+ پاسخ به مبحث
صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرآخر
نمایش نتایج 31 تا 40 از 43

مبحث: علم ژنتیک

  1. #31
    قطع دسترسی
    2,579 امتیاز ، سطح 11
    83% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 71
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    Cheap OEM Software - Great OEM Computer Software at Great Prices : Adobe Premiere Adobe Photoshop
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,579
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض هموفیلی

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    هموفيلي نوعي بيماري ارثي اختلال در سيستم انعقاد خوني است . در حالت طبيعي بدن به کمک مواد مختلفي از جمله « فاکتورهاي انعقادي » در مواقع خونريزي با منعقد کردن خون مانع ادامه خونريزي مي شود .



    همچنين اين فاکتورها باعث جلوگيري از خونريزي در مفاصل و عضلات در طي فعاليتهاي روزمره مي شوند . در بيماريهاي هموفيلي به علت کمبود نوعي از اين فاکتورهاي انعقادي ، خونريزي ديرتر بند آمده و بيشتر از حد طبيعي به طول مي انجامد .



    به طور کلي دو نوع هموفيلي وجود دارد که نوع اول يا هموفيلي A ، کمبود فاکتور ۸ و نوع دوم آن هموفيلي B ، کمبود فاکتور ۹ انعقادي مي باشد .



    چه کسي به هموفيلي مبتلاست ؟



    به طور کلي هموفيلي تقريبآً هميشه در مردان ديده مي شود . در يک سوم افراد هموفيلي سابقه خانوادگي هموفيلي وجود ندارد .

    از هر ۵۰۰۰ نوزاد پسر که متولد مي شوند يک نفر به هموفيلي مبتلاست . در حال حاضر حدود ۴۰۰۰ بيمار هموفيلي در کشورمان شناسائي شده اند .

    به طور کلي علائم هموفيلي بيشتر پس از راه افتادن در کودکان بروز مي کند . در اين موارد به دنبال زمين خوردن کودک ، خونمردگي در پوست يا خونريزي از لب يا زبان ايجاد مي شود .

    از سن ۳-۲ سالگي ممکن است خونريزيهاي عضلاني و يا مفصلي و به دنبال آن بي حرکتي اندام کودک بروز کند .

    تزريق هاي داخل عضلاني نيز در اين سن مي تواند باعث خونريزي شود .

    هموفيلي چگونه به ارث مي رسد ؟

    ژن سازنده فاکتورهاي ۸ و ۹ بر روي کروموزوم X يعني همان کروموزوم تعيين جنسيت وجود دارد .

    در خانم ها به علت اينکه ژن دوم X معمولاً سالم است ، لذا دخترها اکثراً در صورت انتقال ژن معيوب ناقل ژن هموفيلي خواهند شد . اما در پسرها به علت اينکه تنها يک کروموزم X وجود دارد در صورت انتقال ژن معيوب حتماً پسر مبتلا خواهد شد .

    آيا آزمايشي براي يافتن ناقلين وجود دارد ؟

    در آزمايشگاههاي تخصصي در صورت اندازه گيري سطح فاکتور انعقادي و کمبود آن و نيز بررسي سوابق شخصي و خانوادگي فرد تا حدود ۸۵٪ افراد ناقل را مي توان يافت . امروزه با روش هاي بررسي مستقيم کرموزومومي افراد ناقل بيشتري را مي توان يافت . نرمال بودن سطح فاکتور انعقادي لزوماً ناقل بودن را رد نمي کند .

    شدت هموفيلي :

    بر اساس ميزان فاکتور انعقادي و کمبود آن هموفيلي را به ۳ نوع شديد ، متوسط و خفيف تقسيم مي کنند .

    هموفيلي شديد :

    ميزان فاکتور انعقادي کمتر از ۱٪

    با هر ضربه مختصر و ضعيف خونريزي رخ مي دهد .

    گاهي خونريزي خودبخود نيز ايجاد مي شود .

    متوسط :

    ميزان فاکتور انعقادي بين ۱ تا ۵٪

    به دنبال آسيبهاي جزئي و نيز اعمال جراحي خونريزي شديد ايجاد مي شود .

    خفيف :

    ميزان فاکتور انعقادي بيشتر از ۵٪

    معمولاً فقط به دنبال آسيب هاي جدي ، خونريزي شديد ايجاد مي شود .

    عوارض هموفيلي :

    از محل هاي خونريزي مي توان از مفاصل ، عضلات ، مغز ، گردن و حلق و نيز لثه ها و بيني نام برد . خونمردگي در پوست اين بيماران با شيوع نسبتاً بالائي ديده مي شود .

    در افراد مبتلا به هموفيلي چه نکاتي را رعايت کنيم ؟

    براي کودک اسباب بازي هاي نرم و بدون لبه هاي تيز بخريد .

    به خود کودک و اطرافيان او در مورد بيماري او توضيح دهيد .

    واکسيناسيون را طبق برنامه انجام دهيد ولي واکسن هاي عضلاني بايد زيرپوست تزريق شود .

    واکسن هپاتيت را حتماً تزريق کنيد زيرا خطرات احتمالي ناشي از تزريق خون آلوده کاهش مي يابد .

    از لحاظ بدني فعال باشيد . فعاليت هائي همچون شنا و پياده روي بسيار مفيد است .

    انجام ورزش هائي همچون بوکس و راگبي و ورزش هاي رزمي ممنوع است .

    به علت ايجاد اختلال در انعقاد خون پس از مصرف آسپيرين افراد هموفيلي نبايد مسکن هايي همچون آسپيرين را مصرف کنند . مصرف استامينوفن در مواقع درد مؤثر خواهد بود .

    در مواقع زير بايد به بيمارستان مراجعه کنيد :

    هنگام بروز درد در مفاصل و عضلات تا بروز تورم صبر نکنيد .

    به هنگام بند نيامدن خونريزي زخم

    ديدن خون در ادرار يا مدفوع

    پس از ضربه شديد به سر و يا زماني که سردرد با تهوع و استفراغ همراه است .

    خونريزي يا تورم درگردن

    درد شکم بدون علت واضح

    درمان :

    در حال حاضر درمان مشخصي به جز تزريق فاکتور دچار کمبود جهت بيماران هموفيلي وجود ندارد .

    گاهاً از برخي داروهاي ديگر همچون دسموپرسين ( جهت آزاد شدن ذخائر فاکتور ۸ در هموفيلي A ) و يا عوامل ضد فيبرينوليز ( ضد تخريب لخته خون ) نيز استفاده مي شود .

  2. #32
    قطع دسترسی
    2,584 امتیاز ، سطح 11
    84% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 66
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    پست
    2
    گيپا
    0
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,584
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض ژنتیک و ناباروری مردان

    چگونه مشکلات ژنتیکی باعث ایجاد ناباروری در مردان می شوند؟

    دکتر محمود اعرابی

    پیشرفت علم ژنتیک در سالهای اخیر منجر به یافته های جدیدی درباره فرآیند تولیدمثل و باروری شده است. امروزه در گروهی از مردان نابارور ، مشکلات ژنتیکی به عنوان علت ناباروری شناخته می شوند. اما همچنان سوالات زیادی دراین باره وجود دارد از جمله آنکه چگونه این مشکلات باعث ناباروری می شوند؟ آیا قابل درمان هستند؟ چه زمانی بررسی ژنتیکی افراد لازم است؟و…

    حدود ۵۰% موارد ناباروري ناشي از وجود مشكل در دستگاه توليد مثل مردان (به تنهايي و يا همراه با همسر ايشان ) مي‌باشد. به همين دليل ارزيابي و درمان مردان در مسير حل مشكل ناباروري اهميت فراواني دارد.

    بيش از ۹۰% موارد ناباروري مردان به علت كاهش كميت يا كيفيت اسپرمها و يا هر دو آن‌ها مي‌باشد كه علت آن‌ در ۳۰ تا ۴۰درصد موارد ناشناخته است. اين موارد ناشناخته مي‌تواند در اثر عواملي همچون بيماري‌هاي مزمن، سوء تغذيه، عوامل محيطي و يا اختلالات ژنتيكي باشد. فرآيند ساخت اسپرم در مردان (اسپرماتوژنزيس) در بيضه انجام شده و تحت تأثير ژن‌هاي متعددي قرار دارد. هم اختلال در اين ژن‌ها و هم بيماري‌هاي خاص ژنتيكي مي‌توانند باعث ناباروري شوند. ژن‌هاي معيوب مي‌توانند به صورت ارثي از والدين يا جهش ژني در اثر عوامل محيطي (مثل اشعه راديو اكتيو و…) و يا هر دو ايجاد شوند.

    نکته دیگر آنکه در حالت عادي اسپرم معيوب توانايي بارورسازي تخمك را ندارد، ولي با روش‌هاي لقاح مصنوعي امكان بارورسازي مستقيم تخمك توسط اسپرم وجود دارد.به همين دليل، امروزه يكي از نگرانيهادرمورد مردان ناباروري است كه ژن‌هاي معيوب دارند و با استفاده از روش‌هاي لقاح مصنوعي داراي فرزند مي‌شوند، چرا كه احتمال انتقال ژن‌هاي معيوب به فرزند پسر آنها نيز وجود دارد.

    به طوركلي ناباروري مردان در اثر مسايل ژنتيكي مي‌تواند ناشي از علل زير باشد:
    1- ساختار ژنتيكي معيوب اسپرم: Dna اسپرم حاوي نيمي از ژن‌هايي است كه براي ايجاد فرزند لازم است. در مردان نابارور در صد زيادي از اسپرم‌ها داراي dna شكسته شده يا آسيب‌ديده هستند و بنابراين قادر به ايجاد جنين نمي‌باشند.
    2- جهش‌هاي ژنتيكي كه فرآيند توليد كمي يا كيفي اسپرم را تحت تأثير قرار مي‌دهند: اختلال در ژن‌هايي كه به‌طور ويژه تعداد و يا كيفيت اسپرم‌ها را تعيين مي‌كنند، بخش مهمي از علل ژنتيكي ناباروري را تشكيل مي‌دهد. برخي مطالعات تخمين مي‌زنند كه در حدود ۱۵% از مردان نابارور از چنين مشكلاتي رنج مي‌برند كه مي‌تواند باعث خرابي آكروزوم شود(آكروزوم ناحيه‌اي در سر اسپرم است كه در بارورسازي تخمك نقش بسيار مهمي دارد).
    3- برخی بيماري‌هاي ارثي كه باعث ناباروري مي‌شوند: گروهي از بيماري‌هاي ارثي علاوه بر آن‌كه باعث بروز علائم در تمام دستگاه‌هاي بدن مي‌شوند، به توانايي باروري نيز آسيب مي‌رسانند. به عنوان مثال در سندرم كلاين فلتر، مردان مبتلا يك كروموزوم y دارند ولي به جاي يك كروموزوم x، دو عدد x دارند. اين بيماري باعث تخريب بخش‌هاي سازنده اسپرم در بيضه در زمان بلوغ مي‌شود، ولي در ساير فعاليت‌هاي دستگاه توليد مثل اثري ندارد.در بيماري فيبروزكسيتيك هم كه يك بيماري ارثي است، علاوه بر اختلال در دستگاه تنفسي، گوارش و … ، لوله وازدفران (كه در انتقال اسپرم از بيضه به مجاري تناسلي نقش دارند) وجود نداشته يا انسداد دارد. يك مثال ديگر از اين بيماري‌ها، كليه پلي كيستيك است كه طي آن كيستهاي بزرگي در كليه و ساير اعضاء بدن ايجاد مي‌شود. در اين بيماري، يكي از اولين علائم مي‌تواند بروز كيست در دستگاه توليد مثل و ناباروري باشد.

  3. #33
    قطع دسترسی
    2,579 امتیاز ، سطح 11
    83% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 71
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    moldova
    پست
    1
    گيپا
    100
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,579
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    انگشت نگاري ژنتيكي انگشت نگاري ژنتيكي





    فرض كنيد كه در يك زندان به علت مظنون بودنتان به يك جرم يا تبهكاري محبوس شده ايد و هيچگونه مدركي دال بر بي گناهي شما وجود ندارد، روزهاي سرد وسياه حبس تا آخر عمر انتظارتات را مي كشد تا اينكه با كمك يك آزمون علمي شگرفت انگيز بي گناهي شما ثابت مي گردد و ناباورانه آزاد مي شويد. اين تصور خيالي دقيقا با بخشي از واقعيت زندگي ويليام توماس از ايالت كنتاكي عجين شده است فردي كه در سال 1993 در جريان يك بزهكاري مظنون شناخته شد اما همواره در دادگاه بر بي گناهي خود پافشاري نمود تا اينكه 6 سال بعد بي گناهي وي با آزمون DNA به اثبات رسيد. تكنيك انگشت نگاري ژنتيكي، در سال 1985 توسط الك جفري در دانشگاه لاسيستر ابداع شد. او سرگرم مطالعه برروي ژن ميوگلوبين بود. پروتئين حاصل از اين ژن موجب ذخيره اكسيژن در ماهيچه مي شود.جفري در ضمن تحقيق خود در يافت كه نواحي از ژن ميوگلوبين فاقد اطلاعات لازم براي ساخت ميوگلوبين مي باشد و نقشي در سنتز پروتئين ميوگلوبين ندارد. اين نواحي از ژن شامل نواحي غير عادي از لحاظ بازهاي نوكلئوتيدي بود كه در آن اين بازها، چندين بارپشت سر هم تكرارمي شدند. جفريس اين تواليها را ماهوارك ناميد او انديشيد كه ممكن است اين تواليها سر نخي براي دانشمندان ژنتيك باشد تا گره از بعضي معماهاي ژنوم بگشايند. او اين قطعات حاوي بازهاي نوكلئوتيدي تكراري را پس ازجداسازي ازكل ژنوم وارد باكتري نمود و بااستفاده ازتكنيك نشاندار كردن قطعات حاصل از تكثيرو الكتروفورز، الگوهاي مختلف باندي را در روي ژل مشاهده كرد. اين دانشمند برجسته مشاهده كرد كه وجود تواليهاي بازي تكراري تنها مختص ژن ميوگلوبين نيست بلكه در ساير نقاط DNA ژنومي نيز اين تواليها را مي توان يافت. عجيبتر اينكه در هر فرد اين تواليها منحصر به آن فرد است از والدين به نسبت مساوي به فرزندان منتقل مي شود.
    امروزه واژه ميكروساتلايت و ميني ساتلايت واژه بسيار آشنا براي متخصصان علم ژنتيك مي باشند .معمولترين تكرارهاي موجود در ژنوم پستانداران،تكرارهاي(CA)n و(CT)n و (dG-dT) مي باشند. تعداد بازهاي موجود در هر ماهوارك ممكن است به 2،3، 4 و حتي بيشتر برسد كه طبق قاعده خاصي در ژنوم تكرار مي شود. براي چنين آزمونهاي نياز به بررسي تمام ژنوم نمي باشد و همانطور كه وجود يك خال در بدن مي تواند دليلي محكم بر شناسائي يك بي گناه يا قاتل باشد بررسي يك ناحيه كوچك از ژنوم فرد مظنون نيز چنين مداركي ارزشمندي را مهيا خواهد نمود. اين مقاله سعي دارد كه در يك نگرش اجمالي، بعضي از كاربردهاي انگشت نگاري ژنتيكي را همراه با وقايع شگفت انگيزي كه اين تكنيك در آنها مورد استفاده قرار گرفته است ، را بيان نماييد.


    آزمون انساب (تعيين هويت): در ژوئيه 1997، مونيكالمود، زني كه 8 ماهه آبستن بود به همراه همسر خود توسط نيروهاي امنيتي ايالت بوئنوس آيرس در كشور آژانتين ربوده شد. سرنوشت اين زوج و كودكي كه مونيكا در رحم داشت ناشناخته باقي ماند. بعدها مردي كه از يك اردوگاه سري در آژانتين آزاد شده بود به مادر بزرگ مونتيكا گفت كه دختر او در اردوگاه ويژه امنيتي زنداني شده بود. در سال 1985 در همان اردگاه زني كه سابقا پليس بود، ادعا كرد كه والد قانوني دختري است كه در زندان متولد شده است . دو سال بعد آزمايش انگشت نگاري ژنتيكي با قطعيت 98/99 درصد دختر را متعلق به مونيكا دانست و اين كودك به مادر بزرگ خانواده بازگردانده شد. از آن پس تكنيك انگشت نگاري ژنتيكي در حل مشاجرات مربوط به تعيين والدين حقيقي كودكان استفاده شد.
    شناسائي مجرمان : در مواردي كه قرباني در اثر تجاوز جنسي كشته شده باشد، مي توان با تهيه نمونه سلولهاي جنسي موجود در مهبل قرباني و همچنين تهيه نمونه خون يا بافت از مقتول، سرنخي براي تشخيص قاتل به دست آورد. در اين روش پس از استخراج DNA از نمونه ها و همچنين مقايسه الگوهاي باندي حاصل از نمونه خون مقتول و با الگوهاي باندي حاصل از نمونه حاوي مخلوطي از سلولهاي جنسي مقتول و قاتل ، الگوهاي باندي متعلق به قاتل را تشخيص داد. انگشت نگاري ژنتيكي همچنين مي تواند براي شناسائي اجسادي كه تخريب و متلاشي شده اند و يا به هر علتي قابل تشخيص نيستند ،مورد استفاده قرار گيرند. در سال 1989 پليس بقاياي جسدي را كه در يك فرش پيچيده شده بود را پيدا كرد، باز سازي چهره جسد، پليس را مشكوك نمود كه جسد متعلق به كارني پرايس نوجواني است كه در سال 1981 ناپديد شده است . اما هيچ كس نمي توانست مطمئنن باشد. اريكاهاگلبرگ مقداري اندكي DNA از يكي از استخوانهاي جسد، استخراج كرد و آن را براي تجزيه و تحليل به آزمايشگاه چفريس فرستاد.مدارك مستدل بر پايه انگشت نگاري ژنتيك نشان داد كه جسد واقعا متعلق به كارني پرايس است و اين مدرك توسط دادگاه بريتانيايي وقت، پذيرفته شد. اين اولين واقعه بود كه در آن انگشت نگاري DNA به عنوان مدركي در دادگاه پذيرفته شد .



    تشخيص سرطانها : در برخي از انواع سرطانها ، به طور قابل توجهي افزايش يا كاهش تعداد تواليهاي ميكروساتلايت ديده مي شود.چنين تغييراتي باعث ايجاد ريز ماهواركهاي متفاوت مي شود كه براحتي قابل تشخيص هستند.



    برآورد پارامترهاي جمعيتي : با استفاده از انگشت نگاري DNA ، تمايز ژنتيكي ، تعداد مهاجران در هر نسل ، ميزان همخوني را برآورد نمود به خصوص با استفاده از اين ابزار قدرتمند، زمان اشتقاق گونه ها را نيز مي توان محاسبه نمود.



    تاييد صحت ادعاهاي شبيه سازي: يكي از موارد جالب كاربرد انگشت نگاري ژنتيكي، آزمون صخت ادعاهاي موجود در رابط با شبيه سازي مي باشد. به عنوان مثال در گوسفند دالي كه اولين پستانداري بود كه به روش انتقال هسته سوماتيك بوجود آمد اين آزمون توسط Ashworth و همكاران در سال 1998 صورت گرفت و با انگشت نگاري ژنتيكي مشخص شد كه او حامل 7 اللي ريزه ماهوارهاي است كه در جمعيت سلولي سازنده اش وجود داشته است و ترديدهاي موجود بي مورد است.



    مطالعات مربوط به حفاظت گونه ها و رفتار شناسي گونه هاي در حال انقراض: تكنيك انگشت نگاري ژنتيكي همچنين توسط محققان دانشگاه كاليفرنيا بعنوان ابزاري براي رديابي رفتار آميزشي گروهي از شمپانزه هاي وحشي در جنگلي انبوه استفاده شد. اين محققان موهاي باقيمانده موجود در آشيانه هاي موقت موجود در نوك درختاني كه شمپانزه هاي در آن مي خوابيدند را جمع آوري نمودند و DNA مورد نياز را از ريشه موها استخراج كردند، با مقايسه الگوهاي باندي ماده ها و نرهاي بالغ و 13 بچه شمپانزه در يافتند كه 7 بچه متعلق به نرهاي اين گروه كوچك نيست . بنابراين اين نظريه قوت يافت كه در طي شب حداقل بعضي از شمپانزه هاي ماده مي بايستي به جنگلهاي مجاور رفته و با نرهايي از گروهاي ديگر برخورد نموده اند. كشف چنين روابطي با انگشت نگاري ژنتيكي ، مي تواند توضيح دهد كه چگونه در گروهاي كوچك شمپانزه ها نيز حفظ تنوع ژنتيكي و اجتناب از همخوني امكان پذير مي باشد.
    تشكر و قدرداني: بدين وسيله از برادر ارجمندم جناب مهندس حسين بنابازي كه بي شائبه اطلاعات مرتبط با اين موضوع را در اختيار بنده قرار داده اند كمال تشكر و قدرداني را دارم.

    انگشت نگاري ژنتيكي (Genetic Fingerprintin)
    گردآوري : آرش جوانمرد
    فارغ التحصيل كارشناسي ارشد ژنتيك و اصلاح نژاد از دانشگاه تهران(M.Sc )
    E-Mail: Arash_707 @yahoo.com

    منبع : [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]

  4. #34
    قطع دسترسی
    2,579 امتیاز ، سطح 11
    83% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 71
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    USA
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,579
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    چرا محصولات تغییریافته ژنتیکی خوب هستند؟ چرا محصولات تغییریافته ژنتیکی خوب هستند؟
    ::کسری اصفهانی::

    مجله نيوزويك در شماره ۲۰ مارس ۲۰۰۶ خود مطلبى درباره ارزش محصولات تغييريافته ژنتيكى يا Genetically Modified كه به اختصار GM خوانده مى شوند، چاپ كرده است. گرچه مطالب بخشى از اين مقاله درباره يك پروژه مهندسى ژنتيك بر روى خوك است كه در كشورهاى اسلامى مصرف خوراكى ندارد، ولى كليت مقاله براى روشن شدن ذهن خوانندگان مفيد است.

    LeeM.Silver استاد زيست شناسى مولكولى دانشگاه پرينستون است و در حال حاضر هيچ گونه ارتباطى با هيچ شركت تجارى بيوتكنولوژى ندارد. وى مدعى است شايد غذاهاى تغييريافته ژنتيكى حتى از غذاهاى ارگانيك سبزتر باشند.

    مزرعه پرورش خوك بسيار كثيف است، بوى بد حيوانات در فضا مشمئز كننده است. اين حيوانات محيط زيست را هم به مخاطره مى اندازند. كود حاصل از خوك ها داراى مقادير بالايى فسفر است كه اگر شسته شده و به درياچه ها و حاشيه رودخانه ها وارد شود، اكسيژن را كاهش مى دهد، ماهى ها را مى كشد، باعث رشد بى رويه جلبك ها شده و گازهاى گلخانه اى آزاد مى كند.
    در خلال دهه ۸۰ ميلادى آلودگى فسفر تمامى جانوران آبزى اطراف Mariager Fjord در دانمارك را تا شعاع ۴۲ كيلومترى نابود كرد به طورى كه اين فاجعه اكولوژيكى دولتمردان اروپايى را وادار به وضع قوانين سختگيرانه اى براى مزارع پرورش خوك كرد، گرچه اين قوانين مشكل را حل نشده باقى گذاشت.
    پرورش خوك در كشورهاى اروپايى اجتناب ناپذير است زيرا قسمت عمده پروتئين مردم اين قاره را تامين مى كند و از همه مهم تر اينكه اين منبع پروتئين از همه منابع ديگر ارزان تر است.
    اروپاى شمالى بيشترين نسبت خوك به انسان را دارا است به طورى كه اين نسبت در دانمارك ۲ به ۱ است. در خلال دهه ۹۰ ميلادى توليد گوشت خوك در كشورهاى آسياى شرقى به خصوص در چين و ويتنام رشد بى سابقه اى داشته است و آلودگى حاصل از آن تهديدى براى زيستگاه هاى شكننده ساحلى و اقيانوسى انواع موجودات آبزى است. اين موضوع حتى در گزارش سازمان كشاورزى و غذاى سازمان ملل متحد (FAO) در بهمن سال ۱۳۸۴ منعكس شده است. توقف توليد خوك راه حل اين مسئله است ولى راه حل ديگر تبادل افكار بين طرفداران محيط زيست و افكار عمومى است.
    دو دانشمند كانادايى موفق به خلق خوك هايى شده اند كه مدفوع آن داراى مقادير بسيار پايين تر فسفر است. اگر اين نژاد جديد توانايى سازش با محيط هاى مختلف را بيابد، مى تواند راه حلى براى كاهش آلودگى باشد. اما اين خوك كه Enviropig يعنى خوك دوستدار محيط زيست ناميده شده است، محصول تغيير ژنتيكى و مهندسى ژنتيك است كه طرفداران محيط زيست در كشورهاى غربى با آن مخالف هستند.
    Enviropig يكى از محصولات متعدد فناورى هاى جديد است كه طرفداران محيط زيست و حاميان غذاهاى ارگانيك را درمانده كرده است. سئوالى كه آنان بايد به آن پاسخ دهند اين است: آيا بايد همانند گذشته با محصولات مهندسى ژنتيك مبارزه كرد حتى به قيمت نابودى محيط زيست ؟
    در حال حاضر امكان دست ورزى خوك ها براى توانمند كردن آنها در هضم علوفه مانند گاو و گوسفند وجود دارد. با اين تغيير مى توان از ذرت كه گياهى باارزش غذايى بالا است به عنوان خوراك خوك ها استفاده كرد.
    كاربرد ديگر مهندسى ژنتيك در گياهان غيرمثمر مورد نياز صنعت كاغذسازى است كه به ايجاد فرآيند موثرتر كاهش انرژى مصرفى و ايجاد مواد شيميايى سمى كمتر حاصل از كارخانه هاى كاغذسازى مى انجامد.
    شاخص ترين كاربردهاى دست ورزى ژنتيكى، كاهش مشكلات بخش كشاورزى خواهد بود؛ بخشى كه ۳۸ درصد خشكى ها را دربر مى گيرد و زيستگاه و زيست بوم هاى طبيعى را اشغال مى كند. غلات اصلاح ژنتيكى شده مى توانند به صورت كارآمدتر توليد شده به نحوى كه بخشى از اين زمين ها به صاحب اصلى آن كه طبيعت است، بازگرداند.
    ايستادن در صف مخالفان اين دستاوردهاى ارزنده مهندسى ژنتيك بر مبناى هوادارى از فلسفه غذاهاى ارگانيك است كه ناشى از يك برداشت ساده لوحانه است: هر چه طبيعى است خوب است و هر چه مصنوعى است، بد. مهندسى ژنتيك در نظر كشاورزان ارگانيك غيرقابل قبول است فقط به خاطر اينكه دستاوردهاى آن از آزمايشگاه بيرون مى آيد. به طور مثال «چارلز مارگوليس» سخنگوى صلح سبز شاخه آمريكا مى گويد: «ما فكر مى كنيم Enviropig فرانكشتاينى در لباس مبدل است.»
    از لحاظ فنى هر گياه يا جانور حاصل از انتخاب انسان در بين موتاسيون هاى اتفاقى در طبيعت هم ممكن است ايجاد شود. پرتوهاى پرانرژى كيهانى كروموزوم ها را به قطعات كوچك مى شكنند و آنها دوباره به طور اتفاقى به يكديگر متصل مى گردند. بدين طريق طبيعت برخى اوقات نسخه هايى از ژن ها را خلق مى كند كه قبلاً وجود نداشته اند.
    كارهاى آزمايشگاهى تفاوت هايى با آنچه طبيعت انجام مى دهد، دارند: دانشمندان مى توانند تغييرات ظريف و دقيقى در DNA موجودات ايجاد كنند [البته نظريه آفرينش هوشمند مسائل جديدى را در اين زمينه مطرح كرده است كه در اين مقاله به آن اشاره نشده است.] اين موضوع در مورد تحقيقات دانشمندان كانادايى نيز صدق مى كند. به طور مثال آنها يك تركيب جديد مولكول DNA ايجاد كرده اند كه وقتى در داخل جنين خوك قرار گيرد، باعث توليد Enviropig مى شود كه توانايى ترشح آنزيم آزادكننده فسفر را در بزاقش دارا است. نتايج به دست آمده هيجان انگيز بوده است: خوك هاى جديد مى توانند تمامى فسفر مورد نياز خود را از خوراك معمول دام تامين كنند و نيازى به افزودن مكمل هاى غذايى كه امروزه دامداران به طور فزاينده اى از آنها استفاده مى كنند، نيست. اين عمليات ميزان فسفر موجود در فضولات دام را تا ۷۵ درصد كاهش مى دهد.



    البته آزمايش قانع كننده اى لازم است كه نشان دهد يك فعاليت مهندسى ژنتيك و محصول حاصل از آن براى انسان خطرناك نيست. دانشمندان مى توانند موارد كار را با فنونى كه به آنها امكان آزمايش و مقايسه ساختار و عمل تك تك ژن هاى يك جانور را مى دهد، انجام دهند.
    مزيت افزوده شده به Enviropig يك آنزيم اضافى در بزاق آن است كه به طور طبيعى در ميلياردها باكترى موجود در دستگاه گوارش هر انسان وجود دارند؛ بنابراين Enviropig براى مصرف انسان به اندازه خوك هاى غيرتغيير يافته ژنتيكى بى خطر است.
    كشاورزان ارگانيك مدعى هستند كه رهيافت هاى آنان در كشاورزى كاملاً طبيعى بوده و براى محيط زيست بسيار بهتر از زراعت به قول آنها سنتى است. تعريفى كه كميسيون اروپا از كشاورزى ارگانيك ارائه مى دهد به اين صورت است: «بهره بردارى از فنونى در كشاورزى كه به زيست بوم هاى پايدار و كاهش آلودگى محيط زيست كمك مى كند.» حال اگر فكر مى كنيد كه كشاورزان ارگانيك Enviropig يا هرگونه جاندار اصلاح ژنتيكى شده ديگر را كه آلودگى محيط زيست را كاهش مى دهند بپذيرند، سخت در اشتباه هستيد. براساس قوانين خودساخته فلسفه ارگانيك، تغييرات ژنتيكى از هر نوع و با هرگونه هدفى كاملاً مردود و ممنوع است.
    حال اگر كشاورزان سنتى شروع به پرورش Enviropig كنند، مزارع پرورش خوك ارگانيك آلودگى بسيار بيشترى نسبت به آنان ايجاد خواهند كرد و در اين صورت سازمان هاى حفاظت از محيط زيست وارد عمل خواهند شد و مزارع ارگانيك را تعطيل خواهند كرد.



    بايد اذعان كرد كه از نظر بهداشتى هم كشاورزى ارگانيك ارزش قابل توجهى ندارد. مصرف كنندگان تمايل دارند محصولات ارگانيكى اى را خريدارى كنند كه همان گونه كه در تبليغات ادعا مى شود بدون استفاده از آفت كش هاى شيميايى توليد شده باشند. اين يك تصور اشتباه است، كشاورزان ارگانيك می­توانند از مواد شیمایی مثل آفت­کش بسیار سمی Pyrethrin و نوروتوکسین بسیار قوی Rotenone استفاده كنند كه مورد دوم با بيمارى پاركينسون مرتبط است. استفاده از اين مواد در مزارع ارگانيك پذيرفته شده است، چرا كه اين مواد در طبيعت وجود دارند. Pyrethrin توسط نوعى گل داوودى (Chrysanthemum) توليد مى شود و Rotenone از يك نوع انگور محلى هندى به دست مى آيد. واقعيت اين است كه تمامى آفت كش هاى مرسوم مورد استفاده در كشاورزى سريعاً از بين مى روند و خطرناچيزى براى مصرف كنندگان دارند، اما حساسيت به غذاهاى طبيعى سالانه جان صدها كودك را مى گيرد. غذاهاى دست ورزى شده ژنتيكى تا حد زيادى مى توانند اين خطرات احتمالى را كاهش دهند.
    «اليوت هرمان» دانشمند آمريكايى در پروژه‌اى كه در وزارت كشاورزى آمريكا انجام شد، موفق به توليد نوعى سويا با ميزان حساسيت زايى پايين شده است. اين دانشمند موفق شده است، ژن مسئول ۶۵ درصد از موارد آلرژى زايى سويا را از كار بيندازد.
    لازم به ذكر است كه سويا جزء مهم بيشتر غذاهاى مخصوص كودكان است. سوياى اصلاح ژنتيكى شده مذكور نه تنها كمتر حساسيت زا است بلكه به گفته «هرمان» در آزمايش هاى انجام شده، از نظر عملكرد تغيير نكرده و رشد محصول به حالت عادى بوده و به نظر مى آيد نوع و مقدار پروتئين، روغن و ساير تركيبات مشابه سوياى معمولى است.
    دانشمندان ديگرى نيز خاموش كردن ژن هاى مسئول حساسيت زايى بادام زمينى و ميگو را گزارش كرده اند. اگر اين محصولات به بازار بيايند، سويا و بادام زمينى ارگانيك خطرات بيشترى نسبت به اين محصولات براى سلامت انسان خواهند داشت.
    متاسفانه اين موضوع به زودى اتفاق نخواهد افتاد، چون تاكنون هيچ مجمعى توليد غذاهاى حساسيت زا را ممنوع اعلام نكرده است و كشاورزان سنتى هيچ انگيزه اى براى كشت محصولات با حساسيت زايى كمتر ندارند، در عين حال جامعه به سمتى سوق داده شده است كه همه باور كنند محصولات تغييريافته ژنتيكى احتمالاً خطراتى براى سلامت انسان دارند.
    در اين شرايط، اكثر تحقيقات مورد نياز مورد تاييد قرار نمى گيرند، كشاورزان به پرورش خوك هايى كه محيط زيست را آلوده مى كنند ادامه مى دهند، سوياى ارگانيك حساسيت زا كشت شده و نوروتوكسين هاى ارگانيك بر روى محصولات اسپرى مى شوند، بدتر اينكه طرفداران سرسخت محصولات ارگانيك و دوستداران متعصب محيط زيست فكر مى كنند هيچ كس غير از آنها نمى تواند شرايط زندگى بشر بر روى زمين را بهبود بخشد؛ مگر اينكه اشخاص ديگرى در مقابل آنها بايستند و راه حل جايگزينى را پيشنهاد دهند.

    منبع: NewsWeek, Mar.2006

    این مقاله در شماره ۷۹۲ روزنامه شرق مورخ ۴ تیر نیز چاپ شده است
    به نقل از [تنها کاربرانی که عضو شده اند و از طریق ایمیل عضویتشان فعال شده می تواند این لینک را ببینند. ]

  5. #35
    قطع دسترسی
    2,579 امتیاز ، سطح 11
    83% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 71
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    Philippines
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,579
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض ژن ‌درمانی چیست؟

    ژن ‌درمانی چیست؟



    آموزش- همشهری آنلاین:
    ژن‌ها که بر روی کرموزوم‌ها قرار دارند، واحدهای فیزیکی و کارکردی پایه‌ای بدن هستند. ژن‌ها توالی‌های اختصاصی بازهایی هستند که چگونگی ساخت پروتئین‌ها را رمزبندی می‌کنند. گرچه ژن‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، اما این پروتئین‌ها هستند که اغلب کارکردهای حیاتی را انجام می‌دهند و حتی اکثریت ساختارهای سلولی را تشکیل می‌دهند.
    هنگامی که ژن‌ها به نحوی تغییر پیدا کنند که پروتئین‌های رمزبندی‌شده بوسیله آنها نتوانند کارکردهای طبیعی‌شان را انجام دهند، بیماری‌های ژنتیکی به وجود می‌آیند.
    ژن‌درمانی تکنیکی است که برای تصحیح ژن‌های معیوبی که مسئول ایجاد بیماری هستند. پژوهشگران ممکن است یکی از چندین رویکرد موجود را برای تصحیح ژن‌های معیوب به کار ببندند.
    ژن‌ طبیعی ممکن است به درون یک محل غیراختصاصی درون ژنوم کاشته شود تا یک ژن بی‌کارکرد را جایگزین کند. این روش یک رویکرد رایج است.
    یک رویکرد دیگر تعویض ژن غیرطبیعی از طریق "بازترکیبی هومولوگ" است.
    ژن غیرطبیعی را می‌توان از طریق "جهش معکوس انتخابی" ترمیم کرد، که باعث می‌شود، ژن به کارکرد طبیعی‌اش بازگردد.
    تنظیم یک ژن خاص(میزانی را که یک ژن خاموش و روشن می‌شود) را نیز می‌توان تغییر داد.
    ژن‌درمانی چگونه عمل می‌کند؟
    در اغلب بررسی‌های ژن‌درمانی، ژن "طبیعی" به درون ژنوم وارد می‌شود تا جایگزین یک ژن بیماری‌زای "غیرطبیعی" شود. یک مولکول حامل که به آن ناقل(vector) می‌گویند، برای وارد کردن ژن درمان‌کننده به سلول‌های هدف بیمار مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    در حال حاضر رایج‌ترین ناقل مورد استفاده ویروسی است که به طور ژنتیکی تغییرداده شده است،dnaطبیعی انسانی را حمل کند. ویروس‌ها طوری تکامل یافته‌اند تا ژن‌های‌شان را به شیوه‌ای آسیب‌زا به درون سلول‌های انسانی وارد کنند. دانشمندان سعی کرده‌اند تا از این توانایی ویروس‌ها سود ببرند و ژنوم ویروس‌ها را طوری دستکاری کنند که ژن‌های بیماری‌‌زا را از سلول حذف و ژن‌های درمان‌کننده را وارد آن کنند.
    سلول‌های هدف مثلا سلول‌های کبد یا ریه بیمار با ناقل‌ ویروسی آلوده می‌شوند. پروتئین‌های جدید دارای کارکرد که بوسیله ژن درمان‌کننده ایجاد می‌شوند، سلول را به وضعیت طبیعی بازمی‌گردانند.

    به غیر از ویروس‌ها، گزینه‌های دیگری برای وارد کردن ژن‌ها به درون سلول‌ها وجود دارد.
    ساده‌ترین روش‌ واردکردن مستقیم DNA درمانی به درون سلول است. این رویکرد از لحاظ کارکرد محدودیت دارد، زیرا می‌توان آن را تنها در مورد بافت‌های معینی به کار برد و نیاز به مقادیر زیادی DNA دارد.
    یک روش دیگر غیرویروسی برای واردکردن ژن‌ها به درون سلول، ایجاد کره مصنوعی لیپیدی (چربی) با هسته آب‌‌دار است. این کره‌ها که به آن لیپوزوم می‌گویند، DNA را از طریق غشای سلول هدف به درونآ ن منتقل می‌کنند.
    DNA درمانی را همچنین می‌توان با اتصال شیمیایی DNA به یک مولکول که به گیرنده‌های سلولی خاص متصل می‌شود، به درون سلول هدف وارد کرد. هنگامی که این مولکول به این گیرنده‌ها متصل می‌شود،‌ ‌ DNA درمانی بوسیله غشای سلولی بلعیده می‌شود و به درون سلول راه می‌‌یابد.
    پژوهشگران همچنین در حال آزمایش برای وارد کردن یک کرموزوم چهل و هفتم (مصنوعی انسانی) به درون سلول‌های هدف هستند. این کروموزوم در کنار 46 کرموزوم استاندارد قرار می‌گیرد،‌ بدون اینکه کارکرد آنها را تحت‌ تاثیر قرار دهد یا باعث جهش شود. این کروموزم، ناقل بزرگی است که می‌تواند مقادیر زیادی رمز ژنتیکی را به درون سلول منتقل کند.

  6. #36
    كاربر وارد گيگاپارس
    2,784 امتیاز ، سطح 12
    34% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 266
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    نماد pirooz@@
    تاريخ عضويت
    Nov 2008
    پست
    70
    گيپا
    972
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,784
    سطح
    12
    تشكرها
    187
    25 بار در 18 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض

    افسانه ای كه دوباره زنده شد



    تست ژنتیك چگونه كار می كند؟ DNA موجود در هر یك از سلول های ما نه تنها رنگ چشم ما را تعیین می كند بلكه حاوی اطلاعاتی از نیاكان ما نیز هست. ژنوم یك كودك مجموعه ای از مواد ژنتیكی است كه از پدر و مادرش به او رسیده است.
    ● استفاده از ژنتیك برای تكمیل شجره نامه افراد
    خون ما حاوی اسرار مربوط به ما است. ژنوم انسان ها ۹/۹۹درصد عیناً مثل هم است. ما انسان ها خیلی بیش از اینكه فرق داشته باشیم شبیه هم هستیم. اما همان مقدار كم (۱/۰درصد) است كه شواهدی از گذشته ما دارد. در سال های اخیر كه پاره ای شركت ها عزم خود را جزم كرده اند تا سابقه فامیلی افراد را از طریق آزمایش های ژنتیك روشن كنند، ده ها هزار تن DNA خود را با نمونه گیری از مخاط داخلی گونه هاشان در اختیار این شركت ها قرار داده اند تا اطلاعات كامل تری در مورد سابقه خود بیابند. پسرعموهای از هم دور افتاده یكدیگر را پیدا كرده اند و افسانه های مربوط به خانواده ها دوباره زنده شده است. بنت گرینسپان رئیس قسمت مربوط به « DNAشجره خانوادگی» یك شركت آزمایش كننده با ۵۲هزار مشتری معتقد است كه «هر چند ۶ سال پیش واژه شجره شناسی ژنتیك بی معنی و مهجور بود اما امروزه علاقه شدیدی در بین مردم ایجاد شده است.»
    همزمان با تلاش افراد برای یافتن سابقه خانوادگی خود، متخصصان ژنتیك جمعیت نیز داستان مفصل تری از نوع بشر را روایت می كنند. رد نیاكان ما، یعنی یك «آدم و حوای» ژنتیكی، در آفریقا پیدا شده و نمونه های كنجكاوی برانگیز دیگری از نیاكان اولیه ما نیز در نقاط مختلف گیتی كشف شده اند. گروهی از دانشمندان دریافته اند كه ۴۰ درصد یهودیان اشكنازی فقط از ۴ زن پدید آمده اند، گروه دیگری گزارش می دهند كه یكی از هر ۵ مرد در شمال غربی ایرلند از یك سپهسالار نامور در قرن پنجم پدید آمده اند. كوشش بلندپروازانه و تلاشی دیگر در این راستا، پروژه ژن نگاری ۴۰ میلیون دلاری «انجمن نشنال ژئوگرافیك» است كه هدفش جمع آوری ۱۰۰ هزار نمونه DNA از بومیان سراسر دنیا طی ۵ سال آینده است. ولز مدیر این پروژه، هدف آن را ردیابی اصل و نسب و تبار نژاد انسانی از امروز به گذشته های دور و پیدا كردن سرمنشاء، یا گونه های اولیه آن برای ساخت «یك موزه مجازی» از تاریخ بشر عنوان می كند.
    تست ژنتیك چگونه كار می كند؟ DNA موجود در هر یك از سلول های ما نه تنها رنگ چشم ما را تعیین می كند بلكه حاوی اطلاعاتی از نیاكان ما نیز هست. ژنوم یك كودك مجموعه ای از مواد ژنتیكی است كه از پدر و مادرش به او رسیده است. تنها دو قسمت ژنوم دست نخورده می مانند و تحت تاثیر همتای DNA قرار نمی گیرند: كروموزم Y (كه از پدر به پسر می رسد) و DNA میتوكندریایی (كه از مادر هم به پسر و هم به دختر می رسد). گاه گاه، در این مناطق جهش هایی صورت می گیرد كه باعث ترتیب های خاص A, G, C و T می شود و به عنوان نشانه های شجره شناسی به كار می روند كه ارتباطاتی با گذشته را نشان می دهد. این ارتباطات نه تنها به پدر و مادر، بلكه به جایی كه زندگی می كرده اند نیز مربوط می شود. با پرداخت ۱۰۰ دلار به كمپانی آزمایش گیرنده و با نمونه گیری از طریق خراش كوچكی كه به داخل گونه خود می دهید، ترتیب نقشه DNA شما داخل الگوی ژنتیكی خودتان كه هاپلوتایپ (haplo type) نامیده می شود نشان داده می شود، سپس به شما می گوید كه از كدام «هاپلوگروپ (haplo group) یا شاخه اصلی شجره نامه انسانی پدید آمده اید.
    به كمك هاپلوتایپ ها، تبارشناسان امروزه می توانند به پروژه های «نام خانوادگی» در اینترنت ملحق شوند. این گروه های آن لاین به افراد اجازه می دهند كه ژنوم های خود را با یكدیگر مقایسه كنند. در جایی كه تشابهی می یابید، قادر خواهید بود به شاخه «شجره خانوادگی» خود وصل شوید. آیا به دنبال خانواده هایی كه نام فامیل شما را ندارند می باشید؟ می توانید در بین شركت های آزمایش كننده خصوصی یا در بانك های اطلاعات عمومی مانند سازمان ژنتیكی مولكولی سورنسون كه توسط جان سورنسون تاسیس شد، جست وجو كنید. این سازمان بیش از ۶۰ هزار نمونه DNA را جمع آوری كرده و دست به كار تهیه جدول های آبا و اجدادی شده است. «در نهایت قادر خواهید بود كه با جست وجو در بانك اطلاعاتی، اقوامی كه حتی اسم شان را نشنیده و از وجودشان اطلاعی ندارید، پیدا كنید.»
    علم همچنین قادر است رشته های ارتباط با فرهنگ باستانی و حتی میراث مذهبی را افشا كند. به دكتر كارل اسكورسكی از بچگی گفته شده بود جزء «كاهنان» است. یعنی اعقاب برادر موسی هارون كه روحانیون عالی رتبه یهودی به حساب می آمدند. روزی در كنیسه ای نشسته بود كه متوجه «كاهن» دیگری شد كه مشغول خواندن تورات بود و هیچ چیزش شبیه او نبود. «او یك مردی یهودی بود كه اجدادش از آفریقای شمالی بودند، در حالی كه من یك یهودی با نیاكانی از اروپای شمالی هستم.» این مسئله ذهن اسكورسكی، از موسسه تكنولوژی تكنیون- اسرائیل را به خود مشغول كرد. «اگر او چنان سابقه ای و من چنین سابقه ای دارم، پس احتمال زیاد دارد كه نشانه های مشتركی از كروموزوم Y داشته باشیم.» به راستی آیا تاریخچه شفاهی كه از كاهن پدر به كاهن پسر می رسد، در كروموزوم Y آنان نیز نشان داده شده است؟ بعد از مطالعه نمونه های DNA، اسكورسكی با كمك همر از دانشگاه آریزونا و همكارانش در دانشگاه لندن یك شاخص ژنتیكی مشترك میان كاهنان در او پیدا كردند.
    تحقیقات تیمی بین المللی از محققین را روانه آفریقا كرد، جایی كه دانشمندان افراد قبیله لمبا، (گروهی كه باور داشتند از سرزمین «انجیلی یهودیه» آمده اند) را آزمایش كردند. برخی از DNAهای آنها با شاخص ژنتیكی كاهنی همخوانی داشت. اسكورسكی می گوید: «ما سابقه پدری یكسان داریم.» در سال ۲۰۰۱ پدر بیل سانچز یك كشیش كاتولیك رومی در نیومكزیكو، كشف كرد كه او هم دارای همین شاخص ژنتیكی است. شجره تاریخی یهودی سانچز به اسپانیا برمی گردد (ولی مادرش بومی آمریكایی است). امروزه او تصویری از نیاكان مسیحی و یهودی خود بر روی دیوار دارد، در ماه نوامبر به اسرائیل سفر كرد.
    اما علم نیز كاستی های خود را دارد. از آنجا كه محققین هیچ DNA واقعی از افرادی مانند چنگیزخان در اختیار ندارند، ثابت كردن این كه افرادی اعقاب مستقیم این چهره های تاریخی معین اند یا نه، تقریباً ناممكن است.
    آزمایش ریشه های تاریخی از طریق كروموزوم Y و DNA میتوكندریایی نیز محدودیت های جدی دارد: این راه فقط مسیر مستقیم بین شما و پدر و مادرتان را روشن می كند نه ردپاهای مربوط به نیاكان در سایر ژنوم های شما را. هنك گریلی از دانشگاه استانفورد می گوید كافی است ۱۰ نسل عقب روید تا تعداد اجداد شما به ۱۰۲۴ یعنی ۲۱۰ برسد. در این حالت «كروموزوم Y شما ممكن است از ژاپن باشد، DNA میتوكندریایی شما از مكزیك و همه بقیه ۱۰۲۲ نیاكان باقیمانده شما از سوئد.» گریلی نگران است كه مشتریان این آزمایش های ژنتیك به طور كامل نفهمند كه چه چیزی را به دست می آورند. یك شركت، دنبال شاخص هایی غیر آنچه روی كروموزوم Y و DNA میتوكندریایی است، می گردد. سپس آنها را در چهار نقطه دنیا روی نقشه ترسیم می كند(آفریقای غربی، اروپا، آسیای شرقی و آمریكا). اما واقعیت این است كه درصدها تخمینی اند نه واقعی. بعضی دانشمندان نگرانند كه این آزمایشات جنبه سرگرمی پیدا كنند، یا اینكه مردم عادات و شخصیت را به نژاد مرتبط كنند، ایده ای كه در گذشته تاریخ به شدت تكذیب شده است. بیشترین و مهیج ترین نتایج از تحقیقات برای كل نوع بشر به دست می آید نه یافته های شخصی در مورد افراد. با استفاده از مشخصه های DNA و محاسبات ریاضی زمان _ ساعت محققان اولین نیاكان ما را مشخص كرده اند. دانشمندان می گویند كه با استفاده از كروموزوم Y و DNA میتوكندریایی، می توانند اولین زن قابل شناسایی را به ۱۵۰هزار تا ۲۵۰ هزار سال پیش، و اولین مرد قابل شناسایی را به ۶۰هزار تا ۱۰۰هزار سال قبل بازگردانند. تا قبل از آزمایش های DNA، بحث دانشمندان این بود كه آیا اولین انسان ها در آفریقا شكل گرفتند یا در مناطق دیگری در روی كره زمین؟ آخرین یافته ها این تئوری را تقویت می كند كه انسان ها از گروه های كوچك انسانی در آفریقا به وجود آمده اند. اما كی آن گروه از مسافران آن قاره را ترك كردند؟ با چه كسانی برخورد كرده و در آمیختند؟ آیا اقدامات تاریخی بزرگی مثلاً حمله اسكندر به آسیای میانه، تاثیرات ژنتیك هم با خود به جا می گذارد؟ اینها پرسش هایی است كه تیم تحقیقی نشنال جئوگرافیك امیدوارند بتوانند به آن پاسخ گویند. طرح نشنال جئوگرافیك سال گذشته با همكاری IBM شروع شد. این طرح مردم را به تست DNA تشویق می كند و در حال حاضر افراد بیش از ۱۰۰هزار كیت نمونه برداری را به قیمت هر كیت۹۵/۹۹ دلار خریداری كرده اند. اما هدف جمع آوری نمونه هایی از جوامع بومی در سراسر دنیا است كه DNA آنها می تواند اشاره ای به اصل و نسب و مهاجرت های جمعی انسان ها باشد و برای انجام آن باید سریع بود، قبل از این كه جوامع آسیب پذیر بمیرند یا خانه و كاشانه خود را ترك كنند.
    آزمایش های اولیه هم اكنون در آفریقای جنوبی شروع شده است، جایی كه در آنجا دكتر هیملا سودیا به جمع آوری نمونه های خون از یك جامعه كوچك از قبیله سن پرداخته است. به لحاظ ژنتیكی، «سن» از قدیمی ترین جوامع بشری در روی كره زمین است و می تواند یك ارتباط مستقیم كروموزومی به اولین انسان ها داشته باشد. فی تونگ وا ۲۸ ساله یكی از اولین متقاضیان بود: «راجع به ژن ها خیلی شنیده بودم و همچنین راجع به یك پروژه عظیم انسانی كه به تحقیق درباره سرمنشاء آدمیان می پردازد. برایم خیلی جالب بود كه در این پروژه شركت كنم. امیدوارم بتوانم فرهنگ خود را زنده كنم.»
    پاییز گذشته، ولز ۵۰۰ نمونه خون، سرسوزن، پنبه های الكلی، لوله های آزمایش حاوی خون و نمونه های مخاطی لایه برداری از گونه ها را به چاد برد كه یكی از اولین مناطق برای انجام آزمایش است، جایی كه او ۳۰۰ نمونه DNA را از شهرها و روستاها در سراسر كشور جمع آوری كرد. ۳۵ تا ۴۰ تای آنها از جامعه منزوی «لال» آمدند كه جمعیت آنها كمتر از ۷۵۰ نفر بود و جامعه ای رو به زوال است. ولز از این می ترسد كه این جامعه طی ۱۰ تا ۳۰ سال آینده منقرض شود، و DNA ارزشمند و زبان باستانی خود را نابود كرده و با خود ببرد. اطلاعاتی كه می توانست نشانه های حیاتی در مورد اولین انسان هایی كه حدود ۴۰ هزار سال قبل در آفریقای مركزی به دنیا آمدند را در اختیار ما بگذارد. ما می توانیم با DNA بسیاری از این رمز و رازها را بگشاییم و به گذشته معنا دهیم.
    البته همه از این طرح ژن نگاری حمایت نمی كنند. گونه های بومی سهم خود را از جوامع داشته اند و هنوز بسیاری به فرهنگ حاكم مشكوك اند و نگران این اند كه خون شان را با اطلاعاتی كه در آن است به این سو و آن سو ببرند. دبورا هری رئیس گروه حامی «شورای استعمار زیستی مردمان بومی» در آمریكا نامه سرگشاده ای را روی وب سایت اش قرار داده است و با این طرح مخالفت كرده است و چنین می گوید كه تا به حال هزار نفر آن را امضا كرده اند. ولی برخی از اعضای قبیله سی كنك وامپانواك (در ماساچوست) از قبل تحت آزمایش قرار گرفته اند. مایكل ماركلی رئیس قبیله می گوید «ما سابقه تاریخی خود را در آفرینش داریم، ولی یك داستان دیگر مانده كه باید گفته شود و آن همان چیزی است كه دقیقاً در درون هر یك از ماست.» ولز می گوید كه نگرانی بومی ها را درك می كند ولی او متوجه شده است كه وقتی كه جزئیات شرح داده شوند، علاقه این افراد به انجام آزمایش جلب می شود «جالب است كه هر كس بداند كه حامل اسنادی تاریخی در درون سلول های خود است» دانشمندان اكنون با كمك هم دارند جلد اول این تاریخ را بازسازی می كنند.

    منبع:روزنامه شرق
    ok

    احتیاج به این همه خشونت نیست بگید تبلیغ ممنوع

  7. #37
    قطع دسترسی
    2,578 امتیاز ، سطح 11
    82% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 72
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    USA
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,578
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    1 بار در 1 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض گوساله تراريخته هم متولد مي‌شود

    گوساله تراريخته هم متولد مي‌شود رئيس پژوهشکده رويان:
    گوساله تراريخته هم متولد مي‌شود
    جام جم آنلاين: دکتر حميدرضا گورابي رئيس پژوهشکده رويان جهاد دانشگاهي با بيان اينکه هدف اصلي محققان کشور از اجراي پروژه شبيه سازي حيوانات توليد حيوانات تراريخته يا ترانس ژن است، گفت: در حال حاضر در انتظار تولد گوساله هاي تراريخته هستيم که در آينده‌اي نزديک به دنيا مي‌آيند.
    رئيس پژوهشکده رويان جهاد دانشگاهي در گفتگو با مهر با اشاره به پروژه هاي در حال انجام پژوهشکده رويان افزود: در حال حاضر در انتظار تولد گوساله هاي تراريخته هستيم که در آينده نزديک به دنيا مي آيند و داراي ژن دستکاري شده tPA هستند البته گاو مشکلات بارداري زيادي دارد و امکان سقط نيز در اين حيوانات بالاتر از ساير حيوانات است.
    وي يادآور شد: تحقيقات رويان در زمينه حيوانات شبيه سازي شده از سال 80 با تعريف چند طرح تحقيقاتي در پژوهشکده رويان آغاز شد که بخشي از اين تحقيقات به بلوغ آزمايشگاهي تخمک، بخشي به همانند سازي يا شبيه سازي و بخشي هم به رده سلول هاي بنيادي اختصاص داشت.
    گورابي با اشاره به بخشهاي مختلف تحقيقاتي که در رويان انجام گرفت، اظهار داشت: در بخشي از اين تحقيقات بالغ سازي تخمک در محيط آزمايشگاهي انجام شد که در واقع مقدمه و پيش زمينه اي براي شبيه سازي بود و با موفقيت به انجام رسيد. در شبيه سازي از تخمکهاي غيربالغ که از حيواناتي که در کشتارگاه ها وجود داشتند، استفاده مي شد.

    وي خاطرنشان کرد: اين تخمکهاي غيربالغ در محيط آزمايشگاه بالغ مي شوند. پس از اينکه تخمکها بالغ شده، هسته آنها خارج مي شود. اين عمل با توجه به تجربه و مهارتي که محققان رويان بيش از 10 سال در زمينه درمانهاي ناباروري بدست آورده اند به راحتي امکانپذير شده است.

    رئيس پژوهشکده رويان جهاددانشگاهي اضافه کرد: هدف از اين تحقيقات اين بود که بيماراني که نيازمند پيوند سلول بودند با کمک اين نوع شبيه سازي، سلولهايي از آنها گرفته شود، تخمک بالغ شده و هسته خارج و جنين شبيه سازي توليد شود. در اين مرحله به جاي انتقال اين جنين به رحم مادر از سلولهاي بنيادي که از آن جنين گرفته مي شود براي کمک به بيماران خاصي که به آن نيازمند هستند، استفاده مي شود.

    منتفي شدن شبيه سازي درماني
    وي افزود: شبيه سازي درماني با توجه به تغييراتي که در روند تحقيقات در اين زمينه رخ داده است منتفي شده چرا که هم روند تحقيقات تغيير کرده و هم ديگر مقرون به صرفه نيست. در سال 2007 روش ديگري از سوي برخي محققان به دنيا عرضه شد که البته همزمان از سوي محققان رويان نيز در پژوهشکده پيگيري شد.
    گورابي خاطرنشان کرد: در اين روش که از سلولهاي پوست بيمار سلولهاي بنيادي القايي بدست آمد نخستين بار از سوي دانشمندان ژاپني گزارش شد و پس از آن محققان رويان نيز که در حال تحقيق بر روي اين مسئله بودند آن را گزارش کردند.
    وي گفت: از سوي ديگر ما در پژوهشکده رويان به فناوري شبيه سازي توليد مثل دست يافته بوديم که اين فناوري به تولد رويانا منجر شده بود. توليد رويانا يک نمايش نبود بلکه نشان دهنده توانمندي دانشمندان ايراني در اين نوع از فناوري بود.
    رئيس پژوهشکده رويان جهاددانشگاهي با بيان اينکه پژوهشکده رويان توليد حيوانات تراريخته يا ترانس ژن را در دستور کار خود قرار داد ، گفت: با وجود آشنايي با اين فناوري، همان تخمک را بي هسته کرده و درون آن سلولي که دستکاري ژنتيکي شده باشد قرار مي دهيم که از اين طريق حيواني توليد مي شود که دستکاري ژنتيکي شده و ژن خاصي که مورد نظر ما است در آن بروز مي يابد. هدف اصلي نيز اين است که سلولهاي خاصي از اين دستکاري ژنتيکي بدست بيايد.
    وي در خصوص بز تراريخته شبيه سازي شده نيز يادآور شد: بز مدت بارداري کوتاه تري دارد و از نظر اقتصادي نيز به صرفه تر بوده و از سوي ديگر شيردهي مناسبي دارد و يکي از پروژه هاي آينده نيز بزتراريخته شبيه سازي شده است.

    ممنوعيت شبيه سازي انسان
    گورابي در مورد نگرانيهايي که در مورد شبيه سازي انسان وجود دارد ، گفت: محققان رويان در زمان مرحوم دکتر کاظمي آشتياني استفتايي از مقام معظم رهبري داشته اند که به طور صريح شبيه سازي انسان منع شده است. از سوي ديگر زماني که براي تولد يک حيوان شبيه سازي شده مشکلات زيادي وجود دارد اخلاق و اصول انساني به هيچ عنوان به محقق اجازه نمي دهد اين کار را بر روي انسانها انجام دهد.
    وي اضافه کرد: در حال حاضر ممکن است در جريان تحقيقات همانند سازي مشکلاتي از جمله ناهنجاري از نظر پزشکي براي حيوان به وجود بيايد. از نظر پزشکي نيز اين مسئوليت وجود دارد که نمي توان کاري کرد که انساني با ناهنجاري متولد شود.

  8. کاربرانی که برای این مطلب مفید از erutamsixv تشکر کرده اند:


  9. #38
    قطع دسترسی
    2,602 امتیاز ، سطح 11
    88% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 48
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    Chile
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,602
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض چطور میتوان گوسفندی به اندازۀ یک گاو پرورش داد؟

    چطور میتوان گوسفندی به اندازۀ یک گاو پرورش داد؟
    یک موش، یک گوسفند، یک گاو، یک فیل و یک نهنگ را در نظر بگیرید. همۀ این جانوران متعلق به ردۀ پستانداران هستند. ساختمان بدن همۀ پستانداران مشابه هم هستند. پستاندارن خونگرم هستند، بچه به دنیا می آورند، با شش تنفس میکنند، قلبشان چهار حفره ای است و ... ولی همانطور که مشاهده میکنیم اندازۀ جثۀ آنها با هم خیلی متفاوت است. اینجا این سوال پیش می آید که:

    چه عاملی باعث این اختلاف جثه در بین پستانداران میشود؟

    حتما یک عامل فیزیولوژیکی وجود دارد که این اختلاف جثه را در بین پستانداران بوجود می آورد. برای پیدا کردن این عامل، دستگاه گردش خون این جانوران را بررسی میکنیم.

    اولین شرط برای بزرگ شدن یک جانور، رسیدن مواد غذایی و اکسیژن لازم برای تمامی سلولهای بدن جانور است. مولکولهای اکسیژن توسط ششها از هوا گرفته شده وارد خون میشود. این مولکولهای اکسیژن با هموگلوبین گلبولهای قرمزدر خون ترکیب شده و توسط گلبولهای قرمز در داخل خون حمل میشود. مولکولهای اکسیژن سوار بر گلبولهای قرمز خون از ششها وارد قلب شده و از آنجا به تمام سلولهای بدن فرستاده میشوند. یک مولکول اکسیژن در داخل بدن یک نهنگ، برای رسیدن به یک سلول واقع در دم نهنگ حدود بیست مترفاصله را سوار بر گلبولهای قرمز طی میکند. در حالی که در داخل بدن یک موش، مولکول اکسیژن حداکثر فاصلۀ چند سانتیمتر را می پیماید تا به آخرین سلول در بدن موش برسد. به عبارت دیگر مولکولهای اکسیژن در بدن موش ، چند سانتیمتر دورتر از قلب، از گلبولها جدا میشود ولی در بدن یک فیل یا یک نهنگ باید چند متر چسبیده به گلبول قرمز درداخل خون باقی بماند.

    برای روشن شدن بهتر موضوع به این مثال توجه کنیم:

    یک روستا را با چند نفر ساکن آن در نظر بگیرید. یک باغ سیب در نزدیکی این روستا قرار دارد. یک نفر وظیفه دارد برای رفع گرسنگی ساکنین روستا، از باغ، سیب برای آنها بیاورد. این شخص فقط یک سینی، برای قرار دادن سیبها در آن، در اختیار دارد. این فرد سیبها را از باغ جمع کرده، روی سینی قرار میدهد، و به طرف روستا به راه می افتد. در راه بعضی از سیبها ازروی سینی لغزیده به زمین می افتند، چون روستا نزدیک باغ است تعدادی ازسیبها روی سینی باقی میمانند و به روستا میرسند و ساکنین از آن استفاده میکنند. اما اگر روستا از باغ فاصلۀ زیاد داشته باشد چطور؟ در این فاصلۀ زیاد، همه سیبها از روی سینی لیزخورده به زمین خواهند افتاد، و سینی خالی به روستا خواهد رسید. ساکنین هم از بی غذایی تلف خواهند شد. پس باید این فرد یک چاره ای برای نگه داشتن سیبها روی سینی برای مسافت طولانی پیدا کند. یعنی سیبها باید محکمتر به سینی بچسبند تا بتوانند مسافت طولانیتری را روی سینی طی کرده و برای تغذیۀ ساکنین روستای دوردست برسند.

    این مثال را با بدن پستانداران مقایسه میکنیم.

    روستاها مشابه بافنهای بدن هستند، ساکنین مشابه سلولهای بدن، باغ همانند ششها ، سیبها مثل مولکولهای اکسیژن، راه مابین روستا و باغ مثل رگها، آن فرد، مثل خون داخل رگها و سینی همانند گلبولهای قرمز است. اینجا آن عاملی که باعث محکمتر چسبیدن مولکولهای اکسیژن به گلبولهای قرمز خون میشود، مورد نظر ما است.

    اکنون نحوۀ چسبیدن مولکولهای اکسیژن، به گلبولهای قرمز خون را بررسی کنیم. در داخل گلبولهای قرمز خون، همو گلوبین وجود دارد، مولکولهای اکسیژن با هموگلوبین ترکیب میشوند و این عمل باعث چسبیدن مولکولهای اکسیژن به گلبولهای قرمز خون میشود. با کمی دقت در می یابیم که، در بدن پستانداران مختلف ، مولکولهای اکسیژن با قدرت مساوی به گلبولهای قرمز نمی چسبند. این چسبندگی در بعضی از گونه های پستانداران محکمتر ودر بعضی دیگر ضعیفتر است. جالب اینجاست که قدرت این چسبندگی رابطه مستقیم با اندازۀ جثۀ پستانداران دارد. هر قدرقدرت این چسبندگی بیشتر باشد، مولکولهای اکسیژن محکمتر به گلبولها چسبیده و میتواند فاصلۀ بیشتری را داخل رگها طی کند، این عمل سبب میشود بدن پستاندار بتواند بیشتر بزرگ شود و بر عکس، هر قدر مولکولهای اکسیژن سستتر به گلبولهای قرمز بچسبند، مسافت طی شده کوتاهتر شده و بدن پستاندار مجبور است کوچک بماند. (به جدول زیر توجه کنید)


    گونۀ پستاندار
    فشار اکسیژنی که، در آن، هموگلوبین گلبولهای قرمز، اکثراکسیژن خود را تحویل بافتها میدهد

    موش خانگی
    45 میلیمتر جیوه
    موش صحرایی
    42 میلیمتر جیوه
    گربه
    38 میلیمتر جیوه
    روباه
    35 میلیمتر جیوه
    گوسفند
    30 میلیمتر جیوه
    اسب
    25 میلیمتر جیوه
    فیل
    22.5 میلیمتر جیوه


    مولکولهای اکسیژن از شش ها وارد خون مویرگها شده و به گلبولهای قرمز می چسبند. این مولکولهای اکسیژن بعد از طی مسیری به بافتها رسیده، در نزدیکی سلولها دوباره از گلبولها جدا شده و به مصرف سلولها میرسند. چه عاملی باعث ترکیب اکسیژن با هموگلوبین و چسبیدن اکسیژن به گلبول میشود؟ چه عاملی باعث جدا شدن مولکولهای اکسیژن از هموگلوبین، در بافتها میشود؟ و از همه مهمتر اینکه چه عاملی باعث دیر یا زود جدا شدن مولکولهای اکسیژن از هموگلوبین گلبولهای قرمز میشود؟

    انتقال اکسیژن از داخل ششها به داخل خون توسط انتشار صورت میگیرد به همین دلیل،غلظت یا همان فشار اکسیژن، مهمترین عامل در این کار است. در داخل ششها غلظت و فشار اکسیژن زیادتر از خون داخل مویرگهای جدار ششها است، بدین جهت اکسیژن از ششها وارد خون میشود. این مولکولهای اکسیژن که وارد خون شدند با هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز ترکیب میشوند و سوار بر آنها به طرف قلب رفته از آنجا به طرف بافتها فرستاده میشوند. این مولکولها به نزدیکی بافتها که میرسند در اثر پایین بودن فشار اکسیژن ، از هموگلوبین و گلبول قرمز جدا شده و در اثر انتشار به طرف سلولها میروند. ولی این جدا شدن در بین گونه های مختلف پستانداران متفاوت است. همانطور که جدول بالا نشان میدهد، اکثر مولکولهای اکسیژن در فشار 45 میلیمتر جیوه از هموگلوبین گلبولهای قرمز خون موش خانگی جدا می شوند. درصورتی که، در بدن یک فیل ، این عمل در فشار 22.5 میلیمتر جیوه اتفاق می افتد. یعنی در بدن موش، مولکولهای اکسیژن خیلی سست با هموگلوبین ترکیب شده اند و همینکه خون اندکی از ششها دور شد و غلظت اکسیژن اندکی پایین آمد، مولکولهای اکسیژن فورا از هموگلوبین جدا شده و از خون بیرون میروند و گلبولهای قرمز فرصت نمیکنند که اکسیژن را تا مسافتهای دورتر حمل کنند. اما در بدن یک فیل مولکولهای اکسیژن محکم با هموگلوبین ترکیب شده اند و به راحتی از آن جدا نمی شوند، فشار اکسیژن با دور شدن از ششها پایین می آید، ولی اکثر مولکولهای اکسیژن هنوز به هموگلوبین چسبیده اند و همراه با گلبول قرمز در داخل خون حرکت کرده به طرف بافتهای دورتر میروند. به بیان ساده تر، بافتهای بدن یک موش نمیتواند در فاصلۀ زیاد از ششها و قلب قرار بگیرد چون اکسیژن به فاصلۀ دور نمیرسد یعنی جثه اش باید کوچک بماند. ولی در بدن فیل و نهنگ بافتها به راحتی از قلب فاصله میگیرند، چون مطمئن هستند که اکسیژن به آنها خواهد رسید.

