+ پاسخ به مبحث
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456
نمایش نتایج 51 تا 52 از 52

مبحث: زندگینامه شخصیتهای برتر علم

  1. #51
    همکار سابق انجمن موبایل
    16,700 امتیاز ، سطح 31
    25% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 750
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class
    نماد hoshdar
    تاريخ عضويت
    May 2008
    پست
    1,500
    گيپا
    206,445
    پس انداز
    216
    امتیاز
    16,700
    سطح
    31
    تشكرها
    471
    965 بار در 589 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    معادله اي براي ابديت،
    آلبرت اينشتين(1955 - 1879)
    آلبرت اينشتين در چهاردهم ماه مارس سال 1879 در شهر قديمي و
    کوچک اولم در کوهپايه هاي آلپ و در کرانه رود دانوب به دنيا آمد. يک ساله بود که
    خانواده او به مونيخ نقل مکان کردند. چهار سال بعد، پدر و عموي آلبرت با کمک همديگر
    کارخانه اي کوچک را براي توليد وسايل الکتريکي در حومه مونيخ راه اندازي کردند.
    آلبرت تحصيلات خود را تا اواخر دبيرستان در همين شهر ادامه داد
    اما ازآنجايي که کارخانه لوازم الکتريکي خانوادگي آنها چندان سودآور نبود، خانواده
    اينشتين تصميم گرفتند بخت خود را در جاي ديگري امتحان کنند و به همين دليل در سال
    1894 به ميلان ايتاليا نقل مکان کردند. اينشتين مدتي را در ايتاليا در کنار خانواده
    خود گذراند و سپس تصميم به ادامه تحصيل در دانشگاه گرفت. بنابراين براي تکميل
    تحصيلات دبيرستاني خود به مدرسه ايالتي شهر کوچک آراو در سوئيس رفت. در همين زمان
    بود که اينشتين شانزده ساله اولين مقاله علمي اش را با عنوان «بررسي وضعيت اتر در
    حضور ميدان مغناطيسي» نوشت.
    اينشتين در 1896 تحصيلات خود را در آراو به پايان رساند و سپس
    وارد پلي تکنيک زوريخ شد. او در پاييز 1900، امتحان دولتي را گذراند و مدرک دکتراي خود را از پلي تکنيک دريافت کرد. پس از فارغ التحصيلي، جست و جو براي يافتن کار را
    آغاز کرد و سرانجام در تابستان 1902 با سمت کارشناس فني درجه سه و با حقوق ساليانه
    3500 فرانک به استخدام اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن درآمد. اينشتين 8 ساعت از
    روز را به کار در اداره ثبت اختراعات برن مشغول بود و مابقي زمان روز در اختيار خودش بود و مي توانست به ايده هايي که در سر داشت بينديشد. همين زمان هاي فراغت بود
    که در نهايت يکي از بزرگ ترين دستاوردهاي تاريخ انديشه يعني «نظريه نسبيت» را براي
    بشريت به ارمغان آورد.
    اينشتين سه سال تمام بر روي معادلاتي که بيان رياضي جديدي از
    «زمان» و «فضا» ارائه مي دادند کار کرد و هر دقيقه از فراغت خود را بر سر آن گذاشت.
    در نهايت اينشتين در سال 1905که اکنون 26 سال بيشتر نداشت، مجموعه مقاله هاي «نسبيت خاص» را در نشريه اي تخصصي و آلماني زبان در زمينه فيزيک به نام «آنالن در فيزيک»
    (Annalen der Physik) منتشر کرد. همين مجموعه مقاله ها بود که با ارائه تصويري جديد
    از بنيادي ترين مفاهيم فيزيک يعني «زمان» و «فضا» و با نسبي دانستن آنها، بنيادهاي
    فيزيک مطلق گراي نيوتني را فروريخت و ديدگاه انسان را نسبت به جهان تغيير داد…
    تا پيش از زمان ارائه نظريه نسبيت، فيزيک با مسائل لاينحلي روبه
    رو شده بود. يکي از اين مسائل، تبيين نتيجه آزمايش مايکلسون و مورلي در مورد سرعت
    نور بود. اما نظريه نسبيت توانست به خوبي بخش مهمي از مسائل مزبور را حل کند و همين
    امر، در جلب توجه زودهنگام دانشمندان به نظريه اينشتين موثر بود. ماکس پلانک،
    فيزيکدان برجسته دانشگاه برلين، در مورد او گفت؛ «کپرنيک تازه اي متولد شده است.»
    بدين ترتيب، با شناسايي، پذيرش و تکامل نظريه اينشتين، آوازه او در مراکز بزرگ علمي اروپا پيچيد.

