یکی از معدود بازیهای داخلی که شخصاً انتظار آن را میکشيدم، بازی عصر پهلوانان بود و اميد بسياری برای به موفقيت رسيدن اين بازی داشتم. اکنون بعد از انجام بازی میتوان گفت بدون شک تيم سازنده يعنی استوديوی رسانا افزار شريف، قدم اول را با موفقيت و به درستی برداشته است. عصر پهلوانان يک بازی نقش آفرينی کامل نيست؛ ولی به عنوان اولين بازی ايرانی ساخته شده در اين سبک، کيفيت بسيار مناسبی را داراست. اولين چيزی که بازيکننده را به وجد میآورد، ويدئوی از پيش رندر شدهی آغازين بازيست. هرچند اين ويدئو کوتاه است و بازی فاقد ميان پرده است، اما نشان دهنده توانمندی بالای طراحان خوب ايرانيست.
داستان با هجوم ديوان به شهر زابل آغاز میشود. شما در نقش آتار، شاهزاده زابل هستيد که در زمان حمله به همراه پدرش پيشداد، خارج از شهر مشغول شکار بودند. پس از بازگشت متوجه میشويد که ديوان قسمت مهمی از شهر(کتابخانه زابل و اطراف آن) را به آتش کشيدهاند. مردم شهر نيز موجودی اسکلت مانند را مشاهده کردهاند که در نواحی مختلف زابل ظاهر و ناپديد میشده. از روزگاران قديم نيز عدهای بر اين باور بودند که میتوان با نوع خاصی سنگ به مناطق مختلف سفر کرد، اما آتار با پرسش از بزرگان با تجربه، در ميابد که تنها با پرهای دورگشت میتوان اينکار را انجام داد. سپس وی به وجود گنجينهای پی میبرد که يابندهاش را رويين تن میکند و اين احتمال را میدهد که ديوان و موجودات پليد به دنبال اين گنجينه راهی زابل شدهاند. آتار به کمک پيشداد در جستجوی راز رويين تنی به کتابها مراجعه میکنند و نهاياتاً آتار جانش را به خطر انداخته و با پرهای دورگشت راهی سرزمينهای ناشناخته میشود.
قسمتهایی از داستان و برخی از شخصيتها برگرفته از داستانهای کهن فارسی مانند شاهنامه فردوسی است. بارها در آثار خارجی از داستانهای سرزمين ما استفاده شده که يک نمونه آن Jackie شخصيت اول بازی The Darkness است. او مانند ضحاک، پادشاه اسطورهای ايرانی، دو مار بر دوش داشت. در عصر پهلوانان نيز شخصيتی مانند ضحاک و با نام دهاک ماردوش طراحی شده است. جذابترين موجودات داستان، کوتولههای بانمکی هستند که به زبان انسانها، ولی با لهجهی خود صحبت میکنند. اين کوتولهها شلغم را بيش از هر چيز ديگری(حتی بيشتر از سکه!) دوست دارند. طراحی شخصيتها به خوبی صورت گرفته و تنها ايراد وارده بر آنها، چهره تکراری شخصيتهای غير قابل بازی مانند مردم شهر و دشمنان است. البته آتار نيز هيچ شباهتی به شاهزاده خوش سيمای نمايش يافته در ويدئوی آغازين يا تصوير بسته بازی ندارد. به هر حال اين موارد جزئی اهميت چندانی برای يک بازی نقش آفرينی ندارد. آنچه که در درجه اول موجب جذب بازيکننده میشود، داستان و ماموريتها هستند. بدون اغراق عصر پهلوانان بهترين و کاملترين داستان را در ميان عناوين ايرانی دارد.
از بين بردن دشمنان و جابجایی اشياء، از المانهای اصلی گيم پلی اين بازی اکشن-نقش آفرينی میباشد. اينکه مجبور شويد دو يا چندين بار يک راه را بپيماييد تا کاری را به سرانجام برسانيد، ايرادی ندارد. اما در عصر پهلوانان به هر بهانهای سازندگان شما را وادار میکنند حداقل دوبار از يک مسير عبور کنيد. بزرگترين مشکل بازی، ماموريتهای نسبتاً خطی آن است. در برخی قسمتها چندين انتخاب میتوانيد داشته باشيد؛ اما در اصل هيچ تاثيری بر داستان نمیگذارند و مراحل اصلی پشت سر هم طی میشوند. اگر ساده بخواهم توضيح دهم، عصر پهلوانان برای همه يک تجربه داستانی را به همراه خواهد داشت. حتی درجه خير و شر که بر حسب فعاليتهايتان در بازی تغيير میکند؛ کاربردی ندارد و بر هيچ چيز اثر نمیگذارد. اشتباهات طراحی به اينجا ختم نمیشود و يک مشکل عجيب در ميانه داستان انتظارتان را میکشد. کافيست انتخاب اشتباهی در آن قسمت انجام دهيد و از قابليت ذخيره سريع نيز استفاده نکرده باشيد تا با کمال تعجب با اشکالات بيشمار بازی روبرو شويد. حتی اگر بازی را از مراحل قبلی آغاز کنيد، مشکلات دو چندان میشوند. شايد از حوصله شما خوانندگان خارج باشد که توضيح زير را بخوانيد؛ ولی برای شفاف سازی بهتر است مثالی برای اين مشکلات بياوريم.
در منطقه کوهستانی برای از بين بردن گرگزاد(قاتل مادر آتار)، به سلاحی خاص احتياج داريد که در دست دشمن گرگزاد(تکين) قرار دارد. برای اينکار ابتدا گرگزاد را فريب داده و با گرفتن شيشه زهر به سراغ آن شخص میرويد. در هنگام صحبت با تکين چند انتخاب خواهيد داشت. در اين قسمت اگر اعتماد وی را نتوانيد جلب کنيد(که اين مورد در ماموريتهای فرعی قرار گرفته!)، او به شما حمله ور میشود و ديگر نمیتوانيد به سلاحش دست يابيد و در نتيجه مجبور به بارگذاری آخرين ذخيره میشويد. آخرين ذخيره خودکار بعد از صحبت با گرگزاد است. آن را بارگذاری کرده و دوباره نزد دشمن گرگزاد میرويد. اينبار نمیتوانيد با تکين صحبت کنيد، زيرا هنگامی که به وی نزديک شويد، به شما هجوم میآورد. به مرحله قبل برگشته تا دوباره وارد منطقه کوهستانی شويد؛ اما در ورود به اين منطقه بسته شده! در نهايت با بارگذاری ذخيره دو مرحله قبل و با پشت سر گذاشتن ماموريتهای تکراری، در انبار باز شده و میتوانيد به منطقه کوهستانی دورگشت کنيد. خوش به سعادت بازيکنندهای که هنگام ملاقات با تکين، همان بار اول اعتمادش را جلب کند.
آتار میتواند از جادوها، ابزار و سلاحهای گوناگونی استفاده کند و رفته رفته انوع جديدی از آنها را بدست میآورد. سلاحها شامل انواع خنجر، شمشير، پتک، گرز، نيزه، تبر، تير و کمان و ... است که تعدادشان هم کم نيست. اما جادوها اندک هستند و بيشترشان قدرت آنچنانی که انتظار داريد را ندارند. تمامی ابزار و اقلام در کوله پشتی قرار میگيرند و تنها محدوديت در نگهداری، وزن بار است. قابليت خريد و فروش در بازار شهر زابل نيز وجود دارد. البته دسترسی به سلاحها آسان است و در عين حال نياز چندانی به خريد نخواهيد داشت. ولی برای انجام ماموريتهای فرعی چندين بار راهی بازار خواهيد شد تا مايحتاج مردم را تهيه کنيد. با اينکه سلاحهای مختلفی در بازی يافت میشود و هر يک قدرت مشخصی دارند، تمايلی به استفاده از نيزه يا تير و کمان نخواهيد داشت. زيرا تمام دشمنان را به يک شيوه ساده میتوان از پا درآورد. کافيست به هر نوع دشمنی که قصد مقابله با آن را داريد نزديک شويد و پس از وارد آوردن ضربهای به آن موجود، چند قدم به عقب بازگرديد تا ضربهاش به شما اصابت نکند. سپس اين کار را تکرار کنيد تا دشمن نيست و نابود شود. به همين دليل مبارزات تکراری و خسته کننده هستند.
از شباهت HUD بازی به Diablo نسبت به نسخه نيمه کاره کاسته شده و رنگ و روی ايرانی به خود گرفته. اطلاعاتی که پايين صفحه نمايش ميابند، ميزان مانا و سلامتی آتار است. مانا خود به خود احيا میگردد و سلامتی با استفاده از خوراکیهای مختلف و اکسير بهبود ميابد. اکسيرهای ديگری برای افزايش قدرت و سرعت و ... نيز در بازی يافت میشود. ده محفظه برای استفاده سريع از آيتمها نيز وجود دارد، که میتوان با کليد 1 تا 10 هر کدام را تعيين کرد. محل ماموريتها و مسيرها را در نقشه میتوان مشاهده کرد. نقشه کوچکی نيز برای راحتی کار در گوشه صفحه و با فشردن کليد M نمايان میشود. مانند همه نقش آفرينیها، پس از کسب تجربه از ماموريتها يا استفاده از ابزار، تراز شما افزايش ميابد. اما بر خلاف تمامی نقش آفرينیها، هيچ قدرت يا تغيير ويژهای بجز چند حرکت جديد هنگام مبارزات، نصيبتان نمیشود. شخصيتها در کل فاقد هوش هستند تا حدی که توانایی مسير يابی هم ندارند. اگر خود را در مسير حرکت مردم قرار دهيد يا آنها را به سمت ديوار هول دهيد، ديگر نمیتوانند به راهشان ادامه دهند.