    حالا به این موضوع میرسیم که، چرا چنین اختلافی در قدرت ترکیب مولکولهای اکسیژن با هموگلوبینهای پستانداران مختلف وجود دارد. به بیان ساده تر؛ چرا ترکیب مولکولهای اکسیژن با هموگلوبین خون فیل محکمتراز هموگلوبین خون موش است؟

    پاسخ این سوال مربوط میشود به فسفاتهای آلی مانند (dpg) که به صورت ترکیب با هموگلوبین در خون پستانداران وجود دارد. هرچه مقدار این فسفاتهای آلی بیشتر باشد، میل ترکیبی هموگلوبین با اکسیژن کمتر میشود، مثل هموگلوبین موش. برعکس هرچه قدر مقدار این فسفاتهای آلی کمتر باشد، میل ترکیبی هموگلوبین با اکسیژن زیادتر میشود و به راحتی از آن جدا نمیشود، مثل هموگلوبینهای بدن فیل. به بیان ساده تر، فسفاتهای آلی مانند ((dpg، جای مولکولهای اکسیژن را، تنگ میکنند و باعث سستتر شدن پیوند اکسیژن با هموگلوبین می شوند.
    پس نتیجه میگیریم که؛ اندازۀ جثۀ پستانداران مختلف رابطۀ عکس دارد با مقدار فسفاتهای آلی ترکیب شده با هموگلوبین آنها. هرچه مقدار این فسفاتها کمتر باشد جثۀ جانورمیتواند بزرگتر باشد.
    با دانستن این مطلب، اکنون به راحتی میتوانیم به سوال اول پاسخ دهیم:
    سوال: چطور میتوان گوسفندی به بزرگی یک گاو پرورش داد؟
    پاسخ: با کم کردن مقدار فسفاتهای ترکیب شده، با هموگلوبین خون گوسفند!

    بعد از این مطلب سوالهای دیگری هم مطرح میشود. از مهمترین آنها عبارتند از:

    چرا طبیعت همۀ پستانداران را به یک اندازه بوجود نیاورده است؟ و با کم و زیاد کردن مقدار فسفاتهای آلی هموگلوبین خون، جثۀ آنها را بزرگ و کوچک کرده است؟
    حد نهایی بزرگ شدن پستانداران کدام است؟ چرا اکنون در خشکی، پستانداری از فیل بزرگتر نمیشود؟ یا از زرافه درازتر نمیشود؟
    چرا در حال حاضر گونه های، رده های دیگر جانوری مثل خزندگان، پرندگان، دوزیستان ، حشرات و نرمتنان نمیتوانند به بزرگی گونه های بزرک جثه پستانداران برسند؟
    چرا در گذشته پستانداران خشکی میتوانستند به بزرگی ماموتها و بلوچیترها بشوند ولی اکنون نمیتوانند؟ چرا در گذشته خزندگان میتوانستند به بزرگی دایناسورها بشوند ولی حالا نمیتوانند؟

  10. #39
    2,581 امتیاز ، سطح 11
    83% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 69
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    پست
    1
    گيپا
    500
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,581
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض دوقلوهايي كه در تمام اعضاء مشترك هستند






    دوقلوهايي كه در تمام اعضاء مشترك هستند




    رنگ چشم مربوط به ژنوتيپ است. (ژنوتيپ يعني مجموعه ژنهاي هر فرد) هر شخص داراي ژنوتيپ مخصوص به خود است و رنگ چشم مخصوص خود را دارد. وقتي رنگ چشمان يك فرد با هم متفاوت است، معلوم ميشود كه در بدن اين شخص دو نوع ژنوتيپ متفاوت وجود دارد. مثل اين است كه ژنوتيپ دو شخص در بدن يك شخص جمع شده است. در عالم جانوران و گياهان به اين عمل شيمر (Chimera) ميگويند. يعني فردي كه داراي دو نوع ژنوتيپ مختلف است. به عبارت ديگر بعضي از بافتهاي اين فرد، يك ژنوتيپ و بافتهاي ديگر، ژنوتيپ متفاوت دارند. در افراد معمولي تمام بافتها ژنوتيپ يكسان دارند و تمام سلولهايشان ژنهاي مشابهي را حمل ميكنند. در گياهان ميتوان به طور مصنوعي شيمر بوجود آورد. اين عمل توسط پيوند انجام ميگيرد. اگر جوانه پيوندك در اوايل رشد خود بشكند ممكن است جوانهء تازه اي از همان محل بوجودآيد كه بافتهاي پايه و پيوندك در آن به طور مشترك شركت كنند. مثال بارز اين عمل پيوند ليمو و پرتقال است كه منجر به توليد گياهي ميشود كه قسمتي از بافتها، ژنوتيپ ليمو دارند، و قسمت ديگر بافتها، ژنوتيپ پرتقال. ميوه هاي چنين درختي ممكن است ظاهري شبيه ليمو داشته باشد ولي درونش به شكل پرتقال باشد، يا برعكس آن. شيمر به طور طبيعي هم در گياهان وجود دارد. گياهان ابلق مانند شمشاد ابلق، افراي ابلق كه برگهاي دو رنگ دارند از اين دسته اند. ژنوتيپ قسمت حاشيه برگ كه به رنگ زرد است متفاوت از ژنوتيپ قسمت مركزي برگ كه سبز رنگ است ميباشد.گياه زينتي سانساوريا نيز يكي از اين گياهان شيمر است. برگهاي دراز و شمشير مانند آن گياه حاشيه اي به رنگ زرد و مركزي سبز رنگ دارد.
    جالب است كه در هنگام تكثير اين گياه از طريق بذر (توليد مثل جنسي) هر دو ژنوتيپ به گياه جديد منتقل ميشود. ولي وقتي برگ اين گياه را قطع و در خاك قلمه بزنيم (توليد مثل غير جنسي) تنها يكي از ژنوتيپها به گياه جديد منتقل ميشود و تمام قسمتهاي برگ گياه جديد سبز رنگ خواهد بود. با اين شرايط معلوم ميشود كه گياه سانساوريا از دو ژنوتيپ متفاوت و قابل جدا شدن از هم بوجود آمده است. مثل اين است كه دو گياه متفاوت در كنار هم به صورت همزيست زندگي مي كنند، يكي از گياهان زرد رنگ است و گياه ديگر سبز رنگ و ما ميتوانيم آنها را از همديگر جدا كنيم. يعني بافتهاي اين دو گياه در گياه سانساوريا تنها، دركنار هم قرار گرفته اند و هيچگونه اختلاطي باهم ندارند.
    شيمردر جانوران نيز وجود دارد، هم به صورت مصنوعي هم به صورت طبيعي. پيوند اعضاء خود يك نوعي شيمر است. چون دو بافت با ژنوتيپ متفاوت در بدن يك فرد جمع ميشود. اما در بدن جانوران سيستم دفاعي وجود دارد و بافتهاي غريبه را كه ژنوتيپ متفاوت دارند شناسايي كرده و دفع ميكند. اگر پيوند درمراحل اوليه دوران جنيني كه هنوز سيستم دفاعي وجود ندارد انجام گيرد، سيستم دفاعي بعد از تكميل خود، هر دو بافت را جزئي از بدن شناخته و بافت پيوندي را دفع نمي كند. در آزمايشي قسمتي از بافت جنيني بلدرچين را بر روي جنين مرغ پيوند زده اند. در نتيجه پرنده اي شبيه به مرغ با بالهاي بلدرچين بوجود آمده است. بر روي جنين توتيا كه يك جانور دريازي است آزمايشهاي زيادي انجام گرفته است. قسمتي از بافت جنيني كه توليد طناب عصبي ميكند ا زيك جنين به جنين ديگر منتقل كرده اند و جنين، بعد از رشد و بلوغ، داراي دو رشته طناب عصبي در بدن خود بوده است.
    شيمر طبيعي هم درجانوران وجود دارد. متفاوت بودن رنگ چشم افراد يك نوع شيمر طبيعي است. شيمر طبيعي در جانوران چگونه بوجود مي آيد؟ چگونه دو بافت با دو ژنوتيپ متفاوت در يك جانور كنار هم قرار ميگيرد؟ به عبارت ديگر چگونه يك بافت ا ز يك فرد با بافت ديگري در كنار هم همزيست ميشوند؟
    وقتي يك فرد داراي دو چشم با رنگهاي متفاوت است، مثل اين است كه يك چشم او از فرد ديگري به بدن او پيوند زده شده است همانند يك كليه، ولي اين عمل به صورت طبيعي انجام شده و در دوران جنيني. براي اينكه بهتر به چگونگي اين عمل پي ببريم بهتر است كمي در مورد نحوه بوجود آمدن دوقلوها در جانوران بپردازيم. دو قلوها در جانوران به دو صورت هستند يكي، دو قلوهاي غيرهمسان و يكي د و قلوهاي همسان. اگر در هنگام بارداري به جاي يك تخمك، دو و يا چند تخمك به طور همزمان تلقيح شوند.جنينهايي بوجود مي آيند كه همزمان در رحم مادر رشد كرده و همزمان متولد ميشوند، بدون اينكه ارتباطي و مشابهتي با هم داشته باشند. تنها فرق آنها با فرزندان ديگر، اين است كه در يك زمان در شكم مادر رشد كرده اند. اين عمل در جانوران يك امر عادي است به طوري كه گربه ها در هر بار توليد مثل چندين بچه بدنيا مي آورند. سگ، موش، خرگوش و خيلي از پستاندارن كوچك به طور طبيعي تعداد زيادي جنين بطور همزمان در شكم خود پرورش ميدهند كه چند قلوهاي غير همسان هستند.
    ولي نحوه بوجود آمدن دو قلوهاي همسان خيلي متفاوت تر است. در اين روش تنها يك تخمك در رحم بارور ميشود. ولي بعد از چند مرحله تقسيم سلولي و قبل از اينكه تمايزي انجام گيرد، به دلايلي اين تودهء سلولي به دو قسمت تقسيم ميشود و دو تودهء سلولي مستقل از هم تشكيل ميشود. اين دو تودهء سلولي بعد از رشد خود، دو جنين مستقل و كامل بوجود مي آورند. چون اين دو جنين ا زيك تخمك واحد بوجود آمده اند. داراي ژنوتيپ مشابه هستند و از نظر ظاهري كاملا مشابهند.
    امكان دارد، تخمك بعد از تقسيم سلولي و توليد توده سلولي به جاي دو قسمت به چند قسمت تقسيم شود، و چندين جنين مشابه هم بوجود آورد. در دامپروري از اين عمل استفاده كرده و گاوهايي را كه نژاد خوب دارند و گوشت و شير زياد بوجود مي آورند انتخاب مي كنند، تخمك تلقيح شده آنها را از رحم گاو خارج كرده و در آزمايشگاه پرورش ميدهند. بعد از تقسيم سلولي و تبديل به توده سلولي، آن را به دو قسمت جدا كرده و دو توده سلولي ايجاد ميشود. دوباره هر كدام ازآنها را بعد از كمي رشد، مجددا به دو توده سلولي تقسيم ميكنند؛ و اين كار را ميتوان متواليا تكرار كرد و جنينهايي با ژنوتيپ كاملا يكسان و به تعداد زياد بوجود آورد. بعدا اين تودههاي سلولي را به داخل رحم گاو منتقل ميكنند و تبديل به جنين گاو شده و متولد ميشود. اين گاوهاي متولد شده كاملا مشابه هم خواهند بود چون ا زيك تخمك واحد بوجود آمدهاند. به عبارت ديگر اين دامپروران يك تخمك را كه قرار بود تبديل به يك گاو شود، تبديل به چندين گاو مشابه كردهاند.
    يعني در طبيعت هر تخمك هم ميتواند يك فرد را بوجود آورد و هم ميتواند چندين فرد مشابه را بوجود آورد. در آزمايشگاه ميتوان برعكس اين عمل را هم انجام داد. به اين ترتيب كه بعد از جدا كردن تودههاي سلولي و بوجود آمدن دو تودهء مشابه آنها را دوباره با هم مخلوط كرد و يك جنين واحد بوجود آورد. يعني تا زماني كه سلولها تمايز پيدا نكردهاند ميشود توده سلولي را تقسيم كرد يا با هم مخلوط كرد. يعني دو تودهء سلولي اگر جدا از هم رشد ميكردند دو فرد را بوجود ميآوردند ولي اكنون كه آنها را با هم مخلوط كردهايم تنها يك فرد بوجود ميآورند. يعني دو فرد در يك فرد. پس دانستيم كه يك تخمك ميتواند چندين فرد به طور جداگانه بوجود بياورد و همچنين چندين فرد ميتوانند در يك فرد بوجود آيند.
    مثل اين است كه از روي يك برگ، فتوكپي كنيم و افراد مشابه هم بوجود آوريم و يا برگهاي مشابه را روي هم بگذازيم و چون عينا شبيه هم هستند بر روي هم منطبق شوند و يك برگ بوجود بياورند. اين كار ممكن است به طور طبيعي در رحم مادر انجام بگيرد. ممكن است يك تخمك بعد از تلقيح و تقسيم سلولي به دو تودهء مستقل از هم تقسيم شود. و دو جنين كاملا مشابه و مستقل از هم بوجود آورد. ممكن است اين دو توده خوب از هم جدا نشود و قسمتي از آن چسبيده بمانند، كه در اين صورت دو قلوهاي چسبيده بوجود مي آيند. ممكن است دو توده كاملا از هم جدا شوند ولي بعدا به هم برخورد كنند و دوباره به هم بچسبند، كه در اين صورت هم دو قلوهايي به وجود مي آيند كه به هم چسبيده بوده و در بعضي اعضاء مشترك خواهند بود. حتي ممكن است اين دو توده بعد از جدا شدن كامل از همديگر، دوباره طوري به هم بچسبند و با هم مخلوط شوند كه بعد از رشد تنها يك فرد را بوجود آورند. در واقع آن فرد متشكل از، دوقلوهايي است كه در تمام اعضاء با هم مشترك هستند، و ما نميتوانيم آن دو را از هم تشخيص دهيم. به عبارت ديگر هر فرد تنها يك فرد نيست، بلكه چندين كپي از مشابه هاي خود است كه بر روي هم منطبق هستند. اين كپي ها ميتوانستند در دوران جنيني از هم جدا شوند و افراد مستقل از هم را بوجود آورند.
    حال برميگرديم به موضوع چشمهاي با دو رنگ متفاوت. دانستيم كه يك توده سلول جنيني ميتواند به دو قسمت مستقل تبديل شود و يا برعكس، دو توده سلولي با هم مخلوط شده و يك تودهء سلولي تشكيل دهند. اگر اين دو تودهء سلول كه باهم مخلوط ميشوند، از نظر ژنتيكي با هم متفاوت باشند موضوع متفاوت خواهد بود. فرض كنيم در رحم مادر دو تخمك بطور همزمان تلقيح شوند. در حالت عادي اين دو تخمك به طور طبيعي رشد خواهند كرد و دو قلوهاي غير همسان بوجود خواهند آورد. اما اگر در مرحلهء تودهء سلولي، اين دو جنين باهم برخورد كنند و به هم بچسبند دو قلوها بعد از تولد به هم چسبيده خواهند بود و در بعضي از اعضاء، مشترك خواهند بود. اين دوقلوهاي چسبيده به هم هيچ مشابهتي باهم نخواهند داشت، چون اين دو قلوها غيرهمسان هستند و از دو تخمك متفاوت بوجود آمده اند. ممكن است چشم يكي سياه و چشم ديگري سبز رنگ باشد.
    اگر برخورد توده هاي سلولي اين دوقلوها ي غيرهمسان در رحم مادر شديد باشد، به طوري كه اين دو توده كاملا باهم مخلوط شوند، در اين صورت بعد از رشد تنها يك جنين بوجود خواهد آمد. و هنگام تولد تنها يك فرد متولد خواهد شد. يعني دوقلوها در تمام اعضاء با هم مشترك خواهند بود. در اين حالت بعضي از بافتها توسط سلولهاي يك جنين و بافتهاي ديگر توسط سلولهاي جنين ديگر بوجود مي آيد و چون دو جنين ژنوتيپهاي متفاوت دارند، بافتهاي اين شخص داراي ژنوتيپهاي متفاوت خواهند بود.ممكن است قلب، ژنوتيپ دوقلوي اول را داشته باشد و كليه، ژنوتيپ دوفلوي دوم را داشته باشد. ممكن است يك چشم ژنوتيپ دوقلوي اول و چشم ديگر ژنوتيپ دوقلوي دوم را داشته باشد. به عبارت ديگر يك چشم سياه رنگ باشد و چشم ديگر سبز رنگ. اگر چشم هر دوقلو سياه بود در اين صورت هر دو چشم اين فرد سياه مي شد و ما نميتوانستيم از ظاهر اين فرد پي به مختلف بودن ژنوتيپ بافتهاي او ببريم و بايد با آزمايشهاي ژنتيكي به اين موضوع پي ببرديم. ممكن است تعداد اين دوقلوهاي مشترك در تمام اعضاء در جامعه زياد باشند ولي در ظاهر پي به وجود آنها نبريم.

  11. #40
    قطع دسترسی
    2,577 امتیاز ، سطح 11
    82% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 73
    0% فعالیت
    دستاورد ها:
    Veteran1000 Experience Points

    تاريخ عضويت
    Dec 2008
    محل سکونت
    Paraguay
    پست
    1
    گيپا
    200
    پس انداز
    0
    امتیاز
    2,577
    سطح
    11
    تشكرها
    0
    0 بار در 0 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    پیش فرض ژن ها

    آگهی تبلیغات
    ژن ها
    هر موجود زنده ، دستگاه پیچیده ای است متشکل از واحدهای دقیقی که با نظمی عجیب در کنار هم کار می کنند. همه نظم و پیچیدگی و عملکرد دقیق این ماشین زیستی تحت کنترل ژنها است
    .


    ژن ها را می توان ماشین هایی نانومتری به حساب آورد که در هسته سلول های موجود زنده به سر می برند و همچون معلمی دقیق دستورات لازم را به سلول های بدن دیکته می کنند.
    دکتر محمدمهدی یعقوبی اولین فارغ التحصیل دکترای ژنتیک در ایران عملکرد 27ژن را در زمان تمایز سلول های بنیادی بررسی کرده و به نتایج قابل توجهی دست یافته است

    .


    سلولهای بنیادی ، سلولهایی اند که در بدن جنین ، در نهایت به سلولهای بافت و اندامهای مختلف تبدیل می شوند. این سلولها، برخلاف سلولهای معمولی که با تقسیم شدن ، سلولهای مشابه خود را به وجود می آورند، می توانند به هریک از انواع سلول در بدن موجود زنده تبدیل می شوند و همین موضوع موجب پیدایش بافتها و اندامهای مختلف جنین می شود. سلولهای بنیادی به 2نوع سلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغ تقسیم می شوند.
    نوع اول سلولهای بنیادی از جنین به دست می آیند. یک جنین 3تا 5روزه بلاستوسیست نامیده می شود و حاوی سلولهای بنیادی است که بشدت در حال تکثیرند تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را به وجود آورند. نوع دوم سلولهای بنیادی در بدن انسان بالغ وجود دارند.
    این سلولها در بافتها و اندام هایی نظیر قلب ، مغز، مغز استخوان و ریه ها وجود دارند و مخصوص ترمیمند. سلولهای بنیادی بالغ هم این قابلیت را دارند که در شرایط مناسب به سلولهای مختلف متمایز شوند

    .


    سلول های مغز استخوان

    در گذشته تصور دانشمندان بر این بود که سلولهای بنیادی هر بافت فقط به خودش متمایز می شود، در حالی که ثابت شده است سلولهای بنیادی مغز استخوان که به طور طبیعی سلولهای خونی را می سازند، در شرایط مناسب قابلیت تبدیل به هر بافتی را دارند.
    به دست آوردن این سلولها کار چندان پیچیده ای نیست و نیاز به جراحی خاصی ندارد و می توان آن را با سرنگ از استخوان ران بیرون کشید.
    یک ویژگی مهم سلولهای بنیادی مغز استخوان نسبت به نوع جنینی این است که از خود فرد گرفته می شوند؛ بنابراین ، پس از پیوند اصطلاحا پس زده نمی شوند چون کاملا با بافتهای سالم بدن بیمار هماهنگی دارند.
    علاوه بر این سلولهای بنیادی جنینی ممکن است بعد از پیوند توموری شوند و مشکلات تازه ای را برای بیمار به وجود آورند در حالی که تا به حال گزارشی از توموری شدن سلولهای بنیادی مغز استخوان به دست نیامده است.
    مشکل دیگر استفاده از سلولهای بنیادی جنینی ، بحث اخلاقی آنهاست که همواره در جوامع بشری مطرح بوده است.

+ پاسخ به مبحث
صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرآخر

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

علم ژنتیک

بنیانگذار علم ژنتیک

ژنتیک

بنیان گذار علم ژنتیک

علم ژنتيكزندگی نامه فرانچسکو ردیامیزش دی هیبریدامیزش دی هیبریدیآمیزش دی هیبریدمهندسی ژنتیکآمیزش مگس سرکهزندگینامه فرانچسکو ردیامیزش مگس سرکهعلم ژنتیک چیستآمیزش دی هیبریدیعلم ژنتیک چیست؟کروموزومسخنان پاستور عليه فرانچسكو رديزندگینامه ماتیاس شلایدنبنيانگذار علم ژنتيكتعریف ژنزندگی نامه ماتیاس شلایدندی هیبرید مگس سرکهدی هیبریدچرا در جنس ماده تقسیم میوز وسیتوپلاسم نابرابر است
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts