کرم معمولی روده انسان و خوک یا آسکاریس لومبریکوئیدس یکی از نمونه بارز رده لوله سانان یا کرمهای لولهای است. لوله سانان در میان جانواران پر یاخته از حیث تعداد ، بعد از حشرات شاید مقام دوم را داشته باشند. بسیاری از آنها در آب یا خاک بطور آزاد زندگی میکنند و بسیاری دیگر نیز در بافتها یا مایعات جانوران و گیاهان به حالت انگل به سر میبرند.
ساختمان کرم رودهطول کرم ماده 20 تا 40 سانتیمتر است و حداکثر قطر آن در حدود 6.5 میلیمتر است. اندازه نر کوچکتر و طول آن از 15 تا 5 سانتیمتر است. نمونههای تازه به رنگ زرد تا میخکی است. بدن حیوان لولهای و باریک است و در هر دو انتها نازک میشود. پوشش بدن از کوتیکول صاف است که دارای خطوط کوچک میباشد. چهار خط طولی سفید رنگ در طول بدن امتداد مییابد. دهان در انتهای قدامی میان سه لب مدور باز میشود.مخرج عبارت از یک شکاف عرضی است که نزدیک انتهای خلفی در سطح شکمی قرار دارد. انتهای خلفی کرم نر کاملا خمیده بوده و دارای دو سیخک تناسلی میباشد که از سوراخ تناسلی نر واقع در داخل مخرج بیرون میآید. کرم ماده راست تر بوده و منفذ تناسلی آن در وسط سطح شکمی و در فاصله 1.3 از انتهای قدامی بدنش واقع است.لوله گوارشلوله گوارش جانور راست بوده و در طول بدن کشیده میشود. این لوله دارای قسمتهای زیر است.دهانیک حفره دهانیحلق عضلانی یا مری به درازای تقریبا 13 میلیمتر که عمل آن مکیدن و کشیدن غذا است.یک روده باریک و دراز که غیر عضلانی است و از لایهای مرکب از سلولهای آندودرمی بلند که غذای گوارش یافته را جذب میکند، تشکیل و از خارج بوسیله کوتیکولی پوشیده شده است.یک روده راست کوتاه که مواد زاید را از مخرج تخلیه میکند.سایر دستگاههااندامهای گردش خون و دمزدن در حیوان وجود ندارد. قسمت داخلی هر خط جانبی دارای یک مجرای وازنشی (دفعی) است. هر دو مجرای وازنشی از سوراخ کوچکی واقع در پشت دهان و در وسط سطح شکمی به خارج تخلیه میشود. یک حلقه عصبی اطراف مری را احاطه میکند. این حلقه عصبی به 6 عصب قدامی کوتاه و 6 طناب عصبی خافی متصل میگردد. یک طناب عصبی بزرگتر پشتی و یکی هم شکمی در امتداد خط طولی بدن قرار دارد. برآمدگیهای مختلف که در سطح بدن وجود دارد، احتمالا عمل حسی را انجام میدهد.دستگاه تولید مثلهر اندام تولید مثل عبارت از لوله باریکی است که انتهای داخلی آن مسدود بوده و قطر آن تدریجا زیاد میشود. غدد تناسلی و مجرای تولید مثل به هم متصل و ممتد میباشد. دستگاه تولید مثل نر شامل بیضه ، مجرای ناقل اسپرمی ، کیسه اسپرمی ، مجرای انزالی و کیسه محتوی دو سیخک تناسلی است. دستگاه تولید مثل ماده شامل 2 تخمدان ، یک اویدکت یا لوله تخمی و یک رحم است.دو شاخه رحم هم در یک مهبل کوتاه به هم متصل میشود. مهبل به منفذ تناسلی ماده باز میگردد. کرمهای نر و ماده در داخل روده میزبان جفت گیری میکنند. یک ماده بزرگ میتواند یکباره حاوی 27000000 (بیست و هفت میلیون) تخم باشد و روزانه دویست هزار یا بیشتر تخم بگذارد. تخمها از حیوان ماده خارج شده و به داخل روده میزبان میریزد و همراه با مدفوع بیرون میریزد.وضع طبیعیکرم روده یا آسکاریس انگلی است که در روده میزبانش زندگی میکند و به همین جهت تعیین اعمال مختلف زیستی یک انگل داخلی هنگامی که در مسکن طبیعی خود به سر میبرد، کار مشکلی است. لذا احتمال دارد که استنباطات زیر درست باشد.کوتیکول کرم زنده را در برابر شیرههای گوارشی میزبان حفظ میکند.غذا از مواد نیمه مایع روده میزبان بدست میآید و بوسیله مری عضلانی کرم به داخل کشیده میشود. پس از گوارش از دیواره روده عبور کرده به توسط مایع موجود در فضای بدنی در بافتهای دیگر توزیع و تقسیم میگردد.تنفس به شکستن یا تجزیه شدن گلیکوژن در داخل بدن کرم بستگی دارد. زیرا اکسیژن آزاد محتویات روده میزبان بسیار کم است.سیر تکاملیقبل از آن که تخمها بتوانند میزبان دیگری را آلوده کنند، لازم است از نظر سیر تکاملی مرحلهای را بگذراند. همچنین تخمهای مزبور در شرایط نامساعد مثلا سرما میتوانند ماههای بسیاری در حال بی حرکتی و خواب باقی ماند. سیر تکاملی در جای گرم ، مرطوب و سایه دار به 2 یا 3 هفته وقت احتیاج دارد. اگر این تخمهای جنین دار (حاوی کرمهای جنینی) بوسیله میزبان مناسبی ، ضمن غذا یا آب خورده شود، به طرف معده حرکت میکند و در آنجا لاروها از تخم بیرون میآیند و به داخل سیاهرگها یا عروق لنفی دیواره روده نفوذ مینمایند.سپس به طرف کبد و قلب و مویرگهای ریوی به گردش در میآیند و ضمنا از لحاظ اندازه نیز بزرگ میشوند. ظرف چند روز لاروها به داخل راهها یا گذرگاههای هوایی آمده از نای ، مری و معده مجددا به طرف روده حرکت میکنند. در روده به صورت کرم رسیده و بالغ در میآیند. برای تکمیل و اتمام دوره زندگی کرم روده میزبان واسطه لازم نیست.میزبان کرم آسکاریسمیزبان این کرم انسان و خوک میباشد. کرمهایی که در انسان و خوک وجود دارند، از نظر ساختمانی به هم شبیهاند، ولی از نظر فیزیولوژیکی اختلاف دارند. بدین ترتیب که تخمهای آلوده کننده کرم روده انسانی (کرم روده اطفال) معمولا در خوکها تولید کرم نمیکنند و بر عکس خوکهای جوان (بچه خوک ) معمولا لاروها را از خاکهای آلوده در طویله یا از پستان کثیف ماده خوک در موقع شیر خوردن میگیرند. خوکهای بالغ در برابر آلودگی نسبتا مصون هستند.آلودگی انسان به کرم روده امر شایع و رایج است و اکثر مردم نواحی روستایی مبتلا هستند. کرمها ممکن است ترشحات سمی در روده تولید کنند یا به علت کثرت تعداد کرمها در روده ، مانع و انسداد بوجود آید. گاهی اوقات کرمها به طرف دهان یا بینی مهاجرت میکنند و حتی دیواره روده را به منظور رسیدن به سایر اندامها سوراخ میکنند. از این رو کسالت وخیم و یا مرگ را برای میزبان به بار میآورند.عوارض آسکاریدوزوجود تعداد زیاد کرم آسکاریس ، مهاجرت و یا تجمع آنها در رودهها گاهی سبب ایجاد عوارض شدید میشود. این عوارض عبارتند از انسداد رودهها ، ابتلای کیسه صفرا ، پانکراتیت و آپاندیست حاد و سوراخ شدن رودهها. علایم انسداد روده ها شامل درد ناگهانی و پیچش شکم همراه با استفراغ ، اتساع شکم و مشاهده انسداد در عکسبرداری با اشعه ایکس است.تشخیصتشخیص آلودگی به کرم بالغ با آزمایش مدفوع و مشاهده تخم به آسانی صورت میگیرد . در این مرحله تشخیص انسداد روده به علت آسکاریس با لمس شکم و تودههای نرم و متحرک در زیر انگشتان ممکن است. تشخیص استقرار کرم آسکاریس در محلهای دیگر بدن فقط در هنگام عمل جراحی امکان دارد. بهترین روش آزمایش مدفوع برای تشخیص آسکاریس استفاده از روش کاتوکاتز است.درمانچند داروی موثر بر آسکاریس عبارتند از: ترکیب مبندازول ، ترکیب لوامیزول و ترکیبات پیرانتل پاموت.daneshnameh.roshd.ir
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
مهم ترین و متداولترین بیماریهای قابل انتقال بین حیوان و انسان در كشور ما هاری، كیست هیداتیك، تب مالت، سیاه زخم و … است كه می توان به آنها اشاره كرد. البته بیماریهایی همچون جنون گاوی، تب کریمه کنگو و آنفلوآنزای پرندگان را نیز نباید نادیده بگیریم، چرا كه خطر ورود و شیوع آنها همواره ما را تهدید می كند.
