اين بيماري از آن جهت كه هم به عنوان يك بيماري روان تني شناخته شده است و هم زمينه ساز بسياري از انحراف هاي
ديني در انسان است ، داراي روشهاي درماني متعدد است؛ مانند درمان دارويي، مشاوره و درمان رواني و توصيه هاي ديني.
مشاوره و درمان رواني: در درمان غيردارويى، از الگوهاى مختلف براى كاهش اين اختلال بهره مىگيرند كه به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مىكنيم زيرا از اين تكنيكها متناسب با نوع و شدت و ضعف بيمارى استفاده مىشود:
1- شناخت درمانى، در اين روش طى جلسات مكرر و متعدد، بينش بيمار درباره تعارضهاى درونى خود به كمك رواندرمانگر تغيير مىيابد.
2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از كارشناس مربوطه بيمار را به كارها و فعاليتهايى جهت كاهش سطح اضطراب و در نتيجه فكر يا عمل وسواس او وا مىدارد.
3- گاهى نيز روانشناس با ايجاد ارتباط با خانواده بيمار به كاهش ناهماهنگىهاى احتمالى در خانواده و تصحيح ارتباطات خانوادگى آنها مىپردازد.
روشهاي كلي درمان:
براي علاج و درمان اين بيماري ابتدا بايد نوع آن را شناخت و روش درماني مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در اين قسمت به برخي از روشهاي كلي مبارزه با اين حالت اشاره مي نماييم.
1- عدم پاسخ دهي: مهمترين و كلي ترين راه درمان وسواس، بي توجهي به پيام هاي آن و عدم پاسخ دهي عملي به آن است . اين بيماري در صورتي ادامه مي يابد و تشديد مي شود كه به نداهاي دروني آن كه مبتني بر تكرار عمل ، يا دقت بي مورد و يا قضاوت غير منطقي و افراطي نسبت به امور است، پاسخ دهي عملي شود. براي مقابله با اين حالت بهترين راه بي اعتنايي به اين پيامها و ترتيب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتي اين روش عملي شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن كاسته خواهد شد.
2- تقابل به ضد: براي كساني كه از آلودگي و نجاست هراس دارند و اين هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازي عمدي شخص توسط خود او يا ديگران ، از راههاي درمان و رفع حساسيت به اين امر است . اگر اين روش با تكرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.
3- فرمان ايست: در منابع علمي جديد ، براي متوقف كردن افكار وسواسي ، علاوه بر درمانهاي دارويي و قبل از آن درمانها ، از روشهاي خاصي استفاده مي شود كه مهمترين آنها روش توقيف فكر نام دارد، بدين ترتيب است كه از بيمار خواسته مي شود كه به طور عمد افكار وسواسي خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداي بلند و بيزار كننده ، فرياد مي زند : ايست !؟! به نظر مي رسد اين عمل جريان فكر وسواسي را متوقف مي كند .
درمان دارويي: بيماري وسواس چون داراي ريشه هاي هورموني است و با فعاليت هاي هورموني بدن نيز در ارتباط است ، پزشكان با تجويز داروهايي سعي مي نمايند فعاليت هاي هورموني بدن را متعادل سازند و از اين طريق كمك مي كنند تا فرد بتواند راحت تر با اين مشكل طرف شود و آن را از خويش براند.
پيشنهاد هاي ديني:
در منابع اسلامي و وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان اشاره مي شود . به عنوان مثال در كتاب اصول كافي ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصي را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است كه شبطان را اطاعت مي كند؟
توصيه هاي عملي
1. رساله عمليه مرجع تقليد خود را دقيقاً مطالعه كنيد (به خصوص بخشهاى مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو) وخود را ملزم كنيد كه براى غسل و وضو يا آب كشيدن بدن، لباس و يا چيزهاى ديگر، به همان كيفيتى كه در رساله آمده عمل نماييد و از زيادهروى جدّاً پرهيز كنيد و بعد از اين كه طبق رساله غسل كرديد يا چيزى را با آب شست و شو داديد و آب كشيديد، هيچ گونه شكى در طهارت آن به دل راه ندهيد و اگر احساس مىكنيد، هنوز پاك نشده و يا غسل و وضو تحقق پيدا نكرده، اعتنا نكنيد و با همان وضع نماز بخوانيد و ساير كارهاى خود را انجام دهيد.
2- اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستيد، خود را در معرض چيزهاى آلوده و نجس قرار دهيد و يا به تجسّم چنين موقعيتهايى بپردازيد و از انجام دادن آن كار خوددارى نكنيد. ، از فردى بخواهيد خودش را در معرض اين موقعيتها يا موضوعهاى ذكر شده قرار دهد بدون اين كه «واكنش بى اختيارى» از خودش نشان دهد. سپس شما نيز همان كار را انجام دهيد. اين كار باعث مىشود موضوعها يا موقعيتهاى اضطراب آور، كم كم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما كاهش پيدا كند. در واقع ريشه و علت اصلى وسواس (اضطراب) از بين برود.
3- به لحاظ شرعي هر چيزي كه قبلا پاك بوده ، تا يقين به نجاست آن نداشته باشيم ، پاك است و نبايد آن را نجس فرض كرد ، زيرا مخالف شريعت است .
4- اصولا هر چيزي كه نمي دانيم نجس يا حرام است ، پاك و حلال است، زيرا اصل در اشياء بر پاكي و حليت است و نجس و حرام بودن دليل مي خواهد. حال درباره چيزهايى كه به آنها دست زدهايد (مثل ظروف و لباسها و يا پا گذاشتن روى فرشها و چيزهايى از اين قبيل) در مورد همه اينها حكم طهارت جارى كنيد، يعنى، همه آنها را ناديده بگيريد. لازم نيست شما هيچ كدام از آنها را آب بكشيد و اگر اشكالى دارد به گردن ما. شما فعلاً موظّف هستيد، فقط به راهكارهاى ارائه شده، عمل كنيد و به حكم طهارت و نجاست، فقط و فقط بر اساس آنچه در رساله آمده عمل كنيد.
5- به خودتان تلقين كنيد كه «وسواس» يك نوع كار شيطانى است و بايد هر چه زودتر دست از آن بردارم.
6- به خدا توكل كنيد و از او استعانت بجوييد تا هر چه زودتر بر اين مشكل فايق آييد.
دعا، ذكر و عبادت
در اين مورد حتي منابع اسلامي از قول معصومين (ع) روشهاي متعددي را براي پيشگيري و درمان وسواس پيشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله، بهره از ادعيه و اذكار خاصي از جمله (لا اله الاالله) و ( لاحول و لا قوة الابا الله) مي باشد كه در حقيقت ماحصل همه آن روشها را مي توان در ذكر خدا خلاصه كرد .
مذهب و شكوهمندترين جلوه آن؛ يعني نماز مي تواند در زدودن وسواس فكري نقش بسيار مهمي بازي كند. برخي از اذكار و توجهات حين نماز نه تنها با روشها ارايه شده توسط رون شناسان قابل مقايسه است ، بلكه حتي بسيار مؤثر تر به نظر مي رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذكر غير المغضوب عليهم و الضالين كه جدايي راه مومن را از ابليس و شيطان نشان مي دهد دست كم ده بار ، طي نمازهاي يوميه و فيض بردن از سوره مباركه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آيات شريفه من شر وسواس الخناس الذي يوسوس في الصدور الناس به عنوان عواملي قدرتمند در توقف افكار وسواسي مطرحند .
همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقيقي بشرند ، براي دوري از وسواس ذكر خدا را پيشنهاد كرده اند و اين فرمان الهي است كه براي ذكر من نماز را به پا داريد (اقم الصلوة لذكري )
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
بیماری های پوستی با منشا روانی
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
اهمیت نقش عوامل روحی- روانی در بیماری های پوستی برای متخصصین پوست به خوبی شناخته شده است.
تعامل بین پوست و ذهن افراد به اشكال مختلف تظاهر می كند. مثلا در مورد بیماری های عود كننده ای مثل بیماری های التهابی پوست(مانند اگزما، پسوریازیس و آكنه) نقش تشدید كننده ی استرس و عوامل هیجانی به اثبات رسیده است.
از طرف دیگر بروز ضایعات و مشكلات پوستی به علت ایجاد ظاهر نازیبا سبب فشار روحی در فرد می شود و در مورد بیماری هایی مثل ویتیلیگو و آلوپسی آره آتا مشكل اصلی و عمده بیمار فشار روانی ایجاد شده به علت نازیبا شدن است.