گرافيک عصر پهلوانان از طراحی بی دقت رنج میبرد. ذوق سازندگان با نگاه به مناطق متنوع و زيبا، مشهود است؛ ولی محيط به خوبی با مدلها پر نشده. بيشترين ايرادات، مربوط به منطقه سوخته هستند. خانهها بدون هيچ حساب و کتابی در جای جای اين ناحيه قرار داده شدند. مثلاً دو خانه داخل يکديگر رفته، يک خانه بر روی ديگری قرار گرفته و بی دقتیهای ديگر. همچنين مدلها با بافتهای بد کيفتی پوشانيده شدهاند. در طراحی از رنگهای گوناگونی استفاده شده؛ حتی آسمان و نورهای هر ناحيه متفاوت است. البته نورپردازی بازی يک مشکل اساسی دارد. هنگامی که به منابع نور نزديک شويد، بدن آتار بطور مصنوعی آن رنگ را به خود میگيرد؛ در حالی که محيط اطراف به شکل عادی خود باقی میماند. بارگذاری هر منطقه از نقشه، جداگانه صورت میگيرد و مدت زمانی که برای آن انتظار میکشيد، خيلی اذيتتان نمیکند. منو و تنظيمات بازی متعارف هستند و همه چيز برای راحتی بازيکننده فراهم شده. قابليت Anti Aliasing که برای از بين بردن ناصافیها بکار میرود، مشکل دارد و پس از استفاده، تصوير بهم میريزد. بغير از اين مشکل، ايراد فنی ديگری بر گرافيک بازی وارد نيست.
اما نقطه مقابل گرافيک، يعنی صدای بازی سرشار از مشکل است. هر ناحيه از نقشه صدای مختص به خود را دارد و پس از خارج شدن از منطقه مشخص، ناگهان صدای قبلی قطع شده و صدای منطقه بعدی آغاز میشود. در اين ميان نيز يک صدای قطعی ناگهانی(بدليل عدم استفاده از قابليت کاهش تدريجی صوت) حسابی حال بازيکننده را میگيرد! اما موسيقیهای عصر پهلوانان زيبا و هماهنگ با حال و هوای بازی هستند. هرچقدر سازندگان تأکيد بر بکارگيری هنر گويندگان ماهر و کاربلد کنند، نمیتوان از ايرادات فنی صداگذاری گذشت. ولی انصافاً گفتگوهای بازی به خوبی نوشته و بيان شدهاند. اکثر مکالمهها غير جدی و طنز آميز هستند. مخصوصاً چوپانها و کوتولههای بامزه که لحظات خوشی را برايم به ارمغان آوردند؟(برای اينکه متوجه شويد چرا جمله سوالی نوشته شده، بازی را انجام دهيد!)
بسته بندی شکيل، دفترچه زيبا، انتقال پيامها به شيوه نوين، داستان زيبا، ماموريتهای کافی و ... نشان دهنده تلاش چندين و چند ساله توليد کنندگان برای هرچه بهتر عرضه شدن بازيست که ارزش خريد با هزينهای کمتر از يک دهم محصولات خارجی را دارد. به عنوان يک بازی نقش آفرينی، عصر پهلوانان کمبودهایی دارد؛ ولی درکل انجامش لذت بخش است. فراموش نکنيد که نقطه قوت بازی داستان آن است که همچنان ادامه دارد. در حال حاضر استوديو رسانا افزار شريف در حال کار بر روی داستان وابسته(Episode) اول عصر پهلوانان است. اين بازی ايرانی خوش ساخت و جذاب را به تمام هموطنان پيشنهاد میکنيم. حتی بازيکنندههای سخت سليقه .
برای خرید این بازی به [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ] مراجعه کنید
خرید پستی جدیدترین فیلمها و سریالها و بازیهای روز دنیا
خرید پستی جدیدترین فیلمها و سریالها و بازیهای روز دنیا
خرید پستی جدیدترین فیلمها و سریالها و بازیهای روز دنیا
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
اللهم عجل لولیک الفرج
حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت
هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت
نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)