تا كنون850 بیماری قابل انتقال بین حیوان و انسان شناسایی شده است. تعجب نكنید این رقمی است كه مطمئناً در سالهای بعد بیشتر و بیشتر خواهد شد.
با توجه به اهمیت این بیماریها، اطلاع رسانی و ارتقای سطح آگاهی جامعه در این زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اغلب كارشناسان و متخصصان دامپزشكی با بیان این مطلب كه هر روز بر تعداد افرادی كه به نگهداری حیوانات خانگی رو می آورند، اضافه می شود، تأكید می كنند: در تمام جوامع مهم ترین مشكلی كه در این زمینه مطرح می شود، مسئله ی بیماریهای مشترك بین حیوان و انسان است.
به هر حال نگهداری حیوان در منزل بیشتر از آنكه نفع داشته باشد، ضرر دارد. اصولا زندگی انسان و حیوان در كنار یكدیگر با توجه به مسائل بهداشتی نمی تواند ایدهای مناسب باشد. بسیاری از بیماریها بین انسان و حیوان مشترك هستند و به راحتی از حیوان به انسان سرایت می كند.
در بعضی از موارد بیماری خاصی در حیوان می تواند انسان را از پا در آورد. موارد دیگری نیز وجود دارد كه ثابت می كند، حیوان نمی تواند در محیطی زندگی كند كه انسان در آن قدم گذاشته است. به عنوان مثال ریزش موی گربه می تواند حساسیتی خطرناك را در انسان به همراه داشته باشد.
فراموش نكنیم انسان و حیوان وجه مشتركی در بهداشت ندارند، چون حیوان فاقد شعور و درك است و برایش فرقی نمی كند كه در ظرف غذای شما اجابت مزاج كند یا در توالت فرنگی!
مهم ترین بیماریهای قابل انتقال از حیوان به انسان در كشور ما عبارتند از:
* هاری:
بسیاری از مردم بر این باورند كه انسان تنها از طریق گاز گرفتن سگ هار به بیماری هاری مبتلا می شود، در حالی كه گاز گرفتن حیواناتی همچون گربه، خفاش، موش و گرگ نیز می تواند منجر به هاری شود. به تازگی در شمال ایران راكونهای زیادی مشاهده شدهاند كه از طریق كشورهای همسایه ی شمالی وارد جنگلهای ایران شدهاند و خود اینها به عنوان یك مخزن هاری به حساب می آیند.
در مورد هاری بهترین راه پیشگیری واكسیناسیون حیوانات خانگی است. البته در سالهای اخیر برای واكسینه كردن حیوانات وحشی مانند سگهای ولگرد كه به صورت دسته جمعی در اطراف شهرها دیده می شوند نیز اقداماتی صورت گرفته است. به هر حال اگر انسانی توسط حیوانی مشكوك گاز گرفته شد، باید بلافاصله از سرم ضد هاری استفاده شود و به یاد داشته باشید كه تزریق به موقع این سرم می تواند از مرگ فرد جلوگیری كند.
* كیست هیداتیك:
ایجاد كیست هیداتیك در اثر ورود تخمهای انگل اكینوكوكوس (موجود در مدفوع سگ) به دستگاه گوارش انسان صورت می گیرد. این كیستها بسته به اینكه در ریه، كبد، مغز یا هر بافت دیگری ایجاد شده باشند، قادر به بروز عوارض مختلفی هستند و برای برداشتن آنها نیاز به عمل جراحی است.
درمان ضد انگل دورهای حیوان خانگی (سگ)، رعایت بهداشت فردی و نیز ضدعفونی كردن سبزیجات مصرفی از موارد پیشگیری است.
* توكسوپلاسموز(toxoplasmosis):
انگل خونی توكسوپلاسموز در اكثر گربههای ولگرد مشاهده می شود و در صورت خارج شدن گربه ی خانگی از منزل و معاشرت با گربههای ولگرد احتمال آلوده شدن آن بسیار است. چنین گربه ای باید به صورت دورهای تحت درمان باشد. اگر چه در انسان عوارض آن خفیف است، ولی در خانمهای باردار می تواند منجر به سقط جنین شود.
* بیماری خراش پنجه ی گربه:
به طور معمول، زیر ناخن گربه یك سری میكروب وجود دارد كه در صورت چنگ زدن گربه، این میکروب ها از طریق خراش وارد بدن شده و باعث بروز این بیماری می شوند. دراین بیماری انسان تا 3 روز متوالی تب می كند و گاهی نیز دچار تهوع و سردرد می شود.
* سل و تب مالت:
سل و تب مالت(بروسلوز) دو بیماری خطرناك و از جمله بیماریهایی هستند كه برای سازمان دامپزشكی در صدر مهار بیماری ها قرار گرفتهاند. این بیماریها از طریق دام آلوده (خصوصاً گاو و گوسفند) به انسان منتقل می شوند. سل قابلیت انتقال از انسان به انسان (در انواع مختلف) را دارد و باکتری بروسلا باعث ایجاد تب مالت در انسان می شود.
واكسینه كردن دامها علیه این دو بیماری یك طرح ملی است. استفاده از شیر و لبنیات پاستوریزه مهم ترین راه پیشگیری است. اما اگر در جایی ناگریز به استفاده از شیر غیر پاستوریزه باشیم، عمل جوشاندن دقیق شیر كمك زیادی به ما خواهد كرد. فراموش نكنید در فصل تابستان موارد ابتلا به تب مالت بر اثر مصرف بستنیهای غیرپاستوریزه، افزایش می یابد.
* تب طوطی:
تب طوطی نوعی بیماری است كه از طریق پرندگان گروه منقار طوطیها به انسان منتقل می شود. البته دیگر پرندگان نیز در صورت ابتلا به تب روده (به خصوص در تابستان)، با دفع باكتری “سالمونلا” از طریق مدفوع می توانند موجب به خطر افتادن سلامتی انسانها، خصوصا افراد ضعیف و بچهها شوند.
خوشبختانه این بیماری درمان پذیر است و بیشتر در اثر عدم رعایت بهداشت در اماكنی همچون رستورانها به انسان منتقل می شود.
* طاعون و انواع بیماریهای انگلی:
موشها، عوامل باكتریایی و انگلی بسیاری را به انسان منتقل می كنند و باعث ایجاد بیماریهای بعضاً كشنده می شوند و تنها كشتار دستهجمعی این حیوانات به پیشگیری از این بیماریها كمك می كند.
از زمان قدیم انسان هر جا مواد غذایی را نگهداری می كرد، همواره با موشها درگیر بوده است. هرگاه ادرار و مدفوع آلودهی موش با مواد غذایی مورد استفاده ی انسان تماس پیدا كند، موجب ابتلا شخص به بیماریهای مختلف می شود.
منبع : روزنامه اعتماد
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
-انواعی که بر سطح بدن میزبان زیست میکنند و به آنها انگلهای خارجی (Ectoparasite) گفته می شود. مانند شپش و کک.
2-انواعی که در داخل بدن میزبان زندگی میکنند و به آنها انگلهای داخلی (Endoparasite)گفته می شود. مانند کرم رودهها.3-انواعی که در خارج بدن میزبان نیز میتوانند زندگی کنند و به آنها انگلهای اختیاری (Facultative)گفته می شود.4-انواعی که برای ادامه زندگی حتماً باید در داخل بدن میزبان زتدگی کنند و گرنه از بین میروند و به آنها انگلهای اجباری (انگلیسی:Obligatory)گفته میشود. مانند اکثر کرمهای رودهای.5-انگلهای موقت (Temporary) آنهایی هستند که مدت کوتاهی به میزبان میچسبند.6-انگلهای دایم (Permanent) که تمام یا قسمت مهمی از زندگی خود را در داخل بدن میزبان میگذرانند. مانند اکثر کرمها.7-انگلهایی که به طور اتفاقی وارد بدن میزبانی بجز میزبان اصلی خود می شوند که در این صورت سیر تکاملی آنها تغییر میکند و به آنها انگلهای اتفاقی (Accidental)گفته می شود. مانند کرم سگ که ندرتاً در انسان مشاهده میشود و یا مالاریای میمون که تصادفاً باعث ابتلای انسان می شود.8-انگل یک میزبانی (Monoxenous)که دوره زندگی خود را در بدن یک میزبان میگذرانند. مانند آسکاریس.9-انگلهای چندمیزبانی (Heteroxenous)که باید در بدن دو یا چند میزبان زندگی کنند. مانند انواع فیلرها.10-انگلهای بیماریزا (Pathogene)که در بدن میزبان ایجاد ناراحتی میکنند.11-انگلهای بیضرریا پودهزی (Saprophyte) که وجود آنها در بدن میربان بیضرر است. مانند بسیاری از آمیبهای روده وهمزیستی بین انگل و میزبان را اشتراکی (Cmmensalism)میگویند.12-آنگلهای سرگردان (Erratic) که به انگلهایی گفته میشود که در بعضی مواقع در اثر وجود عواملی از محل زیست اصلی خود به نقطه دیگری از بدن رفته و در آنجا جایگزین می شود. مانند آسکاریس که محل اصلی زیست این کرم در روده کوچک است ولی در اثر شرایطی مانند تب بالا به نقاط دیگری از بدن مانند صفرا یا کبد میرود وبه همین علت به این کرم، کرم دیوانه (Mad worm) گفته میشود. حتی در یک مورد دیده شده بود که کرم آسکاریس بر اثر تب بالا از چشم پسر بچهای بیرون آمده بود. ardalan.id.ir
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
چهره واقعی زندگی انگلی غالبا قابل لمس و درک نیست، زیرا روابط بین انگلها و میزبان آنها بسیار پیچیده است. انگل شناسی در واقع یکی از چهار جنبه مختلف از سیمبیوزیس است.
سیمبیوزیسهر حیوان ، گیاه و یا موجود زنده اولیهای آغازیان یا(پروتیستا) که بخشی یا تمام زندگی خود را به همراه موجود دیگر از جنس دیگری میگذارند، را یک سیمبیونت یا سیمبیوت مینامند. چهار شکل از سیمبیوتیک شناخته شده است. اگر چه خط تفکیک بین آنها کاملا دقیق نیست. بویژه انواع اشکال سیمبیوزیس که شناخته شدهاند، فورزیس ، کامنسالیسم ، پارازیتیسم و موچوآلیسم میباشد.فورزیس: هیچ نوع وابستگی از نظر متابولیکی و یا غیر از آن بین آنها وجود ندارد. نمونه این نوع زندگی انتقال باکتریها توسط اتصال به پای حشرات است. اگر چه پرواز حشره از جایی به جای دیگر به انتقال باکتری منجر میشود، ولی هیچ اجباری در این ارتباط از دو طرف نیست و اصولا یک نوع رابطه اتفاقی است.کامنسالیسم: یک مثال در این مورد در شرایط محیطی دریایی ، رابطه بین آمفی پریون پرکولا یا کنتروکاپروس آکوله آتوس با شقایق دریایی. ماهی در بین خارهای شقایق دریایی زندگی میکند، در حالی که هیچ نوع آزاری از سوی میزبان نمیبیند. با توجه به اینکه ترشحات ماهی باعث حفاظت در مقابل نماتوسیتهای میزبان میشود. این لایه حفاظتی که ماهی ایجاد میکند، فقط پس از ورود و خو گرفتن اولیه ماهی است. پس از ورود ماهی به درون خارهای شقایق دریایی ، این عمل حفاظتی نیز انجام شده، ماهی از آسیب ماهی خوارها به خاطر وجود نماتوسیتهای میزبان محفوظ میماند. علاوه بر محافظت ، ماهی از غذای میزبان نیز برخوردار میشود.پارازیتیسم: پارازیتیسم عبارتست از نوعی زندگی اجباری دو موجود با هم که انگل کوچکتر است و از جنبه متابولیکی با میزبان رابطه دارد. این ارتباط ممکن است دائمی باشد. مثلا کرمهای پهن نواری که در روده پستانداران دیده میشوند. یا ممکن است موقتی باشد. مانند پشهها ، ککها یا کنههای خونخوار. گفته میشود که پارازیتیسم یک رابطه اجباری است، زیرا انگل بطور معمول نمیتواند بدون ارتباط و تماس با میزبان خود باقی بماند.انگلهای خونخوار مانند کنهها ، ککها و پشهها از نمونههای اولیه خونخواری مستقیم از میزبان هستند. چون ارتباط بین انگل و میزبانش عموما شامل تماس میزبان با مواد آنتی ژنی انگل است، خواه ناخواه این مولکولها با بدنه انگل (آنتی ژنهای سوماتیک) یا ترشحات و یا مواد دفعی انگل (آنتی ژنهای متابولیک) مقایسه میشوند. آنتی بادیها معمولا توسط میزبان در واکنش به انگل تولید میشوند. بنابراین بر عکس فورزیس و کامنسالیسم زندگی انگلی علاوه بر وابستگی متابولیک در بخشی از انگل ، عموما شامل پاسخهای میزبان در برابر بخش دیگری از انگل میباشد.موچوآلیسم: نمونه معروف این نوع زندگی گلسنگها هستند که ترکیبی از قارچها و آلگها هستند. در طی این ارتباط ، آلگها مقدار زیادی ترکیبات آلی تولید میکنند که این مواد توسط قارچها مصرف میشوند. در حالی که قارچها نیز آب و مواد معدنی مورد نیاز آلگها را تولید میکنند. آنها را از خشک شدن و خطر نور شدید محافظت میکنند. نمونه دیگر موچوآلیسم رابطه برخی از تاژکداران موجود در روده موریانههای چوبخوار است.رابطه انگلها با میزبانانگلها به اشکال مختلفی با میزبان خود رابطه برقرار میکنند که میتوان انگل اجباری یا اختیاری ، موقتی یا دائمی ، خارجی یا داخلی ، اتفاقی یا سرگردان ، بیماریزا یا غیر بیماریزا و زئونوزرا را نام برد.به علاوه میزبانها نیز اشکال مختلفی دارند. از جمله میزبان واسط یا نهایی ، ناقل مکانیکی یا ناقل ترانسفر ، مخزن و بالاخره هایپرپارازیتیسم را ذکر کرد و برخی از سیمبیونتها نیز رابطه استفاده متقابل تحت عنوان نظافتچی و نیازمند حفاظت با یکدیگر برقرار میکنند. بطور مثال در محیطهای دریایی ، برخی از انواع ماهیها و سخت پوستان وظیفه پاک کردن بدن گونههای بزرگتر را به عهده میگیرند. این عقیده وجود دارد که منفعت حاصل از این کار دو طرفه است و انواع مختلف دارای این زندگی هستند. از جمله تمساح با مرغ مصری ، گاوهای اهلی با مرغ ماهیخوار و کرگرن با پرندگان کنه خوار. ardalan.id.ir
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
بیماری انگلی و مشترک بین انسان و دام که توسط نوزاد یک انگل روده سگ در انسان و دام ایجاد می شود. کرم بالغ در روده سگ و نوزاد در بدن انسان و حیوانات اهلی (نشخوارکنندگان) زندگی می کند. عامل ایجاد بیماری مرحله نوزادی انگل اکینوکوکوس گرانولوزوس است.راههای انتقال بیماری :بلع تخم انگل از طریق تماس با سگ و نیز سبزیجات آلودهعلائم بیماری :پس از بلع تخم هر اندامی از بدن می تواند محل بوجود آمدن کیست باشد و بسته به اینکه در چه اندامی کیست ایجاد شده اختلال در عملکرد عضو را داریم. کیست های ریوی و کبدی شایع تر هستند. تنگی نفس ، سرفه های خشک ، عفونتهای ثانویه بدنبال پاره شدن کیست در اعضای داخلی ، شوک آنافیلاکسی.کنترل و پیشگیری :1 - رعایت بهداشت فردی و محیط2 - ضد عفونی نمودن سبزیجات3 - معدوم ساختن اندام های آلوده به کیست هنگام ذبح دام4 - خوراندن داروهای ضد انگلی به سگهای شناسنامه دار و گله5 - عدم تماس با سگ سانان6 - محصور نمودن مزارع کشت سبزیجاتسازمان نظام دامپزشكي كشور
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
این بیماری در اثر هجوم نوعی انگل خارش آور به بدن، ایجاد می شود. این انگل ها Sarcoptes scabiei نامیده میشوند، بسیار ریز بوده و دارای 8 پا میباشند (در مقایسه با حشرات که 6 پا هستند). اندازه آنها بسیار کوچک بوده و تنها به 3/1 میلیمتر میرسند. آنها در زیر پوست پنهان می شوند و سبب ایجاد خارش شدید در پوست شده که این خارش ها در شب به مراتب شدید تر می شوند. انگل هایی که منجر به بروز بیماری خارش می شوند، آنقدر کوچک هستند که با چشم های غیر مسلح قابل رویت نبوده و برای دیدن آنها حتماً باید از ذره بین یا میکروسکوپ استفاده کرد.
ابتلا به بیماری چگونه صورت می پذیرد؟انگل های ناقل این بیماری سخت گیر و مشکل پسند هستند. آنها حداکثر برای 24 تا 36 ساعت می توانند در بدن میزبان زنده باقی بمانند. انتقال آنها تنها با برخورد مستقیم بدن به بدن از بیمار به فرد سالم امکانپذیر خواهد شد. به ندرت اتفاق می افتد که بر اثر دست دادن، آویختن لباس ها در کنار لباس های فردی که مبتلا به بیماری است، و استفاده از ملافه و پتویی که شب قبل توسط ناقل استفاده شده، به این بیماری دچار شد. برای انتقال بیماری حتماً برخورد فیزیکی باید صورت بگیرد، به همین دلیل هم هست که این مریضی در جوانانی که زندگی جنسی فعال تری دارند، بیشتر شایع می باشد. همچنین انواع دیگر برخورد فیزیکی مانند زمانی که مادر کودکش را در آغوش می گیرد، نیز می تواند دلیل انتقال بیماری به شمار رود. در طول مدت زمان مکرر، دوستان نزدیک و افراد خانواده نیز می توانند از طریق در آغوش گرفتن یکدیگر به این بیماری مبتلا شوند.آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.علائم و نشانه های بیماری چیست؟این بیماری سبب بروز فرو رفتگی و برآمدگی های کوچکی در آرنج، مچ، بین انگشتان، کشاله ران، و زانو می شود. در آقایون معمولاً زائده هایی شبیه به جوش و یا کورک بر روی آلت تناسلی پدید می آید. باید توجه داشت که در تمام برآمدگی ها حشره وجود ندارد. در افراد بالغ حتی اگر هزاران فرو رفتگی و برجستگی بر روی پوست ایجاد شده باشد، چیزی بیش از 10 تا 15 حشره در بدن آنها وجود نخواهد داشت.در کتاب های پزشکی مربوط به این بحث اغلب از واژه نقب “burrow” سخن به میان آمده. این ها همان برآمدگی های 2 تا 3 میلیمتری هستند که ما بین انگشتان بوجود آمده و تقریباً غیر قابل رویت می باشند. البته این برآمدگی ها معمولاً با خراشیدگی های خطی که بزرگ و قابل مشاده هستند و به دلیل خارش های فراوان بر روی پوست بدن انسان ایجاد می شوند، اشتباه گرفته می شوند. باید توجه داشت که اساساً خارش سبب تخریب این گونه نقب ها می شود.چه احساسی به بیمار دست می دهد؟خارش یکی از مشخصه های بارز بیماری است. خارشی که انگل ها ایجاد می کنند، بیرحمانه و شدید است. در یک هفته اول خارش ملایم است، اما به مرور زمان شدت پیدا می کند و در طی یک تا دو ماه به جایی می رسد که خوابیدن تقریباً غیر ممکن می شود.ماهیت “شبانه” خارش ها می تواند پرستار و پزشک را گمراه کند، چراکه کلیه بیماری هایی که علائمی از خارش در آنها وجود دارد، در شب شدت پیدا می کنند. دلیلش هم این است که در شب هنگام کمتر مسئله ای وجود دارد که ذهن فرد را نسبت به خارش منحرف سازد.یکی از مشخصه های خارش در این نوع بیماری ماهیت بیرحمانه آن است. پس از چند هفته خارش شما را به هیچ وجه رها نمی کند. سایر بیماری هایی که با خارش همراه هستند، پس از یک مرحله خارش – که شامل ایجاد اگزما و کهیر نیز می شود- علائم بیماری به شدت کاهش پیدا می کند. تحت این نوع بیماری ها، ممکن است برای مدت زمان بسیار کوتاهی در خواب شبانه فرد اختلال ایجاد شود اما به آن حد نمی رسد که بیمار نتواند در شب استراحت کند و یا به دلیل خارش های مکرر از خواب بیدار شود.درمان بیماری چگونه است؟معالجه این بیماران ساده است. مراحلی که باید برای درمان پشت سر بگذارید به شرح زیر می باشند:1- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا 7 روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل 30 گرم) کرم لیندان lindane 1% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از 8 ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر 2 سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.2- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز 200 میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.3- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.4- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.5- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.آیا امکان دارد که تشخیص بیماری نادرست باشد؟معمولاً چنین اتفاقی می افتد؛ چرا که در مراحل اولیه برآمدگی ها شبیه به جوش های کوچک یا نیش پشه هستند، اما پس از گذشت چند هفته، زمانیکه بیماری به اوج خود می رسد، علائم نمود بیشتری پیدا کرده و کاملاً قابل تشخیص خواهد بود.تحت چه شرایط خاصی امکان انتقال بیماری افزایش می یابد؟افراد سالخورده و ضعیف که در خانه سالمندان و یا سازمان های مشابه دیگر نگهداری می شوند، ممکن است دچار بیماری شده و علائم خاصی را نیز از خود بروز ندهند. در این شرایط بیماری به صورت اپیدمی درآمده و فراگیر می شود. مبارزه با نمونه های اینچنین بسیار دشواربوده اما خوشبختانه تعداد آنها بسیار کم می باشد. ardalan.id.ir
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
Giardia canis یک تک سلولی تاژکدار است که در جانوران کوچک بیماری اسهال را سبب می شود
پاتوفیزیولوژی:طریقه ی انتقال این تاژکدار راه مدفوعی- دهانی می باشد و یک انگل حیوانی محسوب می شود . مرحله ی بیماری زایی در این ارگانیسم giardia oocyst می باشد و وقتی که بلعیده شود در روده ی کوچک به شکل یک تروفوزوئیت (trophozoite) در خواهد آمد که به موکوز روده ای حمله کرده و با روده در جذب مواد غذایی ، ویتامین ها و چربی به رقابت می پردازد که پی آمد این رقابت عدم جذب کامل و صحیح این مواد است.علائم ظاهری:Giardia در سگ و گربه و به خصوص توله سگ ها و بچه گربه ها بیماری ایجاد می کند و به دلیل آشکار نشدن این بیماری ، شیوع آن زیاد می باشد و دلایل متعددی نیز عدم آشکار شدن این بیماری را شرح می دهند که عبارتند از :- ناتوانی در شناخت ارگانیسم ها- دفع متناوب و دوره ای- فقدان تکنیک های آزمایشگاهیو این موارد سبب شده اند که ژیاردیا در لیست های مختلف تشخیصی قرار داده نشود.از علائم بالینی و اولیه ی این بیماری در سگها می توان به کاهش وزن بدن بدون کاسته شدن اشتها اشاره کرد.تشخیص بیماری (Diagnosis):ژیاردیا را می توان از طریق مشاهده ی oocyst و یا trophozoite در مدفوع روان تشخیص داد و تکرار آزمایش مدفوع برای بیش از 3 تا 5 روز متناوب احتمال شناسایی یک نمونه ی مثبت را افزایش می دهد.تروفوزوئیت ها را عموماً نمی توان در مدفوع روان مشاهده کرد ولی جانورانی که به طور متناوب اسهال می شوند ممکن است به دلیل بیماری ژیاردیا باشد . اگر چه وجود تروفوزوئیت ها در مدفوع جانور این بیماری را آشکار خواهد کرد اما عدم وجود آن نیز دلیلی بر عدم ابتلا به بیماری نمی باشد از این رو بهتر است علاوه بر آزمایش مدفوع ، نمونه هایی از شیره ی روده ی جانور نیز مورد آزمایش قرار گیرد و ازلحاظ وجود تروفوزوئیت ها بررسی شود.از روش های دیگر تشخیص می توان به آزمایش ELISA اشاره کرد که از طریق اندوسکوپی و ردیابی آنتی ژن ها ی ژیاردیا در مدفوع می تواند تا بیش از 96% این بیماری را تشخیص دهد. روش دیگری که وجود دارد و در مقایسه با ELISA قدرت تعیین کنندگی بیشتری دارد و به خصوص در سگ ها و گربه ها می توان از این روش بهره برد به ” تست تمرکز سولفور روی ” (ZSCT) معروف است.درمان بیماری :50 mg/kg از fenbendazole برای 3 روز می تواند در درمان این بیماری مؤثر باشد ، از این دارو علاوه بر درمان ژیاردیا می توان برای درمان بیماری هایی نظیر اسکاریس (کرم روده) ، کرم قلابدار(نوعی کرم روده) ، کرم کدو و کرم whip در سگ ها استفاده نمود.از دیگر دارو های درمانی می توان به موارد زیر اشاره داشت :Ipronidazole , 127 mg/l in water X 7 daysMetronidazole , 50-70 mg/kg PO SID X 5 daysAlbendazole , 25 mg/kg BID X 2 daysQuinacrine PO or IM: in large dogs, 200mg TID x 1day or 200mg BID x 6 days, in small dogs, 100mg BID x 1 day or 100mg SID x 6 days, in puppies, 50mg BID x 6 days, and in cats, 10mg/kg SID x 12 daysardalan.id.ir
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
نوشته: دكتر سيمپسانترجمه :شهرام شهریارخلاصه:لیشمانیازیس بیماری مشترک انسان وحیوان است که میزبان مخزن بین حیوانات وحشی است.حیوانات اهلی به عنوان دومین میزبان مخزن به شمار می آیند.این انگل بصورت اماستیگوت درمهره داران وبصورت پروماستیگوت درحشرات دیده میشود.كشف ليشمانيا به عنوان عامل بيماري كالاآزارسال 1903 ويليام ليشمن و چالز دونو وان اما ستيگوت(1) را درون ماكروفاژهاي افراد مبتلا به كالا آزار مشاهده نمودند.چرخه حياتي (سيكل زندگي)جنس ليشمانيا متعلق به خانواده تريپا نوزوماتيده كه آنهم جزء تك ياخته هاي كينتوپلاستيده(2) است كينتوپلاستيدها متعلق به شاخه او گلنوزوا كه تك ياخته او گلنوئيدهم جزء همين شاخه است . ليشمانيا داراي دو مرحله تكثير است ( Digenetic ) يا چند ميزبانه (Hetero xenous ) است كه بعنوان انگل در حشرات و مهره داران عمل مي كنند ميزبان هاي مهره دار شامل پستانداران و مارمولك هاست ميزبان هاي پستاندار آن انسان ، سگ و بعضي جوندگان است .اين انگل ها (ليشمانيا ها ) بيماريهاي پيچيده اي را ايجاد مي كنند كه موسوم به ليشمانيازيس است . گونه هاي ليشمانيايي عهد جديد و عهد قديم شناخته شده اند و در هر دو بيماري مي تواند جلدي يا احشايي باشد . حشره هاي ناقل پشه خاكي از جنس فلوبوتوموس phlebotomus و لوتزوميا ( Lutzomyia ) است كه در آنها انگل بصورت پروماستيگوت در لوله گوارش زندگي مي كنند كه در هنگام خونخواري از بخش پيشين لوله گوارش (foregut ) مسدود شده توسط انگل به زخم وارد میشود.1- آماستيكوت : مرحله ابتدايي چرخه زندگي در تويپالوزوم كه پيكر مدور و بدون تاژك دارند .2- كينتوپلاست : جسم ضميمه اي است در ماستيگوفوراها كه داراي DNA است و تكثير مستقل داردمرفولوزیلیشمانیاازنظرشکل بردوگونه است شکل پروماستیگوتی وشکل درون سلولی آماستیگوتی.مراحل مختلف چرخه حياتي تريپانوزوماتيد .a- پروماستيگوتb- آپيستوماستيگوتc- اپيماستيگوتd- تریوماستیگوتe- كوانوماستيگوتf- آماستيگوتg- پاراستيگوتN-هستهّ-FتاژكK-كينتوپلاستپروماستيگوت از پشه خاكي ( اندازه 20-14 نانومتر ) توسط ماكروفاژهاي ميزبان هاي پستاندار بلعيده مي شود. و تبديل به آماستيگوت ( به اندازه 4-2 نانومتر ) مي شود انگل در واقع درون فاگوليزوزوم ماكروفاژ زندگي ميكنند آنها تقسيم شده و پس از تركاندن سلول وارد سلولهاي ديگر مي شود در محل ابتدا توليد يك پاپول كوچك مي كند .انگل ليشمانيا ترو پيكا عهد قديم توليد ليشمانيازيس جلدي مي كند ، اغلب خود به خود بهبود مي يابد و موسوم به زخم شرقي ( سالك ) مي باشد در حاليكه انگل ليشمانيا دونواني بداخل سلول هاي پوشينه اي سيستم تورينه – پوشينه اي و گلبول هاي سفيد با هسته چند شكلي خون ، طحال ، غدد لنفاوي ، مغز استخوان و در نهايت ايجاد ليشمانيازيس احشايي مي كند كه در صورت عدم درمان ممكن است كشنده باشد .ليشمانيازيس مخاط جلدي عهد جديد ايجاد يك جراحت ( لزيون ) در محل گزش مي كند كه مي تواند ريشه ( متاستاز) به بيني و دهان بدهد و باعث بد ريختي و بيماري غير قابل درماني را بنمايد .انگل ها بوسيله پشه خاكي در هنگام خونخواري گرفته مي شود و وارد لوله گوارش شده و در بخش مياني لوله گوارش ( Mid gut ) تكثير يافته و تبديل به پروماستيگوت شده به سرعت موجب انسدادلوله گوارش شده و واردمري میشودجرخه زندگی لیشمانیا در پشه خاکیاين پروماستيگوت ها مي توانند در 25 درجه سانتيگراد پر ورانده شود. معمولا اماستيگوت ها در داخل سلول ها کشت يافته رشد داده مي شوند اما مي تواند در خارج سلولي در 37 درجه در شرايط خاص رشد داده شود .بيماريهاي ليشمانياييليشمانيازيس احشايي ( كالا آزار )بيمار باليني در واقع طيفي از نشانه هاي باليني است كه هم تحت تاثير گونه هاي ليشمانيا و هم واكنش ايمني ميزبان است عفونت ليشمانيا دونوواني با دوره كمون 4-2 ماه از بدون نشانه تا بروز بيماري كامل فرق مي كند .بيماري باتب و بيقراري شروع شده و با تحليل رفتن ، بزرگي طحال و كبد ادامه يافته و در نهايت پس از 3-2 سال موجب مرگ مي شود در بعضي از موارد كه بيماري بصورت حاد است با تب بالا و لرز و در نهايت در 12-6 ماه موجب مرگ ميگردد .علت مرگ معمولا در اثر عفونت هاي ثانويه است بعضي از عفونت ها هم خود بخود بهبود ي مي يايند.اماستيگوت هاي ليشمانيا دونواني در اسمير طحال كه با گيمسا رنگ آميزي و با روغن سدر مشاهده مي شود به هسته و كينتوپلاست ميله اي شكل توجه كنيد ( از T.C- ORITEL 19996 )اماستيگوت ها در سال 1900 از اسمير طحال سربازي از دام دام ( DUM DUM ) هند توسط ويليام ليشمان كشف شد ( بيماري در هند موسوم با كالاآزار يا تب دام دام است ) ليشمان اين موضوع را در سال 1903 منتشر كرد و همزمان با او چارلز دونوان نيز موفق به كشف اين انگل شد در بعضي از مناطق در 10-5 درصد از موارد درمان شده آشفتگي پوستي ايجاد مي شود كه موسوم به تظاهر ليشمانيايي جلدي پس از كالا آزار است ( PKDL)ليشمانيازيس جلدي (سالک)از آنجائيكه تمام ليشمانياها مرفولوژي مجزايي دارند . محققين در ابتدا سه گونه ليشمانيا رامعرفي نمودند تروپيكا (جلدي ) برازيلنيس ( جلدي مخاطي ) و دونوواني ( احشايي ) بهر حال طبقه بندي متداول خيلي پيچيده تر و باز تاب پيچيدگي نشانه هاي است بعنوان مثال انگل هاي كالا آزار هندي و مديترانه ليشمانيا دونوواني و ليشمانيا اينفانتومليشمانيازيس جلدي عهد قديمدو گونه از ليشمانيا باعث بيماري جلدي در خاور نزديك مي شود . ليشمانيا تروپيكا و ليشمانياماژور بعد از گزش پشه خاكي (فلوبوتوموس ) آلوده ابتدا يك برجستگي جوش مانند ( نودول ) كه ناشي از تجمع سلول هاي پلاسمايي ، لنفوسيت و ماكروفاژهاست بوجود مي آيد .ليشمانيا ماژور يك بيماري مناطق روستايي و ليشمانيا تروپيكا معمولا در شهرها اتفاق مي افتد در محل جوش زخمي باندازه 3-1 سانتي متر شكل مي گيرد كه اطراف آن آماسي است انگل ها در زخم تكامل يافته پراكنده است مخصوصا در ناحيه حاشيه اي آن بهبودي در عرض چند ماه صورت مي گيرد و ايمني پايدار شكل مي گيرد .زخم هاي ليشمانيا ماژور ممكن تا حصول بهبودي چند سال طول بكشد زخم هاي ليشمانيا تروپيكا خشك و ليشمانيا ماژور مرطوب هستند هر دو تا ممكن است به عفونت هاي ثانويه آلوده گردند ( yaws ) از جمله ياوز ( يك بيماري پوستي غده غده اي شدن كه ناشي از نوعي اسپيروكت است ) و مياز ( آلودگي زخم بالا رو حشرات ) بعد از بهبود زخم چه بصورت خود بخود و چه درمان يك ايمني پايداري بوجود مي آيد.ليشمانيازيس جلدي عهد جديدليشمانيا عهد جديد به مراتب پيچيده تر مي باشد و در اثر ليشمانيا شاگاسي كه ايجاد بيماري احشايي مي كنند ليشمانيا گروه مكزيكي ( مكزيكان گروپ ) كه ايجاد جراحت خود بهبودي يابنده پوستي مي كند و گروه ليشمانيا برازيلنيسیس كه ايجاد جراحات جلدي و مخاطي – جلدي مي كند بيماري بصورت نقاشي و حك شده بر روي سفال هاي بدست آمده از پرو كه متعلق به 400 سال پيش از ميلاد مسيح است نشاند داده شده است بيماري در تمام كشورهاي آمريكايي لاتين بجز شيلي واروگوئه گسترش دارد و مواردي هم از تگزاس گزارش شده است بيماري يك بيماري مشترك بين انسان و حيوان است كه میزبان مخزن در بين حيوانات وحشي دارد .جراحت اوليه در انسان بصورت زخمي است كه مركز آن گرد مثل دهانه آتشفشان و اطراف آن التهابي است .ليشمانيا مكزيكانا ايجاد زخم شيكلروس مي كند كه مي تواند تقريبا باعث تخريب تمام گوش خارجي شود .ليشمانيا برازيلينسيس ايجاد زخم هاي متاستازي در بيني و مخاط حلق مي كند اين زخم ها ممكن است در عرض چندماه تا چند سال از آغاز عفونت بوجود آيند بيماري عمدتادرافراديكه شاغل در جنگل هستند بروز مي كند و موسوم به اسپانديا مي باشد تخريب جنگل ها موجب گرايش و تطابق بعضي از گونه هاي پشه خاكي در محيط هاي مسكوني و لذا دام اهلي بعنوان دومين ميزبان هاي مخزن بشمار مي آيند .بيماري اغلب همراه بالاغري مفرط ( كاشكسي ) و به دنبال بهبودي ، آشفتگي ( دفورمیتی ) اعضاء مشاهده مي شود .اغلب بافت هاي استخواني و غضروفي بيني و همچنين كام سخت و نرم از بين مي روندومرگ بدنبال عفونت ثانويه يا سوء تغذيه رخ مي دهد .و گاه بيماري به اشتباه جذام و يا ديگر عفونت هاي باكتريايي و قارچي تشخيص داده مي شوددر بعضي از بيماران ، مخصوصا در ونزوئلايك فرم جلدي منتشر از بيماري كه باگرانولوماي ماكروفاژي و ضخيم شدن پوست مشخص شده مشاهده ميشود.اين فرم مثل جذام لپرو ماتوزي و مثل بيماريهاي قارچي است و گاه در تشخيص دچار اشتباه مي كندپراكندگي ليشمانيازيسحدود 12 ميليون نفر از 88 كشور جهان به ليشمانيازيس مبتلا ست از كشورها 16 كشور جز كشور هاي توسعه يافته جهان هستند تخمين زده مي شود حدود 350 ميليون نفر در معرض ابتلا به گونه هاي مختلف ليشمانيا هستند .بروز موارد جديد در سال ، حدود 2 ميليون نفر است ( 5/1 ميليون ليشمانياي جلدي و نیم میلیون نفر ليشمانياي احشايي) مثل خيلي از بيماريهاي گرمسيري عفونت هاي ليشمانيايي با توسعه اقتصادي ساخت بشر و تغييرات محيط اطراف توسط انسانها باعث افزايش تعارض ( در معرض قرار گرفتن ) انسان با پشه خاكي ناقل بيماري باشد برداشت الوار از جنگل ها استخراج معادن ، سدسازي ها ، تعريض اراضي براي كشت ، برنامه هاي جديد آبياري ، جاده سازي و جنگل ها دست نخورده از جمله در آمازون ، گسترش مهاجرت هاي اقتصادي و شهرنشيني هاي فزاينده و سريع در سطح جهان علل اصلي افزايش موارد ابتلا به اين بيماري است .بيماري هميشه بعنوان يك زئونوز بوده است . نوعي از موش موسوم به جربيل بعنوان اصلي ترين مخزن ليشمانيا تروپيكا در مركز آسياست و در بعضي از مناطق سگ وگربه وسنجاب ها نيزعفوني ميگردند . در آمريكاي لاتين جوندگان بعنوان مخزن براي گونه هايي از ليشمانيا هستند .اخیرا یک افزایش درلیشمانیای احشائی پدیدآمده که ناشی ازاشاعه جهانی ایدز میباشدعفونت توامان ایدز لیشمانیا رامیتوان یک بیماری وابسته یاگرایشی واقعی بحساب آوردمخصوصادراروپای جنوبی که70-25 درصدازلیشمانیای احشائی بالغین وابسته به عفونتHIV بوده است9-5/1درصداز مواردایدزازبیماری لیشمانیای احشائی تازه گرفتار شده ویادوباره فعال شده رنج می برندهمه گیری هائی از لیشمانیا احشائی هنوز هم درسودان شرقی و جنوبی ودرتقاطع اریتره اتیوپی وسودان بروز می کند اخیرا بروز مجددی از لیشمانیای احشائی در برزیل رخ داده است.شرح ذيل نقشه پراكندگي جهاني تيپ هاي مختلف ليشمانيا از وب سايت Oppedaes است .شيوع ليشمانيازيس در سگ هاي شكاري ايالات متحديدر سال 1999 سگ هاي شكاري باشگاهي در ميل بروك نيويورك مبتلا به يك بيماري ناشناخته اي شدند نشانه هايي كه در آنها مشهود بود عبارت بودند از ضعف , خونريزي , از دست دادن موها و نارسايي كليه , بيش از 24 تا از سگ ها مردند . آزمايش مايعات مفصلي سگ هاي بيمار منجر به شناسايي انگل هاي ليشمانيايي شد و پس از آن تمام سگ هاي شكاري ( Fox hound ) آمريكا تحت آزمايش قرار گرفتند و 12 درصد از آنها پادتن بر عليه ليشمانيا داشتند ولي نه در سگهاي ولگرد ميل بروك و نه سگهاي ولگرد ساير نقاط آمريكا پادتني مشاهده نشد.انتقال اين بيماري مبهم بود .چون از چهارگونه پشه خاكي موجود در ايالات متحده هيچكدام به جز در نیوجرسي قادر به زندگي در شمال نيستند . دانشمندي در والتر رايد چنين نظريه داد كه سگها با تماسهاي جنسي يا تماس زخمها ممكن است همديگر را آلوده كرده باشند البته متخصصين ليشمانيا با اين نظر موافق نيستند .آنها نظرشان براين است كه سگها زمانيكه در سفر جنوب بودند بوسيله پشه خاكي گزيده شده اند يك احتمال ديگر اينكه گونه ناشناخته اي از پشه خاكي در محل باشد يا حتي ناقلين ديگري وجود داشته باشد گونه ليشمانيا , ليشمانيا ايفانتوم است كه به احتمال پايين بودن سطح اپيدميكي آن در افراد ايالات متحده وجودش فراموش شده است .تشخيص و درمان ليشمانيازيستشخيص بيماريهاي ليشمانيايي منحصراًبا شناسايي اماستيسگوت در كشت انگلي و يا روش ميكروسكوپي ا ست اخيراً PCR ژن هاي انگلي جهت تشخيص مورد استفاده قرار مي گيرد .بيوسپي بافتي را به صافي هاي مخصوص تماس داده و سپس صافي ها را با الگوهاي معلوم در مقابل ژن هاي انگل روبرو ميكنند . درمان بيماريهاي ليشمانيايي هم بصورت موضعي و هم بصورت عمومي با استفاده از تركيبات پنج ظرفيتي آنتيموان و تركيبات معطره دياميدين انجام ميگيرد رايج ترين تركيبات مورد استفاده از آنتيموان پنج ظرفيتي استيبو گلوكنات سديم ( پنتوستام ) در آنتي مونيات ملگوسين (گلوكانتيم) كه براي اولين با در سال 1947 و 1950 بكار گرفته شده است عدم توفيق در درمان و عود بيماري در تمام فرمهاي ليشمانيازيس حدود 25-10 درصد موارد ميباشد اگر اين داروها موثر نبودند از پنتاميدين (لوميدين) و آمفوتريسين B(فانژيزون) كه در سالهاي 1940 و 1959 معرفي شده اند استفاده مي شود .درمان ليشمانياي مخاطي – جلدي موفقيت آميز نيست .ایمنی شناسی لیشمانیازیسنظر به اينكه آماستيسگوت در درون فاگوليزوزوم ماكروفاژهاي ميزبان قرار مي گيرند لذا واكنش ايمني هومورال بدليل مخفي بودن انگل ليشمانيا شكل نمي گيرد از آنجائيكه انگل هاي درون سلولي در معرض واكنش هومورال ميزباني نيستند پادتن هاي گردش خون تاثيري بر عفونت ندارند وحتي ممكن است مضر نيز واقع شوند ايمني بطور كلي وابسته به ایمنی سلول است و اين براساس مشاهدات زير است .1- تخليه سلولهاي Bدر حيوانات تاثيري بر جريان يك عفونت ندارد .2- جلوگيري از عمل پادتن ها بوسيله ضد(m (Igتاثيري بر عفونت ندارد .3- درحاليكه سطحm Ig و IgG بالاست ولي قادر به حفاظت در برابر عفونت نيست با استفاده از سويه هاي همخون موش هايي كه از نظر ژنتيكي مشخص ومعلوم هستند آنهايي كه در مقابل ليشمانياي ماژور جلدي بهبودي يافتند و آنهايي كه بهبودي نيافتند موجب افزايش دانش ما در مورد واكنش ايمني در برابر ليشمانيا است . دو كشف اساسي در اين سیستم عبارتند از :1- دو مسير براي سلولهاي كمكي تي ( T Helper ) وجود دارد .افزايش (1 T Helper ) منجر به محافظت و افزايش ( T Helper2 ) منجر به وخامت بيماري ميشود .2- علاوه بر اين حفاظت خودكار , ماكروفاژها نيز يك سيستم دفاعي ديگر دارند كه با توليد عامل نكروز توموري آنها (TNFalpha) كه باعث تحريك در توليد آنزيم اكسيد نيتريك سنستتاز مي شود .هرگونه نقص ژنتيكي كليدي در اين مسير خود را مستعد ابتلا به بيماري خواهد نمود استعداد ابتلا به عفونت در موش هاي همخون حداقل بوسيله پنج جايگاه ژن كنترل مي شود .اين پنج جايگاه ژن عبارتند از SCL-1 , SCL-2 , خوشه ژني سيستوكين T-Helper 2 كمپلكس اصلي بافت رقابتي و NraMp1 يا L Sh مشابه همين براي ژنهاي مستعد كننده انسان نيز شناسايي شده است اين ژن ها همچنين كنترل مقاومت ديگر پاتوژنهاي درون سلولي مثل توكسوپلاسما , سل و جذام را بعهده دارند.فرعيات Tcell كه Th1 باعث فعال شدن ايمني وابسته سلولي و از واكنش هومورال جلوگیری میکند. درحاليكه سلولهاي Th2 باعث فعال شدن ایمنی هومورال و از ايمني وابسته سلولي جلوگيري ميكند .واكسنهاي تجربي از سلولهاي كشته شده يا سويه هاي تخفيف حدت يافته در چند منطقه آزمايش شده است . در برزيل ( ليشمانيا امازونيسيس ) و در ونزوئلا ( ليشمانيا مكزيكن و ليشمانيا برازيلنسیس ) به ارتش اشغالگر اسرائيل نيز توصيه شده است كه سربازانشان برعليه ليشمانيا واكسينه كنند علاوه بر اين بعضي از واكسنهاي مولكولي ( واكسن هاي افتراقي ) كه براي آزمايش انتخاب شده اند : GP63 كه مهمترين گليكوپروتئين سطحي ليشمانيا و LPG ( ليپو فسفو گليكان ) سطحي پارازيت است .واكسن هاي DNA كه تجلي gp63 را دارد معلومشده است تا حدودي موثر است .· عفونت زايي ليشمانيا هاي پروماتيسگوتي كشت داده شد .آزمايشگاه ديويد ساكس فاش ساخت كه پروماتيسگوت در ناقل پشه خاكي دستخوش تغييرات ظاهري وبيوشيميائي مي شوند بطوريكه عفونت زايي آنها براي ميزبانان پستاندار افزايش پيدا ميكند , آنها توانستند اين فرايند را در كشت انگل تقليد كند .بطوريكه مرحله Log ( فاز لگاريتم ) غيرعفوني و مرحله خاموشي يا تثبيت عفوني بوده است .آنها اين مراحل را به ترتيب پيش چرخه اي (Procyolic ) و فوق چرخه اي ( Metacyolic ) پروماستيگوت ناميدند .پروماستيگوت هاي متاسيكلي ليشمانيا ماژور را مي توان با عدم توانايي آگلوتينه كردن لكتين , آگلوتيمين بادام زميني تشخيص داد .شكلهايي از يك مقاله مربوط به تغييرات كربوئيدرات بين پروماستيگوتهاي ليشمانياي ماژور عفوني و غيرعفوني .دو گالاكتوز متصل به لكتين و آگلوتينين بادام زميني ( PNA ) و آگلوتنين كرچك (RCA ) مي توانند 100% پروماتيسگوت هاي فاز Log را آگلوتينه نماينددر حالیکه فقط 50 در صد پروماستیگوت هامرحله تثبیت راآگلوتینه می کنند افزودن mMD 10گالاكتوز مانع از آگلوكتيناسيون ميشود . ardalan.id.ir
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
كپكها Mold قارچهاي پرسلولي ورشته اي Filamentas fungi هسند كه به رنگ ها واشكال مختلف ديده مي شوند( سبز ، آبي ، زرد ، قهوه اي وسياه )
رشدكپكها : پس از آنكه اسپور قارچ درمحيط مناسب قرار گرفت شروع به رشد نموده ولوله هاي زايا كوتاه Germ tube را تشكيل مي دهند سپس با رشدلوله هاي زايا رشته هاي هايفيhyphae كه واحد ساختماني كپكها هستند به وجودمي آيند . كلني هايفي هاكه تشكيل دهنده بدنه قارچ است Thallus ميسليومmycelium ناميده مي شود . كلني كپكها به صورت پنبه اي ، پودري ، پشمي ومخملي مشاهده مي شود هر هيف قطري درحدود 5 تا6 ميكرون داشته واز يك ديواره تازك وشفاف ولوله اي تشكيل شده است . اكثر هيفها داراي ديواره عرضي septa هستند . (ديواره عرضي درنتيجه رشد ديواره هيف ازدوطرف به سمت داخل ايجاد مي شود ) در بعضي از قارچها هايفي ها بدون ديواره عرضي هستند ومواد سيتوپلاسمي به همراه هسته ها درون هايفي ها روان هستند كه به آنها هايفهاي سينوسيتيك Cenocytic hyphac مي گويندپس از رشد كپكها درمحيط كشت دونوع ميسليوم مشاهده مي شود :1- ميسليوم هاي هوايي aerial myceliumدسته اي كه واردهوامي شوند وتوليد اسپور مي كنند و2- ميسليوم رويشيvegetative mycelium كه وارد محيط كشت شده وموادغذايي راجذب مي كندتقسيم بندي : 1- كپكهاي ديواره دار septate ديواره عرضي هيف رابه چند سلول تقسيم مي كند .2- كپكهاي فاقد ديواره non septate ( چند سلولي وهسته درآن پراكنده است )تولد مثل كپكها : درتشكيل ارگانهاي توليد مثلي چنانچه تمام بدنه قارچ به يك ياچند ارگان توليد مثل تبديل شودبه آن هالوكارپيك Holocarpic وچنانچه تنها قسمتي ازبدنه قارچ شركت كند به آن يوكارپيك Eucarpic مي گويند1 -توليد مثل جنسي :1- اوواسپور: كپكهاي بدون ديواره (فيكوميستها ) اكثرا آبزي هستند برخي همانند دوني ميلديو باعث زنگ زدگي كند late blight وخالدار شدن گوجه فرنگي Buckeye مي شود .2 - زايگوسپور : تركيب شدن انتهاي دوهيف كه غالبا مشابه هستند3 - آسكوسپور : كپكهاي ديواره دار (آسكوميست ) تركيب دوسلول ازهمان ميسليوم ياازدوميسليوم جدا ازهم . معمولا در هرآسك 8اسپور قرار دارد وآسكها ممكن است درون آسكو كارپ وجودداشته باشند .5 - بازيديواسپور شامل اكثر قارچهاي خوراكي ، زنگهاي گياهي وسياهكها است .2 - توليد مثل غير جنسي : : توليد اسپور ) تشكيل اسپور غير جنسي (كونيد يا) به دوشيوه امكان پذيراست 1- فرم تاليك Thalhc اسپور درون هايفهاي موجود قارچ شكل مي گيرد و2- بلاستيك Blastic به طريقه جوانه زدن شكل مي گيردالف) فرم تاليك 1- آرترواسپور Arthrospore : تكه تكه شدن هيف Fragmentation معمولا مستطيلي شكل وگاهي بيضي اندب ) فرم بلاستيك :بلاستواسپور Blastospore اسپور غير جنسي كه دراثر جوانه زدن هايف بوجود مي آيد وسپس جوانه ازسلول مادرجدامي شوداسپورانژيواسپور وكلاميديا : اسپور غيرجنسي كه درداخل اسپورانژيوم ( كيسه دربرگيرنده اسپور ) قرار دارد واگر درنوك واطراف هايف ساخته مي شود كه به آن كونيديا گويند .كپكها متداولترين ومهمترين عامل فساد نانها واكثر فراورده هاي نانوايي محسوب مي شوند معمولا درجه حرارت پخت آنقدر بالا است تاكليه اسپورهاي كپكهاي موجود درداخل ياسطح نان راازبين ببرد .كپكها ازطريق هوا درمرحله سرد شدن يابعد ازآن ،جابجايي ويابسته بندي به نان منتقل مي شوندشناسايي كپكهايي كه توليد اسپورانژيواسپور مي كنند :1- ساده ياشاخه داربودن اسپورانژيوفور2- نوع شاخه3- اندازه، شكل،رنگ ومحل قرارگيري اسپورانژيوم هامشخصات كشت:1- بعضي ازكپكهاكم تراكم وپف كرده اند وبرخي متراكم وفشرده اند .2- سطح برخي ازكپكها مخمل مانند ،بعضي خشك وبعضي پودري اند وعده اي ژلاتيني3- وجود رنگدانه در ميسليوم ( قرمز،بنفش،زرد،قهوه اي، خاكستري ،سياه وغيره)4- شكل ظاهري قسمت تحتاني روي كشت آگارطبقه بندي و شناسايي كپك ها :معيارها : 1. داشتن يا نداشتن ديواره عرض يا هيف2. روشن يا تيره (دودي) بودن مسيليوم3. رنگي يا بي رنگ بودن مسيليوم4. توانايي توليد اسپور جنسي5- نوع اسپورهاي غير جنسي6- خصوصيات كلاهك اسپوري7- شكل ظاهري اسپورانژيوفور ياكونيديوفور8- ظاهر ميكروسكوپي اسپوهاي غير جنسي9- وجود ساختارهاي ويژه مانند استولن، ريزوئيد، سلولهاي پايه ،اسكلروتيا وغيرهمهمترين كپك هاي نان عبارتند از : رايزوپوس استولونيفر (رايزوپوس ها: كلني سريع رشد باميسليوم هاي هوايي وشبيه پنبه ودرابتدا سفيد رنگ وسپس به رنگ خاكستري درمي آيد مشخصات ميكروسكوپي آن هايفهاي بدون ديواره اسپونژيوفورهاي ساده يا منشعب ودرانتها به اسپونژيوفور بزرگ وگردي ختم مي شود داراي استولون (رشته هاي فرعي كه اسپونژيوفورهاي غير منشعب رابه هم وصل مي كند) وريزوئيد (هايفهاي ريشه مانند درانتهاي اسپونژيوفور) )عوامل تشديد كننده فساد كپكي :1- آلودگي شديد پس از پخت (آلوده بودن شديد هوا ، طولاني بودن زمان سرد كردن ، سيركولاسيون زياد هوا وآلودگي ماشين برش)2 - رسيدن هواي بيشتر به نان درمرحله برش3 - بسته بندي نان به صورت گرم ardalan.id.ir
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)