بازدید نسخه کامل شده : تسلیمی جابرانه یا انتخابی عاشقانه؟؟
shah.k
04-Mar-2009, 01:28 PM
با سلام
نمیدونم خداوند که تمام قدرت قهریه جهان در دست اوست
چه الزامی برای استفاده از انسانها برای فرستادن انسانهای دیگر به بهشت
آنهم با زور شمشیر دارد ؟؟؟
ضمنا یادمان باشد شما دائما یادآوری میکنید خون بر شمشیر پیروز است
حق یارتان
yakuza
04-Mar-2009, 04:41 PM
این سوال ربط به دین مسیحیتت داره؟
shah.k
04-Mar-2009, 06:03 PM
با سلام
حرف بنده توهین آمیز نبود و اگر خواننده دقت کند متوجه میشود
البته اعتراض شما هم برهمین مبنا است وگرنه تاپیکهای بعضی دوستان
توهین است ولی همه جا قانون یکطرفه است
بگذریم ...............................................
باشه یاکوزای عزیز عذر میخواهم و کل مطلب را می نویسم
shah.k
04-Mar-2009, 06:04 PM
برخی براین باورند که مسیحیت عاری از قوانین و دستورالعملهای شریعت گونه یهودی است و به این سبب آنان که مسیحیت را بدعتی یهودی مآب میپندارند فاقد صلاحیتش انگاشته ونظام اخلاقیات مسیحی را گرفتار بینظمی و آشوبزدگی باورها وتکثر اندیشهها میبینند.
حال آنکه نه تنها ایمان مسیحی، جهان بینی فاقد اصول عملی و عینی رفتاری و تربیتی نیست بلکه خطوط قرمز ترسیم شده توسط تورات و شریعت را چندین کیلومتر به عقب رانده و علاوه بر داشتن دغدغه عملکرد فرد حدود فکری او را نیز در کنترل و در سیطره نظام اخلاقیات الهی میخواهد بعبارت دیگر ...
موعظه سر کوه مسیح، چهارچوب گناه را چیزی فراتر از عملکرد غلط ترسیم کرده و به جای هرس کردن شاخ و برگ درختی که ریشه آن تاریک است لبه تیزتیشه را بر ریشه ناپاکی و شرارت میگذارد. در موعظه سر کوه اخلاقیات نوین و توراتی تازه بنیاد نهاده میشود اما اینبار این احکام نوین که فکر و احساس و اراده آدمی را نیز در ارتکاب به عصیان عاملی بالقوه میبیند ابزار کنترل را به دستان محبت میسپارد، موعظه سر کوه طنین ارمیاء ۳۱ و حزقیال ۳۶ را در گوش یهودیان نجوا میکند و مسیح این اسراییلی حقیقی خود عامل برقراری این عهد قلبی خدا که وعدهاش را انبیاء عهد عتیق دادهبودند، میشود.
حافظ اجرای شریعت در عهد عتیق تنبیهات عملی و مهلک خداوند بود که در صورت بی وفایی قوم چه بصورت جمع و چه فرداً دامنگیر مرتکبین نااطاعتی میشد، خدا پس از خروج قوم از مصر و پس از دادن تورات و به طور خاص درتثنیه ۲۷ و ۲۸ در قالب برکتها و لعنتها با قوم اتمام حجت کرده و ضامن اجرای عهد خدا، شخص خدا و نیز بقیه قوم بودند تا عاصیان را مطابق تورات کیفر دهند، بدین گونه قوم در طول تاریخ عهد عتیق با وفاداری صاحب برکات گشته و باروری زمین و نعمت سماوی را تجربه کرده و ترس الهی را بر دل امتهای بی خدای اطراف مستولی کرده و بارور و کثیر میشدند و نیز با بیاطاعتی و زنای روحانی دچار لعنتهای مندرج در تورات شده به اسارت میرفتند و تار و مار تیغ بابلیان و آشوریان میشدند، لذا برکات و یا تنبیهات عملی خداوند ضامن اجرای شریعت و حافظ برقراری اخلاقیات الهی بود. شریعت همچون پاسبانی عمل میکرد که قوم را در جاده ترسیم شده الهی نگه میداشت و متخلفین را به سختی جریمه مینمود.
در چهارچوب تجسم کلمه و خدمت عیسی بر زمین بود که خدا مطابق با وعده خود در انبیاء ( ارمیا ۳۱ و حزقیال ۳۶) قلبی تازه به مومنین داده و شریعت را بر لوح دل آنها حک کرد و با ایشان عهدی تازه بست، نه مانند عهدی که با پدران ایشان بست بلکه شریعت را در باطن ایشان نهاده و نه بر الواح سنگی و روح خویش را در درون ایمانداران نهاد لذا اینک ضامن اجرای فرهنگ آسمان و اخلاقیات الهی روح خدا بوده و محبت الهی که در قلوب مومنین بر پا شده بود اهرم کنترل اخلاقیات را در دست میگرفت.
آگوستین متاله بزرگ کلیسا بر اساس این حقیقت چه زیبا میگوید: خدا را محبت کن و آنچه میخواهی بکن.
بعبارت دیگر اصل محبت است که سکان اخلاقیات مسیحی را در دست دارد و حال حدود و ثغور این محبت در جسم گردیدن کلمه، زندگی و خدمت عیسی و مرگ و دفن و رستاخیز و صعود و حضور روحانی او از طریق روح القدس در کلیسا و در ایماندار تعیین میشود.
محبت مسیحی آنچنانکه تمامی صفحات عهد جدید را به خود اشتغال داده است، حس دلسوزی و مهربانی برخاسته از احساسات بشری نیست بلکه نظامی عملی سرشار از رافت و رحمت است که ریشه در ذات خود خدا دارد لذا چه میزانی کاملتر و خالصتر از ذات پروردگار که در پسرش عیسی به شکلی مرئی در بازهای زمانی در تاریخ عینیت یافت.
مسیحیت مذهب تسلیم و سرسپردگی به شریعت و احکام و فرایض دینی نیست که خدایش پاسبانی باشد که با در دست داشتن قبض جریمه دائم در پی شکار متخلفین باشد بلکه مسیحیت مکتب عشق و لبیک عاشقانه به صدای خدا و اجابت تمنای معشوق از عاشق است و این است که مسیحش از فرط محبت آدمیان بر دار میشود و مریدانش بهای عشق عظیم حقیقت را هر روزه با حمل صلیب منجی خود بر خویش هموار میکنند.
مسیحیت مکتب حمل صلیب است، صلیبی که برای نظارگان تکه چوب لعنت و بار سنگین انکار نفس است و برای حاملین آن ردای امانت و یادگار خداوند عشق عیسای مسیح ناصری.
مسیحیت مذهب تسلیم جابرانه و فرایض کمر شکن خدایی فاقد هویت نیست مسیحیت مکتب عیساست، مکتب اویی که گفت من راه و راستی و حیات هستم.
بر این منجی ببالیم و عاشقش شویم.
Shahim
06-Nov-2009, 07:23 AM
با سلام
نمیدونم خداوند که تمام قدرت قهریه جهان در دست اوست
چه الزامی برای استفاده از انسانها برای فرستادن انسانهای دیگر به بهشت
آنهم با زور شمشیر دارد ؟؟؟
ضمنا یادمان باشد شما دائما یادآوری میکنید خون بر شمشیر پیروز است
حق یارتان
شما بهرتره بری یک تحقیق کوچولو بکنی
هیچ کس با زور شمشیر به بهشت نمی ره و فقط اعتقاد قلبی هست که آدم رو به بهشت می بره
شمشیر که شما اسم بردی برای اینه که ظالمانی که نمی زارن دین اسلام به مناطق دیگه ای برسه از بین بروند و گرنه هر کس که نخواد اسلام بیاره نیاره به کسی ربطی نداره
همونطوری که در زمان خلفای چهارگانه ی اسلام فلسطین رو گرفتند. ولی کاری به مسیحی و یهودی ها نداشتند...
حتی طوری بود که در زمان جنگ های صلیبی این مردم غیر مسلمان می خواستند که زیر نظر مسلمانان باشند نه مسیحی ها
الهه سادات
07-Nov-2009, 11:29 AM
منم اينو فعلا نمي دونم ولي مطمئنا يه صلاحيه كه ما نمي دونيم پس نبايد اينقدر با اطمينان در اين موارد نظر داد
aryan1354
24-Nov-2009, 10:15 PM
سلام بر همگی
فکر می کنم نظر این دوست عزیز بر پیروزی خون بر شمشیر همان کنایه پاپ فاشیست جدید کاتولیکها که خودش زمانی جز جوانان هیتلری بوده است بر گسترش اسلام به زور شمشیر باشد
ولی خودشان فراموش کردند که چطور صلیبیون صلح طلب مسلمانان را در فلسطین به اسم مسیحیت قتل عام کردند و جسد هر کس را از تغییر دین سر باز زد به آتش کشیدن یا در اندلس با کشتن مسلمانان و یهودیان و به راه اندازی دادگاه های تفتیش عقاید داشتند به آنها لطف می کردند و صلح و تسلیم در برابر خدا ترویج می دادند؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید هم ماژلان در فیلیپین مسلمان آن روزگار با صلح پیاده شدند و مردم را مسیحی می فرمودند و یا بومیان نیوزلند و استرالیا و سرخپوستان آمریکا دلشان برای مسیحیت تنگ شده بود که می گذاشتند با شمشیر صلیب شکل مسیحی شوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من شنیدن صدای صلح از دهان یک صلیبی دروغ محض است و نباید گول آنرا خورد چون نبیاید فراموسش کنیم که بهانه دین برای اصلیبیون فقط توجیهی برای استعمار ، کشتار دیگر ملل و چپاول است که توسط میسیونرهای مذهبی بارها در سراسر جهان جواب خود را پس داده است
از زمان به قدرت رسیدن، تاریخ مسیحیت سرشار از قتل و خونریزی است. جنگهای صلیبی - فعالیتهای استعماری قرن ۱۵ تا ۱۹. مسیونرهای مذهبی که خود راهب بودند، در نقش مبلغ دینی عمل نمیکردند. بلکه جزئیات مسائل سیاسی کشورها را برای کلیسا ارسال میکردند. به نحوی که نامهٔ مسیونرها امروزه به صورت اسناد تاریخی در آمده است. قتل عامهای فرقهای - دادگاههای تفتیش عقاید به نظر میآید تاریخ مسیحیت اصلاً با مهربانی و عشق که آموزههای این دین به شمار میرود، مطابق نیست. این تاریخ مایهٔ شرمندگی خود مسیحیان نیز هست. انتقاد تاریخی دیگر نسبت به فساد دستگاه پاپی است؛ در باب مسائل مالی و جنسی. قطعات بهشت را به مسیحیان میفروختند و سند صادر میکردند. فساد جنسی چندین تن از پاپها نیز علنی و روشن است.
خلاصه دوست عزیز ایرانیان هر دینی که داشته باشند تنها یکتاپرستان عالم در طول تاریخند و تثلیث ، چند خدایی و صلیب پرستی که نوعی بت پرستی است را قبول نمی کنند.حالا شما جواب بدهید که چرا شما مسیحیها چرا با شمشیر می خواهید بقیه را صلیبی کنید مگر عشق عیسی برای شما کفایت نمی کند که پول و خون پیروان دیگر ادیان را هم مثل چاشنی به آن اضافه کرده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وی بولتین نسخه 3.8.4, تمام حقوق محفوظ می باشد ©
2000-2006, نرم افزار تجاری شرکت Jelsoft