● بزرگترین حیوان دنیا وال آبی رنگ است. این جانور حدود 100 فوت (حدود 30.48 متر) درازی و 150 تن وزن دارد. متاسفانه امروزه نسل وال های آبی در حال منقرض شدن است و این به دلیل شکار بی رویه آنها به وسیله صیادان نهنگ است.
● بلندترین حیوان روزی زمین زرافه است. قد زرافه ممکن است به 20 فوت (حدود 6.1 متر) برسد که برابر ارتفاع یک خانه دو طبقه است.
● کوچکترین جانور، پروتوزون (Protozoan) نام دارد. پروتوزونها به قدری کوچک هستند که تنها با میکروسکوب های قوی قابل دیدن می باشند. بعضی از آنها به قدری کوچک هستند که اگر 5000 تا از آنها را در کنار هم قرار بدهند، نقطه ای به اندازه نیم اینچ "1.25 سانتی متر" را تشکیل خواهند داد.
● تعدادی از جانوران عمر طولانی تری نسبت به انسانها دارند. لاکپشت غول پیکر یکی از آنهاست. این جانور بیشتر از دویست سال عمر میکند.
● کندترین پستاندار دنیا خرس تنبل سه انگشتی است که با سرعتی معادل 100 یارد (حدود 91.5 متر در ساعت) حرکت می کند.
● سریعترین پرنده دنیا، سویفت (swift) نام دارد. نوعی سویفت در آسیا زندگی میکند که میتواند با سرعتی بیش از 100 مایل (161 کیلومتر در ساعت) پرواز کند. این سرعت میتواند با سرعت زیاد قطارهای سریع السیر برابری نماید.
● قهرمان دو جانوران، یوزپلنگ است. این جانور میتواند با سرعتی معادل 62 مایل (99.8 کیلومتر) در ساعت بدود. او با چنین سرعتی میتواند به راحتی بز کوهی را شکار کند. البته یوزپلنگ نمیتواند با این سرعت مسافت زیادی بدود و زود خسته میشود.
● شتر مرغ بزرگترین پرنده دنیا است و نمیتواند پرواز کند. شتر مرغ در علف زارهای آفریقا زندگی میکند و بیشتر از 8 فوت (2.44 متر) قد و 330 پوند (150 کیلو) وزن دارد.
● آلباتروس (Albatross) سرگردان بزرگترین بالها را دارد. اندازه بالهای او ممکن است بیشتر از 11.5 فوت (3.5 متر) بشود.
● اندازه کوچکترین پرنده دنیا ممکن است به اندازه حبه قند باشد. این پرنده کوچک مرغ مگس خوار زنبور عسلی نامیده میشود. چون که بدن او حدودا به اندازه بدن یک زنبور عسل است. فاصله نوک او تا انتهای دمش فقط 2.5 اینچ (63 سانتی متر) است. این پرنده در کوبا زندگی میکند.
● طولانی ترین مسیر مهاجرت را در میان پرندگان چلچله های دریایی قطب شمال طی میکنند. و این پرندگان هر سال بین قطب شمال و جنوب مهاجرت میکنند و بر میگردند. آنها در هر سفر مسافتی حدود 11800 مایل (19000 هزار کیلومتر) را پرواز میکنند.
● افرادی که به قله اورست صعود کرده اند، پرندگانی را مشاهده نموده اند که در ارتفاع 2700 فوتی (825 متر) پرواز میکردند عده ای نیز از داخل هواپیما پرندگانی را مشاهده کرده اند که در چنین ارتفاعی مشغول پرواز هستند.
● درازترین مار آناکوندا (anaconda) یا بوا آبی است که در مردابها و رودخانه های جنوب امریکا زندگی میکند.
طول بدن این جانور ممکن است به 36 فوت (11 متر) برسد. این مار سمی نیست، اما دور بدن طعمه خود حلقه میزند و آنقدر به او فشار می آورد تا خفه شود.
[CENTER]● بزرگترین دماغ را در بین حیوانات فیل دارد. اندازه دماغ فیل از قد یک انسان نیز بلندتر است و حدودا به 6.5 فوت (1,98 متر) میرسد. فیل از دماغ دراز یا خرطوم خود استفاده های زیادی میکند. او علاوه بر بوییدن و نفس کشیدن میتواند خرطوم خود را پر از آب کرده و مثل یک دوش، آب را بر روی بدن خود بریزد و یا با خرطومش غذا را برداشته و به دهان خود بگذارد فیل برای ترساندن دشمنان خود میتواند با خرطومش آنها را محکم بگیرد.
منبع : [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
چند نکته جالب راجع به حیوانات :
- هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها، روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام دارويی ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.
- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.
- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.
- ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهي هاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.
- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند فيل دماي بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرماي بدنش را کاهش دهد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرماي بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما ، غذاي زيادي بخورند بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.
منبع : [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
محققان کشف کردهاند که فیلها میتوانند به راحتی تشخیص دهند که چه افرادي قصد آزار آنها را دارند و چه افرادي بیآزار هستند. محققان ثابت کردهاند که فیلها از روی رنگ لباس و بو دوست و دشمن خود را تشخیص میدهند.
به گزارش شبكه دويچه وله آلمان، یک تیم تحقیقاتی اسکاتلندی- کنیایی توانست از طریق آزمایش ها و مشاهدات پیوسته ثابت کند که فیلها از روی بو و رنگ لباس انسان ها میتوانند تشخیص دهند که آنها از كدام گروه یا قبیلهای هستند. فیلها از این طریق میفهمند که میزان خطر از جانب هر کدام از این انسان ها تا چه اندازه زیاد است. این تیم بررسیهای خود را در نشريه تخصصی Current Biology منتشر کردهاست.
محققان تحقیقات خود را بر روی فیلهای يك پارک وحش ملي در کنیا انجام دادهاند. در این منطقه قبایل مختلفی از جمله قبيله ماسايی و قبيله کامبا زندگی میکنند.
ماسايیها قبيله اي هستند که از طریق پرورش دام امرار معاش میکنند. مردان جوان عضو این قبیله برای اثبات شجاعت خود، فیلها را با نیزه شکار میکنند. درحالي كه اعضای قبیله کامبا بیشتر کشاورز هستند و خطری برای فیلها ایجاد نمیکنند. محققان در پی کشف اين مساله بودند که آیا فیلها توانایی تشخیص این گروهها را از هم دارند و اگر این گونه است، نقش رنگ و بوی لباس این افراد تا چه اندازه میتواند در تشخيص فيل ها موثر باشد.
این محققان عکس العمل فیلها را در سه حالت آزمایش کردند. حالت اول قرار دادن لباسهایی تمیز و نپوشیده در نزدیکی فیلها بود. حالت دوم قرار دادن لباسهایی بود که ماساییها آنها را به مدت ۵ روزپوشیده بودند و مرحله آخر انتخاب لباسهایی بود که کامباییها به مدت ۵ روز پوشیده بودند. هنگامی که بوی افراد قبیله ماسایی به مشام فیلها مي رسید، آشکارا سریعتر حرکت میکردند و نسبت به دو مرحله ديگر، فاصله بیشتری از لباسها مي گرفتند.
در آزمایش بعدی محققان از لباسهای تمیز و نپوشیدهای به رنگ قرمز و سفید استفاده کردند. به این دلیل که ماساییها معمولاً لباسهایی به رنگ قرمز میپوشند. در حالی که لباس افراد ساير قبایل به رنگهای دیگری است.
این بار نیز فیلها به رنگ قرمز واكنش خشنتری نشان دادند و به شدت حالت تدافعی به خود گرفتند.
اين آزمايش ها نشان دادند فيل ها از روي رنگ لباس و بو قادر به تشخيص دوستان و دشمنان خود هستند.
jamejamonline.ir
ميمونها هم داروي كنترل بارداري مصرف ميكنند
محققان دريافتند كه گونهاي از ميمونها موسوم به بابونها كه در جنگلهاي باراني در نيجريه زندگي ميكنند، براي خودشان يك داروي جلوگيري از بارداري پيدا كردهاند و از آن استفاده ميكنند.
به گفته محققان اين دارو نوعي آلوي سياه آفريقايي است. در اين پژوهش كه توسط جيمز هيقام و دستياران وي از دانشگاه روهامپتون صورت گرفته است، اين محققان دريافتند كه اين نوع آلو منبعي از هورمون پروژسترون است و خوردن آن چرخههاي توليد مثلي را در بابونهاي زيتوني رنگ جنس ماده متوقف ميكند. دكتر هيقام كه نتايج اين مطالعات را در زمينه هورمونها و رفتار منتشر كرده در اين باره ميگويد: تشخيص اين كه آيا ميمونها اين رفتار را با تفكر و آگاهانه انجام ميدهند يا نه، كار دشواري است
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
آیا تا به حال سگ یا گربهای را دیدهاید که علف بخورد؟ سگها و گربهها همانند وابستگان وحشی خود، از جمله گرگها، ببرها و شیرها، گاهی علف میخورند. چرا این جانوران گوشتخوار گاهی به گیاهخواری روی میآورند؟ با شگفتی فراوان، هنوز پژوهشی گزارش نشده است که بتواند به این پرسش پاسخ کامل و روشنی بدهد. با وجود این، دانشمندان عقیده دارند گیاهخواری ممکن است نوعی روش خود درمانی در جانوران باشد.