گاهی پزشكان متخصص پوست با بیماری هایی مواجه می شوند كه توسط خود بیمار ایجاد شده و در واقع ضایعات بوسیله خود بیمار القا گردیده است كه می توان به مواردی مانند هذیان پارازیتوز، تریكوتیلومانیا، نوروتیك اكسكوریشن و درماتیت ساختگی اشاره كرد.
همچنین بیمارانی فقط با شكایت حسی پوستی مثل خارش مزمن ایدیوپاتیك، FORMICATION یا احساس راه رفتن مورچه روی پوست، سوزش، سوزن سوزن شدن و علائم عجیب و غریب دیگر مراجعه می كنند.
هذیان پارازیتوز، تریكوتیلومانیا، نوروتیك اكسكوریشن و درماتیت ساختگی همگی اختلالات اولیه روان پزشكی هستند و در این موارد هیچ اختلال اولیه پوستی، طبی و عصبی وجود ندارد. اولین قدم در مورد این بیماران افتراق این حالت ها از موارد دیگر و اطمینان از منشا روان شناختی آنهاست، چون بیماران دارای زمینه های طبی یا عصبی مثل خارش اورمیك یا NOTALGIA PARESTHETICA نیز می توانند فقط با ضایعاتی مراجعه كنند كه توسط خود آنها ایجاد شده است و به همین علت سایر علائم روحی روانی را نیز باید مد نظر قرار داد.
در هذیان پارازیتوز بیماران به شكل غیر واقع بینانه عقیده دارند كه بوسیله حشرات، كرم ها یا دیگر ارگانیسم ها آلوده شده اند. هذیان پارازیتوز اغلب در دو گروه مجزا دیده می شود:
الف- در بیماران جوان تر كه شیوع بیماری بین مرد و زن مساوی است و بین هذیان و وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین واعتیاد به مواد مخدر رابطه ای وجود دارد.
ب- بیماران پیرتر كه عمدتا زنان هستند كه اعتیاد به مواد مخدر یا سطح اقتصادی-اجتماعی پایین در آنها به اثبات نرسیده است.
در هر دو گروه سنی بیماران درباره آلودگی انگلی خود اعتقادی هذیانی دارند. همچنین بیشتر بیماران شكایت از FORMICATION ( خزیدن، گاز گرفتن، و احساس سوزن سوزن شدن ) دارند. این بیماران حتی نمونه های گوناگونی از قطعات انگل ها را در قوطی های كوچك همراه خود نزد پزشک می آورند.
ضایعات خود القا شده ی پوستی مكرر می توانند شكلی شبیه دهانه ی آتشفشان ایجاد كنند كه اصطلاحا به آنها آتشفشان های ماه گفته می شود، زیرا این بیماران پوست خود را به طور عمیقی می خراشند كه تلاش برای خارج كردن " پارازیت یا انگل" است.
تظاهرات بالینی بیماری حاد یا مزمن است. این بیماران می توانند از نظر اجتماعی منزوی شوند، چون می ترسند افراد دیگر را با آلودگی خود آلوده كنند.
به دلیل اینکه داروهای تفننی مثل آمفتامین و كوكائین می توانند حالت فورمیكاسیون (FORMICATION)یا توهم را ایجاد كنند، باید شرح حال قبلی یا جاری اعتیاد یا استفاده مواد رد شود.
بیماران با اختلال وسواسی OBSESSIVE COMPULSIVE كه وسواس كه روی یك نمای بخصوص پوست خود داشته باشند، به راحتی با یك بیمار دچار هذیان پارازیت اشتباه می شود.
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
تریكوتیلومانیا (TRICHOTILLOMANIA)
تریكوتیلومانیا اشاره به حالتی دارد كه بیمار موهای خود را می كند(تصویر بالا). این فرم از آلوپسی را باید از دیگر حالت های ریزش مو تمایز داد.
تریكوتیلومانیا را می توان در هر گروه سنی حتی كودكان 18 ماهه نیز مشاهده كرد. تظاهر بالینی به صورت یك منطقه از سر دچار ریزش موی ناكامل است(آلوپسی ناقص) كه محدوده نسبتا مشخصی دارد و موهای باقیمانده با طول های متفاوت در این منطقه دیده می شوند. این حالت اغلب ناحیه جلوی پیشانی(FRONTAL) و فرق سر(VERTEX) را مبتلا می كند، ولی گاهی می تواند بطور منتشر كل پوست سر را گرفتار كند. این حالت همچنین ابروها، مژه ها و به طور نادر موهای ناحیه تناسلی را گرفتار می كند. موها كنده شده یا موجی می شوند و كمتر شكستگی شفت مو وجود دارد.
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
نوروتیك اكسكوریشن (NEUROTIC EXCORIATION)
نوروتیك اكسكوریشن اصطلاحی است كه برای تعریف خراشیدگی های پوستی با منشا روانی به كار می رود(تصویر بالا). بیماران با نوروتیك اكسكوریشن معمولا با اكسكوریشن های مولتی پل در نواحی دسترس بدن مراجعه می كنند. ضایعات اغلب روی صورت، نمای اكستانسور اندام ها و نواحی در دسترس پشت است. ضایعات اغلب به شكل خفیف در بالا و طرفین كمر به صورت قرینه و شبیه به بال های پروانه دیده می شوند. زمینه ها و بیماری های روانی كه معمولا در بیماران با نوروتیك اكسكوریشن دیده می شود شامل افسردگی، اضطراب و اختلال OBSESSIVE COMPULSIVE است.
[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]
درماتیت ساختگی (FACTITIAL DERMATITIS)
در درماتیت ساختگی بیمار از ابزار و مواد پیچیده مثل اشیاء تیز، مواد شیمیایی سوزاننده یا تزریق مواد برای القاء ضایعات پوستی استفاده می كند(تصویر بالا). به علت تظاهرات بالینی متفاوت معمولا این ضایعات به واسطه وجود خصوصیات مشخص و خاصی مثل گوشه های تیز و تصاویر غیر معمول در نواحی به راحتی قابل دسترسی مشخص می شود. معمولا مشكلی در افتراق این ضایعات از بیماری های پوستی واقعی یا از نوروتیك اكسكوریشن وجود ندارد. ظاهر ضایعات وابسته به متد و روش خاص بیمار مورد استفاده برای ایجاد ضایعه است. تیپ های بخصوصی از اختلالات روانی زمینه ای مثل تمارض، سایكوز(جنون) و اختلالات شخصیتی كه به وسیله رفتار خویش ویرانگر مشخص می شوند(مثل اختلال شخصیتی مرزی)، اغلب همراه با این بیماران دیده می شود.
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
برای درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواسی ـ جبری چه باید کرد؟
امروزه بیش از همه روشها، درماندارویی و رفتار درمانی به عنوان اصلیترین روش درمان این بیماران مطرح است، که باید طبق نظر روانپزشک این درمان صورت گیرد./ گروه اجتماعی و اقتصادی
البته قبل از اقدام به درمان، بیمار باید نهایت همکاری را داشته باشد و اطرافیان بخصوص همسر و فرزندان بیمار باید از بیمار حمایت درمانی کنند. اثر دارو درمانی و رفتار درمانی با هم مساوی است، ولی اثر رفتار درمانی ماندگارتر و طولانیتر است. رفتار درمانی روشی است که هم به طور سرپایی و هم با بستری کردن بیمار امکانپذیر است. روشهای رفتار درمانی اصلی برای اختلال وسواسی جبری عبارتند از مواجه سازی بیمار با مواردی که باعث پاسخ و اضطراب بیمار میشود. در اینجا باید از پاسخ دادن بیمار پیشگیری شود. باید به تدریج از بیمار حساسیتزدایی به عمل آید و اندیشه بیمار را از افکار وسواسی بازداریم. روش غرقهسازی نیز با عامل ایجاد کننده فکر یا عمل وسواسی بسیار مفید است. درمان با غرقهسازی تجسمی نتایج خوبی داشته است. روان درمانی نیز از اصول درمان بیماران وسواسی است که باید توسط یک متخصص علاقهمند و دلسوز انجام شود. خانواده بیمار نیز باید مشمول روان درمانی قرار گیرند. بیمار و خانوادهاش باید تقویت روحی شده و اطمینان خاطر نسبت به بهبودی پیدا کنند. برای آنها باید توضیح بدهیم و در مورد مدارا با بیمار آنها را نصیحت و تشویق کنیم. همان طور که گفتیم درصد قابل توجهی از بیماران وسواسی نسبت به درمان دارویی مقاومند. برای درمان این بیماران استفاده از الکتروشوک توصیه میشود که در بسیاری از موارد مؤثر است. از الکتروشوک اغلب برای بیماران بستری در بخش روانپزشکی استفاده میشود ولی میتوان برای بیماران سرپایی نیز از این وسیله استفاده کرد. آخرین راه درمان بیماران مقاوم به سایر درمانها، استفاده از جراحی روانی است که روشی مؤثر است و امروزه رایجترین عمل جراحی روانی برای درمان اختلال وسواسی ـ جبری، روشی به نام «سینگولاتومی» است. اما همان طور که پیشتر گفتیم روان درمانی خانواده، کمک به کاهش ناهماهنگی زناشویی، کم کردن اضطرابها و استرسهای محیطی و ساختن اتحاد درمانی با اعضاء سالم خانواده به نفع بیمار، کاری مفید و برای بیمار زمینه آرامش خاطر و اعتماد به نفس را فراهم میسازد.
بشنوید...
<iframe src="[تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]" width="580" height="500"/>
رنــج قفـــس به کنــار ،آنــچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی ســـر وپاست.
وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبتبه شخصيتخود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مىدانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مىسازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مىكنند و آن را حالتى مىدانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيدهاى خاص، كه اغلب وهمآميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مىگيرد، آنچنان كه حتى اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامىدارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواستهاش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خودآگاه است اما نمىتواند از قيد آن رهايى يابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مىكند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مىشود :
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم ديگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانهگيرى، بىخوابى، بدخوابى، بىاشتهايى،... متجلى مىشود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مىدهد كه نكند ديوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطهشان مىكند معمولا بصورتهاى زير است:
وسواس فكرى:
اين وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مىدهد كه برخى از نمونههاى آن بشرح زير است:
انديشه درباره بدن:
بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مىكند و در صدد بهدست آوردن دارويى جديد براى سلامتبدن است.
رفتار حال يا گذشته:
مثلا در اين رابطه مىانديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملى مىشود آيا درست مىانديشد يا نه؟ تصميمات او رواستيا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرتهاى اعتقادى فراهم مىسازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مىدارد.
انديشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول يا رد آن استبا اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مىسازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مىكند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويى عقيدهاى افراطى پيدا مىكند بگونهاى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مىداند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجهاى دست نيابد.
وسواس عملى:
وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مىدهد كه ما به نمونهها و مواردى از آن اشاره مىكنيم :
شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مىدانند و اين بيمارى در نزد زنان رايجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مىشود كه هيچگونه نياز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونهاش را در منظم كردن دگمه لباس و... مىبينيم و وضعيت فرد بگونهاى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مىكند.
شمردن:
شمردن و شمارشها در مواردى مىتواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نردهها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن:
گاهى وسواسها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مىرود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
در اين نوع وسواس نمىتواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.
وسواس در چه كساني بروز مي كند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حيات عادى افراد نشان مىدهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مىكند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دورهاى پديد مىآيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مىآيد.
ب) در رابطه باهوش:
بررسيهاى علمى نشان دادهاند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسىهايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كمهوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصيت و محيط:
تجارب نشان دادهاند آنهايى كه در زندگى شخصى حساسترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولا محكومشان مىكنند اين بيمارى بيشتر ديده مىشود.
پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مىشود تا در ديگران، اگر چه ريشههاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.
مساله شخصيت را اگر با دامنهاى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيمارى هيسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مىشود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم بميزانى قابل توجه ديده مىشود.
ريشههاى خانوادگى وسواس
در مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابتها، منعها و... كه ما ذيلا به مواردى از آن اشاره مىكنيم.
الف) وراثت:
تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث بردهاند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شدهاند، انتقال زمينههاى عصبى مىتواند ريشه و عاملى در اين راه باشد.
ب) تربيت :
در اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواسهاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايهگذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژهاى است كه در آن كشمكشها و مقاومتها و سرسختىهاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواستههاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شيوه تربيت:در پيدايش گسترش وسواس براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العادهاى را بايد قايل شد. بررسيها نشان مىدهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مىكنند و مخصوصا والدينى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مىخواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين رابطه مقصرند. تربيتخشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.
3- تحقير كودك:عدهاى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضهاى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، بدرد زندگى نمىخورى... و از بابت عدم لياقتخود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفتشنيده و تنبيه شدهاند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنىها:پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفتهاى داشته و با ترس و نا امنى همساز بودهاند بعدها به چنين بيمارى دچار شدهاند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشتهاند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مىكوشيدند و سعى داشتهاند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريكبينى و موشكافى وارد شوند.
5- منعها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منعهاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبتخوش و ميمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسيها نشان دادهاند:
- اغلب وسواسىها والدين لجوج داشتهاند كه در وظيفه خواهى از فرزندان سماجتبسيار نشان مىدادهاند.
- ايرادگير و عيبجو بودهاند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مىديدند، آن را به رخ فرزندان مىكشيدند.
- خسيس و ممسك بودهاند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به شيوهاى اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بودهاند و كودك سعى مىكرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود.
درمان :
براى درمان مىتوان از راه و رسمها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مىكند.
1- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مىتوانند به آن اقدام كنند.
2- تغيير شرايط زندگى:از شيوههاى درمان اين است كه زندگى بيمار را در محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاى تجربى نشان مىدهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مىشود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمى:تطهيرهاى مكرر و دوبارهكارىها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مىكند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبتبه برخى از امور بىاعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشهگيرى و تنهايى بيرون كشاند. زندگى در ميان جمع خود مىتواند عاملى و سببى براى رفع اين التباشد. ترتيب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شيوههاى اخلاقى:رودربايستىها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مىشود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شيرينى، بويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مىتواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مىدهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مىتواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:بيش از اين هم گفتهايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصتببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم استبا استفاده از متون و شيوههايى او را به كارى مشغول داريد به امر و وظيفهاى او را وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست استسريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامهاى در مواردى مىتواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بيمار چارهاى نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه آن را او نجس مىداند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مىشمارد و به نماز بايستد و وظيفهاش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كارى را كه از آن مىترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مىيابد هيچ واقعهاى اتفاق نمىافتد.
شيوههاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشكى:اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلىاش در روان پزشكى او به او اجازه مىدهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشهيابىها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناختخويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوههاى ديگرى را براى درمان لازم مىبينند بكار گيرند.
بيماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روانپزشكى و گاهى هم در بيمارستانها به طرق روانكاوى و رواندرمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:نوعى درمان است كه توسط روانشناس بالینی صورت مىگيرد. رواندرمانی شرایط جدید یادگیری است در این روش روانشناس با کمک بیمار و همکاری او اگاهی بیمار را از بیماری خود افزایش داده و به او تکنیکهایی را اموزش میدهد تا بیمار بتواند با بیماری خود مبارزه کند واز پس ان بر اید .این روش يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مىرود. درمان اختلال بهصورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مىگيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود. در رواندرمانی همکاری بیمار بسیار حائز اهمیت است . اجرای تمرینهایی که توسط روانشناس تجویز میشود در بهبود علائم بیماری بسیار مهم و حیاتی است .تکنیکهای رفتار درمانی که از اصول یادگیری اخذ شده است در ردیف درمانهای درجه اول وسواس محسوب میشود. نکته اخر اینکه اگر بیماری به موقع درمان نشود در درازمدت مزمن شده و درمانهای روانشناسی جندان موثر واقع نمیشود .و بیمار باید در بیمارستانهای اعصاب و روان بستری شده تا با استفاده از ای. سی.تی یا شوک الکتریکی مورد درمان قرار بگیرد و حتی درمان به جراحی مغزی نیز منجر میشود.برای نمونه بیماری داشته ام (خانمی ۵۴ ساله) که به علت وسواس قادر به حمام رفتن نبود .زیرا اگر به حمام میرفت قادر نبود بیرون بیاید و دایم شک میکرد که بدنش باز هم کثیف و نجس است و گاهی ۸ ساعت در حمام میماند. به این دلیل تصمیم گرفت دیگر حمام نرود و با الکل بدنش را تمیز کند . موقعی که برای درمان به من مراجعه کرد ۳ ماه حمام نرفته بود.او به همین دلیل ازدواج هم نکرده بود چون معتقد بود هیج مردی او را تحمل نخواهد کرد. بنابر این توصیه میشود که این بیماری وهر مشکل روانی دیگر را از همان ابتدا جدی بگیرید تا خدای نکرده مشکلتان مزمن و غیر قابل درمان نشود.
در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)