين از راه دريا بر مردم ليگوريا پيروز خواهد شد. »
(قرن 5 – قطعهء 55 )
منظور از مردم ليگوريا، اهالي ايتاليا هستند، زيرا اين ناحيه، منطقهاي ساحلي در مجاورت فرانسه و مركزش شهر جنوا ميباشد.
غرناطه (گرانادا) نيز همان شهر تاريخي اندلس در اسپانيا ميباشد. البته در كشور نيكاراگوآ نيز شهري به نام گرانادا وجود دارد.
[align=center][/align]
« جنگ بربرها به درياي سياه كشيده ميشود.
دالماسي (Dalmacia) بر اثر خونريزيهاي بسيار، دچار اضطراب ميگردد.
مردي از فرزندان اسماعيل به اوج قدرت ميرسد.
تهديد كنندگان (اين مرد) با وجود كمك پرتغال، بر خود ميلرزند. »
(قرن 9 – قطعهء 60 )
منظور از اسماعيل، كسي است كه نسبش به حضرت اسماعيل ميرسد. دالماسي منطقهاي در ساحل درياي آدرياتيك يوگوسلاوي است كه امروزه بخش اعظم آن در جمهوري كروواسي واقع ميباشد. اما کمک پرتغال در واقع می تواند تمثیلی از کمک آمریکا به کشورهای منطقه باشد؛ ضمن اینکه در جریان جنگ 1973 (رمضان) بین اعراب و اسرائیل، تنها کشور پرتغال بود که اجازه داد هواپیماهای آمریکایی پس از توقف و سوختگیری، ملزومت مورد نیاز اسرائیل را به مقصد حمل کنند.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
[align=center]Dalmatia (دالماسی)[/align]
حوادثي بسيار رعب انگيز
« بر اثر حرارتي همچون گرماي خورشيد،
ماهيان درياي سياه، نيمپز ميشوند.
ساكنين اين منطقه به زودي آن را تباه خواهند ساخت،
در حالي كه رودس و جنوا نياز شديدي به غذا دارند. »
(قرن 2 – قطعهء 3 )
در اين رباعي، به وضوح تاثيرات مخرب يك انفجار هستهاي در منطقهء درياي سياه كه توام با نور و حرارت بسيار زياد است، پيشگويي شده است. همچنين اشاره به كمبود غذا در رودس (يونان) و جنوا (ايتاليا) شده است كه به نظر ميرسد منظور وقوع قحطي در سراسر اروپا ميباشد.
________________________________
Cheiro - پیشگوی ایرلندی الاصل
در اواخر قرن 19 ام و اوایل قرن بیستم - پیشگوی معروف ایرلندی - Lous Hamon ملقب به Chiro (چیرو) ، شهرت و آوازه ی زیادی در جهان به خاطر پیشگویی های دقیق خود با استفاده از علم ستاره شناسی و کف بینی کسب کرد.
او در نزدیکی دوبلین در سال 1866 زاده شد و William Hohn Warner نامیده شد اما بعدها نام خود را به Lous Hamon تغییر داد و بعدا" لقب چیرو ( در یونانی به معنای - دست- است) را هنگامی که در سن 24 سالگی بطور حرفه ای وارد عرصه ی کف بینی شد ، برای خود برگزید.
وی در طول 46 سال حرفه ی کف بینی ، پیشگویی های بسیار دقیق و موفقیت آمیزی درباره شخصیت های مهم و مشهور انجام داده است. وی در سال 1900 نشان شیر و خورشید پادشاه ایران را به خاطر نجات جان پادشاه و عقیم گذاشتن طرح ترور وی در جریان نمایشگاه پاریس ، دریافت نمود. ( من این جمله را مستقیما" از متن انگلیسی ترجمه کردم. در متن از اسم پادشاه ایرانی چیزی گفته نشده است. فکر کنم منظور یکی از شاهان قاجار بوده که در آن زمان به پاریس سفر کرده بوده است - اگر دوستان نام آن را می دانند لطفا" بگویند.)
وی بیش از دوازده حادثه تاریخی مهم را پیشگویی کرده است که شامل مرگ Lord Horatio Kitchener ، زندانی شدن Oscar Wilde (شاعر پرآوازه انگلیسی ایرلندی الاصل که در اواخر قرن 19 ام می زیسته است. وی به جرم کارهای خلاف عففت به زندان انداخته شد و پس از آزادی از زندان مریض شد و در سن 40 سالگی درگذشت. اشعار وی بسیار معروف هستند - مترجم) ، دوره نخست وزیری Arthur Balfour در بریتانیای کبیر ، ریاست جمهوری Grover Cleveland ، انقلاب سوسیالیستی شوروی ، به روی کار آمدن کمونیست ها در چین ، مرگ Rasputin (کشیش معروف دوران تزاری روسیه که قدرت نفوذ زیادی در دربار داشت. پس از روی کار آمدن کمونیست ها در شوروی ، اعدام و جسد وی به رودخانه انداخته شد- مترجم) ، آغاز جنگ Boer (جنگی که بین مستعمره نشین های هلندی ساکن در آفریقای جنوبی و دولت بریتانیای کبیر درگرفت که منجر به پیروزی بریتانیا و ضمیمه شدن آفریقای جنوبی به مستعمرات بریتانیای کبیر شد - مترجم) و جنگ جهانی اول ، استقلال شبه قاره هند از بریتانیا ، تقسیم شبه قاره هند به دو کشور هند و پاکستان ، بازگشت یهودیان به فلسطین و تشکیل دولت غاصب صهیونیستی و دوران دیکتاتوری ژنرال Franco در اسپانیا.
بعضی از پیشگویی های وی هنوز اتفاق نیفتاده اند که عبارتند از :
1- یک دیکتاتور بر فرانسه حکم خواهد راند.
2- اتحاد سیاسی چین و ژاپن بر آسیا حکومت خواهد کرد.
3- لندن توسط هواپیماهای جنگی روسیه ، از بین خواهد رفت.
4- شهر نیویورک توسط زمین لرزه ای مهیب ویران خواهد شد.
5- آرماگدون زمانی اتفاق می افتد که روسیه ، پرشیا ، لیبی و اتیوپی به اسرائل حمله می کنند.
منبع : [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
نویسنده : Robert A.Nelson
________________________________
ظهور پادشاهي بسيار ترسناك
« به زودي، دامنهء نفوذ از فاس به كشورهاي اروپايي كشانده ميشود.
شهرها در آتش ميسوزند و شمشيرها، سرها را قطع ميكند.
بزرگ مردي از آسيا، با سپاهي بسيار رعبانگيز، از زمين و دريا سر ميرسد.
با او مرداني هستند كه كه مانند مردگان، چهرههايي رنگ پرده دارند و صليبيان را نابود ميكنند. »
(قرن 6 – قطعهء 80 )
فاس يكي از شهرهاي مراكش ميباشد. فاس يكي از ريشهدارترين و باسابقهترين مراكز سواحل بربريان بوده است. در بسياري از پيشگوييهاي نوسترآداموس، ردپاي اين منطقه به چشم ميخورد.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
پادشاه وحشت
« هفت ماه پس از سال 1999، پادشاهي بسيار ترسناك از آسمان فرود خواهد آمد.
او پادشاه بزرگ آنگومو (Angoumois) را دوباره به زندگاني باز خواهد گرداند.
قبل و بعد از اين واقعه، تا آنجا كه شرائط اجازه دهد،
جنگي بسيار سخت بالا خواهد گرفت. »
(قرن 10 – قطعهء 72 )
به نظر بسيار از مورخين و نوسترآداموسشناسان، استفاده از كلمهء ماه براي گذشت زمان، به معني سال ميباشد. همان طور كه ميدانيم به تاريخ ژوئيه 1999 يا 2000 اتفاق خاص و مهمي در جهان اتفاق نيفتاده است و بايد منتظر وقايع سال 2007 و بعد از آن باشيم.
آنگومو، استاني قديمي در جنوب غربي فرانسه است و مركز آن آنگولم ميباشد. اين ناحيه به همراه قسمتهاي ديگري از سرزمينهاي فرانسه، از حدود سال 50 ق.م. تحت نفوذ امپراطوري بزرگ روم قرار داشت. با شروع قرن پنجم ميلادي، اين منطقه شاهد جنگهاي متعددي گشت.
[align=center][تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ][/align]
در آغاز قرن چهارم ميلادي، در جنوب و شرق درياي سياه، قبائلي بيابانگرد معروف به هون (Hun) زندگي ميكردند. آنها از نظر نژاد به مغولان شباهت بسيار داشتند، تا آنجايي كه برخي مورخان، اين قبائل را از نژاد مغول ميپنداشتند. اين گروه وحشي، در اسب سواري و استفاده از تير و كمان، مهارت كافي داشتند و با ساكنين شبه قارهء هند و فارس، جنگهاي فراواني نمودند. در حدود سال 370 ميلادي به سوي غرب هجوم آوردند تا قسمتهايي از اوكراين و اروپاي شرقي را كه محل زندگي اسكانديناويهاي معروف به گوت (Goth) بود، به اشغال درآورند.
اهالي اين منطقه از هونها فرار كردند و از شدت ترس به سمت سرزمينهاي مختلف كوچ كردند. بيشتر آنها به سوي غرب و امپراطوري روم رفتند و از آنها درخواست حمايت كردند. امپراطور روم با اقامت آنها در سرزمين خويش موافقت كرد، اما ماليات سنگين بر آنها وضع نمود. شرائط سخت پيش آمده بعدها باعث شد اين طائفه عليه امپراطوري روم قيام كنند و با يورش به روم (410 ميلادي) آنجا را غارت نمايند. مدتي بعد، اين طائفه به سوي غرب مهاجرت كردند و تعدادي از آنها در منطقهء آنگومو استقرار يافتند. گروهي ديگر در سال 417 ميلادي به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند.
نفوذ و سيطرهء كامل اين قوم بر سرزميني كه امروز آن را به نام فرانسه ميشناسيم در سال 507 ميلادي و با كمك قبائلي از ژرمنها صورت پذيرفت. فرانكها (Frank)، همان كساني بودند كه نام فعلي فرانسه را بر آن نهادند.
گروه دوم از طوائف گوت، در سال 711 ميلادي، در منطقهء اسپانياي كنوني به قدرت رسيدند. نيروي عظيم كشورگشايي زمان خليفهء دوم مسلمين، در اين برهه به ياري اين طائفه رسيد و منطقهء آنگومو جزء امپراطوري شارلمان (Charlemagne) گرديد. سپس براي مدتي تحت نفوذ انگليسيها اداره گرديد. قبل از پيوستن به فرانسهء متحد، مدتي تيز در سلطهء چند دوك قرار گرفت. اين ناحيه و مركز آن در جنگهاي صدساله كه از 1337 تا 1453 ميلادي به طول انجاميد، مورد اختلاف دولتهاي فرانسه و انگليس بود.
اين منطقه در زمان حيات نوسترآداموس، به صحنهء جنگهاي مذهبي ميان كاتوليكها و پروتستانها مبدل گشت. شاخهاي از خاندان سلطنتي فرانسه معروف به سلسلهء والوآ (Valois) نيز به نام خاندان آنگولم خوانده ميشدند. آنها از سال 1515 تا 1574 ميلادي بر اين ناحيه حاكم بودند.
طائفهء هونها پس از اشغال ناحيهء شرقي اروپا در حدود سال 370 ميلادي، به سوي اروپاي مركزي حركت كردند. آنها ابتدا بر روم شرقي چنگ انداختند و سپس در سال 432 ميلادي در دوران حكمراني روگيلاس (Rugilas) براي امپراطوري روم ماليات و خراج تعيين نمودند. پس از مرگ روگيلاس، در سال 434 ميلادي، آتيلا (Attila) به جانشيني او برگزيده شد. اين سردار جنايتكار، به بلاي آسماني معروف است. در زمان او، هونها سه بار در سالهاي 441، 447 و 451 ميلادي به سرزمينهاي امپراطوري روم هجوم بردند.
بار نخست آتيلا توانست تا مرزهاي قسطنطنيه نفوذ كند و آن را در معرض سقوط قرار دهد. بار دوم از بالكان عبور كرد و به يونان دسترسي يافت. بار سوم بر سرزمينهاي فرانسه امروز مسلط شد و چيزي نمانده بود كه آنگومو را نيز اشغال كند، اما به علت همپيمان شدن روميها با قبائل گوت در آن ناحيه سكونت داشتند، شكست خورد و در سال 451 ميلادي از آنجا عقبنشيني نمود. با اين وصف در بازگشت، براي مدت كوتاهي، ايتالياي كنوني را متصرف شد و آنجا را غارت كرده و به ويراني كامل كشاند.
با توضيحات داده شده، به نظر ميرسد منظور نوسترآداموس از پادشاه بزرگ آنگومو، شخصی همانند آتيلا باشد.
در اين رباعي، تاريخي بسيار دقيق براي حوادث قرن 21 ام پيشبيني شده است. همچنان كه نوسترآداموس در نامهء معروف خود به هنري دوّم، پادشاه فرانسه، به او هشدار ميدهد كه دوران سلطنت در فرانسه، به سال 1792 براي هميشه به پايان ميرسد و اين دقيقن همان تاريخي است كه جمهوري فرانسه اعلام موجوديت نمود و نظام پادشاهي پايان يافت. در كل به نظر ميرسد اهميت حوادث آينده در نزد نوسترآداموس، به دو عنصر اساسي بستگي دارد:
1- ميزان تاثير حوادث بر نفوذ كليساي كاتوليك
2- تماميت ارضي و برتري فرانسه و اقتدار غرب. (مسيحيان يا صليبيان)
وحشت بزرگ
« مردي، خدايان جهنمي هانيبال را زنده خواهد ساخت.
او مايهء وحشت نژاد بشر است.
تا قبل از اين، نشريات چنين ترس بزرگ و شديدي را نقل نكرده بودند؛
مصيبتي كه از جانب بابل (عراق) متوجه روميها (غرب) خواهد شد. »
(قرن 2 – قطعهء 30 )
هانيبال، بزرگترين سردار كارتاژ ميباشد. اين شهر داراي تمدن كهن را فنيقيها يا همان كساني كه در حدود سال 814 ميلادي از لبنان مهاجرت كرده بودند، در نزديكي كشور تونس فعلي بنا كردند. بعدها اين شهر، رشد و نمو كرد و تبديل به پايگاه حكومتي نيرومندي شد. هانيبال پس از مدتي، درصدد رقابت با امپراطوري روم برآمد تا بتواند بر سرزمينهاي غرب دريايي مديترانه تسلط پيدا كند. در سه جنگي كه بيش از سه قرن (از 464 تا 146 قبل از ميلاد) ميان روميها و كارتاژها در جريان بود، نهايتن روميها توانستند شهر تاريخي كارتاژ را با خاك يكسان كنند؛ اما آنها پس از صد سال، اقدام به بازسازي آن نمودند و آنجا را تبديل به مركز امور اداري حكومت خويش در شمال آفريقا كردند. حوزهء نفود كارتاژ شامل قسمتهاي بسيار وسيعي از آفريقا، جزائر سيسيل، ساردنيا، مالت و منطقهء بزرگي در جنوب اسپانيا بود.
هانيبال (183 تا 237 قبل از ميلاد) در سن 26 سالگي به فرماندهي نيروهاي كارتاژ در اسپانيا منصوب گشت و با اينكه ميان دو دولت كارتاژ و روم معاهدهء عدم تعرض امضاء شده بود، او به اسپانيا كه تحت نفوذ روميها بود، يورش برد. روميها كه اين حمله را نقض قرارداد صلح قلمداد ميكردند، به جنگ با هانيبال پرداختند. اما سردار كارتاژ در هجومي سريع، آنها را در داخل اراضي خودشان شكست داد.
اين حمله، عمليات نظامي برجستهاي بود كه در تاريخ از آن به عنوان يكي از مفاخر جنگي ياد ميكنند. در اين يورش، هانيبال با 40 هزار نيروي پياده و اسبسوار، و ستون عظيمي از فيلها از اسپانيا به سمت شمال حركت كرد و با عبور از رشته كوههاي بين فرانسه و اسپانيا، وارد جنوب فرانسه شد.
پس از عبور از رودخانهء رون (Rhone) براي پنهان نگه داشتن مقاصد نظامياش، همچنان به طرف شمال ادامهء مسير داد و تنها زماني كه مطمئن گشت دشمن را فريب داده است، به سمت جنوب دور زد. او همراه سپاهيانش، سلسله جبال پوشيده از برف آلپ را پشت سر نهاد و از آنجا به شمال ايتاليا رفت و شكستهاي بسيار سنگيني بر روميها وارد ساخت.
با اينكه نقشهء هانيبال بسيار دقيق و ماهرانه بود، ولي او وارد شهر روم نشد و تا تابستان سال 218 ق.م. به انتظار زمان مناسب نشست. در دومين حملهء خويش، ضمن نفوذ به داخل روم، بار ديگر ارتش اين كشور را تار و مار نمود.
سال بعد در حملهاي ديگر، هانيبال توانست شكست ديگري را بر روميها تحميل كند، اما در نبر سال 202 ق.م. از روميها شكست خورد و ناگزير به آنتيوكوس سوم» (Antiochus III) پادشاه سوريه پناهنده شد و با وي پيمان مشتركي را براي حمله به روميها منعقد كرد. اما چيزي نگذشت كه پادشاه سوريه وي را به حال خود رها ساخت. وي از آنجا به آسياي صغير (تركيه كنوني) و سرزمين بيتينيه (بيتونيا = Bithynia) رفت و با پادشاه آنجا جهت جنگ عليه روميان همپيمان شد. اما در اين جنگ هم شكست خورد و هنگامي كه در شرف اسارت قرار داشت، با خوردن سمي كه در انگشتر خود پنهان كرده بود، خودكشي نمود. (183 ق.م.)
گويا منظور از خدايان كارتاژ، بتهايي است كه مردم اين مانند اجداد خويش يعني فينيقيها ميپرستيدند. بت اصلي كارتاژها، «بعل» نام داشت كه در تورات از آن ياد شده است. بعد از آن، خداي آسمان (تانيت = Tanit) در درجهء دوم اهميت قرار داشت. آنها علاقهء زيادي به بتهايشان داشتند و براي اين بتها انسانها را به شكل انداختن در آتش، قرباني ميساختند.
در اين رباعي، تمثيل شعرگونه از مردي است كه باعق ايجاد رعب و وحشت در ميان انسانها خواهد شد. نوسترآداموس، برخورد و رفتار چنين فردي با اروپائيان را مطابق با روش هانيبال دانسته است. (اصليت هانيبال نيز از لبنان و خاورميانه بود)
نوسترآداموس در سطر سوم از نشريات سخن ميگويد. اين از شگفتيهاي پيشگويي اين شخص محسوب ميشود زيرا در زمان او، روزنامه و نشريات به شكل امروز وجود نداشتند.
در ادامه، خيزش اين مرد را از بابل يا عراق كنوني پيشگويي ميكند.
________________________________
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)