دانشمندان رشتههای گوناگون، در حال بررسی این احتمال هستند که گونههای زیادی از پرندگان، حشراهها و پستانداران، از گیاهان، خاک، حشرهها و قارچها به عنوان دارو بهره میگیرند و از این راهخود را در برابر بیماریهای احتمالی محافظت میکنند (پیشگیری از بیماری) یا حالت ناخوشایندی را که دچار آن شدهاند، آرامش میدهند(درمان دارویی).
اغلب دانشمندانی که در این زمینهی علمی نوین پژوهش میکنند، باور دارند جانوران نمیتوانند با تکیه بر نوعی خرد ذاتی دریابند، چه گیاهی برای آنها سودمند است بلکه راهبردهای خوددرمانی مهارتهای حیاتی هستند که انتخاب طبیعی آن را نیرو میبخشد.
در بیشتر موارد، میل به کاهش احساس ناخوشایند، بروز رفتارهای خوددرمانی را بر میانگیزد . بعضی گونههای جانوان، به ویژه میمونهای انساننما، در درمان خود اندکی هدفدار عمل میکنند. در این گونه موردها، اغلب واژهی زوئوفارماکوگنوزی (درک جانوران از داروها) به کار میر ود. البته، این واژه برای توصیف همهی راههایی که جانوران دیگر برای تعامل با داروخانهی طبیعت بر میگزینند، مناسب نیست.
● نخستین مشاهدات
در فرهنگ عامه مردم چین این داستان مشهور است که قرن ها پیش کشاورزی کنار کلبه خویش مار ی می بیند و از ترس جان با چوب دستی مار را مجروح می کند و به خیال آن که خواهد مرد , آن را به حال خود وا می گذارد . چند روز بعد , بار دیگر همان مار را می بیند و دوباره تلاش می کند آن را از بین ببرد. چند روزی می گذرد و برای بار سوم مار دیده می شود . این بار کشاورز پس از مجروح کردن مار ،آن را دنبال می کند و مار زخمی را می بیند که در میان بوته ها مشغول خوردن علف است . کشاورز مشاهدات خود را پیگیری می کند و در می یابد که زخم های مار خیلی زودتر از آن چه که تصور می کرد ، بهبود می یابند .
در پزشکی سنتی چین از پودر سفید رنگی برای بهبودی سریع تر زخم ها ، بریدگی ها و خونریزی های سطحی استفاده می شود . این پودر را از گیاهی با نام Panex notoginseng به دست می آورند . گمان می رود مار داستان کشاورز کنجکاو از آن می خورده است.
شاید مشاهدات مردم عادی را آمیخته به خیال پردازی و افسانه سازی بدانیم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمی توانیم به آسانی چشم بپوشیم . برخی از دانشمندان مشاهداتی داشته اند مبنی بر این که بعضی از جانوران می توانند ، تولید مثل خود را کنترل کنند . برای مثال ، هالی دوبلین گزارش کرده است ، برخی از فیل های آفریقایی از گونه های خاص یک درخت برای القای زایمان استفاده می کنند. او بیش از یکسال فیل حامله ای را در شرق آفریقا دنبال و مشاهده کرد که جانور تا نزدیک زمان وضع حمل ،برنامه غذایی ثابتی را پی گرفت . اما در این زمان ، شاخ و برگ گیاهی از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنیا آورد .
کارن استرایر مشاهدات مشابهی را در مورد میمون های موریک ( Brachyteles arachinoides ) در برزیل گزارش کرده است . او با تعقیب این میمون ها دریافت که آن ها گاهی از برگ های دو گیاه با نام های Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهی از میوه گیاهی با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده می کنند . دو گیاه اول نوع ترکیبات ایز وفلا ونتوئیدی دارند که ساختمان آن ها شبیه استروژن است . به نظر می رسد میمون ها از این دو گیاه برای جلوگیری از بارداری استفاده می کنند ، اما خوردن میوه گیاه سوم که حاوی نوعی پیش ساز پروژسترون به نام استیگما سترول است ، به نحوی شانس بارداری را در این میمون ها افزایش می دهد .
● پیشگیری از بیماری ها
تاکنون محققان مرز مشخصی بین رفتارها ی خود درمانی از لحاظ پیشگیری یا درمان دارویی مشخص نکرده اند . از این رو ، ممکن است روزی برخی از رفتارهایی که در این جا به عنوان پیشگیری مطرح می شوند، به عنوان خود درمانی از نوع درمانی دارویی نیز معرفی شوند . منظور از آن، رفتارهایی ا ست که تنها جانوران بیمار از خود نشان می دهند .
الف ) خاک خوری : گونه های زیادی از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتی حشرات،خاک می خورند . از مدت ها پیش، گمان می رفت این رفتار در واقع تلاشی برای تامین مواد معدنی ضروری است . اما بررسی های جدید نشان می دهند که خاک خوری همیشه به این منظور صورت نمی گیرد . تنظیم pH معده ، سم زدایی متابولیت های ثانویه گیاهان و مقابله با نارحتی های گوارشی، از جمله اسهال ، از دلایل جدیدی هستند که برای توجیه رفتار خاک خوری جانوران مطرح شده اند.
ب) استفاده از حشرات : بسیاری از حشرات سم هایی می سازند یا از رژیم غذایی خود به دست می آورند . آنها سم را در بخش هایی از بدن خود ذخیره می کنند و به کمک آن از شکار شدن به وسیله پرندگان محفوظ می مانند یا با انگل ها و میکروب ها مقابله می کنند . تاکنون بیش از ۲۰۰ گونه پرنده شناسایی شده اند که مورچه ها را بر پرهای بدن خود می مالند .
گاهی نیز روی لانه های تپه مانند مورچه ها می غلطند تا به این طریق مورچه ها روی پرهای آن کشیده شوند. مورچه هایی که پرندگان به پرهای خود می مالند ،اغلب از گونه هایی هستند که اسید فورمیک تولید می کنند . این اسید به راحتی شپش های لای پرها را از بین می برد. میمون های ونزوئلایی در فصل گرم و مرطوب سال که نیش زدن حشرات بسیار آزار دهنده می شود، ترشحات فوق العاده سمی نوعی هزار پا را روی کرک های بدن خویش می مالند . ترشحات هزار پا حاوی بنزوکوئینون هستند که در دفع حشرات بسیار موثر است .
ج) میوه های ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتیوپی , آبشاری وجود دارد که این منطقه را به دو زیستگاه متفاوت تقسیم می کند . در بالا دست آبشار , گونه ای میمون با نام Papio anubis و در پائین آن گونه ای با نام Papio hamadryas و دورگه هایی از این دو گونه , زندگی می کنند . خطر آلودگی به انگل شیستو زوما در این میمون ها متفاوت است , زیرا میزبان واسط این انگل , یعنی حلزون های جنس Biomphalaria , در پایین دست آبشار بسیار زیادند و در بالا دست آن , کم تر یافت می شوند .
از این رو , آلودگی به این انگل در پائین آبشار بیش تر است . هر چند درختچه ای با نام Balanites aegyptica در هر دو زیستگاه وجود دارد , اما تنها میمون های پائین آبشار از میوه های آن استفاده می کنند . این میوه ها حاوی نوعی پیش ساز هورمونی به نام دیوز جنین هستند که به نظر می رسد از رشد شیستوزوما جلوگیری می کند.
د) لانه های ضد انگل : بسیاری از پرندگان در لانه های خود از گیاهان تازه ای استفاده می کنند که جز و ساختمان آن ها محسوب نمی شود . به نظر می رسد گیاهان تازه مواد فراری دارند که در دفع و کشتن انگل های پوستی موثرند. برخی سا ر ها , در لانه های خود از هویج وحشی ( Daucus Carota ) استفاده می کنند که باعث کاهش قابل ملاحظه تعداد کنه های موجود در لانه می شود . هر چند کاهش تعداد کنه ها بر میزان رشد جوجه ها تاثیری ندارد ، اما جوجه هایی که در لانه های حاوی هویج وحشی رشد و نمو می کنند ، مقدار هموگلوبین بیش تری دارند.
● درمان دارویی در شامپانزه ها
درمان دارویی جانوران در مقایسه با خود درمانی به منظور پیشگیری , مورد توجه بیش تری قرار گرفته و مطالعات دقیق تری روی آن انجام شده ا ست . این مطالعات بیش تر روی شامپانزه ها و از طریق بررسی رفتار آن ها در محیط وحشی ، تجزیه و تحلیل مدفوع آن ها و مقایسه داروهای سنتی با گیاهانی که آن ها مصرف می کنند ، صورت گرفته است .
سال ۱۹۸۷ میلادی ، میشل هافمن در تانزانیا در حال مشاهده گروهی از شامپانزه ها بود که غذا می خوردند . در میان آن ها شامپانزه ماده ای، حال خوشی نداشت و در کناری آرمیده بود . وقتی بیدار شد، به سوی درختچه ای به نام Vernonia amygdalina راه افتاد . مردم محلی این گیاه سمی را " قاتل بز " می نامند .
تلخی بسیار زیاد برگ های این گیاه هشداری جدی به جانورانی است که قصد دارند شاخ و برگ های آن را مصرف کنند. اما شامپانزه بیمار بدون توجه به این هشدار , شاخه ای از این گیاه را چید و با دقت پوست آن را جدا کرد تا به مغز داخلی ساقه رسید . سپس طی ۲۰ دقیقه مغز آن را کاملا جوید و شیره آن را مکید . هافمن رفتار دیگری را نیز بین شامپانزه ها مشاهده کرد . برخی از آن ها هنگام بیماری ، برگ های گیاهان خاصی را بدون آن که بجوند ، می بلعیدند .این برگ ها تقریبا دست نخورده دفع می شدند .
هافمن در مطالعات وسیعی که در جنگل های تانزایا انجام داد ، به این نتیجه رسید که رفتار خود درمانی در شامپانزه ها اغلب با آلودگی آن ها به انگلی با نام Oesophagotomum stephanostomum ارتباط دارد .
بررسی های او نشان دادند ، ساقه یا برگ گیاهانی که شامپانزه ها هنگام بیماری مصرف می کنند، به دفع این انگل از بدن آن ها کمک می کند. شامپانزه ای که مغز تلخ ساقه V. amygdalina را بجود ، بدون شک بیمار است . جویدن مغز ساقه این گیاه پس از ۲۰ الی ۲۴ ساعت باعث از بین رفتن احساس ناخوشی در شامپانزه می شود.
اما چرا شامپانزه با دقت پوست گیاه را جدا می کند و تنها مغز ساقه را مصرف می کند ؟ در پیکره این گیاه دو دسته ترکیب کشنده به نام سسکیوترپن لاکتون و گلیکوزیدهای استروئیدی یافت می شوند . غلظت این مواد سمی در پوست ساقه و برگ های گیاه از مغز آن بیش تر است . از این رو , شامپانزه این بخش های گیاه را برای جلوگیری از مسمویت شدید مصرف نمی کند . ترکیبات دسته نخست ، اثرات ضد انگی شدیدی دارند اما ترکیبات دسته دوم خواص کشندگی کم تری دارند و باعث مهار تحرک و تخم گذاری در انگل ها می شوند.
شامپانزه ها برای دفع انگل های خود از گیاهان دیگری نیز استفاده می کنند . هافمن ۳۴ گونه گیاه را گزارش کرده است که شامپانزه ها برگ آن ها را درسته می بلعند . هر چند این گیاهان به شکل های گوناگون ( بوته, درختچه , درخت و پیچک ) می رویند ، اما همه آن ها خصوصیت مشترکی دارند : سطح برگ هایشان بسیار زیر و پوشیده از کرک است .هافمن درمطالعات خود دریافت ، در مدفوع شامپانزه به ازای هر ۲۰ برگ بلعیده شده حدود ۱۰ کرم زنده یافت می شود . بنابراین با وجودی که برگ های بلعیده شده کرم ها را دفع کرده بودند ، آن ها را از بین نبرده بودند . در واقع سطح زیر و کرکدار برگ ها اتصال کرم های بالغ به جدار روده را سست می کند. به علاوه بسیاری از کرم های نابالغ لابه لای کرک ها به دام می افتند و به این ترتیب از بدن جانور دفع می شوند.
● خود درمانی و یادگیری
اغلب محققان بر این باورند که راهبردهای خود درمانی مهارت هایی حیاتی هستند که انتخاب طبیعی آن ها را نیرو می بخشد . با وجود این ، در برخی گونه ها ، به ویژه میمون های انسان نما ، رگه هایی از یادگیری مشاهده می شود. در این میمون ها ، افراد خام و بدون تجربه رفتارهای خود را با کسب اطلاعات از تجربیات دیگران کامل می کنند . وقتی فردی اثرات مفید ماده ای را برای سلامتی خود درمی یابد، این تجربه میان اعضای گروه به تدریج گسترش می یابد.
به نظر می رسد اولین برخورد با رفتارهای خود درمانی در سنین پائین اتفاق می افتد . وقتی میمون بالغی بیمار می شود و رفتار خود درمانی را از خود بروز می دهد، میمون های جوان متوجه این رفتار می شوند و سعی می کنند خودشان نیز آن را انجام دهند. میمون بالغ نیز اغلب مادرشان است .
اگر خود درمانی را حاصل یادگیری بدانیم، با پرسش های عمیقی روبه رو می شویم . جانور پس از بیماری باید گیاه دارویی را شناسایی کند، بخش هایی را که موثر هستند انتخاب و آن را به شیوه مناسبی مصرف کند . شامپانزه ها در عادت های غذایی بسیار محافظه کارانه عمل می کنند و حتی هنگامی که بیمار هستند ، مواد غذایی جدید را به طور تصادفی انتخاب نمی کنند . شاید رفتار خود درمانی از آن جا شروع می شود که در یک دوره کمیابی غذا ، میمون های گرسنه و بیمار به غذاهای جدیدی روی می آورند . در نتیجه سلامتی خود را باز می یابند و این بهبودی زمینه ای برای مصرف غذای جدید در هنگام بیماری می شود.
● خود درمانی و پزشکی سنتی
حدود یک قرن پیش ، طبیبی تانزانیایی توانست با کشف شیوه درمانی مهمی جان بسیاری از مردم روستایش را نجات دهد که به یک بیماری شبیه اسهال مبتلا شده بودند . او جوجه تیغی بیماری را در اطراف روستا مشاهده کرد که وضعیتی مشابه اهالی روستا داشت و از ریشه گیاهی می خورد . اهالی روستا آن گیاه را سمی می پنداشتند اما طبیب عقیده داشت می توان از آن برای درومان بیماری استفاده کرد. از این رو ، پس از این که خود مقداری از گیاه را خورد ، ماجرا را برای مردم تعریف کرد و آنان را متقاعد کرد از آن برای درمان بیماری خود استفاده کنند . از آن زمان تاکنون مردم آن روستا از آن گیاه به عنوان دارو استفا می کنند . به نظر می رسد , رویدادهای مشابه ، بر کارایی پزشکی سنتی افزوده اند و شاید منشا پزشکی سنتی بوده اند .
● کلام آخر
همان طور که یک قرن پیش آن طبیب تانزانیایی توانست داروی جدیدی را برای مردم روستای خود پیدا کند ، مطالعه رفتارهای خود درمانی در جانوران می تواند منیع مهمی برای کشف داروهای جدید باشد. آفریقا، محل تولد بشر، ممکن است نقطه شروع تکامل پزشکی مدرن باشد . شناخت بهتر این قاره می تواند نقش مهمی در آینده جهان ایفا کند.
سال هاست در هر گوشه یی از ایران بحث نابودی میراث طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و جانوری یا مرگ مشکوک جانوران دریایی مطرح است؛ روندی که این روزها رو به گسترش است.شاید ایرانیان اطلاعات کافی و درستی در مورد این گونه های جانوری ندارند تا اقدامی جمعی برای جلوگیری از این روند انقراض نسل به وجود بیاید، اما در مقابل همواره شاهد اعتراض فعالان زیست محیطی به مرگ پرندگان و موجودات دریازی بوده ایم در حالی که دیگر گونه های جانوری هم به دور از هیاهوی رسانه ها، در حال انقراض و نابودی هستند. سگ سانان ایران نیز از این دسته اند هرچند شاید این غفلت به دلیل بدنامی حیوانات این گروه باشد اما واقعیت چیز دیگری است. سگ سانان حیوانات بسیار مفیدی هستند، چرا که با تعقیب و شکار حیوانات مریض و علیل، سلامتی بقیه را تضمین کرده و با کنترل جمعیت علف خواران، از تخریب مراتع جلوگیری می کنند. از طرف دیگر، با شکار حیوانات مضر برای مزارع و انسان (نظیر جوندگان) و خوردن لاشه حیوانات و زباله های اطراف روستاها، کمک بزرگی به انسان می کنند. در مناطقی که تعداد سگ سانان، به خصوص روباه کاهش یافته است افزایش جمعیت جوندگان به عنوان آفت، کاملاً محسوس است. البته بعضی از آنها نیز خساراتی به دام های اصلی، پرندگان و محصولات کشاورزی وارد می کنند که باید گفت این خسارات نسبت به منافع آنها بسیار ناچیز است.
● گرگ هایی که هندوانه می خوردند
شاید هیچ حیوانی به اندازه گرگ بدنام نباشد و شاید دلیل اصلی این بدنامی، داستان ها و افسانه هایی باشد که به خصوص از کشورهای روسیه و امریکا سرچشمه گرفته است. اما زیست شناسان این کشورها پس از مطالعاتشان در دهه های اخیر بر روی این گونه، متذکر شده اند که گرگ بی جهت خطرناک قلمداد شده است و از نظر اکولوژیک، نقش بسیار مهمی دارد. گزارش های حمله گرگ به دام های اهلی همگی در مناطقی بوده اند که حیوانات وحشی آن مناطق نابود شده اند. البته باید گفت در چند سال گذشته، گزارش های پراکنده یی هم از حمله گرگ به انسان وجود دارد اما علت آن را می توان تغییر بسیار زیاد زیستگاه های گرگ به دست انسان ها و کم شدن شدید تعداد طعمه های آن بر اثر شکار بی رویه و تخریب مراتع دانست. گرگ که بزرگ ترین گونه از خانواده سگ سانان است معمولاً در بین صخره ها، سوراخ حیواناتی مانند روباه و ریشه درختان، دو یا چند لانه می سازند که در مواقع احساس خطر بچه ها را از یک لانه به لانه دیگر منتقل می کنند. پراکنش جهانی این گوشت خوار به قاره های امریکا، اروپا و آسیا محدود شده و در اکثر مناطق کشور ما زندگی می کنند.
گرگ ها که حیواناتی شبگرد هستند، معمولاً در گروه هایی که به ندرت از ۱۰ گرگ تجاوز می کند، زندگی می کنند و قوی ترین گرگ، رهبری گروه را به عهده دارد. گرگ های عضو یک گروه، غالباً با هم نسبت فامیلی دارند و معمولاً گروهی به شکار می روند. غذای آنها را علف خواران بزرگ مانند قوچ وحشی، پازن، آهو، مرال و شوکا تشکیل می دهد. علاوه بر آنها از مهره داران کوچک و پرندگان نیز تغذیه می کنند اما در مواقع کمیابی طعمه، از لاشه حیوانات و مواد گیاهی استفاده می کنند. جالب توجه است که در منطقه مراکان آذربایجان غربی، غذای اصلی گرگ ها را در فصل تابستان، «هندوانه» تشکیل می دهد. گرگ ها که حیواناتی بسیار پرطاقت و خستگی ناپذیر هستند، می توانند ۱۰۰ کیلومتر را با سرعت آهسته در یک روز بدوند. گرگ های پیر که توانایی همراهی با گله را ندارند، از گله جدا شده و بقیه عمر را به تنهایی زندگی می کنند. نحوه شکار گرگ ها نیز به گونه یی است که ابتدا طعمه های خود را زیر نظر گرفته و با تعقیب کردن پیرترین، ضعیف ترین و مریض ترین حیوان گله، آن را شکار می کنند. شاخص ترین خصوصیت گرگ ها در هنگام شکار، این است که به راحتی شکار خود را رها نمی کنند. تا چند روز پس از خوردن غذا نیز در کنار طعمه خود استراحت می کنند و پس از آن برای به دست آوردن غذا به محل جدیدی می روند. سن بلوغ گرگ ها، با توجه به جنسیت متفاوت است. نرها بین دو تا سه سالگی بالغ شده و ماده ها در دو سالگی به بلوغ می رسند و نر و ماده، هر دو می توانند هم با سگ و هم با شغال جفت گیری کرده و بچه دار شوند. دوره بارداری دو ماه است و تعداد توله ها بین ۲ تا ۱۰ توله گزارش شده ولی عموماً ۳ تا ۵ بچه می زایند. مسوولیت تهیه غذا برای ماده و توله ها به عهده گرگ نر است ولی نر و ماده مشترکاً از توله ها مواظبت می کنند. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، بعد از ۱۰ روز چشم باز می کنند و تا ۶ ماه به والدین خود وابسته هستند. طول عمر آنها در طبیعت ۹ سال بوده ولی در اسارت تا ۱۶ سال زندگی می کنند. گرگ ها در اسارت، همانند سگ مهربان و بازیگوش هستند. بسیار زیرک و باهوش بوده و استعداد شناسایی افراد را دارند. بچه های آنها خیلی زود اهلی می شوند. گرگ ها دشمن طبیعی خاصی ندارند، اما در سال های اخیر به خاطر کم شدن طعمه، تعقیب با وسایل نقلیه موتوری، شکار، تله گذاری و استفاده از طعمه مسموم، جمعیت آنها در اکثر مناطق کشور کم یا نابود شده است. یکی از اهمیت های اکولوژیک گرگ ها، جلوگیری از انتشار بیماری در گله های علف خواران و جمعیت پستانداران منطقه است. به این صورت که آنها با انتخاب مریض ترین حیوان هر گله، از انتشار بیماری جلوگیری کرده و در قوی نگه داشتن پستانداران وحشی علف خوار نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. از این رو حفاظت این گونه و سایر گونه ها (چه خطرناک و چه بی خطر برای انسان) حائز اهمیت است.
● شغال هایی که لانه ندارند
شغال شباهت زیادی به گرگ دارد با این تفاوت که جثه آن کوچک تر است. رنگ آن حنایی تر و سایه سیاهی روی پشت دارد، البته رنگ شغال های جنوب ایران روشن تر از شغال های نواحی شمال است. در اغلب مناطق ایران شغال یافت می شود و به طور کلی بوته زارهای نواحی پست، سواحل دریا، محل های ریختن زباله و اطراف مناطق مسکونی را ترجیح می دهد. از نظر جهانی نیز شغال ها در قاره های اروپا، آسیا و آفریقا پراکنده اند. این جانور غالباً شبگرد است ولی گاهی در روز هم مشاهده می شود و به صورت انفرادی، جفت و گاهی گروهی زندگی می کند. معمولاً لانه مشخصی ندارد و از گودال ها، سوراخ های طبیعی، شکاف سنگ ها و لانه متروکه سایر جانوران، برای ایجاد لانه و تولد نوزادان استفاده می کند. معمولاً در اوایل غروب، شغال ها به صورت دسته جمعی زوزه یی شبیه فریاد انسان سر می دهند. شغال ها که حیواناتی کم توقع هستند، غذای خود را از منابع مختلفی تامین می کنند. اغلب اوقات لاشه حیوانات، باقی مانده غذای طعمه خواران و زباله های شهری و روستایی غذای اصلی آنها را تشکیل می دهد. گاهی نیز پستانداران کوچک، پرندگان، خزندگان و حشرات را شکار می کنند و در مواقع کمیابی این منابع غذایی، کاملاً گیاه خوار شده، از میوه ها تغذیه می کنند. معمولاً شغال ها توانایی شکار حیوانات بزرگی مثل گوسفند را ندارند اما به حیوانات پیر و مریض و همچنین نوزادان آنها حمله می کنند و با گرفتن گردن یا گلوی حیوان، آن را از پای درمی آورند. این جانور از انسان گریزان نیست و بیشتر نزدیک محل سکونت انسان ها دیده می شود. در بعضی روستاها به طور مرتب به محل کشتار گوسفندها سر زده و بقایای کشتار و به طور کلی مواد حیوانی و سایر فضولات را می خورند و در تمیز کردن محل موثر هستند.
این حیوان به علت تطابق با شرایط گوناگون محیط، قدرت استتار خوب و استفاده از منابع غذایی متفاوت، در حال حاضر از جمعیت خوبی برخوردار است و خطری نسل آنها را تهدید نمی کند. شاید حساسیت شغال ها به بیماری هاری و کاله آزار مهمترین تهدید جمعیت آنها باشد.
● روباه هایی که خرما می خورند
این گوشت خوار در اکثر زیستگاه های کشور و حتی داخل شهرها مشاهده می شود، اما غالباً در مناطق بسیار خشک بیابانی و جنگل های انبوه (به جز منطقه جنگلی پارک ملی گلستان) یافت نمی شود. در خارج از ایران نیز، در قاره های آفریقا، امریکا و آسیا نیز زندگی می کند. این جانور شب گرد که عموماً اوایل غروب و صبح زود فعالیت بیشتری دارد، در فصل جفت گیری، زمان تهیه غذا برای بچه ها و مواقع مریضی، روزها نیز مشاهده می شود. در مواقع روز عموماً می خوابد و در خواب هم نسبت به بو و صدا بسیار حساس است. به طوری که با نزدیک شدن انسان یا حیوان، از خواب می جهد. معمولاً به تنهایی زندگی می کند و فقط در زمان جفت گیری و نگهداری از بچه ها زندگی مشترک دارد.رژیم غذایی روباه های معمولی بستگی به موادی دارد که در دسترس اش قرار می گیرد اما معمولاً از پستانداران کوچک نظیر موش و خرگوش، پرندگان و جوجه آنها، حشرات و سایر بی مهرگان تغذیه می کند. در شکار کردن بسیار زیرک، حساس و محتاط عمل می کند. شهرتش نیز به خاطر زیرکی در شکار است. عموماً طعمه خود را با تعقیب رد آن (به خصوص در برف) شکار می کند. البته همانند بقیه سگ سانان موجود در ایران، روباه معمولی نیز گاهی از غذاهای گیاهی به عنوان مکمل تغذیه می کند تا جایی که در بعضی از مناطق (مانند دشت ترکمن صحرا) در تابستان ها در کنار مزارع هندوانه ساکن می شوند و از هندوانه به عنوان غذای اصلی استفاده می کنند. در جنوب کشور، در مواقعی که تعداد جوندگان بسیار کم باشد، ماهی و خرما غذای اصلی روباه ها را تشکیل می دهد.
