PDA

بازدید نسخه کامل شده : مقاله " هشدار جهانی "


arabi
23-Apr-2009, 10:18 PM
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم


**********


لازم است بدانيم كه دين مقدس اسلام ، دين جهاني و ائمه اطهار و رسول خدا هم انسان هاي جهاني و بشري هستند كه فرمود و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين آنها فرهنگ جهاني به بشريت تقديم نموده اند. لازم است پيروان آنها هم به بركت آنها، عامل صلح جهاني باشند صلح آنها صلح جهاني و جنگ آنها جنگ جهاني باشد. كفر جهاني امروز با تبليغات و ساز و برگ جهاني خود در نظر دارد قطب جهان بشريت باشد. فكر و فرهنگ جهان را به اختيار خود درآورد و با اسلحه هاي كشتار جمعي يكي و يگانه باشد. قدرت هاي كوچك و بزرگ را خلع سلاح هسته اي كند و خود را مسلح به سلاح هسته اي نموده با تهديد و تطميع دنيا را به اطاعت خود درآورد. راديو معارف كه زبان قرآن است لازم است از نظر تبليغ ، درست نقطه مقابل كفر جهاني قرار گرفته زبان گوياي جهاني داشته باشد. آنها با جنگ هسته اي ما را مي ترسانند ما هم علاوه بر تجهيزات ظاهري كه داريم آنها را با تهديدات الهي بترسانيم و به آنها بفهمانيم كه مجهز به قدرت فوق هسته اي الهي هستيم. زبان اولياء و انبيا در برابر دشمنان همه جا اين است كه دشمنان خود را از قدرت فوق طبيعي كه قدرت الهي است مي ترسانند و موفق مي شوند. شما فكر مي كنيد امام زمان با چه قدرتي دنيا را فتح نموده پر از قسط و عدالت مي كند. با قدرت هاي عصر حجر سنگ و فلاخن يا با قدرت شمشير و توپ و تانك و يا با اين اسلحه ها پس بايد ميليون ها انسان را بكشد تا شهري را پر از عدل و داد كند چه برسد كه كل كره زمين و كل بشريت را به اختيار خود در آورد. شما اين مقاله هشدار و مقاله اجتهادي قيام آن حضرت را بخوانيد تا بدانيد خداوند با چه تجهيزاتي آن حضرت را مامور به قيام مي كند. مشاهده مي كنيد كه خداوند تمامي وسائل و عوامل طبيعي را امروز در اختيار كفار گذاشته كه آنها با اين وسائل دنيا را يك جا به اختيار خود درآورده اند بايد آن حضرت با وسائل فوق طبيعي كه اراده كن فيكوني الهي است مجهز شود. صنايع اعجازي در زمان ما مثل دنياي قديم نيست كه طفره به حساب آيد و غير مفهوم باشد. مسلمانان در حمايت يك چنين امامي هستند كه به محض ظهور با يك سخنراني بدون راديو تلويزيون بركره زمين مسلط مي شود. لازم است كفار را از اين وسائل اعجازي فوق طبيعي كه امام به آن مجهز است بترسانيد. با صنايع طبيعي به كفار نمي رسيد و نمي توانيد آنها را بترسانيد چه برسد كه تعهد مي كنيد بمب هسته اي نسازيد آيا فكر مي كنيد كه اگر شما سلاح هسته اي نداشته باشيد وآنها داشته باشند بر شما رحم مي كنند؟ شما اين دو مقاله( رساله اجتهادي قيام امام و مقاله هشدار قرآن از جنگ هسته اي را) با شدت و قدرت براي دنيا بخوانيد شما و امام شما بايد با چه قدرتي مجهز باشيد تا آنها از شما و امام شما بترسند نه اين كه شما از جنگ هسته اي آنها بترسيد. ما ملت شيعه مصداق كامل يدالله فوق ايديهم وآيه لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا هستيم مصداق كامل و كتبنا في الزبور ان الارض يرثها عبادي الصالحون مي باشيم بايد ما دنيا را ازكفر و ستم و از قدرت هاي فوق طبيعي خدا و امام زمان بترسانيم نه آنها ما را از جنگ هسته اي شما را به خدا اين منطق و مقاله را به نظر رهبر معظم و مجتهدين ديگر برسانيد چرا ما به آنها ميدان مي دهيم خود را به قدرت هسته اي مجهز كنند و خود را مجهز نكنيم شايد فكر مي كنيم اگر آنها خود را به سلاح مجهز كردند كه مجهزند بر ما رحم خواهند كرد شايد اين قول و قرار خلاف آيه و اعدوا لهم ما استطعتم باشد كه ما خود را به اين سلاح مجهز ننمائيم در هر صورت امروز دو ابر قدرت كفر و اسلام يعني امريكا و ايران در برابر هم ايستاده اند.تنها ملتي كه مشمول نصرت خدا قرار گرفته اند ملت ايران هستند كه سرنوشتشان با سرنوشت دين اصيل خدا گره خورده. فقط ما ملت ايران امروز مشمول دعاي رسول خدا هستيم كه در غدير خم فرمود الهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره انشاء الله شايد كه سرنوشت خود را در دين خدا بشناسيم و با اعتماد و توكل به خدا جلو برويم .
و اذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان الناس كانوا باياتنا لايوقنون – نمل83 . زماني كه محكوميت كفار قطعي مي شود ما بنده خدائي را وادار مي كنيم تا آنها را از اين محكوميت آگاه كند، ليكن مردم به آيات و اخبار غيبي ما ايمان نمي آورند .
گاه گاهي در تقدير خدا وضعيت كفار و ستم كاران به جايي مي رسد كه حق ادامه حيات از آنها سلب مي شود ، بر خدا واجب مي شود به زندگي آنها خاتمه دهد زيرا خدا تا زماني به كفار و منافقين مهلت مي دهدكه آنها جاهلانه به كفر و گناه و ظلم و تجاوز مشغول مي شوند اما بعد از آزمايش و تجربه كه ديدند جنگ و تجاوز به جز فلاكت و هلاكت سودي ندارد و خواستند به جنگ و تجاوز ادامه دهند خدا به زندگي آنها خاتمه مي دهد و بعد وضعيت تازه و بي سابقه اي به وجود مي آورد كه تكرار حوادث گذشته نباشد مانند خاتمه دادن به زندگي بني اميه و روي كار آمدن بني عباس و خاتمه دادن به زندگي بني عباس و روي كار آمدن ديگران و همين طور خداوند در قران سوره بني اسرائيل آيات 4 تا 8 خبر مي دهد كه كفار را در مسير هدف مشترك تا دو مرتبه نهضت و شكست مهلت مي دهد براي مرتبه سوم بعد از دو مرتبه شكست اول اگر توبه كردند لااقل به ميزاني كه دست از تجاوز و ظلم بردارند و به كار مثبت و مفيد ادامه دهند. خدا آنها را مهلت و فرصت مي دهد تا به زندگي ادامه دهند اما در مهلت سوم اگر باز هم دست به كار شدند و روش قبلي خودشان را تكرار كردند ، ديگر مهلت ازآنها برداشته مي شود و محكوم به فنا و نابودي خواهند بود .
از زماني كه در جوامع كفر و تجاوز نهضت علمي و صنعتي به وجود آمده خداوند درهاي علم و موفقيت به روي آنها باز نموده به جاي اين كه شكر الهي را به جا آورند و اين موفقيت را در راه خدمت به بشريت و پيشرفت زندگي آنها قرار دهند به عكس در راه خيانت و استثمار ضعفا فعاليت نموده و هر چه بيشتر ظلم و تجاوز را گشترش داده اند تا بالاخره اين ظلم و تجاوز و استثمار ضعفا منجر به دو جنگ جهاني اول و دوم شد، خداوند در جنگ جهاني اول به مجازات ظلم و تجاوز و استثمار ضعفا كفار را سركوب نمود ، شهرها و كارخانه هاي آنها را به دست خودشان ويران كرد و آن همه خرابي و ويران گري و قتل و كشتار به دست خودشان براي خودشان فراهم شد. خداوند به دست خودشان آنها را سركوب نمود و بعد از جنگ جهاني اول به آنها مهلت و فرصت داد تا قيام كنند شايد تمدن خود را بدون توحش ادامه دهند ولي در مهلت دوم بعد از سركوبي در جنگ جهاني اول كه نتيجه ظلم و استثمار ضعفا بود باز روش قبلي خود را ادامه دادند ، به همان راهي رفتند كه نتيجه اش جنگ افروزي و ظلم و استثمار بود . خداوند به آنها ميدان داد . علم و صنعت و به قول خودشان تمدن را بيشتر و بيشتر پيش بردند ، تجهيزات علمي و صنعتي و صنايع جنگي خود را پيشرفت دادند تا در صنايع جنگي خود موفق به كشف بمب هاي هسته اي و اسلحه هاي كشتار جمعي شدند ، خيلي بدتر از گذشته ها به ظلم و استثمار ضعفا ادامه دادند ، روش هاي جنگ افروزي را ادامه دادند ، براي خدمت به صلح و عدالت جهاني نيش و پنجه گرگ و پلنگ را تيز تر و برنده تر ساختند . واي به حال صلح و عدالتي كه از طريق قتل و كشتار و ظلم و استثمار پيدا شود . مرتبه دوم خيلي بدتر از گذشته بشريت را به بردگي و اسارت كشيدند ، شرق و غرب دنيا را به ذلت و فلاكت كشيدند تا اين كه باز بر خداوند متعال واجب شد آنها را سركوب كند و ضعفاي شرق و غرب را از ذلت بردگي و اسارت آنها برهاند . هيتلر كه در تمدن صنعتي، خود را پيشرفت تر مي دانست، خود را نژاد برتر و يا خداي عالم شناخت ، تجاوز خود را شروع كرد و جنگ دوم جهاني را راه انداخت . تقدير خداوند متعال بر اين قرار گرفت كه اين تمدن توام با ظلم و استثمار و توحش را سركوب كند ، جنگ جهاني دوم شروع شد و باز تمامي آن آبادي ها و صنايع تبديل به ويراني شد.آلمان نازي كه خودرا خداي عالم به حساب مي آورد به تمام معني سركوب شد و آن همه قتل و كشتار به راه افتاد كه گفته اند قريب به هشتاد ميليون نفر كشته و آواره بجا گذاشت از جمله دويست و هفتاد هزار كشته ژاپني هيروشيما و ناكازاكي ، اسلحه خطرناك اتمي خود را براي صلح و عدالت ساخته بودند در اين جنگ آزمايش كردند ، براي ايجاد عدالت آن همه پير و ضعيف و زن و كودك را كشتند ، تمدنشان در انتهاي توحش قرار گرفت عجب اين كه تمامي ملت ها از اين جنگ جهاني دوم و بخصوص جنگ اتمي به وحشت افتادند . عليه جنگ قيام كردند و براي جلوگيري از جنگ و تجاوز يك سازمان بين المللي به وجود آوردند كه سران همه ملت ها يك جا جمع شوند براي صلح و عدالت فعاليت كنند وليكن ابرقدرت ها دراين سازمان حاضر نشدند دست از نيش و پنجه خطرناك خود بردارند . گفتند آن سازماني را قبول داريم كه در اطاعت ما باشد خداوند متعال هم بعد از اين سركوبي در جنگ دوم به آنها مهلت و فرصت داد امكانات در اختيار آنها گذاشت ( زيرا چنان كه گفته شد خدا در سوره بني اسرائيل تقدير خود را روشن فرمود كه به كفار تا سه مرتبه جنگ و جسارت مهلت مي دهد و در مرتبه سوم اگر روش گذشته ظلم و استثمار را دنبال كردند در اين مرتبه آنها را مي كوبد و به جهنم مي كشاند ) كه در اين رابطه بعداز سركوبي دوم آيه 8 بني اسرائيل مي فرمايد: عَسي‏ رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرينَ حَصيرًا يعني در مرتبه دوم كه سركوب شديد باز شايد خداوند به شما رحم كند به شما مهلت و فرصت بدهد شايد راه و روش عادلانه و مصلحانه الهي را دنبال كنيد ، اما اگر در مهلت سوم باز راه و روش ظلم و استثمار را دنبال كرديد در اين مرتبه به جهنم كشيده خواهيد شد و مهلت دنيايي پيدا نخواهيد كرد . بر اساس همين تقدير كفار زمان ما دو مرتبه دنيا را به فساد و جنگ كشيده اند خدا آنها را سركوب نموده و اين مرتبه سوم است كه خداوند به آنها مي فرمايد: عسي ربكم ان يرحمكم و ان عدتم عدنا ثم جعلنا جهنم للكافرين حصيرا. از سال 1945 بعد از جنگ جهاني دوم خداوند به كفار شرق و غرب مهلت داده شايد راه حق و عدالت را پيش گيرندكه متاسفانه همان راه ظلم و زور و استثمار را دنبال كرده اند، لذامي گوئيم براساس نصوص قرآني بعداز جنگ جهاني سوم خداوند به تمامي معني آنها را مي كوبد و مهلت از آنها برداشته مي شود .
امروز سرنوشت جهان يك سرنوشت است:

سرنوشت امروز دنيا با گذشته فرق دارد در گذشته ها طبقات و قطعات كره زمين از يكديگر جدا بودند، از اوضاع و احوال يكديگر خبر نداشتند در گوشه اي اسلام حاكميت داشت و در گوشه اي مسيحيت و مذاهب ديگر ، چون از يكديگر خبر نداشتند هركدام تكليف و تقدير جداگانه اي داشتند و ليكن امروز تمام كره زمين به صورت يك شهر و يك روستا در آمده ، همه با هم اند و داخل زندگي يكديگرند، از اوضاع و احوال يكديگر ، حق يا باطل باخبرند ، نيكان در نظر تمام مردم به نيكي شناخته شده اند ، بدان هم در نظر تمام دنيا به بدي شناخته شده اند. امروز آمريكا و امثال اورا تمام اهل عالم مي شناسند، اسلام و مخصوصا انقلاب اسلامي ايران را تمام اهل عالم مي شناسند، جنگ و استثمار در نظر تمام اهل عالم ، شرق و غرب محكوم است ، آزادي و استقلال و عدالت خواهي هم در نظر تمام اهل عالم محبوب است ، در هر گوشه دنيا حادثه اي مي شود اعتراض جهاني بلند مي شود . تمام اهل عالم دو گروهند كه له و عليه آن حادثه حرف مي زنند، هيچ كس جرات ندارد عليه يك كشور بجنگد و آن را تصرف كند . پس تمامي اهل عالم دو گروهند، دو ملتند، طرفدار عدالت وآزادي و استقلال ملت ها وآن را در اسلام جستجو مي كنند يا طرفدار ظلم و زور و استثمار وآن را در كفر جهاني و مخصوصا آمريكا جستجو مي كنند ، ظلم و تجاوز منفور همه ملت ها و اسلام محبوب همه ملت هاست، لذا تمامي جمعيت كره زمين يك سرنوشت دارند، دو جنگ جهاني اول و دوم را ديده اند و بعد از جنگ جهاني دوم اين همه جنگ و اختلافات پراكنده مشاهده كرده اند، بر اسلامي كه 1400 سال سابقه تاريخي دارد و كاملا به حقانيت شناخته شده آزمايش مي شوند كه آيا اين دين پاك را قبول دارند و يا منكر مي شوند ، طايفه با سواد و دانشمندان از هر ملتي كاملا آن را به حقانيت شناخته اند كه طبق مندرجات كتاب مغز متفكر جهان شيعه اين همه علوم و صنايع خود را از قران و اسلام استفاده كرده اند. پس وظيفه دارند لااقل با اسلام و مسلمين منازعه و مخاصمه نداشته باشند ، طوايف مستضعف هم لااقل وظيفه دارند گرايش قلبي به اسلام داشته و تا آن جا كه ممكن است با مسلمين نجنگند ، برادرانه باشند. مسلمانان هم لااقل شناخته اند كه چگونه تفرقه و اختلاف آنها را به بردگي و اسارت كشيده است. وظيفه دارند وحدت اسلامي خود را تجديد كنند و از همكاري با غرب و شرق منصرف شوند. پس امروز همه ملت ها بهانه اي براي ترك اسلام و يا لااقل جنگ با اسلام و مسلمين ندارند ، پيش وجدان خود محكومند ، امروز كسي كه آيات قراني را آيات شيطاني تبليغ نموده در نظر همه محكوم است . پس كسي عذر و بهانه اي براي مخاصمه و نزاع با اسلام و مسلمين ندارد ، تمامي بشريت مانند يك فرد در برابر اسلام قرار گرفته اند ، نداي اذان اسلام كه دركره زمين طنين انداز مي شود كسي نمي تواند منكر آن باشد بلكه لااقل در قلب خود همه به اسلام گرايش پيدا مي كنند و فرج خود را از خدا مي خواهد . پس تمام بشريت در برابر اين آيه و اذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابه من الارض تكلمهم ان الناس كانوا باياتنا لايؤمنون قرار گرفته اند ، يعني روزگاري كه محكوميت مخالفين اسلام قطعيت پيدا كند و ملت هاي مخالف صلح و عدالت محكوم به نابودي شوند ما انساني را مامور مي كنيم آنها را از اين محكوميت آگاه كند و حكم قرآن و اسلام را كه علاج اين محكوميت است به آنها گزارش دهد وليكن ملت ها مانند گذشتگان هشدارهاي ما را قبول نمي كنند و ايمان نمي آورند در نتيجه چاره اي جز اجراي حكم هلاكت نيست . انقلاب اسلامي به پيروي از آيه شريفه به شما هشدار مي دهد قبول اسلام و صلح و عدالت اسلام ، يگانه راه علاج است .
الان دنيا و ملت هاي كفر و گناه در معرض همين محكوميت الهي قرار گرفته اند يا بايد پناهنده به اسلام شوند كه مكتب صلح و عدالت است يا اين كه به جنگ نابود كننده ديگر متوسل شوند كه چاره اي جز اجراي يكي از اين دو حكم نيست زيرا با آگاهي كامل كه كفر و گناه و ظلم و استثمار جز فساد و خرابي چيزي به بار نمي آورد به كفر وگناه خود ادامه ميدهند. تاريخ اين همه تجربه كرده است كه انسان با توليدات خود و طبيعت با توليدات معمول جواب گوي نياز انسان نيست . انسان هاي متكي به خود و توليدات خود و طبيعت در همين وضعي كه بوده و هست خواهي نخواهي در مضيقه قرار مي گيرند . انسان موجودي است كه درخواست و نياز خود نامحدود و نامتناهي است وآن چه مي تواند توليد كند محدود و متناهي است و محدود هرگز جواب گوي نامحدود نيست لذا انسان خواهي نخواهي براي رفع نياز متوسل به ظلم و زور مي شود و از اين ظلم و زور جنگ جهاني به وجود مي آيد ، يك موجود نامتناهي را يك قدرت نامتناهي مي تواند اداره كند و آن قدرت نامتناهي خداوند متعال است ، لطف او از مسير اسلام وصلح و عدالت خواهي و ترك ظلم و زور و استثمار وحركت درخط تعاون در اختيار انسان قرار مي گيرد. آثار طبيعي حركت درخط كفر و گناه و ظلم و زور پيدايش جنگ و نزاع است و جنگ و نزاع اثر طبيعي حركت در خط ظلم و زور است كه هركافر و گناه كاري به جاي اين كه رافع و دافع ظلم و زور باشد ناخودآگاه عامل ظلم و زور است ، پس ظهور جنگ و قتل و كشتار جمعي قابل اجتناب نيست. راهد طبيعي رفع ظلم و زور و جنگ، ايمان و اسلام و صلح و صفا و عدالت خواهي و تعاون است و راه طبيعي كفر و گناه ، ظلم و زور و تنازع است . هرگز كفار در طول تاريخ نتوانسته اند دست از ظلم و زور و بردارند و صلح و عدالت به وجود آورند بلكه همه وقت و همه جا در طول تاريخ ناخودآگاه عامل ظلم و زور و جنگ و نزاع بوده و هستند، پس پيدايش جنگ و نزاع به وسيله اكثر ملت هاي كفر و گناه قهري است . كسي نمي تواند مانع ظهور مسائل قهري و طبيعي باشد ، انتظار صلح و عدالت از كفار مانند انتظار رحم و محبت از گرگ و پلنگ نسبت به آهوان است يا مانند انتظار ورود به مقصد از بي راهه روي است كه انتظاري بي جا و غلط است، هرگز در تاريخ نمونه نداشته و ندارد پس دنيا در انتظار جنگ جهاني سوم باشد كه اجتناب ناپذير است .
اهل عالم بايستي به دلايل زير در انتظار جنگ جهاني سوم باشند :
1 – توليدات انسان و طبيعت جواب گوي نياز و احتياج انسان نيست ، خواهي نخواهي در مضيقه و بن بست زندگي قرار مي گيرند و نتيجه اين بن بست، جنگ و نزاع است .
2 – ملت هاي كفر و فاقد تمدن ايماني و اسلامي نمي توانند دست از ظلم و زور و استثمار بردارند ، طبيعت كفر و گناه ، ظلم و زور است و طبيعت ظلم پيدايش قتل و كشتار است .
3– خط حركت كفر و گناه بن بست است به جز توليدات مادي و طبيعت اميد به جائي ندارند و چون قائل به وجود خدا و زندگي آخرت و حساب و كتاب نيستند قتل و جنايت و ظلم و فساد برايشان آسان است به محض اين كه در مضيقه و فشار قرار بگيرند كه مي گيرند متوسل به جنگ مي شوند مخصوصا در برابر مستضعفين كه احساس غلبه و پيروزي بر آنها دارند .
4 – به دليل آگاهي به مفاسد كفر و گناه و ظلم و زور و بي اعتنايي به دعوت پيامبران و دين خدا با اين كه يگانه راه نجات و صلح و عدالت است حق ادامه حيات به تقديرخدا از آنها سلب مي شود، حوادث نابود كننده به دست خودشان به اراده خدا براي آنها مقدر مي شود زيرا بعد از پيدايش اين حالات بي اعتنايي
به دين خدا و فساد و ظلم و گناه مهلت از آنها برداشته مي شود ، ادامه حيات
آنها خلاف حكمت و مصلحت است پس نابودي آنها مقدر و اجرا مي شود .
از طرفي مشاهده مي شود كه اين جنگ هاي تانك و توپ و بمباردماني يا هواپيما كارساز نيست و پيروزي نظامي وجود ندارد ، ملت ها همه آزادانه و آگاهانه به كشته شدن راضي ترند تا بردگي و اسارت . بعد از جنگ جهاني دوم اين همه جنگ هاي توپ و تانكي در گوشه و كنار دنيا به وجود آمده و پيروزي براي كسي حاصل نشده ، پس اين جنگ سوم حتمي الوقوع جهاني هسته اي خواهد بود . مطالب تا اين جا دلائل عقلي و حساب هاي رياضي جنگ سوم است ، علاوه بر اين ها دلايل قراني و روايتي هم وجود دارد كه جنگ هسته اي جهاني واقع خواهد شد و اين جنگ طبق نصوص قران و روايات همان آتش جهنم است كه به دست كفار ساخته مي شود .
اولا قرآن انسان هاي كافر و منافق را به عنوان عامل پيدايش آتش جهنم معرفي مي كند. همه جا پيدايش آتش را به كفار نسبت مي دهد . ابتدا روزگاري را معرفي مي كند كه كفار فريفته نيروهاي آتش مي شوند و اين همه سرمايه گذاري مي كنند كه آتش را از مكان آن استخراج نموده و از آن استفاده كنند . در سوره ذاريات آيات 12 تا 14 مي فرمايد : يسئلونك ايان يوم الدين ، يوم هم علي النار يفتنون ذوقوا فتنتكم هذا الذي كنتم به تستعجلون . يعني از تو مي پرسند كه روزگار حكومت ديني كه آخرت است كي است و كجاست ؟ در جوابشان بگو زماني كه كفار فريفته قواي آتش مي شوند تا از آن استفاده كنند ما هم به آنها مي گوييم ( ميدان مي دهيم ) كه آتش را استخراج نموده و مزه آن را بچشند. اين آتش ها كه از آن در صنايع جنگي و غير جنگي استفاده مي كنيد همان عذابي است كه شما كفار بارها آن را با عجله و شتاب مطالبه مي كرديد كه كجاست جهنم و كجاست عذاب كفار ، همه جا وقتي در برابر تهديدات انبياء قرار مي گرفتند كه به آنها مي گفتند دست از كفر و گناه برداريد و الا به آتش معذب مي شويد مي گفتند كو آتش ، كو عذاب ، خيال مي كردند همين امروز كه گناه كردند فردا آتش به جانشان مي افتد ، نمي دانستند كه خدا به آنها مهلت مي دهد در دنيا آتش را روشن مي كنند به جان بندگان خدا مي اندازند و در آخرت به خودشان برمي گردد . شما مي بيند قريب دو قرن است كه كفار فريفته قواي آتشين شده اند و اسلحه هاي آتشين ساخته اند و انسان بي گناه و با گناه را با اين آتش ها سوزانيده اند و اين كه در اين آيات مي گويد روزگار حكومت دين اين آتش ها پيدا مي شود يعني آخر زمان زندگي دنيا نزديك به ظهور امام زمان ، ظهور آن حضرت يوم الدين است كه بعداز جنگ هاي هسته اي حتما واقع مي شود و از جمله آياتي كه جنگ هسته اي را نشان مي دهد و درست تفسير همين آيات است ، آيات 10 تا 16 سوره دخان است كه مي فرمايد : فارتقب يوم تاتي السماء بدخان مبين يغشي الناس هذا عذاب اليم . تا اين كه از قول مردم كه به آن آتش معذب شده اند مي گويد : ربنا اكشف عنا العذاب انا مؤمنون و جواب مي دهد : انا كاشفوا العذاب قليلا انكم عائدون ، يوم نبطش البطشه الكبري انا منتقمون . به پيغمبراكرم خطاب مي كند كه درانتظار حكومت و دولت خود باش ( حكومت امام زمان عج ) در روزگاري كه در اين آسمان دود آتش فراوان ظاهر شود كه آن دود آتش تمام مردم را فراگيرد در اين موقع كه مردم در محاصره آن آتش قرار مي گيرند. داد و فريادشان بلند مي شود كه اي خدا اين عذاب آتش را از ما برطرف كن ما ايمان آورديم و در آيه بعد جواب مي دهد كه روزي كه حمله بزرگ جهاني خود را شروع كنيم . كم كم اين عذاب را از شما برطرف مي كنيم كه شما به پناه خدا برگرديد . ما از كفار انتقام مي گيريم بي شك اين آتش فراگير در همين زندگي دنيا ظاهرمي شود كه تمام مردم را فرا مي گيرد زيرا عذاب جهنم مخصوص كفار و مخصوص آخرت است و اين آيات نشان مي دهد كه تمام مردم در محاصره آتش ها واقع مي شوند و شما مشاهده مي كنيد كه چگونه كره زمين و شهرها در محاصره موشك هاي قاره پيما با كلاهك هاي هسته اي قرارگرفته و اين تجهيزات آن قدر سريع و قوي است كه مي گويند قدرت تخريبي آنها چند برابر قدرت تخريب كره زمين است .آيا ظهور اين موشك ها همان دود و آتش نيست كه در آسمان ظاهر مي شود و بشريت را محاصره مي كند كه خداوند مي فرمايد : تاتي السماء بدخان مبين يغشي الناس . با توجه به اين كه خداوند با كلمات يصلي و تصلي ظهور اين آتش و شعله ور شدن آن را به كفار نسبت مي دهد ، البته آتش از نظر خلقت به خداوند است كه در طبيعت آب و خاك و آتش آفريده و ليكن شعله ور شدن آن به دست انسان است كه با پرتاب يك موشك شهري را به آتش مي كشد ، از اين شعله ور شدن تعبير به يصلي مي شود . چنان كه در سوره اعلي مي فرمايد : يتجنبها الاشقي الذي يصلي النار الكبري ، يعني شقي ترين مردم كه از دين خدا دوري مي كند همان كسي است كه آتش بزرگ تر را روشن مي كند، آتش بزرگ تر همين آتش هاي هسته اي است كه از انفجارات ديگر مانند تي ان تي و آتش نفت و بنزين بزرگ تر است . در كيفيت حكومت امام زمان ( ع ) روشن خواهد شد كه چگونه اين حرارت ها به صاحبان اصلي آن بر مي گردد و جهنم آنها مي شود و باز در سوره انفطار آيات 12 و 14 خداوند از اين آتش ها و روشن شدن آن به دست كفار خبر مي دهد و مي فرمايد : ان الفجار لفي جحيم يصلونها يوم الدين و ما هم عنها بغائبين. يعني در دوران ظهور حكومت ديني(يعني در مقدمه ظهور امام زمان ) آتش جحيم را روشن مي كنند و خيال مي كنند براي ديگران روشن مي كنند با اين كه خودشان از آن غايب نيستند . يصلونها به معناي روشن كردن آتش است نه به معناي يدخلونها ، اگر به معناي يدخلونها باشد با آيه و ما هم عنها بغائبين سازگار نيست زيرا كسي كه داخل جائي مي شود در آن جا حاضر است . پس اين آيات هم تفسير آيات قبل است . از همه اين آيات صريح تر بر اين كه آتش هاي هسته اي همان جهنم است كه خودشان آن را روشن مي كنند آيات آخر سوره همزه است كه مي فرمايد : انها عليهم موصده في عمد ممدده ، يعني اين آتش كه بر افروخته شد ، در همان ستون هاي سر به فلك كشيده آنها را محاصره مي كند ، عمد ممدده يعني همين ساختمان هاي سر به فلك كشيده ، ساختمان ها است كه در محاصره موشك هاي قاره اي قرار مي گيرد ، دولت هاي دنيا و وجوه ملت ها كه همان سران دنيا هستند در محاصره آتش واقع مي شوند. نمي دانم چرا از چنين آيات صريحي با يك چنين مصاديق واضحي بايستي غافل بمانيم و باز بهشت و جهنم را به صورت هاي افسانه اي ذكر كنيم كه خداوند چاله اي پر از قير و نفت و هيزم مي سازد و كفار را در آن پرت مي كند ، عذاب هاي آخرت همين ها هستند كه در دنيا تهيه ديده ايم و به جان مردم انداخته ايم در آخرت به خودمان بر مي گردد . زيرا كفار چاره اي ندارند جز اين كه براي ادامه ظلم و ستم و تسلط بر ضعفا خود را مجهز و مسلح كنند و آخرين سلاحشان آتش هاي هسته اي است كه در اين زندگي خودشان و ضعفا را آتش مي زنند و درحكومت و عدالت حضرت قائم به خودشان بر مي گردد زيرا انسان ها در ثيامت با همان وضعي كه مرده اند و دفن شده اند به زندگي بر مي گردند ، پيرمرد ، پيرمرد زنده مي شود و جوان ، جوان ، زخمي با همان زخم ها و مريض با همان مرض ها كه دفن شده اند زنده مي شوند ، اگر مؤمن و نيكوكار باشند با شفاي الهي در دارالشفاهاي امام زمان زخم ها و جراحت ها برطرف مي شود ، به جواني و زيبايي بر مي گردند ، امام حسين ( ع) در حديث رجعت خود كه توام با قيام قائم است مي فرمايد : ثم لايبقي علي وجه الارض مقعد و لا مبتلي الا و كشف الله بلائه بنا اهل البيت ( كتاب بلاغه الحسين كه از بحار نقل شده است ) زمين گير و مبتلايي در زمين باقي نمي ماند جز اين كه خداوند بلا و مرض او را به بركت ما اهل بيت برطرف مي كند ، در همين حديث به اصحاب خود مي فرمايد : گويا مي بينم كه فرشتگان شما را از قبر خارج مي كنند ، گرد و غبار از صورتتان مي زدايند و شما را به همسران بهشتي مي رسانند . و حضرت ورود اصحاب خود را به بهشت، توام با قيام قائم مي داند.
در حكومت امام زمان انسان هاي مظلوم قدرت پيدا مي كنند با اراده اعجازي كن فيكونی ، نه با اسباب و ابزار دنيايي، آثار ظلم و ستم وجود خود را چه از نوع جراحت باشد و يا زجر و كتك و يا حرارت آتش، به بدن ظالم خود منتقل كنند . يك مؤمن مظلوم كه در شرايط هزار درجه حرارت مرده باشد با همان حرارت در حكومت امام زمان زنده مي شود ، هزار درجه حرارت بدن خود را به بدن قاتل ظالم خود منتقل مي كند ، خودش سرد و سلامت مي شود و قاتلش در هزار درجه حرارت قرار مي گيرد ، جهنم در وجود كفار متمركز مي شود مانند حرارت تب نه اين كه چاله اي پر از قير و نفت بسازند و كفار را در آن حبس كنند .
پس شما اي ابرقدرت هاي كفر و گناه بدانيد كه مشرف به جهنم خود شده ايد يعني آتش هاي هسته اي كه خواهي نخواهي امروز يا فردا بر طبق نصوص قرآني آن را روشن خواهيد كرد و دنيا را آتش خواهيد زد و بعد آتش ها به خودتان بر مي گردد راه علاج و بركناري ازاين آتش فقط به اين است كه همه مسلمان شويد ، دعوت اسلام و قران را كه 1400 سال است مانند خورشيد در افكارمي درخشد قبول كنيد ، دست از كفر و گناه و ظلم و ستم برداريد ، همه نداي حضرت خاتم (ص) كه مردم را صدا زدند و فرمودند : قولوا لااله الا الله تفلحوا را اجابت كنيد مثل اين است كه الان شما را دعوت به اسلام و قران مي كند فقط اسلام و قبول قرآن راه صلح و صفا و عدالت است . از ابتداي تاريخ همه انبياء و اولياء ، نوح ، ابراهيم ، موسي و عيسي و حضرت خاتم شما را دعوت به راه ايمان و اسلام كردند و ايمان به خدا را يگانه وسيله صلح و صفا وآرامش دانستند شما قبول نكرديد و به كفر و گناه و ظلم و ستم خود ادامه داديد ، اين همه كشتيد ، سوزانديد ، خراب كرديد تا اين كه خود را مجهز به اين اسلحه هاي خطرناك نموديد كه خود و بشريت را در معرض نابودي قرار داده ايد ، سطح كره زمين و فضا و درياي آن را به فساد و تباهي كشيده ايد تا به اين پايه رسيده ايد كه ممكن است يك نفر ديوانه از شما دنيا را به خاك و خون بكشد و خواهد كشيد .راه علاج ظلم و ستم و قتل و جنگ در اين زمان همان راه علاج تاريخ است كه به وسيله پيغمبران الهي شروع شده ، خط كفر و ظلم و ستم اين آتش ها را به وجود آورده ، راه ايمان و اسلام آن را خاموش مي كند و جاي ظلم و فساد ، صلح و صلاح و عدالت به وجود مي آورد . هرگز كافر صالح و مصلح نبوده و نخواهد بود و هرگز مؤمن فاسد و مفسد نبوده و نخواهد بود . اگر دوست داريد بشريت را از اين خطر بزرگ و نابود كننده نجات دهيد همه ملت ها و دولت ها يك صدا اسلام بياوريد ، حكم قرآن را خودتان در مملكت خودتان پياده كنيد . اين توپ و تانك ها و اسلحه هاي آتشين خطرناك را نابود كنيد، براي ايجاد نظم و عدالت شمشير و شلاق كفايت مي كند چه برسد كه اگر ظلم و ستم نباشد شمشير و شلاق هم لازم نيست ، در اين صورت خدا در قرآن وعده مي دهد كه بركات فراوان خود را بر شما نازل مي كند . چنان كه مي فرمايد : ولو انهم امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذنا هم بما كانوا يكسبون(اعراف آيه 96).اگر مردم ايمان به خدا بياورند و از ظلم و گناه بپرهيزند ما درهاي خير و بركت از آسمان و زمين به روي آنها مي گشاييم وليكن اكثريت دين خدا را تكذيب مي كنند . خود راي و خودمختار كار مي كنند . بر ما كه خدا هستيم واجب مي شود نتيجه كار و كسب شان را كه همين آتش هاست به خودشان برگردانيم . پس راه علاج و جلوگيري از اين خطر بزرگ فقط اسلام و ايمان است هرگز شما ابرقدرت ها نمي توانيد با تشكيل مجالس و كنفرانس ها اين خطر بزرگ را از خودتان و دنيا برطرف كنيد چنان كه نتوانسته ايد . لااقل نمي توانيد در يك شهر يا روستا صلح و عدالت به وجود آوريد . كفر شما را مجبور به ظلم و ستم و جنگ مي كند چنان كه اسلام و ايمان شما را مجبور به صلح و عدالت مي نمايد فماذا بعد الحق الا الضلال .
اگر در اين جا بپرسيد اگر ايمان به خدا نياورديم و به كفر خود ادامه داديم چه مي شود در جواب شما مي گوئيم يگانه عامل صلح و صفا و عدالت فقط ايمان و اسلام است . خداوند در سوره بقره آيه 62 مي فرمايد به شناسنامه ها كار نداريم كه يهودي اند يا مسيحي يا مسلمان ، هركس اين سه اصل را حاكم بر خود و زندگي خود كند ترسي و غم و غصه اي نداشته باشد . اصل اول ايمان به خدا به همان كيفيتي كه در اسلام و قرآن تعريف شده ، اصل دوم ايمان به زندگي آخرت كه نگويند زندگي با مرگ خاتمه پيدا مي كند بلكه تا ابد ادامه دارد . اصل سوم عمل صالح ، يعني اعمال و صنايع همه جا صالح و نافع به حال خود و ديگران باشد . تمامي ملت ها اين سه اصل را حاكم بر خود كنند و مكتبي را پرورش دهند كه اصول سه گانه بالا را چنان كه هست و لازم است به رهبري امام هاي معصوم كاملا روشن مي كند . ملت ها اگر اصول سه گانه بالا را بپذيرند اول كاري كه لازم است انجام دهند اين است كه اسلحه ها و كارخانه هاي اسلحه سازي را نابود كنند و تمام صنايع و توليداتشان در خدمت بشريت و نافع به حال آنها باشد . ممكن است شما بگوئيد اين كار نشده و نمي شود ، انتظار اين كار از بشريت مثل اين است كه از آتش رفع حرارت و تشنگي بطلبيم و از كوه هاي يخ حرارت جويا شويم ، ما مي گوئيم اگر كفار و ستم كاران روش ظلم و زور و كفر و گناه را تغيير ندهند پيدايش جنگ جهاني چنان كه قرآن خبر مي دهد حتمي است زيرا پيدايش جنگ خاصيت طبيعي و قهري ظلم و زور و كفر و گناه است . تقدير خداوند متعال هم بر اين جاري است كه شجره كفر و ظلم را ريشه كن كند ، كره زمين را به افراد مؤمن و صالح و متقي بسپارد ، دنيا را پر از صلح و صفا و عدالت كند چنان كه فرموده است : و كتبنا في الزبور ان الارض يرثها عبادي الصالحون و فرمود : والعاقبه للمتقين ( سوره انبياء آيه 105 ) . براي قلع شجره كفر وگناه جنگ سوم حتمي الوقوع است، چنان كه در بالا گفته شد قرآن از جنگ سوم هسته اي خبر مي دهد. خداوند در سوره قارعه از سه جنگ خبر مي دهد : القارعه ما القارعه و ما ادريك ما القارعه . قارعه به معناي جنگ هاي كوبنده است چنان كه در سوره رعد آيه 31 مي فرمايد : و لا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعه او نحل قريبا من دارهم حتي ياتي وعدالله . يعني هميشه كفار با صنايع خود در معرض جنگ هاي كوبنده قرار مي گيرند كه خانه هاي آنها را سرشان خراب مي كند و اين جنگ هاي كوبنده ادامه دارد تا اين كه وعده خدا برسد . وعده خدا همه جا تفسير به قيام امام زمان شده است .آن حضرت وعده خدا و موعود است . تكرار القارعه در سوره قارعه به معناي تكرار سه جنگ است جنگ اول و دوم و سوم ، در قارعه سوم كه جنگ سوم است مي فرمايد پشم ابر قدرت ها زده مي شود (جبال تاويل به ابر قدرت ها شده است )
تا اين ابر قدرت ها از سر راه برداشته نشوند زمينه ظهور فراهم نمي شود. در جنگ سوم هسته اي ابر قدرت ها كوبيده مي شوند و مردم مانند پروانه ها كه شمعشان خاموش شده باشد پراكنده و بي سرپرست مي شوند . در تعريف اين جنگ سوم است كه روايت ها مي گويد يك سوم كشته مي شوند و يك سوم دنيا مي ميرند و يك سوم ديگر در سخت ترين شرايط زندگي قرار مي گيرند و حديث ديگر به همين مضمون مي گويد دو سوم دنيا كشته مي شونديا مي ميرند و اين حديث تفسير آيه قرآن در سوره بني اسرائيل است كه خداوند مي فرمايد :و ان من قريه انا نحن مهلكوها قبل يوم القيامه او معذبوها عذابا شديدا كان ذالك في كتاب مسطورا ( بني اسرائيل آيه 58 ) . يعني هيچ شهر و دهي پيش از ظهور قيامت نيست مگر اين كه ما آن شهر و روستا را هلاك مي كنيم يا به سخت ترين عذاب مبتلا مي نمائيم ، اين تقدير الهي دركتاب ثبت است. پس اين آيه هم خبر مي دهد كه جمعيت كره زمين يا هلاك مي شوند يا به سخت ترين عذاب مبتلايند ، البته اين جمله قبل يوم القيامه در آيه ، قيام امام زمان است در آن قيامت مشهور و معروف مي گويند تمام موجودات مي ميرند ( تبعيض در مرگ معنا ندارد ) و ديگر اين كه مرگ قبل يوم القيامه غيراز مرگ عمومي از ابتداي تاريخ است ، زيرا آن مرگ عمومي اختصاصي به قبل يوم القيامه ندارد پس هلاكت شهر و روستاها قبل يوم القيامه همين جنگ سوم است كه پيش از قيام امام زمان واقع مي شود كشتارهاي آني و دسته جمعي با بمب هاي هسته اي است ، جنگ توپ و تانك يك چنين توسعه اي ندارد كه دو سوم جمعيت عالم را هلاك كند ، بلكه جنگ هسته اي است كه دو عدد آن در هيروشيما و ناكازاكي ژاپن ظرف يك ساعت دويست و هفتاد هزار نفر را نابود كردو بمب هاي هسته اي زمان ما خيلي پيشرفته تر است . عجيب اين است كه مي گويند كل كره زمين را نابود مي كند . گفته اند ابر قدرت آمريكا در اعماق اقيانوس شهري مي سازد كه در بروز جنگ هسته اي به آن جا پناه ببرد البته احساس مي كند كه روي زمين امنيت ندارد . ببينيد چقدر آيات و احاديث با اين جنگ هسته اي مطابقت كامل دارد . پس اين جنگ هسته اي حتما واقع خواهد شد و اهل زمين در زمان ما چنين سرنوشتي خواهند داشت . چاره اي جز وقوع آن نيست مگر اين كه مردم دنيا يك صدا و يكنواخت پناهنده به اسلام و ايمان شوند تا بر طبق آيه ولو انهم امنوا واتقوا با آنها رفتار شود .
و باز دراين جا سؤال كنيد كه بعداز نابودي دو سوم اهل عالم و متلاشي شدن ابرقدرت ها زندگي چه خواهد شد ؟ جواب اين است كه شما چه مي گوئيد و چگونه قضاوت مي كنيد؟ هميشه زندگي و طبيعت در تحول و تكامل است شما زندگي و مردم زمان خود را با زندگي عصر حجر و با دوران حضرت موسي و عيسي و حضرت خاتم مقايسه كنيد . هرحادثه اي كه واقع شده و وضع موجود زمان را تغيير داده ، وضع بعد ازآن و مردم بعد قدمي يا چند قدمي پيشرفته تر از ماقبل بودند. در همين قرن نوزده جنگ اول جهاني و مردم معاصر آن با جنگ دوم جهاني و مردم معاصر آن فرق دارند . جامعه معاصر جنگ دوم همه عليه جنگ قيام كردند ، سازمان ملل به وجود آوردند ، همه جا متجاوز را محكوم كردند.اگر متجاوز وجنگ افروز زياد بوده و هستند وليكن در نظر همه محكومند همان سرباز متجاوز كه مي جنگد خود را محكوم مي داند. پس وضع دنيا و مردم بعد از جنگ دوم جهاني از جنگ اول بهتر است . همين الان همه داد مي زنند بايد اسلحه ها نابود شود ، بايد موشك هاي هسته اي نباشد . پس مردم زمان آينده بهتر از گذشته فكر مي كنند . مردمي كه الان پيش از جنگ سوم داد مي زنند كه بايد جنگ نباشد ، اسلحه نباشد . بعد ازاين جنگ لعنتي كه كره زمين را به خون و آتش مي كشد بيشتر از اين جنگ متنفر خواهند شد . مردم دردها را مي فهمند ولي نمي دانند كه علاج دردها به دست خداست نه به دست بشر .
همين الان و در قرون گذشته خدا فرموده است كه صلح و عدالت و صلاح و سعادت شما در ايمان و تقواست . كفر و گناه و ظلم و ستم عامل افروزنده جنگ و آتش است وليكن مردم مي خواهند با عامل آتش زا ، آتش را خاموش كنند . بنزين و نفت را روي آتش مي ريزند تا آتش را خاموش كنند ، شعله ورتر مي شود . كفر و گناه و ظلم و ستم عامل آتش افروز جنگ است كه با كفر و گناه رفع نمي شود بلكه با ايمان و تقوا رفع مي شود ولي كفار با اسلحه هسته اي مي خواهند اسلحه ها را از بين ببرند . مي گويند بمب هسته اي مي سازيم براي مقاصد صلح ، يعني بنزين روي آتش مي ريزيم براي خاموش كردن آتش. قوانين قرآني الهي مانند قواعد طبيعت است از اول كامل است قابل تغيير نيست . هر كس ضد جنگ و طالب صلح است بايستي ايمان به خدا بياورد و در خدمت بشريت باشد نه در خيانت . اداره بشر به دست خداست نه به دست خودشان( و ربك يخلق ما يشاء و يختار ) موجود نامتناهي يعني انسان محتاج به يك قدرت نامتناهي است اقيانوس ها است كه درياچه ها را پر مي كند نه جوي ها و نهرها يا برف و باران ها اقيانوس را . پس مي گوئيم اي بشر اگر دوست داري از اين جهنمي كه به دست خود ساخته اي نجات پيدا كني خط كفر و گناه و ظلم و ستم را رها كن . بيا به خط ايمان و تعاون نه كفر و تنازع . پس جنگ جهاني سوم و جنگ هسته اي حتما واقع مي شود و چاره اي جز آن نيست . دو سوم جمعيت دنيا در اين جنگ هلاك خواهند شد .
از بزرگ ترين خصايص فكر بشر بعد از جنگ جهاني سوم اين است كه حكومت انسان بر انسان و ادامه وضع گذشته از حكومت ها و صنايع در افكار مردم لغويت پيدا مي كند . همه خواهند دانست كه ادامه وضع گذشته كار ساز نيست . همه كس از طوايف مختلف عالم و جاهل ديني و غير ديني قاصر و مقصر آمده اند و امتحان خود را داده اند ، كاري براي اصلاح عالم از پيش نبرده اند . مومن قاصر بيشتر از اين نتوانسته است ، كافر مقصر هم بدتر كرده است . پس بعد از جنگ سوم جهاني اين فرياد كارساز است كه خداوند در سوره دخان از زبان مردم مي گويد : ربنا اكشف عنا العذاب انا مؤمنون . خدايا ايمان آورديم عذاب را برطرف كن . خدا جواب مي دهد : انا كاشفوا العذاب قليلا انكم عائدون يوم نبطش البطشه الكبرا . يعني به اين زودي با حمله بزرگ جهاني خود اين بلاي جهاني را از شما برطرف مي كنيم و آن حمله بزرگ جهاني قيام امام زمان است . بعد از جنگ جهاني سوم همه علاج درد را در اين مي دانند كه دست به دعا بردارند ، داد بزنند و خدا به دادشان برسد . همه خواهند فهميد كه حكومت انسان بر انسان كارساز نيست . حكومت خدا بر انسان كار ساز است . همه از خدا مي خواهند به دادشان برسد . مي گويند خدايا عذاب را از ما بردار .
باز در اين جا ممكن است شما سؤال كنيد كه حكومت امام زمان هم حكومت انسان برانسان است.ايشان يك نفر هستند كه مانند ساير انسان ها كار مي كنند باز هم جنگ انسان با انسان و تكرار زمان هاي گذشته است گر چه ممكن است ايشان پيروز شوند ولي باز انسان ها بر هم حكومت مي كنند شايد مصيبت ها سر جايش باشد ، چگونه علاج مي شود ؟
جواب اين است كه اشتباه مردم در اين است كه حكومت آن حضرت را حكومت انسان برانسان مي دانند درحالي كه آن حكومت، حكومت خدا بر انسان است . اين امام هاي معصوم با بقيه مردم فرق دارند ، ساير مردم اگر چه ممكن است مؤمن و متقي باشند ولي قابل قياس با امام معصوم نيستند . امام معصوم مستقيما اسباب و ابزار دست خداوند متعال است او در اراده و علم خدا مسغرق است . علم او علم خداست ، قدرت او قدرت خداست ، صنعت او و سياست او صنعت و سياست خداست ، اراده او اراده خداست . همان اراده كن فيكوني . اشتباه او اشتباه خداست و خدا اشتباه ندارد . ضعف او ضعف خداست و خدا ضعف ندارد . آن چه مي توانيد از خدا انتظار داشته باشيد از او مي توانيد انتظار داشته باشيد ، خدا محيط به ظاهر و باطن عالم و آدم است آن حضرت هم همين طور . خدا ولايت تكويني دارد ، يعني كل كائنات و ذرات در اطاعت او هستند ، كوه و دريا و صحرا و حيوانات فرمان او را اجرا مي كنند . به آب هاي دريا دستور مي دهد كنار برويد موسي و اقوام او عبور كنند . آب دريا كنار مي رود . به آتش نمرود دستور مي دهد ابراهيم را نسوزاني نمي سوزاند . به نهنگ دريا دستور مي دهد يونس را بلع كن اما او را نخوري ، هضم نكني ، امانت من است او را در شكم خود زنداني كن ، نهنگ او را زنداني مي كند . روز ديگر به نهنگ دريا مي گويد يونس را در ساحل دريا ( نه داخل دريا ) رها كن ، رها مي كند . اين ولايت تكويني است. همين ولايت و قدرت دراختيار امام هاي معصوم و مخصوصا در اختيار امام زمان است . كوه و دريا در اختيار آن حضرت و به فرمان اوست . اولا خدا اوضاع عالم و كائنات را تغيير مي دهد . گردش زمين به امر او از شرق به غرب عوض مي شود . خورشيد از مغرب طلوع مي كند . جاذبه زمين و كرات به دست اوست . ميليون ها انسان را به فضا حركت مي دهد با سرعت فوق سرعت نور آنها را به ميان ستارگان مي برد . هنگام حركت به فضا منادي ندا مي كند : الا لا يحملن احدكم معه ماء و لا غذا فان معه عصاء موسي و حجره ، يعني اي كساني كه دوست داريد با امام به سفر فضا برويد كسي با خودش آب و غذا و توشه مسافرت برندارد زيرا عصاي موسي و سنگ چشمه جوشان موسي به دست اوست . هرجا برويد آب وغذا حاضر است اعجاز موسي و عيسي به دست اوست او به تنهايي همه كس و همه چيز است ، هر چه از خدا انتظار داريد از او انتظار داشته باشيد. كار و كاسبي انسان ها در زمان او تعطيل مي شود كار و كاسبي خدا داير مي شود ، پير و عسل و آب و تمامي غذاها و مايحتاج مردم به اراده او مانند نهر در جريان است پاي يك درخت مي نشيني هر چه بخواهي آن درخت در اختيارت قرار مي دهد ، بالاخره حكومت او حكومت خداست ، قدرت او قدرت خداست . به انسان هائي كه داخل قبر خوابيده اند فرمان مي دهد حركت كنيد حركت مي كنند وارد زندگي مي شوند آن حضرت اگر چه انسان است بنده خداست وليكن ازنظر اعمال قدرت و ساير آثار وجودي مانند خداست پس قيام او قيام خدا و حكومت او حكومت خدا و قدرت او قدرت خداست . اگر چه انسان است وليكن از نظر آثار وجودي و عملي مانند خدا شناخته مي شود همان طور كه اين 14 نفر معصوم دين كامل خدا را به وجود آوردند همان طور كه خدا در حكومت و قدرت خود محيط به همه كائنات است آنها نيز محيط به همه كائناتند. پس آن حضرت را با خدا مقايسه و مقابله كنيد نه با خلق خدا.
فرض كنيد آن حضرت بعد از جنگ سوم هسته اي يك دنياي سوخته و نيم سوخته تحويل مي گيرد . چگونه اداره مي كند ؟ آن همه مريض و سوخته و فلج كور و كر جنگي كه دو سوم جمعيت دنيا را نابود مي كند ، زنده ها را در چه وضعيتي قرار مي دهد ؟ آيا او باز دوا و دارو سازي راه مي اندازد ؟ مگر با دوا و دارو عوارض هسته اي برطرف مي شود ؟ دو مرتبه كارخانه هاي اسلحه سازي و ماشين سازي را راه مي اندازد دو مرتبه مهندسين هسته اي ساز و ويرانگر دنيا را استخدام مي كند و دود دلخ كارخانه ها را راه مي اندازد و اين زندگي كه مردم را خسته كرده است و منفجر شده اند دو مرتبه تكرار مي كند يا مردم را به شمشير و شلاق و سنگ و فلاخن عصر حجر بر مي گرداند ؟ اگر چنين است بگو نيايد زيرا مردم از اين زندگي ماشيني خسته شده اند ، منفجر شده اند ، صحرا و دريا را به فساد كشانيده اند ، محيط زيست و شرايط زيست را نابود كرده اند . اگر قيام او تكرار همين زندگي است قيام نكند بهتر است و يا اگر مي خواهد مردم را به قهقرا برگرداند و به عصر حجر و سنگ و فلاخن ببرد بگو نيايد . آن چطور فرجي است كه از طريق تكرار گذشته ها حاصل مي شود ؟ يا همان مردمي را كه جهنم ساخته اند دو مرتبه براي جهنم سازي استخدام كند. پس يدالله فوق ايديهم كجا رفته است ؟ او به محض ظهور يك تحول تكاملي به وجود مي آورد نه تكرار زندگي قبلي و نه هم قهقرا ، لذا مي گوييم زندگي را به صورت اعجازي اداره مي كند نه به صورت ماشيني . پس آن چه در ذيل اين صفحه در عظمت اين بزرگوار مي گويم قبول كن ، آن حضرت را در وضع گذشته ها و موجودي ها به حساب نياور . بدبختي تاريخ از اين جا شروع شد كه خود را با اولياء خدا و اولياء خدا را با خود قياس كردند ، مجسمه هاي گلي را جاي خدا و دزد و دغل ها را جاي انبياء نشاندند . آن حضرت در زماني قيام مي كند كه اين زندگي به كلي از دست مردم خارج مي شود ، چنان كه خدا مي فرمايد يحيي الارض بعد موتها ، زندگي مي ميرد نه زمين و مردم ، پيرمرد عاجزي كه لقمه اي يا شربتي از آب و غذا نمي تواند استفاده كند پيش از مرگ مرده است ، مرگ زندگي غير از مرگ مردم است. كسي كه خانه و زندگي را سر او كوبيده اند و او را آواره نموده اند زندگي اش مرده است گرچه خودش زنده و آواره باشد . جنگ سوم هسته اي زندگي مردم را مي كشد گر چه بعضي زنده باشند چنان كه خدا فرمود پيش از ظهور يا هلاك مي شوند يا سخت در عذاب قرار مي گيرند . پس اين جنگ سوم زندگي را مي كشد گرچه بعضي زنده باشند و آن بزرگوار زندگي را زنده مي كند . او نمي آيد سر كوچه بايستد و داد بزند كه اي مردم من امام زمان هستم . يكي قبول كند يكي رد نمايد . او با يك سخنراني كره زمين را فتح مي كند وقتي كه خود را معرفي مي كند ، سخنراني مي كند هركس هر جا باشد او را در يك قدمي خود مي بيند و سخنراني او را به زبان خودش مي شنود بدون اين كه صدا و سيمايي در كار باشد همان طور كه سخنراني او در يك آن به همه جا مي رسد قدرتش هم در يك آن به همه كس و همه چيز احاطه دارد هر كاري را كه ابر قدرت ها با صدا و سيما و مخابرات انجام مي دهند او با اراده قاهره الهي و اعجازي انجام مي دهد. پس با يك سخنراني دنيا در قبضه تصرف اوست . دانشجويان زمان آن حضرت صنايع اعجازي ياد مي گيرند و صنعت الهي جاي صنايع بشري را مي گيرد . امام باقر (ع) طبق حديثي در كتاب تحف العقول در تفسير آيه حتي تضع الحرب اوزارها مي فرمايد : به محض ظهور او جنگ تعطيل مي شود و تمام اهل عالم يك صدا داد مي زنند آمنا آمنا و ليكن آن حضرت ايمان هركس را قبول نمي كند مگر ايمان پيش از ظهور را . بايد چه وضعي به وجود آيد كه تمام اهل عالم يك صدا و در يك زمان آمنا آمنا بگويند و آن حضرت ايمان واقعي را قبول كند ؟ به اين صورت است كه آن حضرت خودش و قدرتش در يك جا حاضر باشد . كسي كه به تمام معني بر انسان محيط و مسلط است چرا او را بكشد ؟ كشتن دليل عجز و عدم تسلط است او صاحب قدرت الهي است . كل بشريت در قبضه تصرف اوست ، احتياج به كشتن ندارد لذا امام باقر ع مي فرمايد به محض ظهور او جنگ تعطيل مي شود و اهل عالم تمام تسليم اند . بعد آن حضرت براساس عدم قبول توبه و قبول ايمان قبلي بشريت را تصفيه مي كند . ايمان واقعي را قبول مي كند نه ايمان ظاهري را . براساس اين آيه كار مي كند كه خدا مي فرمايد : فيومئذ لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن امنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا ( آيه 58سوره انعام ) زيرا ايمان اين است كه انسان تسليم حق شود نه تسليم قدرت زيرا آن حضرت با قدرت قاهره الهي ظاهرمي شود .
اكثريت مردم اجبارا تسليم مي شوند نه اين كه ايمان مي اورند لذا همه جا روايات مي گويد يسد باب التوبه يعني در توبه بسته مي شود زيرا تسليم به قدرت غير از توبه است توبه ابي سفياني كه تسليم قدرت پيغمبر مي شود توبه به حساب نمي آيد لذا مردم زمان يا تسليم اند كه كاري از دستشان نمي آيد يا مومنند در اطاعت آن حضرت . آنها كه با ايمان قبلي پذيرفته مي شوند در بي نهايت موفقيت قرار مي گيرند و آنهايي كه مومن نبوده تسليم اند در صفر زندگي واقع مي شوند. حديث مي گويد : يخرج ايديهم صفرا يا مي گويند : اين مستاصل اهل النفاق و التضليل پس اهل نفاق و تضليل تسليم اند و بيچاره اند لقمه نان و شربت آبي در اختيارشان نيست محروم و معذبند و از مرگ خبري نيست. پس او به محض ظهور با تصفيه عجيب الهي يك مدينه فاضله از انسان هاي مومن خالص به وجود مي آورد . شهري كه ميليون ها انسان با هم زندگي مي كنند يك نفر پليس و پاسبان هم وجود ندارد . تمام وابستگان خود را به دعاي مستجاب با اراده كن فيكوني مجهز مي كند كه هركس هرچه را بخواهد فوري مي شود مال وثروت و قدرت و امكانات مانند آب دريا در اختيار مردم قرار مي گيرد تمامي وعده هايي كه خدا در قرآن گفته به بركت و اراده آن حضرت براي تمامي مومنين فراهم مي شود مردگان را زنده مي كند مرگ و مرض و قتل و كشتار را از بين مي برد زيرا او به علم وقدرت الهي خود چشمه آب حيات است او فرج است او رحمت واسعه الهي و بركت است . پس اي مردم دنيا اگر دوست داريد از بركات وجودي او استفاده كنيد همين الان پيش از ظهور ايمان به خدا بياوريد . اسلام و قران را قبول كنيد دست از ظلم و ستم و قتل و كشتار برداريد و الا بعد از ظهور توبه شما قبول نيست و تمامي عذاب هايي كه در تاريخ به جان مردم انداخته ايد از مردم به خودتان برمي گردد به اضافه عذاب هايي كه خود را به آن معذب نموده ايد . شما حرارت آتش هايي كه در جنگ اول و دوم و جنگ سوم هسته اي به وجود مي آورند در فكر خود حاضر كنيد آيا كمتر از جهنمي است كه خدا در قرآن وصف مي كند؟تمامي اين عذاب ها كه در جان ضعفا و مظلومين ثبت است به اراده ضعفا و مظلومين به ظالمين بر مي گردد. ببينيد در جنگ 8 ساله بين ايران و عراق چقدر آتش مصرف شده همه اين آتش ها از وجود شهداي مظلوم به آتش افروزان بعثي و پشتيبانان آنها برمي گردد . اين حرارت ها به اراده شهدا در وجود قاتل ها متمركز مي شود و تا ابد مي ماند نه رابطه با خدا دارند كه اين آتش را علاج كند و نه هم در اثر كفر و گناه مستحق رحمت اند كه خدا به آنها رحم كند . پس بياييد پيش از وقوع اين جنگ هسته اي توبه كنيد ، به خدا پناهنده شويد . شايد توبه شما را بپذيرد . ان الله يغفر الذنوب جميعا توبه شما در ظهور آن حضرت توبه نيست كه قبول شود توبه از ترس و عجز يا به طمع تسليم است نه توبه . توبه اين است كه مرض كفر و گناه را بشناسي دكتر اين مرض را كه خداوند متعال است بشناسي و بعد براي نجات از اين مرض به دكتر حقيقي آن مراجعه كني پس الان توبه كن تا به نور ايمان، مرض كفر تو را علاج كند .
اي عالم ! اي عوام ! اي دانش آموز و اي دانشجو ! اي دكتر و اي پروفسور ! اي فقرا و اغنيايي كه هنوز مانند انسان هاي عصر حجر و مانند عوام الناس دوره نوح پيامبر، دين خدا را به مسخره گرفته ايد و اين همه آيات روشن خدا را ناديده مي گيريد، بدانيد كه سرنوشت شما همين است كه ياد آوري شد . وعده خدا نزديك است فانتظروا اني معكم من المنتظرين.


الحمدلله‌ اولا و آخرا و انا العبد -محمد علي صالح غفاري

arabi
26-Apr-2009, 12:54 PM
و اما از آنجا که مدیر محترم انجمن تذکر داده اند که چنانچه منبع استنباط این چنین موضوعی را اعلام نکنیم موضوع قابل بقاء بر روی سایت نخواهد بود . دلایل و استنادات را در ذیل به نظر دوستان برسانم.

با مسئلت از خداوند تعالی در جهت اعطای بینش صحیح در استفاده از کتاب عظیم قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام.

arabi
26-Apr-2009, 01:01 PM
- دلايلي كه نشان مي دهدقيام امام زمان (عج) قيامت است و زندگي آخرت به دست او افتتاح مي شود:
بر طبق مندرجات كتاب الزامالنّاصب وجلد سيزده بحار تمامي آياتي كه در تعريف قيامت به كار مي رود منطبق به قيام امام زمان شده است از آن جمله كلمات ساعت و قيامت تطبيق به قيام امام زمان (عج) شده. حديث مفضل كه يكي از شاگردان امام صادق (ع)است، از حضرت سؤال مي كند كه آيا براي ظهور آن امام مامول منتظر كه همه آرزو داريم بيايد و بشريّت را از بلاها و گرفتاري ها نجات دهد، وقتي معيّن شده است تا بدانيم در چه سالي و چه ماهي ظهور مي كند ، حضرت فرمود هرگز وقتي براي ظهور او معيّن نشده است زيرا ظهور او همان ساعت قيامت است كه خداوند در قرآن مي فرمايد: كسي به جز خدا از ساعت قيامت آگاهي ندارد علم به ساعت قيام آن حضرت مخصوص خداوند متعال است. امام صادق (ع) تمامي كلمات ساعت را كه در قرآن به كار رفته تطبيق به قيام امام زمان (ع) مي كند. پس بر طبق اين حديث و نظاير آن كه خيلي زياد است، قيام امام زمان (ع) همان قيامت معروفي است كه خداوند خبر داده و كل بشر در انتظار آن هستند . از آن جمله بي حجابي زنان را كه مي فرمايد يظهر في آخرالزمان و حين اقتراب الساعه نساء كاشفات عاريات الخ . می دانیم که بی حجابی زنان پیش از قیام است پس قیام آن حضرت ساعت قیامت شناخته شده که رسول خدا می فرماید یظهر فی آخرالزمان و حین اقتراب الساعه.
دليل ديگر: اين است كه همه كس مي دانند و در تمامي اخبار و روايات روشن شده است كه آن حضرت دين كامل الهي
را در تمام كرهء زمين رواج مي دهد و در زمان آن حضرت ديني به جز دين اسلام به رهبري چهارده معصوموجود ندارد. در اين رابطه خداوند در آيه55 سوره آل عمران مربوط بهمسيحيّت و مدت زماني كه آنها حيات اجتماعي دارند و در حيات اجتماعيخود بر ساير ملّت هاي غيرمومن برتري دارند مي فرمايد ( و اذ قال الله يا عيسي اني متوفيك ورافعك الي و مطهرك من الذين كفرو و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الي يوم القيامه ) خداوند به عيسي فرمود كه من تو را فرا مي گيرم و به سوي خود بالا مي برم وپيروان تو را تا روز قيامت بركافراني كه تو راقبول ندارند برتري مي دهم در اين جا خداوند خبرمي دهد كه برتري ملت مسيح بر ساير كفار تا روز قيامت است وما مي دانيم كه بعد از قيام امام زمان (عج) مسيحيتيو دين ديگري وجود ندارد بلكه هركس متدين به دين اسلام به رهبري چهارده معصوم است يا مستحق عفو الهي است، قبول است.حق حيات دارد و الا محكوم به عذاب است و در محروميّت كامل قرار مي گيرد پس اين آيه شريفه قيام امام زمان (عج) را قيامت مي داند زيرا روايت هاي وارده از ائمه اطهار مي گويد در حكومت امام زمان (عج) ديني به جز دين اسلام به رهبري چهارده معصوم وجود ندارد. اين زمانرا كه مسيحيّت به كلي از بين مي رود، قيامت ناميده است پس قيامت روز قيام امام زمان(عج) است زيرا اگر قيام او قيامت نباشد لازمه اش اين است كه بعد از قيام آن حضرت باز هم مسيحيّت و نصرانيّت و يهوديّت و اديان باطل ديگر به حال خود باقي باشند و با وجود اديان باطل وآزادي آنها چگونه ممكن است كرهء زمين پر از عدل و داد شود با اين كه هيچ ظلمي براي مردم دنيا بالاتر از دين هاي باطل نيست كه دين هاي باطل بشريّت را به جهنم مي كشاند و از لطف خدا محروم مي كند پس براي بهشتي شدن انسان ها وبراي صلح كامل و عدالت كامل لازم است تمامي دين هاي باطل از بين برود و پيروان آنها يا مستحق عفو خداباشند و دين اسلام را به رهبري امام هاي معصوم قبولكنندويادرمحروميّتكامل قرارگيرندكه همانمحروميّت بعلاوه عذابهائيكه به جانمردمانداخته اند وبه آنها برمي گردد، جهنم آنهاست.
و باز در آيه 167 سوره اعراف كه خداوند متعال سرنوشت قوم يهود را معيّن مي كند، مي فرمايد: و اذ تاذن ربك ليبعثن عليهم الي يوم القيامه من يسومهم سوء العذاب خداوند براي يهوديان زندگي را اين طور مقدّركرد كه تا روز قيامت در شكنجه و عذاب باشند و هرگز نتوانند دولتي و حكومتي گوارا و آرامش بخش براي خودشان دايركنند و مسلّم است كه با ظهور امام زمان (عج) يهوديّتي به حال خود باقي نميماند بلكه قوم يهود كه مغضوب خداوند متعال هستند به كلّي از زندگي منزوي و محروم مي شوند ودرعذاب الهي قرارمي گيرند، پس در اين آيه شريفه كهخداوند متعال مي فرمايدعُمرِ ملت يهودتا قيامت ادامه دارد ومي دانيم كه بعد ازقيام امام زمان (عج) دين ديگري باقي نمي ماند اين آيه شريفه هم دليل است كه قيام امام زمان (عج) قيامت است و در دو آيه ديگر 14 و64 همين سوره مي فرمايد بين ملت يهود و ديگران تاروز قيامت دشمني ايجاد مي كنيم تا درعذاب عداوت و اختلاف باشند و آيه ديگر آيه و قاتلوهم حتي لا تكون فتنه است. خداوند در اين آيه به مسلمانان مي گويد كه شما مسلمانان لازم است هميشه با غيرمسلمانان در حال جنگ و جهاد باشيد تا اين كه دين هاي با طل از بين برود ودين خدا در تمامي عالم رواج پيدا كند ، اين آيه كه خداوند خبر مي دهد تمامي اديان باطل و خرافاتي از بين مي رود و دين خدا در سراسر عالم گسترش پيدا مي كند ، دليل است كه قيام آن حضرت يوم الدّين و يوم القيامه است زيرا آن بزرگوار دين كامل الهي را در سراسر عالم گسترش مي دهد و تمامي اديان باطل را از بين مي برد در اين آيه مي فرمايد :«وَ قاتِلِوهُمْ حَتّي لاتَكَوْنَ فِتْنَه وَ يكونَ ا لدّين كُلُهٌ لله»يعني باكفّار بجنگيد تا زماني كه فتنه ها ازبين برودودينكاملالهي سراسرعالم رابگيرد. اين آيه درتفاسير ازائمه تاويل به ظهور امام زمان (عج) شده است و دليل ديگر آيه 32 در سوره اعراف است كه دلالت مي كندقيام امام زمان قيامت است آيه اي است كه در آن خداوند خبر مي دهد كه روز قيامت نعمت هاي كرهء زمين و تمامي ثروت ها و قدرت ها در اختيار اهل ايمان قرارمي گيرد ، قدرت و ثروت كفّار به صفر مي رسد ، چنان مي شود كه قدرت تهيه شربت آبي براي خود ندارند درحديث مربوط به قيام اماممي فرمايد:« يَخْرُجُ اَيْديهِمْ صِفْراً» يعني امام زمان (عج) قدرت و ثروت كفّار را به صفر مي رساند. در دعاي ندبه هم مي خوانيم:«اَيْنَ مُسْتأصِلُ اَهْلَ اَلْعِنْاد والتَّضْلِيْلْ» يعني كجاست آن آقايي كه گمراهان را مستأصل مي كند، زندگي را از تصرّف آنها خارج مي كند ، پس احاديث و اخبار مانند آيه دلالت دارد كه در قيام امام زمان تمامي ثروت ها و نعمت هايكره زمين اختصاص بهمؤمنين ودوستان علي واولاد علي (ع) پيدا مي كند ، زندگي كفّار به صفر مي رسد . اين آيه كه در سورهء اعراف است مي فرمايد : مسلمانان و كافران همه با هم از نعمت ها و ثروت هاي كره زمين استفاده مي كنند اما هنگامي قيامت برپا ميشود كفّار در محروميّت كامل قرار مي گيرند و كره زمين و ثروت هاي آن خالص در اختيار اهل ايمان است، مي فرمايد:« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَهْ اللهِ اَلّتي اَخْرَجَ لِعِبادِه واَلْطَيِّبْاتِ ِمنَ الْرِّزقْ قُلْ هيَ لِلّذينَ آمَنوا في اَلْحَياهِ اَلْدُّ نْيا خالِصَهً يَوْمَ اَلْقيامَه»يعني تمامي لذّت ها و نعمت ها و ثروت ها روز قيامت خالص در اختيار مسلمانان و اهل ايمان قرار مي گيرد و كفّار در محروميّت كامل خواهند بود ، چقدر روايات هم اصرار داردكه امام زمان (عج) ثروت و قدرت كافران را بهصفر مي رساند و تمامي نعمت ها را بهمومنين اختصاص مي دهد. چنان كه مي فرمايد: و كتبنا فيالزبور ان الارض يرثها عبادي الصالحون . دركتاب تُحُفُ ا لعُقول كه بهترين كتاب شناخته شده و روايت هاي آن صحيح است روايت شده است كه شخصي از امام باقر(ع)در تفسير آيهء( حتي تضع الحرب اوزارها ) سوال مي كند چه وقتي جنگ به كلي تعطيل مي شود امام باقر مي فرمايد: و لاتضع الحرب اوزارها حتي تطلع الشمس من مغربها فإذا طلعت الشمس من مغربها آمن الناس كلهم يومئذ ولا ينفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا » دراين حديث مي فرمايد : هرگز جنگ در روي كرهء زمين تعطيل نمي شود مگر زمانيكه خورشيد از مغرب طلوع كند دراين موقع كه طلوع خورشيد توأم با ظهور امام زمان است تمامي اهل عالم يك جا و يك صدا ايمان مي آورند ، همه داد مي زنند آمنا يا بن رسول الله ، آمنا يا بن رسول الله وليكن امام ايمان آنها را كه از ترس قدرت امام زمان است قبول نمي كند ايماني را قبول مي كند كه پيش از ظهور باشد. هركس پيش از ظهورحضرت ايمان آورده باشد و در ايمان خود عمل صالح به جا آورده باشدحضرت ايمانش را قبول مي كند و اما كساني كه با نظاره اين قدرت عميق و عجيب كه به محض ظهور بر تمام كره ء زمين مسلط است از ترس او ايمان مي آورند حضرت ايمان آنها را قبول نمي كنند ، اين حديث تفسير آيه شريفه اي است كه خداوند مي فرمايد :« يوميأتي بعض آيات ربك لا تنفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ايمانها خيراً قل انتظروا انّا منتظرون »يعني روزي كه بعضي از آيات عظمت خدا ظاهر شود يعني خورشيد از مغرب طلوعكند و امام زمان (عج) قيام كند با مشاهده اين قدرت عظيم و عجيب همه ايمان مي آورند وليكن امام زمان (عج) ايمان پيش از ظهور را قبول مي كند نه ايمان بعد از ظهور را زيرا ايمان بعد از ظهور كه در برابر قدرت و عظمت امام قرارگرفته اند و او را محيط و مسلط برخود مي بينند ايمان از خوف آن حضرت است ، ايمان از ترس مانند ايمان ابوسفيان است كه در برابر قدرت رسول خدا قرار گرفت ، دو كلمه شهادتين بر زبان جاري كرد و رسول خدا به او امنيّت داد وليكن قلباً كافر بود كه بعد از و فات رسول خدا كفر خود را ظاهر ساخت و بني اميّه چقدر زياد جنايت كردند و به اهل بيت عصمت و طهارت ظلم و ستم نمودند، پس ايمان از ترس در برابر قدرت غالب و محيط آن هم با مشاهده يك چنين آيت عظيمي كه طلوع خورشيد از مغرب باشد، ايمان به حساب نمي آيد ، ايمان چيزي است كه از مسير معرفت به خدا و خوف از كفر و گناه پيدا مي شود، كسي مي تواند ايمان بياورد كه ضررو خطركفر و گناه رابشناسد و بداند وببيند كه چگونه در مسير كفر و گناه، درها ي ظلم و ستم و درها ي جهنم باز مي شود ، از خوف عذاب كفر وگناه توبه كند و ايمان به خدا بياورد. يك چنين ايماني كه از خوف كفر و گناه پيدا مي شود ايمان قابل قبول است زيرا كافر از عوارض كفر و گناه مي ترسد به خدا پناهنده مي شود و خداوند توبه او را قبول مي كند وليكن اگر كافر در برابر يك قدرت محيط و مسلط قرار گيرند كه اگر تسليم نشوند كشته مي شوند از ترس كشته شدن تسليم شوند ، اين تسليم توبه وايمان به حساب نمي آيد و قابل قبول نيست . امام زمان (عج) مانند پيغمبران گذشته و ائمه اطهار ظاهر نمي شود كه فقط مردم را نصيحت و هدايت كند و مردم هم به حال خود آزاد باشند ، بعضي ايمان آورند و بعضي به كفرخود ادامه دهند بلكه او با قدرت الهي ظاهر مي شود كه به محض ظهور تمامي اهل عالم مغلوب قدرت او مي شوند با قهر و غلبه تكويني كه ولايت تكويني خدا و ائمه است بر عالم مسلط مي شود. ابتدا با يك سخنراني بدون راديو و تلويزيون و وسايل مخابراتي با دنيا سخن مي گويد و خود را معرفي مي كند، هنگام سخنراني هركس در هرجا هست او را در يك قدمي خود مي بيند و سخنانش را هم به زبان خودش مي شنود، امام به زبان عربي سخنراني ميكند، فارسي زبان ها فارسي مي شنوند، ترك ها تركي و انگليسي ها و آمريكائي ها به زبان خودشان و همين طور هركسي آنحضرت را در برابر خود مي بيند و كلام و بيانش را به زبانخودش مي شنود و مي فهمد و خود را مانند گنجشكي در تصرف آنحضرت مي بيند و چنان خود را ضعيف احساس مي كند كه اگر ايمان نياورد و تسليم نشود كشته مي شود با شنيدن اين سخنراني و تسلط آن حضرت بر همه انسان ها كه همه كس او را در برابر خود مي بينندواو هركسي را از نزديك در تصرف خود دارد، قدرت از همه اهل عالم سلب مي شود لذا همه كس كه خود را در برابر او خاضع و خاشع مي بينند تظاهر به ايمان مي كنند با اين كه تاديروز كافر بوده اندو تاتوانسته اند به مردم ظلم و ستم كرده اند . اگر آن حضرت باهمين تظاهرخلافحقيقت همه كس را ، بد وخوب را ، كافر ومؤمن رادرحكومت خود بپذيردودرهاي فرج و ثروت و نعمت را به روي همه كس بگشايد، خلاف عدالت خداوند است كه ظالم و مظلوم يكنواخت و برابر هم در حكومت آنحضرت آزاد باشند بلكه آن بزرگوار مؤمنين واقعيرا كه به علم الهي مي شناسد بدون شاهد وبيّنه و پرونده قبول مي كند و كافر واقعي را كه تا پيش از ظهورتا توانسته به بندگان خدا ظلم و ستم نموده است در دايره حكومت خود نمي پذيرد لذا كفّار واقعي مستأصل مي شوند سفره طبيعت از كنار آنها بر چيده مي شود ، قدرت تهيه شربت آب و لقمه ناني ندارند و مؤمنين واقعي در رفاه و آسايش كامل قرار مي گيرند ، در احاديث ديگر بر طبق اين آيه شريفه كه ايمان بعد از ظهور قابل قبول نيست. ميفرمايد« يَسُدُّ بابْ اَلْتّوبه عِنْدَ ظُهُورِه »يعني به محض ظهور امام در توبه بسته مي شود. توبه كسي بعد از ظهور مورد قبول نيست .هركسي بايستي به سزاي عمل خود برسد، مظلوم ها به اراده آنحضرت قدرت پيدا مي كنند و از ظالمان انتقام مي گيرند. تمامي عذاب هايي كه در دنيا پيش از ظهور امام از ظالم ها به مظلوم ها رسيده است از آن جمله همين آتش ها و انفجارها و خمپاره ها و گلوله هاي آتشين ومخصوصاًَ آتش هاي هسته اي به خود ظالم ها كه چنين اسلحه هايي را براي نابودي بشر ساخته اند برمي گردد، زندگي براي آنها همان جهنّمي مي شود كه خداوند متعال خبر داده است .
اين آيات شريفه به ضميمه اخبار و رواياتي كهآن را تفسير مي كند مانند احاديثي كه مي گويد در توبه بسته مي شود وزندگي كفار در صفر مطلق قرار مي گيرد واهل عناد و تضليل در استيصال كامل واقع مي شوند وآن بزرگوار از دشمنان انبياء و دشمنان حضرت سيد الشهداع انتقام مي گيرد با اين كه طلب خون انبياء و امام حسين توقف برحيات قاتل و مقتول دارد و حديث معروف در بحار كه حضرت صادق ع مي فرمايد: من به زندگي برمي گردم،قاتل من منصور بر مي گردد و حضرت سيدالشهدا درحديث رجعت خود مي فرمايد امروز ما به دست دشمن كشته مي شويم اما هنگام قيام قائم آل محمد (ص) من همراه جدم و پدرم و برادرم زنده مي شويم و گويا مي بينم شما دوستانم را كه از قبر خارج مي شويد، فرشتگان گرد و غبار از صورت شما پاك مي كنند و شما را به همسران بهشتي تان مي رسانند. همه اين احاديث برهان قاطع است كه قيام آن حضرت قيامت است. در برابر اينآيات وروايات اگر روايتي قيام آن حضرت را ازنوع زندگي دنيا مي داند مانند روايتي كه مي گويد پيرزن ريش داري آن حضرت را مي كشد و امام حسين ع او را دفن مي كند و امثال آن احاديث . آياتي كه قيام او را قيامت مي داند حاكم بر اين احاديث است چه اين كه ائمه اطهار با فكر و فرهنگ مردمي رو به رو بوده اند كه نمي دانند آيا علي افضل استيا معاويهيا خلفايديگر. علي را كه صاحب قيامت استمحكوم به عذاب قيامت مي دانند. آن حضرت در جواب كساني كه پدرش ابوطالب را كافر و مستحق عذاب مي دانند مي گويد كيف يكون ابوه في النار و ابنه قسيم الجنه و النار چطور پدرم در آتش است با اين كه اختيار بهشت و جهنم به دست پسر اوست. عقلشان قد نمي دهد كه ائمه نباء عظيم و صاحب قيامتند. قسيم الجنه و النارند. بنابر اين دلائل متقن و محكم است كه قيام ايشان قيامت است و تمامي كارهاي قيامتي از قيام او به بعد واقع مي شود. مهمترين دلائل اين استكه فرمودنديسد باب التوبه عند ظهوره از حجج اسلام وعلماءانتظار دارم با ديد و بينش عميق تري به اين آيات وروايات نگاه كنند زيرا حقيقتا زمان ما آخر الزمان است. دوره زندگي دنيا نزديك به اتمام است، آخرت نزديك مي شود. كفار به جهنم خودشان كه آتش هسته اي است نزديك شده اند مومنين هم با چهره نورانيآن بزرگوار كه بهشت موعود است، نزديك مي شوند و ديگر كسي جز آنحضرت را به حكومت نمي پذيرند.
آنچه مسلم است اين است كه انسان به دنبال زندگي دنياي خود زندگي آخرت هم دارد همانطور كه زندگي دنيا را همه باهم ديده‌اند، زندگي آخرت را نيز با هم بايد ببينند. دنيا و آخرت به دنبال هم مانند شبانه‌روز و يا مانند زندگي جواني و پيري است كه يكي از آنها بعد از ديگري ظاهر مي‌گردد. از اين جهت گفته‌اند: فرداي قيامت، زندگي دنيا يعني روز کار و فعاليت و زندگي آخرت يعني وصول به نتايج كار.
اسم هاي مشهوري كه در كتاب خدا براي زندگي آخرت وضع شده از اين قرار است : يُوًمْ القِيامُه، يُوًمْ المُعاد، يُوًمْ الحِساب، يُوًمْ الدين، السّاعه، يُوًمْ يْبعُثون، يُوًمْ يْنفِخُ في الصُّورِ، الْآخِرُهِ، اين كلمات از نظر انطباق به آخرت همه مترادفند، همه با هم روزي را معرفي مي‌كنند كه زندگي دوم انسان ها شروع شده و انسان هاي تاريخ دوباره به حيات
برمي‌گردند تا به حساب اعمال خود برسند .
آن روز را قيامت مي‌گويند ، براي اين كه روز قيام حق و عدالت است.
معاد مي‌گويند ، براي اين كه محل عود اموات است.
يُوًمْ الحِساب مي‌گويند، براي اين كه روز رسيدگي به حساب‌ها است.
يوم‌الدين مي‌گويند، براي اين كه زندگي و حساب و جزا همه در شعاع هدايت دين است و حكومت ديني سراسر بشريت را مي‌گيرد، حكومت هاي غيرديني و غيرالهي تعطيل ميگردد.
آخرت مي‌گويند، براي اين كه زندگي اول عوض شده و تحول همه جانبه در زندگي بوجود مي‌آيد.
يوم ينفخ في‌الصور مي‌گويند، زيرا روح در اجساد دميده مي شود و مردگان زنده مي‌گردند، و همين طور استعمال لغات ديگر براي اين كه معاني آنها در آن روز واقعيت پيدا مي‌كند.
اسم هائي كه براي قيامت استعمال شده از نظر معناي لغوی روشن است ولي از نظر تطبيق به زمان و مكان قيامت و از نظر تطبيق به مراجعي كه بوجود آورنده و ادارة كننده قيامت هستند ظاهراً قدري ابهام نشان مي‌دهد زيرا اگر چه ايجاد كنندة قيامت خدا مي‌باشد وليكن كارهاي حكومتي و تربيتي خداوند متعال همه جا در دنيا و آخرت به كمك واسطه‌ها انجام مي‌گيرد همانطور كه دين خدا در دنيا به كمك واسطه‌ها ظاهر شده حساب و جزاي اعمال هم در آخرت به كمك واسطه‌ها انجام مي‌گيرد، از اين رو مشاهده مي‌كنيم كه كارهاي قيامتي در كتاب خدا به صورت دستور و فرمان نازل شده است: مي گويد « وقفوهم انهم مسئولون» « القيا في جهنم كل كفار عنيد» آنها را نگهداريد كه مسئولند كافرها را در جهنم اندازيد.
اگر اين كارها را خود خدا انجام مي‌دهد فرمان و دستور غلط است پس معلوم مي‌شود كساني هستند در قيامت كه فرمانبر خدا مي‌باشند و كارهاي قيامتي بوسيلة آنها انجام مي‌گيرد به همين مناسبت يكي از القاب اميرالمؤمنين عليه السلام قسيم الجنه و النار است.
مسئله شفاعت از اين جا بوجود آمده كه خداوند شفاعت‌كنندگان را وسيلة نجات شفاعت ‌شوندگان قرار مي‌دهد. پس همانطوركه در دنيا دين خدا توسط اولياء خدا ظاهر مي گردد، در آخرت هم ثواب و عقاب در شعاع هدايت دين به توسط اولياء امر خدا انجام مي‌گيرد كه آن زندگي يوم الدين و خدا مالك اصلي آن شناخته شده است.
اين را مي‌دانيم كه اگر آيات قرآن در جهتي از جهات ابهام داشته باشد تنها بياني كه قدرت دارد آن ابهام را برطرف كند آيه‌اي از خود قرآن و يا بياني از معصوم است و بيان ديگران نمي‌تواند در تفسير بيان قرآن حجت باشد. تفسير به رأي همين است كه بدون مدرك از خود قرآن يا بيان معصوم آيات مبهم قرآن را تفسير كنيم و آن را بدون دليل به كسي و يا زمان و مكاني اختصاص دهيم. مثلاً ما مي‌دانيم كه مسجدها خانة خداست، خدا هم در قرآن دستور مي‌دهد كه به زيارت خانة خدا برويد، اگر تعيين مصداق اين آيه به رأي مردم واگذار شود هركس مسجدی را اختيار مي‌كند و هيچ كدام دليلي ندارند، پس بايستي خدا مصداق بيت را معين كند و يا اين كه خدا مي‌گويد از اولو الامر اطاعت كنيد، اگر صاحبان قرآن توضيح ندهند كه اولو الامر چه كساني هستند، هيچ كس براي خود نمي‌تواند آن نفرات را پيدا كند.
پس آيات مبهم قرآن همه جا بايستي به كمك آية ديگر و يا بياني از معصوم روشن گردد، در غير اين صورت تفسير به رأي بوده و تفسير به رأي محكوم مي‌باشد. چاره‌اي نداريم جز اين كه براي پيدا كردن زمان و مكان و يا مراجع قيامت به بيان معصوم و يا آيه‌اي از خود قرآن مراجعه كنيم ودر غير اين صورت از تفسير به رأي خود و يا رأي ديگران خودداري نمائيم.

pirooz@@
03-Aug-2009, 11:58 AM
دوستان یه خلاصه ای از این مطلب رو اگه میتونید بزارید چون خیلی زیاد و جالبه .

daneshjo
03-Aug-2009, 02:31 PM
بهتر نبود تکه تکه وخلاصه وار ویکمی بزرگتر می نوشتی

arabi
05-Aug-2009, 06:05 PM
سلام

و با تشکر از توجه شما
این مطلب در قالب فایلهای ورد است که متاسفانه به هنگام انتقال به این صفحه غالبا با مشکل و بهم ریختگی رو برو میشوم که امیدوارم بتوانید مرا برای حل مشکل راهنمایی کنید

ghazal_68
05-Aug-2009, 08:45 PM
ممنون ار arabiبه خاطر زحمتی که می کشند.در چه مورد راهنمایی میخوای مطالبی که ارسال کردید کاملا واضحه و احتیاجی به بزرگ نوشتن نیست و برای تکه تکه نوشتن هم میتونی مطالب یک پست را به دو یا سه تاپست تبدیلش کنی

ali.moradi
06-Aug-2009, 08:36 PM
خیلی جالب بود ممنونم

ali.moradi
06-Aug-2009, 08:38 PM
بازم ازین مطالب برامون بزار ولی یه خلاصه ترش کن اگه ممکنه

arabi
08-Aug-2009, 01:02 PM
سلام

با تشکر از توجه شما
من متون را که از ورد ویندوز به این ادیتور کپی میکنم و میخوام ارسال کنم ، فرمت آنرا بهم میریزد و بعضی از کلمات را با خذف فاصله بهم می چسباند و بعضی از پاراگرافها را با اندازه فونت متفاوت از بقیه تغییر میدهد. آیا راه حلی وجود داره برای این مشکل ؟
متشکرم

arabi
08-Aug-2009, 01:05 PM
متشکرم از توجه تان