حيات
تئوريهاي محل پيدايش حيات اوليه
در رابطه با پيدايش حيات اوليه امروزه سه نظريه
وجود دارد: يكي مي گويد حيات در جو آغاز
شده، ديگري مي گويد در اعماق اقيانوسها، و
سومي مي گويد حيات اوليه از فضا آمده است.
1 نظريه اول كه مي گويد حيات ابتدا در اتمسفر آغاز شده مي گويد: بافتهاي اصلي حيات در انتهاي
بالاي اتمسفر شكل گرفته كه متشكل از گازهاي غير ارگانيك بوده است. وضعيت بد هوائي ( طوفان،
برق،...) و فعاليتهاي آتش فشاني و تشعشعات خورشيدي، گازهائي مانند متان و هيدروژن و امونياك را به
مولكولهاي ارگانيكي ( آلي) تبديل نموده و بافتهاي آن را پايه گذاري كرده است.
2 نظريه دوم كه محل تولد حيات اوليه را در جائي در چشمه هاي در اعماق آب مي داند مي گويد:
ماده ارگانيكي اوليه در محيطي غني از لحاظ غذائي در چند كيلومتر در زير سطح آب آغاز شده است.
در زير چشمه هاي آبي ستونهاي آبي قوي اي وجود داشته كه با فشار بيرون مي زده و مواد معدني را با
خود بيرون مي داده، و گرماي لازم براي ايجاد حيات نيز را ايجاد مي كرده بوده است.
3 نظريه سوم كه مي گويد: حيات اوليه در فضا شكل گرفته مي گويد: بافتهاي اصلي حيات در زمين
پيدا و آغاز نشده، بلكه از فضاي دور دست آمده. ماده ارگانيك كه روي خاكستر ( يا غبار) بين سيارات
نشسته بوده به اتمسفر وارد شده و بزمين افتاده. و يا شايد ستاره اي از ستاره هاي دنباله دار ماده ارگانيسمي
اوليه را از فضا با خود به زمين رسانده باشد.
حيات اوليه
و اين خدا بود كه ازآب بشري راآفريد، مدت كوتاهي بعد خلقت آنرا نَس بي ( يعني: از خود آن) و از »
. « طريق جفت گيري قرار داد
در آيه به معني: موجود بي مو و ريش و پشم و پولك است كه از جمله معاني آن است. ( و به « ب شَر »
بودن وي نسبت به ساير موجودات ب شَر اطلاق شده است). ب شَر در آيه « بي ريش و پشم » انسان به اعتبار
نيز مي تواند باشد كه از معاني آن است. « لخت » : به معني
در اصل به معني: گداختن و ذوب نمودن و پيوند خوردن است. در وزنهاي ديگر به معني: « ص ه ر »
داماد شدن و پيوند محرميت خوردن با كسي و مفاهيمي در اين زمينه بكار رفته است. و ص ه رْ به معني:
گداختگي داماد شوهر خواهر پيوند محرميت، پيوند زناشوئي و مفاهيمي از اين قبيل .
نكات آيه:
1 اولين موجود زنده، موجود بي ريش و پشم ( لخت) بوده است. پس از مدت كوتاهي از آفرينش
آن، آفرينش آن بطور نَس بي ( يعني: از طريق تكثير يابي خود آن) و از طريق جفت گيري صورت گرفته:
بر اساس شناختي كه امروز انسان از حيات دارد، ابتدائي ترين شكل حيات يك مولكول بوده
است. ابتدا خود را تكثير مي كرده و بعد به دو جفت نر و ماده تكامل پيدا كرده و جفت گيري صورت
گرفته است. چيزي كه انسان به آن رسيده چيزي بهتر و بيشتر از آنچه آيه توصيف كرده و گفته در
برندارد.
2 هنوز هم حيات به شكل تكثير موجود زنده وجود دارد:
بر استمرار دلالت دارد. وقتي آيه مي گويد: آفرينش آن موجود « قرار دادن » فعل ج ع ل به معني
به اين معني ، « قرار داد » اوليه را بطور نَس بي و صهري
است كه " هر دو حالت ( نَس بي و صهري) همچنان ادامه
دارد". امروزه نيز تك ياختگان نخستين همچنان به توليد
مثل از طريق تقسيم شدن ادامه مي دهند. يك ارگانيسم
ساده تك سلولي مثل آميب خود را به دو قسمت تقسيم
ميكند.
در آمدن جانوران از آب
خدا هر جانوري را ( يعني: همه جانوران را) در آب آفريد. بنابر اين آن كه رويِ شكم خود راه »
مي رود ، و آنكه روي دوپا راه مي رود ، و آنكه روي چهار پا راه مي رود از آنهاست ( از آنها آمده). خدا هر
. « چه را بخواهد مي آفريند
نكات آيه:
1 همه جانوران در آب آفريده شده اند. آنهائي كه روي
شكم يا روي دو پا يا روي چهار پا راه مي روند ( يعني در
خشكي زندگي مي كنند) از جانوران دريائي آمده اند:
ابتدا موجودات دوزيست از آب در آمده اند و طي ميليونها سال زندگي روي خشكي رفته رفته تكامل
پيدا كرده اند و جانوران تنوع يافته اند.
قرآن در زمان رسول الله از طرف كسانيكه خود را روشنفكر مي پنداشته اند خرافات و افسانه هاي
پيشينيان خوانده مي شده است. ولي امروزه همين چيزهاي خرافاتي آنروز، از منابع دست اول محافل علمي
و روشنفكري است.
2 فعل ي خْلُقُ به معني مي آفريند در وزن مضارع است:
مضارع بودن فعل ي خْلُق به اين معني است كه خدا همچنان موجودات جديدي را مي
آفريند. برخي مي گويند تكامل بيولوژيكي تمام شده و نژادها و تيره هاي جديد ديگري بوجود نمي آيند.
ولي اين صرفاً يك نظريه است و هيچ دليل علمي در اين رابطه وجود ندارد. از طرفي انسان پيوسته
موجودات جديدي را در درياها، جنگلها و بيابانها پيدا مي كند. چند دهه پيش دانشمندان تعداد انواع
موجودات را چند هزار اعلام كرده بوند. ولي امروزه بيش از يك ميليون و هفتصد هزار نوع را مي شناسند
.
بخش عمده هر موجود زنده اي آب است
. « و هر چيز زنده اي را از آب قرار داديم »
نكته آيه: بخش عمده هر چيز زنده اي آب است:
در زبان عربي مبحثي وجود دارد بنام مجاز. يكي از مباحث اين مبحث اينست كه: " مي توان چيزي را
با بيشترين صفتي كه در آن است" توصيف نمود. مثلا به " خانه اي كه مصالح آن عمدتاً از تخته است"،
مي توان گفت: خانه تخته اي. هر چند عناصر ديگري از قبيل آهن، شيشه و غيره نيز كم و بيش در آن
بكار رفته باشد.
قرار دادن هر » : در چهار چوب اين مبحث، قرآن موجودات زنده را با آب توصيف مي كند. يعني
به اين معني است كه: ، « چيز زنده اي از آب
. « بخش عمده هر چيز زنده اي آب است »
همانطور كه قرآن موجودات زنده را
بخش عمده آنها ( يعني بيشترين » توصيف مي كند
مثلاً 60 تا 65 درصد بدن . « عنصر آنها) آب است
خود ما انسانها آب است. هيچ موجود زنده اي را نمي توان پيدا كرد كه بخش عمده بدن آن آب نباشد.