روباه های معمولی عموماً دو لانه اختیار می کنند و لانه حیواناتی نظیر رودک و خرگوش یا سوراخ های طبیعی محل مناسبی برای سکونت آنهاست. نکته جالب اینکه لانه ها علاوه بر راه اصلی، چندین راه خروجی اضطراری دارند و روباه در مواقع احساس خطر، بچه ها را از لانه یی به لانه دیگر منتقل می سازد. فصل جفت گیری آنها معمولاً زمستان است. پس از جفت گیری، نر و ماده مشترکاً شروع به تدارک محل زایمان می کنند. ماده ها پس از ۵۰ تا ۵۶ روز بارداری، تعداد ۴ تا ۸ بچه می زایند. در روزهای اول زایمان، وظیفه تهیه غذا به عهده روباه نر بوده و ماده در این مدت از لانه خارج نمی شود. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، رنگ قهوه یی تیره و دمی با نوک سفید دارند. چشم آنها پس از ۹ روز باز می شود، تا ۴ ماهگی وابسته به والدین هستند و در ۱۰ ماهگی می توانند تولیدمثل کنند. طول عمر روباه معمولی حدوداً ۱۰ سال است. با وجودی که روباه دشمنان طبیعی مانند پلنگ و پرندگان شکاری دارد، اما به علت زیرکی و تطابق با شرایط مختلف طبیعی و استفاده از منابع متفاوت غذایی، به رغم تعقیب و شکار بی رویه، تاکنون کاهش شدیدی در جمعیت آنها ایجاد نشده است. ولی حساسیت شدید این حیوان به بیماری هاری، ممکن است تنها عامل خطرآفرین باشد.
● روباه شنی، برگ درخت می خورد
جثه این جانور از روباه معمولی کوچک تر است ولی گوش ها نسبتاً بزرگ تر هستند و بر خلاف روباه معمولی، پشت گوش ها سیاه نیست (غالباً به رنگ پشت بدن و معمولاً زرد متمایل به نارنجی است). در دو طرف صورت این جانور، دو نوار قهوه یی متمایل به سیاه مشاهده می شود که از اطراف چشم ها به گوشه دهان امتداد یافته اند. زیستگاه اصلی آن مناطق بیابانی و استپی است و در ایران، در منطقه حاشیه کویر مرکزی، سیستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، بندرعباس و جزیره قشم زندگی می کند. پراکنش جهانی روباه شنی نیز به شمال آفریقا، عربستان و افغانستان محدود می شود.روباه شنی، مانند روباه معمولی شبگرد است و معمولاً در روز دیده نمی شود. معمولاً تک زی است و البته گاهی نیز در دسته های کوچک زندگی می کند و ممکن است در یک ناحیه، چند لانه روباه شنی یافت شود. سوسک، جوندگان کوچک، خزندگان، لاشه حیوانات و مواد گیاهی نظیر برگ، دانه های آب دار و صیفی جات رژیم غذایی آن را تشکیل می دهد. البته در منطقه رباط پشت بادام یزد تعدادی روباه شنی در حال خوردن هندوانه نیز مشاهده شده اند. طول عمر این حیوان نیز در اسارت ۵/۶ سال است. به دلیل آنکه روباه شنی معمولاً در مناطق بیابانی و دور از دسترس زندگی می کند، خطر چندانی نسل این جانور را تهدید نمی کند. اما در سال های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ اکثر روباه های شنی پارک ملی کویر، به علت نامشخصی (که احتمالاً طعمه های مسموم کار گذاشته شده توسط دامداران برای کشتن گرگ بوده است) از بین رفته اند.
● روباه هایی که از درخت بالا می روند
روباه ترکمنی در مقایسه با روباه معمولی دارای جثه یی کوچک تر و دست و پایی بلندتر است و مشخصه اصلی آن، دم نسبتاً کوتاهی است که برخلاف سایر روباه ها، انتهای آن به زمین نمی رسد. زیستگاه آن مناطق استپی خشک بوده و در ایران فقط در نواحی ترکمن صحرا زندگی می کند. در خارج از ایران نیز این گونه روباه از آسیای مرکزی تا تبت یافت می شود.غالباً شبگرد است و به صورت انفرادی زندگی می کند. معمولاً لانه متروکه حیواناتی نظیر رودک را برای سکونت انتخاب می کند. حیوانی بسیار چابک و بازیگوش است و می تواند از درختان بالا برود. در گذشته شکار آن با عقاب متداول بوده است. بعضی نیز روباه ترکمنی را به عنوان حیوان خانگی نگهداری می کرده اند. اما امروزه به علت با ارزش بودن پوست این حیوان، شکارچیان با استفاده از وسایل نقلیه موتوری آن را تعقیب و شکار می کنند. به همین خاطر نسل روباه ترکمنی شدیداً کاهش یافته و خطر انقراض آن را تهدید می کند.
● کمیاب ترین روباه ایرانی
شاه روباه از نظر جثه، کمی از روباه معمولی کوچک تر است. در صورت، دو نوار سیاه و مشخص دارد که از چشم ها به طرف بینی امتداد یافته اند. دم آن بسیار بلند و پرمو است، اما رنگ موهای انتهای آن به سفیدی دم روباه معمولی نیست. این نوع روباه در استپ های کوهستانی زندگی می کند و در ایران، در مناطق شرق خراسان، کرمان، فارس، رباط پشت بادام یزد و اصفهان مشاهده شده است. زیستگاه های شاه روباه در خارج از ایران نیز بلوچستان پاکستان، افغانستان و ترکمنستان است.اطلاعات بسیار کمی درباره این روباه بازیگوش و باهوش وجود دارد. در حال حاضر شاه روباه، کمیاب ترین روباه ایران است و به علت داشتن پوست گرانبها، مورد توجه شکارچیان پوست است. در سال های اخیر نسل آن به شدت کاهش یافته و خطر انقراض نسل آن را تهدید می کند. در «فهرست سرخ» که عنوان اثری از اتحادیه جهانی حفاظت از منابع طبیعی (iucn) است و گونه های در معرض خطر را طبقه بندی کرده است، شاه روباه با علامت اختصاری Vu یا آسیب پذیر مشخص شده است.
حمیدرضا میرزاده
هزاران سال است که زبان چنگالمانند مارها توجه مردم را به خود جلب کرده و به پیشنهاد فرضیههای گوناگونی پیرامون آن انجامیده است. در بسیاری از فرهنگها و آیینها، زبان چنگالمانند نمادی از بدجنسی و فریبکاری است. ارسطو، نخستین پژوهشگری است که در مورد اهمیت کارکردی زبان چنگالمانند مارها نظر داده است.
به نظر او، این ویژگی باعث دو برابر شدن لذت احساس چشایی میشود. ۱۹ قرن پس از او، هودیرنا بیان کرد که زبان چنگالمانند برای پاک کردن ذر ههای خاک از سوراخهای بینی به کار گرفته میشود؛ زیرا مارها همیشه روی زمین میخزند یا در سوراخها و غارچههای زیرزمینی پیش میروند. نظریههای دیگری نیز بیان شد. از جمله، مارها با چالاکی حشر ههای کوچک را بین نوکهای زبان چنگالمانندشان به دام میاندازند. در آغاز قرن بیستم نیز برخی بر این باور بودند که زبان مار یک اندام لامسه است که جانور آن را برای ضربه زدن به زمین به کار میگیرد (درست مانند کاری که یک نابینا با عصایش انجام میدهد.)
از میان این خیالپردازیها، نظر ارسطو به واقعیت نزدیکتر است. امروزه ما میدانیم که مارها از زبانشان برای دریافت پیامهای شیمیایی بهره میگیرند. اما، بر خلاف نظر ارسطو، این اندام به احتمال زیاد در حس چشایی دخالتی ندارد.
در سال ۱۹۲۰، برومن نظریهای پیشنهاد کرد که به نظر می رسید از پختگی زیادی برخوردار است: هنگامی که مار زبانش را به درون دهانش میکشد، نوکهای زبان چنگالمانندش را درون دو سوراخ ریز در دو سوی سقف دهانش میگذارد. از این راه، مواد شیمیایی محرکی که در اثر تماس نوکهای زبان با زمین یا چیزهای گوناگون، گردآوری شده است، از راه آن سوراخها به اندامهای بویایی ویژهای به نام اندامهای جاکوبسون یا ومرونازال(VNO) میرسند. این اندامها در مارها، سوسمارها و بیشتر پستاندارن بهخوبی توسعه پیدا کردهاند. آنها دستگاههای بویایی ثانویه هستند که به طور ویژه برای شناسایی فرومونها، یعنی مواد شیمیایی که جانور به عنوان پیغام برای دیگر جانوران هم گونهاش میفرستد، تکامل یافتهاند. اما در دههی ۱۹۸۰ میلادی، شواهد آزمایشگاهی و مقایسهای، نظریهی برومن را با پرسشهای مهمی روبهرو کردند:
۱) تهیهی فیلم با کمک پرتوهای ایکس نشان داد که وقتی زبان به درون دهان کشیده میشود، پیش از بسته شدن دهان، در غلاف ویژهی خود قرار میگیرد. در حقیقت، نوکهای زبان به سوراخهای VNO وارد نمیشوند. در عوض، مولکولهای شیمیایی روی یک جفت برآمدگی بالشتک مانند در کف دهان جای میگیرند. بسته شدن دهان، این بالشتکها را به سوی سوراخهای VNO میراند و از این راه مولکولهای محرک به این اندامها راه مییابند.
۲) هر چند اندامهای VNO در بسیاری از خزندگان از جمله سوسمارها بهخوبی توسعه یافتهاند، اما شمار اندکی از آنها دارای زبان چنگالمانند هستند. به علاوه، در بیشتر خزندگان زبان تنها مقدار اندکی شکافته شده است. روشن است که نوکهای این گونه زبانها نمیتوانند به سوراخهای اندامهای VNO وارد شوند. با وجود این، چنین گونههایی به نحو کارآمدی مواد شیمیایی را در اختیار این اندامها میگذارند.
اگر زبان برای جایگیری در اندامهای VNO چنگالمانند نشده است، چه نقشی را برای شکل چنگالمانند آن میتوان در نظر گرفت ؟
در سال ۱۹۹۴، شوینگ پاسخ مستندی را برای این پرسش فراهم کرد. به نظر او زبان چنگالمانند به مار توان درک محرکهای شیمیایی موجود در دو نقطه را به طور همزمان میدهد. بدین خاطر مار میتواند شیبی از مواد شیمیایی محرک را دنبال کند. به دست آوردن دو برداشت همزمان، توانایی مار را در دنبال کردن دقیقتر مسیر فرمونها افزایش میدهد. این توانایی در جست و جوی شکار و جفت از اهمیت زیادی برخوردار است. این درک شیمیایی فضایی، شبیه دیگر دستگاههای درک فضایی است که بر اساس تحریک همزمان دو اندام حسی جدا از هم کار میکنند. برای نمونه، فاصلهی زمانی بین ورود صدا به یک گوش و به گوش دیگر و اختلاف شدت صداهای رسیده به دو گوش، توانایی تعیین دقیق جهت صدا را به ما میدهد.
شواهد زیادی از نظریهی شوینگ پشتیبانی میکنند:
۱)مارها و سوسمارهایی که زبان آنها چنگال مانند است، با مهارت بسیار زیاد مسیرهای بودار را دنبال میکنند، اما سوسمارهایی که زبان آنها تنها اندکی شکاف دارد، این مسسیرها را پیگیری نمیکنند.
۲) مارها و سوسمارهای با زبان چنگالمانند، وقتی با مواد بودار روبهرو میشوند، نوکهای زبانشان را از هم دور میکنند تا با این کار فاصله بین نقطههای نمونهبرداری را افزایش دهند و شیب مادهی شیمیایی را بهتر درک کنند.
۳) بریدن بخش چنگالمانند زبان باعث می شود جانور نتواند مسیرهای بودار را دنبال کند. با وجود این، آزمایشها نشان میدهند که در این حالت اندامهای VNO مواد شیمیایی را دریافت میکنند و بروز پیامهای عصبی در آنها دیده است.
۴) اگر یکی از سوراخهای VNO را ببندیم، جانور نمیتواند مسیرهای بودار را دنبال کند و در عوض به سوی سوراخ بسته نشده گردش میکند.
۵) بررسی دستگاه عصبی نشان میدهد که هر یک از نوکهای زبان با یک هستهی عصبی در سوی دیگر مغز مرتبط است و دو هسته از راه دو نیمکرهی مغز با هم در ارتباط هستند. این آرایش همانند وضعیت مرکزهای شنوایی در پستانداران و پرندگان است که اجازه تعیین موقعیت صدا را به آنها میدهد.
۶) در سوسمارها بین میزان چنگال بودن زبان و روش جست و جوی شکار رابطه معنیداری وجود دارد. دستهای از سوسمارها در کمین شکار مینشیند و نیازی به دنبال کردن آن ندارند. در حالی که گروه دیگر، با تکاپوی گسترده در محیط به شکار خود دست مییابند. توانایی دنبالکردن دقیق مسیری که به منبع غذا میرسد، برای جانوری که بخش زیادی از انرژیاش را در راه جست و جوی شکار هزینه می کند، از اهمیت زیادی برخوردار است. زبان چنگال مانند در این گروه به خوبی توسعه یافته است.
در راستههای دیگر نیز گیرندههای شیمیایی دوتایی برای هدایت جانور به سوی شکار یا جفت تکامل یافتهاند. برای نمونه، شبپرههای کولی نر (Porthetria dispar) دارای دو آنتن بزرگ، ظریف و حساس به مواد شیمیایی هستند که با کمک آنها جفتشان را در مسافتهای بسیار دور هم شناسایی میکنند. یک نوع سوسک حشرهخوار هم با کمک یک جفت آنتن قاشق مانند که از دو سوی سرش بیرون زدهاند، مسیر فرمونهای مورچهها را دنبال و آنها را شکار میکند.
منبع :[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
وقتی به باغ وحش یا پارک های سطح شهر می روید یکی از جانورانی که خیلی مورد توجه شما بچه ها قرار می گیرد، قوها هستند. بچه ها دلشان می خواهد به این پرنده های زیبا نزدیک شوند، به آنها غذا بدهند و با آنها بازی کنند. نور خورشید که روی قوها می تابد، درخشش و زیبایی شان چند برابر می شود. به این پرنده در بسیاری از کشورها توجه خاصی شده است. به عنوان مثال یکی از بهترین داستان های کودکان، داستان جوجه اردک زشت است که این رمان کودکانه توسط هانس کریستین آندرسن، دوست خوب بچه ها نوشته شده است. این داستان در مورد جوجه اردکی است که شبیه بقیه بچه اردک ها نیست و در عین تعجب و ناباوری همه، وقتی بزرگ شد، تبدیل به یک قوی زیبا می شود و این به آن معناست که ما همگی درون خود زیبایی داریم. در کشورهای مختلف، داستان های زیادی در مورد قو وجود دارد. قو، سمبل زیبایی و افسونگری است و با شعر و موسیقی و عشق و علاقه مرتبط است. در یونان، این پرنده در حالی به تصویر کشیده می شود که کنار چنگ آواز می خواند. در افسانه های ژاپن از قو به عنوان پرنده ای ملکوتی و آسمانی یاد می شود که در بهشت سکونت دارد. طبق این افسانه، زمانی که در شهر آینو جنگ در گرفت همه مردم کشته شدند و فقط پسربچه ای جان سالم به در برد. قوی زیبا به صورت زنی درآمد، از بهشت به زمین برگشت و پسربچه را بزرگ کرد. در روسیه، قوها الهام بخش آهنگساز معروف روسی یعنی چایکوفسکی برای ساخت بزرگ ترین اثرش به نام دریاچه قو شده اند. در افسانه های ایرلندی، لباس شاعران و موسیقیدان ها از پرهای قو ساخته می شد. یکی از افسانه های ایرلندی مربوط به بچه هایی است که تبدیل به قو شدند. این بچه های قو نما آنقدر زیبا آواز می خواندند که هر کسی با شنیدن صدای آوازشان آرام می شد و به خواب عمیقی فرو می رفت. در این افسانه قو سمبل ابدی و دائمی بودن روح است. در افسانه های سایر کشورها، قو سمبل آب های شفابخش و خورشید است. در این افسانه ها، قو با عناصر اصلی مانند خاک، آب و هوا ارتباط مستقیمی دارد. گفته می شود مردان شفابخش از پرقو در از بین بردن بیماری ها استفاده می کردند. در افسانه ای دیگر از زیبایی آواز قو هنگام مرگ سخن می گوید یکی از افسانه های زیبا در مورد قو داستان بچه های لیر است. در این داستان چهار برادر شاهزاده ایرلند با بدجنسی نامادریشان، مجبور بودند تا آخر عمر به شکل قو زندگی کنند و در این میان خواهر مهربانشان به آنها کمک کرد تا از این وضعیت خلاص شوند. در سراسر دنیا به این پرنده زیبا و دوست داشتنی به دیده احترام نگاه می شود. اگر می خواهید در مورد زندگی این پرنده زیبا بیشتر بدانید با ما همراه باشید. ● زندگی قوها قوها بزرگ ترین پرندگان آبی هستند و با خانواده، غازها ارتباط نزدیکی دارند. آنها به خاطر زیبایی وقار و متانت شان به عنوان پرنده های زینتی لقب گرفته اند که در برکه ها باغ وحش ها، پارک ها و باغ های گیاه شناسی حضور دارند. قوها گردن های دراز و پاهای پره داری دارند. یکی از گونه های آنها، قوی خاموش است. این قوها بسیار بزرگند و تمام بدنشان سفید رنگ، دارای نوک صورتی با دو برآمدگی سیاه رنگ هستند. نوک آنها آنقدر حساس است که هنگام شنا زیرآب از آن به عنوان حسگر استفاده می کنند. قوها با داشتن ۲۵ تا ۳۵ مهره گردنی، بلندترین گردن را در میان پرندگان دارند. بدن آنها حدود ۲هزار و ۵۰۰ پر دارد. عمر آنها بسیار طولانی است در حیات وحش تا ۲۰ سال و در باغ وحش ها و پارک ها حتی تا ۵۰ سال هم عمر می کنند. قوها سرزمین های مرطوب و احاطه شده توسط آب را ترجیح می دهند. لانه هایشان را روی پشته (تل خاک) می سازند. قوی توندرا لانه هاش را در سرزمین های مرطوب دشت های قطبی می سازد و منطقه ای به وسعت یک مایل را تحت کنترل می گیرد با این عمل، ملک خود را از بقیه قوها جدا می کنند. قوها مناطق خنک تر را برای زندگی ترجیح می دهند و از گرما متنفرند. لانه این قوهای عظیم الجثه در آمریکای شمالی و روسیه شمالی دیده می شود. قوهای گردن سیاه در برزیل و قوهای سیاه در استرالیا و نیوزیلند یافت می شوند. قوهای خاموش نیز در اروپا ساکن هستند. ● غذای مورد علاقه قوها در حیات وحش، قوها ریشه گیاهان نشاسته دار و غدد گیاهان آبزی را می خورند و برای این کار با استفاده از نوک های قیچی مانندشان گیاهان و علف ها زیر آب را تکه تکه می کنند، آنها می توانند ده تا بیست ثانیه زیر آب غوطه ور باقی بمانند. این پرندگان به دلیل گردن دراز و پرعضله می توانند با انحنادادن گردن، سرشان را در آب خم کنند و چانه شان ته آب باقی بماند و به طور مداوم گیاهان آبی ببلعند. در خشکی دانه و غلات می خورند ولی باید سرشان را محکم تکان دهند تا دانه از گلویشان عبور کند. بسیاری از گونه های قو، گیاهخوارند ولی قوی خاموش ماهی هم می خورد؛ قوها غده ای بالای چشمشان دارند که آنها را قادر می سازد آب پر از نمک و املاح را بنوشند. این غده، نمک را از آب می گیرد و آن را به محلولی تبدیل می کند که از سوراخ بینی اش خارج می شود و پرنده می تواند با تکان دادن سر از شر آن راحت شود.در پارک ها و باغ وحش و... قوها با گندم، جو، ذرت، کاهو، کلم، علف و آندیو حتی بیسکوئیت و نان، تغذیه می شوند. ● قوها و جوجه هایشان قوها زندگی خود را وقف جفتشان می کنند و در طی سال با هم باقی می مانند. آنها تا ساختن آشیانه برای تخم گذاری بعدی از بچه های خود نگهداری می کنند. اگر یکی از قوها بمیرد، قوی باقیمانده دنبال جفت دیگری می گردد و تا آخر عمر با هم باقی می مانند. قوها در سن دو تا سه سالگی به بلوغ می رسند و می توانند تا پنج عدد تخم بگذارند. آنها به مدت ۳۰ روز روی تخم می خوابند. جوجه های آنان، ابتدا چگونگی شناور ماندن روی آب را یاد می گیرند و پس از ۶۵ تا ۷۰ روز پرواز کردن را یاد می گیرند. پرهای آنان در ماه های تیر و مرداد شروع به ریختن می کند و دوباره پرهای جدیدی به جای آن رشد می کند. قوها پرندگان بسیار قدرتمند و قوی هستند. بال های آنان آنقدر محکم است که با بال زدن می توانند دست انسان را بشکنند. قوها گرچه موجوداتی بسیار آرام هستند ولی گاهی هم خشمگین می شوند و خشم خود را با خم کردن گردن و حمله به سمت مقابل نشان می دهند. قوها از ملک خود در مقابل غریبه ها و سایر قوها حفاظت می کنند، ولی اردک ها و پرندگان کوچک را تحمل می کنند. آنان در فصل زمستان در دسته های بیست تایی و چهل تایی مهاجرت می کنند. بچه های قو حداقل یک سال همراه والدینشان در گروه، باقی می مانند تا آموزش های خاصی از قبیل تغذیه، استراحت کردن، مسیرها و جهت ها و... را یاد بگیرند. قوها پرواز در شب را بسیار دوست دارند و شب هنگام در ارتفاع ۲۸ هزار پایی از سطح زمین تا ۲ هزار مایل بر فراز دریاها پرواز می کنند. حدود نیمی از بچه قوها که در شمال لانه دارند طی مهاجرت به جنوب از بین می روند، زیرا قبل از اینکه به اندازه کافی قوی شوند، مجبور به ترک منطقه هستند. قوها نسبت به بیماری های قارچی، انگلی و ویروس ها بسیار حساس هستند. بچه ها هر وقت یک دسته قوی مهاجر را در آسمان دیدید به این معنی است که زمان مهاجرت آنها فرا رسیده است.مواظب این پرنده های زیبا باشید و سعی کنید هیچ گاه به آنها آسیبی نرسانید. منبع :میترا جلیلی روزنامه کارگزاران
خانواده دلفین با ۱۷ جنس و۳۵ گونه بزرگترین خانواده زیر راسته نهنگهای دندان دار محسوب می شود.اعضای این خانواده در تمام آبهای آزاد جهان و همچنین بعضی رودخانه های در امتداد آب شیرین انتشار دارند. این خانواده از دوره آئوسن ظاهر شده اند. پوست بدن دلفینها معمولاً صاف و برهنه است.ممكن است در سر و تنه تعدادی از آنها مو وجود داشته باشد.از گوشهای خارجی فقط سوراخ كوچكی نمایان است و سوراخ بینی كه یك یا دو عدد می باشند در بالا و عقب سر قرار گرفته اند تا عمل تنفس در سطح آب را سهولت بخشند. این سوراخها به وسیله پرده ای خود به خود بسته می شوند. تعداد دندانها زیاد و در بعضی گونه ها به ۲۶۰ عدد می رسد و عمدتا از ماهیها وسرپایان و حتی دلفینهای كوچكتر تغذیه می كنند. طول آنها از ۲/۱ تا ۹/۳ متر و وزنشان از ۲۳ تا ۱۳۶ كیلوگرم متفاوت گزارش شده است.
بدن آنها مانند ماهی دوكی شكل و آیرو دینامیك است.این شكل میزان اصطكاك بدن جاندار و آب را كاهش و سرعت حركت را افزایش می دهد. یك دلفین قادر است حدود ۵/۵ متر از سطح آب بیرون بپرد كه این عمل نیاز به سرعتی در حدود ۳۸ كیلومتر بر ساعت دارد. سر دلفینها بزرگ و ناحیه گردنی كمی باریك است. دستها تبدیل به باله شنا شده و پاها از بین رفته اند.در انتهای بدن،دم پهن افقی و دو قسمتی وجود دارد.
عضو اصلی حركت این آبزی باله دمی است و باله های پارویی شكل جلویی حركات بدن را به طرف بالا و پایین تنظیم می كنند. جفتگیری در هنگام روز و شامل جنگ بین نرها به همراه جست و خیز و نزدیك شدن آنها به سطح آب صورت می گیرد.
در اغلب نمونه ها طول دوره بارداری بین ۹ تا ۱۲ ماه است. بین تولد اولین و دومین بچه، حداقل دو سال فاصله وجود دارد. در بیشتر موارد هنگام تولد، نوزادها از دم خارج می شوند. بلافاصله پس از قطع بند ناف، نوزاد بایستی سریعاً خود را به سطح آب برساند و اولین تنفس را انجام دهد. وقتی نوزادها در سطح آب هستند، مادرها بیشتر به آنها كمك می كنند تا پس از جدا شدن كامل آنها از زهدان مادر، مشكلی برایشان به وجود نیاید.
تا این لحظه نوزادها به وسیله مشیمیه مادر گرم نگاه داشته می شوند و از این به بعد در محیط اقیانوس قرار گرفته و تنظیم درجه حرارت بدن به شكل مستقل انجام می پذیرد.
نوك پستان درهنگام شیر دادن به وسیله فشار عضلات مخصوصی بیرون می زند. موقعی كه بچه مشغول خوردن شیر می شود مادر با فشارهای مخصوصی كه به مخزن شیر وارد می كند، شیر را به سرعت به داخل دهان بچه هدایت می نماید.دلفینها بچه های خود را ۶ ماه تا یك سال و بعضاً ۱۸ ماه شیر می دهند جالب توجه این كه ارزش كالریك شیر دلفین ۱۰ برابر بیشتر از شیر گاو است.
دلفینها به یكدیگر بسیار كمك می كنند.وقتی تولدی صورت می گیرد، دلفینهای ماده نوزاد را از حمله كوسه ها محافظت می كنند.
بعدها وقتی مادر به جستجوی غذا می رود دلفینی دیگر از نوزاد نگهداری نموده و به شكل یك حصار دفاعی شنا می كنند تا بچه دلفینها با آرامش خیال درون حصار بازی كنند.
این حیوانات حتی سعی می كنند یك بچه دلفین را كه در تور ماهیگیری به دام افتاده است، نجات دهند، ولی معمولاً ناكام می مانند.
آنها همچنین برای تهیه غذا همكاری نموده و در حالی كه به دور یك دسته ماهی حلقه می زنند ، آنها را به سطح آب روانه می كنند تا سایر اعضای گروه بتوانند با فراغ خیال تغذیه كنند.دلفینها برای حفاظت خودشان در زیر پوست دارای یك لایه چربی هستند. ضخامت این لایه در برخی از گونه ها تا ۵۰ سانتیمتر هم می رسد.
دلفینها از قدرت تولید امواج صوتی بهره مند هستند.طیف فركانس این امواج بین ۵ تا ۱۵۰ كیلوهرتز است. مساله شگفت آور این كه دلفینها توانایی شنیدن اصوات تا فركانس ۸۰ كیلو هرتز را دارند كه این حد، چهار برابر حد شنوایی انسان است. بخشی از این اصوات توسط حفره تنفسی كه در بالای سر جانور قرار دارد تولید گردیده ، اما اغلب آنها از ناحیه حلقوم جانور كه در زیر حفره دم واقع شده است، به وجود می آیند.
ماهیچه های ظریفی كه در اطراف حفره دم قرار گرفته اند ، امكان كنترل صحیح اصوات عبوری از میان آنها را به دلفین می دهند. این حیوانات از بسیاری جهات هنوز سازگاری نیافته و به عبارتی ویژگیهای اولیه خود را حفظ كرده اند. برای مثال میزان شنوایی در آنها بسیار عالی است كه فقدان یا ضعف سیستم بویایی را در حیوان جبران می نماید و همچنین برای جبران مشكل بینایی در آب به كار می رود.
در این حیوانات تحمل بالا نسبت به فشار گاز دی اكسید كربن، توانایی شنای طولانی در زیر آب را فراهم می سازد و اصولاً در زمینه قابلیت تنفس از اكسیژن هوا دو تا سه برابر پستانداران خشكی زی از خود توانایی نشان می دهند. قفسه سینه در این جانوران قابلیت ارتجاع داشته و امكان تنفسهای عمیق را فراهم می سازد.
بیشتر دلفینها دارای رنگهای اختصاصی بوده و فرمهای بدنی خاصی دارند. این ویژگی در گونه های مختلف متفاوت است. جنسیت، سن، شرایط جغرافیایی و زیستگاهی از عوامل دخیل در این تنوع است. حتی در حیوانات مشابه از نظر سن، جنس و جمعیت ممكن است عدم شباهت مشاهده گردد.
در بسیاری از دلفینها رنگ بدن ، پس از مرگ در كمتر از یك ساعت تغییر كرده و معمولاً این تغییر به صورت سیاه یا تیره شدن رنگ بدن است.
دلفینها بسیار باهوش و بازیگوش هستند.در اكثر باغ وحشها و بعضی از سیركها دلفین را به منظور انجام نمایشات مختلف تربیت می كنند.
گوشت و چربی آنها نیز دارای ارزش تجاری است.هم اكنون در ارتش آمریكا و یك آكواریوم بزرگ در فلوریدای آمریكا به كار پرورش دلفین در حد نسبتاً بالایی مشغول هستند كه از آنها در عملیات جنگی و غیره استفاده می شود .
منبع : صدق پارسا - روزنامه قدس
اصولكلی رفتار با اسب:رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاری ، ارتباطو انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با دیگر انسانها دارای اهمیتاست درمورد رفتار با اسب نیز دارای جایگاه خاص خود می باشد.
●خوش رفتاری:همانگونه كه بازتاب رفتاری انسان ها نمودار تربیت آنهاست رفتار اسب ها نیز نشان دهنده نوع تربیت آنهاست . اسب ها به طور كلی نهفقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصیات اخلاقیپرستار ، مراقب یا سواركارشان نیز از خود حساسیت نشان می دهند.
به عنوان مثال ، مالك یا مراقب یا سواركار بد اخلاق اسبی شرور تحویل می دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است.
اسب برای خوش رفتاری باید آموزش داده شود و ساده ترین این آموزش هاعبارتند از :آرامش كامل به هنگام تیمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامشبرای نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ایست و بی حركت ماندن پس ازاستقرار كامل سوار روی زین و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسبسرو كار دارد باید خود بیاموزد كه چگونه خوش رفتاری را به اسب آموزش دهد.
●ارتباط:آنهائی كه با اسب سرو كار دارند باید بیاموزند كه در امرآموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته های آموزش دهندهمبهم و متغییر باشد اسب به سرعت سردرگم می شود . بنابر این لازم استبدانیم كه چه نكته ای را چگونه بیاموزیم و این امكان پذیر نیست مگر روشصحیح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكی به نفس باشیم.
●انضباط و تشویق:به هنگام كار با اسب انضباط اهمیت خاصی دارد . اگرحركتی غلط را اصلاح كرده و حركت صحیح را پاداش بدهیم ، اسب به زودی در مییابد كه كدامین حركت ها صحیح است و سعی در تداوم آنها خواهد داشت . به ایننحو اسبی خوش رفتار خواهید داشت كه به داشتن او افتخار می كنید و نتیجه اشزندگی بهتر برای اسب است . اسب نیازمند پرستاری مسئولانه و مهربانانههمراه با قاطعیت است تا نظم پذیر شود.
این موجودات وحشی ، علی رغم اینكه هزاران سال است كه اهلی شده و تحتتربیت قرار گرفته اند ، همچنان غرایز اجدادی خود را حفظ كرده اند. اسب نهفقط می تواند تو سری خور و عصبی با شد بلكه می تواند به موجودی كاملا شرورو موذی تبدیل شود . چه بسا كه پی آمد نگهداری و تربیت غلط و عدم انضباطواكنش های خطرناكی باشد.
اسب نباید اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در این صورتبه سرعت چگونگی تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار می دهد.
حركت غلط اسب یابد قاطعانه و با صدائی كمی بلند سرزنش شود . اغلب اینروش موثر می افتد ، ایجاد كمی تفاوت در صدا و قاطعانه بیان شدن آن كافی بهنظر می رسد. اگر تربیت كننده ای به طور دائم بر سر اسبش فریاد بكشد فقط اورا ناراحت كرده و خودش هم به نظر می رسد احمق و یا بد اخلاق باشد . خلاصهاینكه سرزنش مداوم بیهوده است و اسب به صدای بلند خو گرفته و برایش عادتمی شود .
اگر صدای قاطع و كمی بلند موثر نیافتد ، ضربه های كف دست روی گردن ،كپل و در صورتی كه گاز می گیرد روه پوزه لازم است. تنبیه باید بلافاصلهباشد تا اسب دریابد كه از او چه می خواهند .
به محض اینكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب می شود كه می تواندضربه های ملایم كف دست روی گردن ، صدائی مهربان و یا حبه ای قند باشد .دراین صورت او پی می برد كه پی آمد رفتار صحیحش خوش رفتاری است . اسبهاموجوداتی دوست داشتنی هستند كه براحتی با انسان دوست شده و خوش رفتاریاعتماد آنها را جلب كرده و متكی به نفس می شوند و خوش رفتارتر شده و بهموجوداتی دوست داشتنی تبدیل می شوند.
روان اسب ها در كره گی نسبتا پاك است و رفتار آنها در آینده پی آمد چگونگی خوش و یا بد رفتاری آنها در طول دوران نگهداری آنها است.
●چگونگی رفتار با اسب :همانگونه كه گفته شد ، این روش هدفش استحكامپایه های ایمنی است ولی در این مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كاركردن با اسب و نحوه رفتار با اوست.
اسب موجودی زنده دارای صفات ویژه و غرایزی است كه بر روی واكنش هااثر می گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولی برقرار نكرده ومنطق خاصی حاكم بر رفتارشان نیست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نهشكارچی زمینه های رشد غرایز و احساسات آنها بیشتر در سمت مظلوم واقع شدنبوده است تا موجودی مهاجم.
هنوز هم بیشتر سازه كارهای اسب دفاعی است كه اغلب در زمینه كار بااسب بازدهی مفیدی دارد. با این وجود باید به خاطر بسپاریم كه هموارهرفتارهای اسب غیر قابل پیش بینی است كه امكان دارد به جراحت و یا مرگمنتهی شود . حتی در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتیاط را از دست ندهید .
نگهداری صحیح در توسعه شخصیت اسب از اهمیت خاصی برخوردار است . بهعنوان مثال اگر تنگ اسبی به ناگهان و یكباره سفت كشیده شود ، پوستش را بهدرد آورده و نمی تواند برگردد و به شما بگوید كه ببخشید ، تنم درد گرفت ،او می تواند دندان قروچه ای كرده و یا دست و پایش را بلند كند . روشارتباطی او منحصر به تظاهرات اندامی اوست . اگر رفتاری خشونت آمیز با اوتداوم داشته باشد او نا امید شده و قدرت خود برای جلوگیری و یا رفع آناستفاده خواهد كرد.
چگونگی نزدیك شدن به اسب در اصطبل:می بایست به صراحت گفت كه اسب دروناصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمی توان گفت كه همگی هم این چنینبرداشتی دارند ولی امكان دارد كه اسبی عصبی ، شرور و یا به شدت عصبانی درچنین شرایطی واكنش از خود نشان دهد. حتی ممكن است اسبی بسیار خوش اخلاق همبه خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامیاز طرفین و سمتی كه فضا باز تر است به اسب نزدیك شوید. فریاد كنان و دواندوان و جست و خیز كنان به اسب نزدیك شدن فقط او را سرآسیمه می كند . بهآرامی با اوصحبت كرده و ترجیحا نامش را صدا كنید.
در نزدیك شدن به اسب غریبه از حمله ناگهانی او بر حضر باشید . خوشبختانه این عمل از تعداد كمی اسب سر می زند ولی بهتر است در برخورد بااسب غریبه نكات ایمنی را رعایت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از رویدرب اصطبل برای نوازش اسب برایش تعجب برانگیز است و ممكن است واكنش اونسبت به این حركت حمله به طرف در و یا فرار به طرف دیگر اصطبل باشد.
iranianhorse
اخرین ویرایش توسط Violet : 19-11-2007 at 11:36 PM
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)