    در 1914، با پيشنهاد ماکس پلانک (که اعتبار و مقام علمي اش در
    محفل هاي آکادميک، چون و چرا نداشت) اينشتين استاد دانشگاه برلين شد و به عضويت
    فرهنگستان علوم پروس درآمد. در 1916، با انتشار مقاله اي، نظريه نسبيت خاص را تعميم
    داد و «نسبيت عام» را ارائه کرد. اين نظريه که رفتار نيروي گرانش را با ديدگاهي
    کاملاً متفاوت و به صورت انحناي فضا- زمان تبيين مي کرد، بار ديگر جهان علم را دچار
    حيرت کرد و ديدگاه بشر را نسبت به جهان، تغيير داد (همين نظريه بود که بعدها از
    پديده هاي شگفت انگيزي نظير سياهچاله ها، انبساط جهان، امواج گرانشي و… پرده
    برداشت). در 1917، اينشتين در مقاله اي براي نخستين بار، مباني نظري تابش ليزر را
    تبيين کرد (بعدها ليزر، انقلابي در عرصه علوم و فناوري ايجاد کرد).
    با فرارسيدن دهه 1920، شهرت اينشتين گوي سبقت را از شهرت هر دانشمند زنده ديگري ربود. اکنون خانه اينشتين در برلين به زيارتگاه مردان و زناني با حرفه ها، دلبستگي ها، نظرها و انگيزه هاي مختلف بدل شده بود که در جست وجوي پاسخ
    مسائل فيزيکي، رياضي، فلسفي، اخلاقي، مذهبي، سياسي و يا حتي شخصي بودند. چيزي نگذشت
    که اينشتين به يک جاذبه سياحتي شهر تبديل شد و خانه اش در شماره 5 خيابان هابر
    لانداشتراسه يکي از جاهايي بود که هر توريستي که به برلين مي آمد بايد ببيند. در
    سال 1921، جايزه نوبل فيزيک به خاطر خدماتي که اينشتين در فيزيک نظري ارائه داده
    بود، به وي اهدا شد.
    با به قدرت رسيدن هيتلر در 1933، «پاک سازي هاي» گسترده در
    دانشگاه هاي آلمان آغاز شد. در آن زمان، اينشتين به دعوت موسسه فناوري کاليفرنيا به
    عنوان استاد ميهمان در امريکا به سر مي برد. اينشتين طي نامه اي از عضويت در
    فرهنگستان علوم آلمان استعفا داد و رسماً اعلام کرد که در رژيم کنوني ديگر نمي
    تواند در خدمت دولت آلمان باشد. در ابتدا فرهنگستان نمي دانست چه کار کند، اما
    نهايتاً تحت فشار نازي ها بيانيه اي انتشار داد و اينشتين را به انجام فعاليت هاي
    ضدآلماني متهم کرد. پليس آلمان در ماه مارس 1933 خانه اينشتين و تمامي دارايي او را
    در برلين مصادره کرد و نوشته هاي او را (و از جمله مقاله هايش در زمينه نسبيت) در
    يکي از ميدان هاي برلين به آتش کشيدند. از آن پس، در دوران سلطه رژيم نازي، هرچند
    تدريس نسبيت در دانشگاه هاي آلمان ادامه داشت اما از اينشتين، هيچ نامي نمي بردند.
    بدين ترتيب، اينشتين ديگر براي اقامت به اروپا بازنگشت. در همان
    سال، «موسسه پژوهش هاي پيشرفته پرينستون» در نيوجرسي امريکا که به تازگي کار خود را
    آغاز کرده بود، از اينشتين دعوت کرد که به عنوان پژوهشگر ارشد موسسه به آنجا برود و
    بدين ترتيب اينشتين به پرينستون رفت و تا آخر عمر به مدت 22 سال در همانجا ماند.
    بدين ترتيب، تصوير پيرمردي مهربان و دوست داشتني که هر روز صبح، بدون توجه به خوبي
    يا بدي هوا، مسير خانه خود در شماره 112 خيابان مرسر را تا مرکز پژوهش هاي پيشرفته
    پرينستون پياده مي پيمود، به منظره اي آشنا براي اهالي شهر پرينستون تبديل شده بود.
    آلبرت اينشتين هيچگاه از جست و جوي پاسخ براي رازهاي عالم باز
    نايستاد. ازجمله آخرين کارهايش، تلاش براي دستيابي به نظريه اي وحدت يافته در فيزيک
    بود که او آن را «نظريه ميدان واحد» ناميد. اينشتين با ارائه اين نظريه سعي داشت به
    تبيين رياضي واحدي از تمامي قوانين فيزيک دست يابد، تلاشي که هنوز هم توسط
    فيزيکدانان بزرگ معاصر ادامه دارد.
    اينشتين، مواجهه با اسرار جهان را زيباترين تجربه انسان مي داند
    و مي نويسد؛ «مواجهه با اسرار، زيباترين تجربه اي است که انسان مي تواند داشته
    باشد. ذات علم و هنر حقيقي در چنين تجربه اي نهفته است. کسي که از اين حس عاري باشد
    و قابليت آن را نداشته باشد که محو حيرت و شگفتي هاي جهان گردد، مرده اي بيش نيست،
    شمعي است که به خاموشي گراييده است…»
    اينشتين در يک صبح بهاري در 18 آوريل 1955 در سن 76 سالگي از
    دنيا رفت. وصيتنامه اش صبح روز بعد خوانده شد. او درخواست کرده بود که تدفين ، بدون
    هيچگونه تشريفات رسمي برگزار شود. زمان و مکان تدفين بايد از همه به جز تني چند از
    دوستان نزديک که جسدش را تا محل سوزاندن آن همراهي مي کردند، پنهان نگاه داشته شود.

    مرگ اينشتين، مردم سراسر جهان را عميقاً متاثر ساخت.
    همانطور که لئونيد آندريف در حکايت خود نوشته بود که وقتي
    گاليور زنده بود، مردم لي لي پوت شب ها صداي تپش قلبش را مي شنيدند، اين را مي توان درباره اينشتين گفت. مردم جهان با علم به اينکه چنين انساني در ميانشان مي زيست، به بزرگي و تعالي خرد اعتقاد پيدا کردند. اکنون اگرچه قلب اين بزرگمرد از تپش بازايستاده بود، اما نامش در قلب تاريخ انديشه ابدي شد…

    دلم از اشک گرفته دلم از شب از همه تیرگی وهراس مرگ
    دلم از خودم گرفته که شدم نغمه سرای دل غمگین زمان

  2. کاربرانی که برای این مطلب مفید از hoshdar تشکر کرده اند:


  3. #52
    كاربر فعال گيگاپارس
    8,675 امتیاز ، سطح 22
    29% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 575
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialVeteranTagger First Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    نماد helen
    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    پست
    962
    گيپا
    23,782
    پس انداز
    0
    امتیاز
    8,675
    سطح
    22
    تشكرها
    206
    361 بار در 236 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    آگهی تبلیغات
    [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ] ۱۰ چیزی که درباره نیوتن نمی دانید




    “من می توانم حرکت اجرام آسمانی را برآورد کنم ولی نه دیوانگی مردم را”، اسحاق نیوتن
    ۱- انتظار نمی رفت که او در دوران طفولیت نجات یابد. او یک کودک نارس بود که ۱۱ تا ۱۵ هفته زودتر به دنیا آمده بود.
    ۲- لکنت زبان داشت. این خصوصیت او را در دسته افراد مشهوری مانند ارسطو، وینستون چرچیل و چارلز داروین قرار می داد.
    ۳- او هرگز علاقه نداشت که ناپدری اش را حتی ببیند. نیوتن علاقه زیادی به ساختن لیست داشت. یکی از لیست هایش شامل تمام گناهانی می شد که او تا سن ۱۹ سالگی مرتکب آنها شده بود. یکی از آنها این بود: “تهدید پدر (ناپدری) و مادرم برای سوزاندن آنها به همراه خانه بر سرشان.”
    بهرحال، شما نمی توانید او را سرزنش کنید چرا که زمانیکه Smith (ناپدری او) به مادر نیوتن پیشنهاد ازدواج داد، نیوتن جزیی از اتفاق بود. نیوتن ِ سه ساله فرستاده شده بود تا با مادربزرگش زندگی کند… در نهایت او هیچ وقت با ناپدری اش زندگی نکرد.
    ۴- نیوتن در کار با دست هایش خیلی خوب بود. برخلاف بیشتر خردمندان و روشن فکران، نیوتن بسیار زبردست بود و می توانست ماهرانه با فلز، چوب و شیشه کار کند. در میان ساخته هایش، نیوتن “تلسکوپ بازبابی” برای خودش ساخته بود. رشد این مهارت ها احتمالا به خاطر شدت عملش بود. ساختن آینه نمونه ی دیگری از توانمندی های او بود. نیوتن حتی ابزارالات کارش را نیز خودش می ساخت.
    در زمان ها قبل تر، نیوتن به دوست صمیمی اش، John Conduitt، می گوید: “اگر من برای دیگر مردم منتظر می ماندم که ابزار و چیزهای دیگر را برای من بسازند، هرگز نمی توانستم هیچ یک از این نظریات را خلق کنم.”
    ۵- داستان فرود آمدن سیب بر سر نیوتن را شنیده اید؟ خب! همچین اتفاقی با این ابعاد رخ نداد!
    احتمالا این داستان را شنیده اید که نیوتن زیر درخت سیبی نشسته بود و به زندگی فکر میکرد و ناگهان سیبی بر سرش فرود آمد و در ذهنش سوالاتی درباره نیروی جاذبه به وجود آورد.
    این داستان توسط نیوتن و داستان سراهای که بعدا داستان را نقل کردند، زینت داده شد. اما این روزها با اینترنت همه چیز به راحتی تسریع و تصحیح می شود و ماه پشت ابر نمی ماند. چند ماه پیش انجمن سلطنتی در لندن دستخط اصلی که طریقه ی خطور کردن نیروی جاذبه به ذهن نیوتن را تشریح میکرد، در دسترس همگان قرار داد.
    نیوتن داستان سیب را برای باستان شناس انگلیسی، Stukeley، تشریح می کند که وی آن را اینگونه بیان کرد: “پس از صرف نهار، هوا شروع به گرم شدن کرد، ما به باغ رفته و نوشیدنی صرف کردیم، زیر سایه ی بعضی از درختان سیب… او درست در همان حالت بود، اندیشه ی نیروی جاذبه به ذهنش آمد. آن اندیشه همزمان با سقوط یک سیب شد در حالیکه او در حالت تفکر نشسته بود… چرا باید سیب همیشه عمود به سمت زمین سقوط کند…”
    ۶- درباره ی فرضیه آخر زمان در سال ۲۰۱۲ نگران باشیم؟ هرگز: نیوتن مدت بسیاری را به بررسی این موضوع پرداخت. یادداشت منتشر شده ی نیوتن، وجهه ی عمیق معنوی فردی را نشان می دهد که در عین حال به شدت معتقد به فلسفه ی عقلانی بود. نیوتن بدون شبهه در نامه ایی و به یاری انجیل تصریح می کند که دنیا زودتر از سال ۲۰۶۰ به پایان نخواهد رسید: “ممکن است که انتهای دنیا بعدتر رخ دهد اما من منطق و استدلالی بر اتفاق آن در زمانی زودتر نمی بینم.”
    نیوتن در ادامه با لحنی که می خواهد تنفر خودش را اعلام کند می گوید: “این اشاره ی من اظهار بر زمانیکه دنیا به انتها می رسد، نیست. ولی این ادعایی ست بر متوقف کردن حدسیات پر از اوهام آنهایی که مرتبا زمان انتهای دنیا را پیش گویی می کنند…”
    ۷- او مطمنا یک نابغه بود ولی خیلی اهل سیاست نبود. در سال هایی که او عضو پارلمان بود تنها و تنها یک مرتبه سخن گفت:
    …نیوتن ایستاد.
    تمام افراد داخل سالن خاموش شدند.
    آخر قرار بود که مرد بزرگ صحبت کند.
    همه منتظر بودند.
    ببخشید، اگر اشکالی ندارد کسی می تواند پنجره را ببندد؟ این طرف مقداری هوا جریان دارد و برای کلاه گیسم دارد مشکل ایجاد می شود.
    او می نشیند.
    ۸- در اواخر عمر، نیوتن با یک بحران روانی و رفتار غیرعادی مواجه شد. ولی احتمالا این تقصیر او نبود. بررسی انجام شده در سال ۱۹۷۹ بر روی موی نیوتن نشان از مقدار نجومی از جیوه داشت که احتمالا این به علت آزمایش و تحقیقات کیمیاگری وی برای سه دهه بود. اما بهرحال دلایل دیگری نیز عنوان می شود: کار سنگین، استرس مباحثه و از دست دادن غیر قابل توضیح دوستی اش با Nicolas Fatio (ریاضی دان سوییسی که رابطه ی دوستی بسیار نزدیکی با نیوتن داشت).
    ۹- سگ نیوتن، به نام دایاموند، باعث آتش سوزی در آزمایشگاه او و در نتیجه از بین رفتن تلاش ۲۰ ساله ی تحقیقاتی او شد. حداقل این چیزی است که خود نیوتن گفته است.
    آه دایاموند، دایاموند، تو کوچکترین چیز شناخته شده شرور، تو این کار را کردی“.
    برخی از تاریخ دانان معتقدند که نیوتن هرگز حیوان خانگی نداشته و این داستان را درست می دانند: زمانیکه نیوتن برای مراسم مذهبی راهی کلیسا می شود پنجره را باز می گذارد و وزیدن یک باد ناگهانی باعث واژگون شدن شمع و در نتیجه آتش سوزی در آزمایشگاهش می شود.
    ۱۰- او معتقد به مذهبی بسیار قدیمی بود. نیوتن در خانواده ایی با اعتقادات پروتستان های انگلستان به دنیا آمد. بهرحال، در ۳۰ سالگی او اعتقادات دیگری داشت. زمانیکه نیوتن به شدت به خدای یکتا که گیتی و قوانین طبیعی آن را ساخته است معتقد بود، او نمی توانست خود را با تثلیت مسیحیت وفق دهد. اگرچه او بر حسب ظاهر از کلیسای انگلستان به دلیل موقعیت های اجتماعی و آکادمیکش پیروی میکرد، اما اکثر قریب به اتفاق پژوهشگران موافقند که نیوتن به آریانیسم معتقد بود (افرادی که معتقدند حضرت عیسی با تمام پاکی اش پسر خدا نیست). نیوتن معتقد بود که پرستش حضرت عیسی شکلی از بت پرستی است.
    با اینکه او رسم دینی کلیسای انگلیس را بر بستر مرگش نپذیرفته بود، بهرحال، به طعنه، پس از مرگ در کلیسای وست مینستر انگلیس دفن شد.
    آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم .
    ویکتور کوزن

  4. کاربرانی که برای این مطلب مفید از helen تشکر کرده اند:


+ پاسخ به مبحث
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

بیوگرافی عبدالفتاح خدمتی

زندگی نامه دکتر خدادوست

بیوگرافی دکتر خدادوست

زندگینامه دکتر خدادوست

بیوگرافی استاد خدمتی

عبدالفتاح خدمتی

زندگینامه عبدالفتاح خدمتی

استاد عبدالفتاح خدمتی

دکترخدادوست

زندگينامه دكتر خدادوستزندگینامه گالیوربيوگرافي دكتر خدادوستمخترع CPU شخصیت های برتر جهانزندگی نامه شخصیت های مهمزندگی نامه عبدالفتاح خدمتیدکتر خدادوستبیوگرافی دکترخدادوست زندگی نامه دکتر خدا دوستزندگي نامه دكتر خدادوستبیوگرافی استاد عبدالفتاح خدمتیبیو گرافی دکتر خدادوستزندگینامه دکترخدادوستشخصیت های برتردکتر خدادوست زندگینامه
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts