ghazal_68
29-Apr-2009, 07:46 PM
اخلاق جمع خلق بروزن قفل یا خلق بروزن افق مجموعه ای صفات روحی وباطنی انسان است . اخلاق ازشگفت انگیزترین مؤلفه های سخصیت انسان است که مباحث بسیار پیچیده ودامنه داری رادرعلوم نظری به خود اختصاص داده است دانشوران ، فلاسفه ، حکمأ واندیشمندان زیادی درین باب سخن گفته وقلم رانده اند واززوایای مختلف دریپرامون آن به کاوش پرداخته اند.
زندگی هریک ازما انسانها آمیخته با داوری ها وارزش گذاری هاست ، وهرکدام ازما درطول شبانه روز ممکن است ده ها باربا خود بگوئیم این خوب است این خوب نیست این کار رانباید انجام داد وآن کاررا باید؛ وغیره......
درفلسفة اخلاق اولین مسئله که با آن روبرو میشویم چیستی یا سرچشمة خوبی ها یا ارزشهاست ؛ خوبی چیست ؟ ملاک آن چیست؟ منشأ آن کجاست؟ وازکجا بدانیم که آن ملاک معتبر است؟
دومین پرسش عمده درفلسفة اخلاق تفاوت دیدگاه ها ونظرات دربارة عمل خوب وبد می باشد.
مسئلة بعدی فلسفة اخلاق نسبی یا مطلق بودن ارزشهاست ، آیا دروغ گفتن درهرشرایطی ناپسند است آیا اگربا دروغ گفتن من بیگناهی ازمرگ نچات می یابد نباید دروغ بگویم؟
اما درتعریف اخلاق فروید پدرعلم روانشناسی درکتاب " تمدن وناخشنودی های آن" می گوید : اخلاق محدود کردن غرایز بمنظورپیشرفت تمدن است یعنی غرایز راباید درحیطة عقل محدود کرد تا به تمدن واجتماع آسیبی وارد نیاید.
ابن مسکویه درکتاب " تهذیب الاخلاق وتطهیرالاعراق" میگوید : خلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهای دعوت میکند بدون آنکه نیاز به تفکر واندیشه داشته باشد.
اززاویة دیگردربین دانشمندان دو نظریه وجود دارد، عده ای از فلاسفه به مطلقگرایی در اخلاق (Moral absolutism) معتقدند و برخی دیگر به نسبیت گرایی در اخلاق (Moral Relativism) معتقدند و هرکدام برای خود استدلالهایی دارند.
به یک تعریف ساده موضوع را خلاصه می کنیم که مجموعه ای ازاصول اولیه ای که انسان درتصمیم گیری هایش ازآن استفاده می کند اخلاق نامیده می شود؛ من نمی خواهم بیشتر ازین بحث را به درازا بکشم وآنرابصورت یک نوشتة تحقیقی دربیاورم این کلیاتی بود که درین بحث ازآنها تذکر بعمل آمد ؛ بحث اخلاق وجوانان، نوشته ای است به سلسلة رشته مباحثی مربوط به جوانان که هراز چند گاهی ازاین قلم تقدیم میگردد وکوشش می شود تا درقالب این مبحث یک پیام ارزندة به جوانان عزیز تقدیم گردد.
زندگی انسانی خودمستلزم اخلاق انسانی است وادیان سماوی منجمله دین عزیز ما اسلام اصلاح اخلاقیات را زیربنای اصلاح جامعه میداند وتقریبا اساسی ترین پیام های قرآنی برمحوراخلاق وانسان سازی ارائه گردیده است ؛ صبروشکیبائی ، تواضع وفروتنی ، صداقت واخلاص عمل، تعاون وهمکاری ، نوع دوستی ونیکوئی ، شجاعت وپایمردی، سخاوت ومهرورزی، توجه به محرمات و...... ازجمله پیام های اخلاقی ای قرآن است که سیرت پیامبر عظیم الشأن ما ویاران بزرگوارش نیزنمونه های عملی این پیام های باعظمت است.
من پرداختن به احکام وعنایت بی رویه به گسترش مسائل فقهی را درصورتی که درحوزة اخلاقیات دینی بعنوان امرثانوی کمترتوجه صورت بگیرد به صلاح نمی دانم که متأسفانه ما درحوزة دین با چنین مشکلی مواجه هستیم .
بطورمثال درجامعه همه التزام به خواندن نماز دارند (طوریکه درجامعة ما به مشاهده میرسد) مگرغیبت چگونه است ؟ بی انصافی به کدام حد است؟ بخل وحسد وتکبر وریا چه حالتی دارد؟ اصراف وبیعدالتی ورشوت وفریب ودروغ و..... درچه سطحی قراردارد؟
آیا جامعه ای که نمازبخواند وبالباس های فاخردینی ملبس باشد کاملا دینی است یا باید گوشت برادرمسلمان خود را نیزنخورد؟ انصاف درمعاملات را هم رعایت کند؟ بخل وحسد وتکبرنورزد واعمال ریائی که شرک خفی گفته میشود هم انجام ندهد، ازاصراف وتبذیر که امروزرسم معمول جامعة ماست نیزخودداری کند ، رشوت وفریب ودروغ وچندین عمل ناشایست دیگررا هم انجام ندهد ؟ و......
ما ازاعمال ناشایستی که یادآوری شد درجامعة مسلمان خود کم نداریم که متأسفانه به آنها کمتر پرداخته میشود. شکی نیست که علمای عزیزما درمنابر به این مباحث می پردازند ومردم را به نیکوئی توصیه میفرمایند آیا این توصیه ها کافی بوده است ؟
وقتی درمورد تأسیس مدارس دینی که غالبااختصاص به مسائل فقهی دارد( واگردقیق همه جانبه وزیرکنترول علمای واقعی وجید نباشد میتواندگاه مشکلی به بزرگی ای تولد گروه های دگم اندیش بوجود بیاورد که نابخردانه وبیرحمانه کمربه تخریب دین وملک وملت هم ببندند) اتقاق رأی موجود است ، گردهمائی ها تشکیل میشود وقطعنامه های مکرر صادرمیگردد، باید به حلقات تربیتی که نخستین وارزشمندترین رسالت پیامبران بوده است نیزبذل مساعی صورت پذیرد. این نظر ناشی ازدغدغه های است که نگارنده همواره ابرازداشته است ممکن است فقهای عزیزمارا خوشایند نباشد اما مطمئنم که این دردمشترک همة ماست وعلمای گرانقدری را میشناسم که برآن اذعان دارند وعمق این نقیصه را بهتر ازمن درک میکنند.
باهمة این نابسامانی ها جوانان امروزچشم وگوش بازتری نسبت به نسل های ماقبل دارند کوله باری ازتجربه را با خود حمل میکنند ، رسانه ها ومنابع اطلاع رسانی فراوانی را دردسترس دارند ودرعین حال دغدغة آینده را باید بیش ازدیگران داشته باشند وبه یقین بدانند که تهذیب نفس واصلاح اخلاق آیندة مطلوب شان را رقم میزند.
وتقریبا همه میدانند که اصلاح اخلاقیات اصلاح جامعه است وانسانی کردن جامعه درنخستین گام نیاز به اخلاقی کردن جامعه دارد یعنی اخلاق انسانی وضرورت تطبیق آن درمحیط ماحول درحوزة انتظارات مثبت وایدآل های انسانی قابل تعریف است.
بقول برخی دانشمندان براين نظراندكه اكثرارزشهای اخلاقی فرادینی است که خداوند بزرگ آنرا درسرشت آدمی به ودیعه نهاده و بحکم فطرت ، حسن وقبح آن محک می شود . مثلا راستی ، عدالت ، وظیفه شناسی ، وامثالهم را هرکس دارای هردینی ویا فاقد دین باشد به عنوان ارزشهای اخلاقی قبول دارد وبرنیکوبودن اینها معترف است ؛ بهمین ترتیب قباحت دروغ ، ظلم ، خیانت وامثالهم را چون با فطرت بشری درتضاد است هر دارندة عقلی قبول دارد ومذمومشان میشما رد
اخلاق اسلامی که غالبا ازان دم زده میشود یک هدف غایی و معنوی است که پلکان صعود ان نیازمند سیر وسلوک معنوی است. وآن نوع انکشاف یافتة اخلاق انسانی است . البته درین جا باید تذکر داد که مقصد ازاخلاق اسلامی اخلاق مسلمان امروزنیست واین دومفهوم نباید بهم خلط شوند که بطور ضمنی درسطوربالا به آن پرداخته شد.
حالا به یک مثال اشاره می کنم:
تصور کنید که درجامعه همة مردم سخن راست بگویند وعمل درست انجام دهند، غیبت نکنند، کینه وبخل نورزند، رفتارمتکبرانه نداشته باشند، به یکدیگر خیانت نکنند، همکاری وتعاون به عالی ترین وجهی موجود باشد ، روابط همه بصورت پاكيزه وحلال باشد آن جامعه جامعة انسانی نیست چرا هست ولیکن برای اینکه این انتظام بهم نخورد ودروازه های خطا ودروغ وافتراء وغیبت وجنایت وامثال اعمال زشت گشوده نشود و ضمانتی هم بمنظوردوام وقوام آن موجودباشد هیچ چیز دیگری جزتكيه برفرامين آسماني و حاضر وناظر دانستن ذاتی که همه چیز ما درید قدرت اوست نمی تواند باشد. این مرحله مرحله کمال اخلاقی است
آنچه که درجامعة ما بحیث اخلاق مصطلح گردیده رفتاروسلوک انسانی درقبال جامعه می باشد واما درين خصوص رفتارجوانان بسیارحایز اهمیت است زیرا جوانی دورة بحران است همه غرایز درین دوره درجوشش است وبشر بیش از هر مقطع سنی دیگر درین دوره محتاج عوامل تحدید کنندة وتعديل كنندة غرایز است بهمین مناسبت است که جوانان عزیز باید بخاطرپی ریزی آینده اجتماعی ای شان به تزکیه وتهذیب درحوزة اخلاقیات بپردازند.
زندگی هریک ازما انسانها آمیخته با داوری ها وارزش گذاری هاست ، وهرکدام ازما درطول شبانه روز ممکن است ده ها باربا خود بگوئیم این خوب است این خوب نیست این کار رانباید انجام داد وآن کاررا باید؛ وغیره......
درفلسفة اخلاق اولین مسئله که با آن روبرو میشویم چیستی یا سرچشمة خوبی ها یا ارزشهاست ؛ خوبی چیست ؟ ملاک آن چیست؟ منشأ آن کجاست؟ وازکجا بدانیم که آن ملاک معتبر است؟
دومین پرسش عمده درفلسفة اخلاق تفاوت دیدگاه ها ونظرات دربارة عمل خوب وبد می باشد.
مسئلة بعدی فلسفة اخلاق نسبی یا مطلق بودن ارزشهاست ، آیا دروغ گفتن درهرشرایطی ناپسند است آیا اگربا دروغ گفتن من بیگناهی ازمرگ نچات می یابد نباید دروغ بگویم؟
اما درتعریف اخلاق فروید پدرعلم روانشناسی درکتاب " تمدن وناخشنودی های آن" می گوید : اخلاق محدود کردن غرایز بمنظورپیشرفت تمدن است یعنی غرایز راباید درحیطة عقل محدود کرد تا به تمدن واجتماع آسیبی وارد نیاید.
ابن مسکویه درکتاب " تهذیب الاخلاق وتطهیرالاعراق" میگوید : خلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهای دعوت میکند بدون آنکه نیاز به تفکر واندیشه داشته باشد.
اززاویة دیگردربین دانشمندان دو نظریه وجود دارد، عده ای از فلاسفه به مطلقگرایی در اخلاق (Moral absolutism) معتقدند و برخی دیگر به نسبیت گرایی در اخلاق (Moral Relativism) معتقدند و هرکدام برای خود استدلالهایی دارند.
به یک تعریف ساده موضوع را خلاصه می کنیم که مجموعه ای ازاصول اولیه ای که انسان درتصمیم گیری هایش ازآن استفاده می کند اخلاق نامیده می شود؛ من نمی خواهم بیشتر ازین بحث را به درازا بکشم وآنرابصورت یک نوشتة تحقیقی دربیاورم این کلیاتی بود که درین بحث ازآنها تذکر بعمل آمد ؛ بحث اخلاق وجوانان، نوشته ای است به سلسلة رشته مباحثی مربوط به جوانان که هراز چند گاهی ازاین قلم تقدیم میگردد وکوشش می شود تا درقالب این مبحث یک پیام ارزندة به جوانان عزیز تقدیم گردد.
زندگی انسانی خودمستلزم اخلاق انسانی است وادیان سماوی منجمله دین عزیز ما اسلام اصلاح اخلاقیات را زیربنای اصلاح جامعه میداند وتقریبا اساسی ترین پیام های قرآنی برمحوراخلاق وانسان سازی ارائه گردیده است ؛ صبروشکیبائی ، تواضع وفروتنی ، صداقت واخلاص عمل، تعاون وهمکاری ، نوع دوستی ونیکوئی ، شجاعت وپایمردی، سخاوت ومهرورزی، توجه به محرمات و...... ازجمله پیام های اخلاقی ای قرآن است که سیرت پیامبر عظیم الشأن ما ویاران بزرگوارش نیزنمونه های عملی این پیام های باعظمت است.
من پرداختن به احکام وعنایت بی رویه به گسترش مسائل فقهی را درصورتی که درحوزة اخلاقیات دینی بعنوان امرثانوی کمترتوجه صورت بگیرد به صلاح نمی دانم که متأسفانه ما درحوزة دین با چنین مشکلی مواجه هستیم .
بطورمثال درجامعه همه التزام به خواندن نماز دارند (طوریکه درجامعة ما به مشاهده میرسد) مگرغیبت چگونه است ؟ بی انصافی به کدام حد است؟ بخل وحسد وتکبر وریا چه حالتی دارد؟ اصراف وبیعدالتی ورشوت وفریب ودروغ و..... درچه سطحی قراردارد؟
آیا جامعه ای که نمازبخواند وبالباس های فاخردینی ملبس باشد کاملا دینی است یا باید گوشت برادرمسلمان خود را نیزنخورد؟ انصاف درمعاملات را هم رعایت کند؟ بخل وحسد وتکبرنورزد واعمال ریائی که شرک خفی گفته میشود هم انجام ندهد، ازاصراف وتبذیر که امروزرسم معمول جامعة ماست نیزخودداری کند ، رشوت وفریب ودروغ وچندین عمل ناشایست دیگررا هم انجام ندهد ؟ و......
ما ازاعمال ناشایستی که یادآوری شد درجامعة مسلمان خود کم نداریم که متأسفانه به آنها کمتر پرداخته میشود. شکی نیست که علمای عزیزما درمنابر به این مباحث می پردازند ومردم را به نیکوئی توصیه میفرمایند آیا این توصیه ها کافی بوده است ؟
وقتی درمورد تأسیس مدارس دینی که غالبااختصاص به مسائل فقهی دارد( واگردقیق همه جانبه وزیرکنترول علمای واقعی وجید نباشد میتواندگاه مشکلی به بزرگی ای تولد گروه های دگم اندیش بوجود بیاورد که نابخردانه وبیرحمانه کمربه تخریب دین وملک وملت هم ببندند) اتقاق رأی موجود است ، گردهمائی ها تشکیل میشود وقطعنامه های مکرر صادرمیگردد، باید به حلقات تربیتی که نخستین وارزشمندترین رسالت پیامبران بوده است نیزبذل مساعی صورت پذیرد. این نظر ناشی ازدغدغه های است که نگارنده همواره ابرازداشته است ممکن است فقهای عزیزمارا خوشایند نباشد اما مطمئنم که این دردمشترک همة ماست وعلمای گرانقدری را میشناسم که برآن اذعان دارند وعمق این نقیصه را بهتر ازمن درک میکنند.
باهمة این نابسامانی ها جوانان امروزچشم وگوش بازتری نسبت به نسل های ماقبل دارند کوله باری ازتجربه را با خود حمل میکنند ، رسانه ها ومنابع اطلاع رسانی فراوانی را دردسترس دارند ودرعین حال دغدغة آینده را باید بیش ازدیگران داشته باشند وبه یقین بدانند که تهذیب نفس واصلاح اخلاق آیندة مطلوب شان را رقم میزند.
وتقریبا همه میدانند که اصلاح اخلاقیات اصلاح جامعه است وانسانی کردن جامعه درنخستین گام نیاز به اخلاقی کردن جامعه دارد یعنی اخلاق انسانی وضرورت تطبیق آن درمحیط ماحول درحوزة انتظارات مثبت وایدآل های انسانی قابل تعریف است.
بقول برخی دانشمندان براين نظراندكه اكثرارزشهای اخلاقی فرادینی است که خداوند بزرگ آنرا درسرشت آدمی به ودیعه نهاده و بحکم فطرت ، حسن وقبح آن محک می شود . مثلا راستی ، عدالت ، وظیفه شناسی ، وامثالهم را هرکس دارای هردینی ویا فاقد دین باشد به عنوان ارزشهای اخلاقی قبول دارد وبرنیکوبودن اینها معترف است ؛ بهمین ترتیب قباحت دروغ ، ظلم ، خیانت وامثالهم را چون با فطرت بشری درتضاد است هر دارندة عقلی قبول دارد ومذمومشان میشما رد
اخلاق اسلامی که غالبا ازان دم زده میشود یک هدف غایی و معنوی است که پلکان صعود ان نیازمند سیر وسلوک معنوی است. وآن نوع انکشاف یافتة اخلاق انسانی است . البته درین جا باید تذکر داد که مقصد ازاخلاق اسلامی اخلاق مسلمان امروزنیست واین دومفهوم نباید بهم خلط شوند که بطور ضمنی درسطوربالا به آن پرداخته شد.
حالا به یک مثال اشاره می کنم:
تصور کنید که درجامعه همة مردم سخن راست بگویند وعمل درست انجام دهند، غیبت نکنند، کینه وبخل نورزند، رفتارمتکبرانه نداشته باشند، به یکدیگر خیانت نکنند، همکاری وتعاون به عالی ترین وجهی موجود باشد ، روابط همه بصورت پاكيزه وحلال باشد آن جامعه جامعة انسانی نیست چرا هست ولیکن برای اینکه این انتظام بهم نخورد ودروازه های خطا ودروغ وافتراء وغیبت وجنایت وامثال اعمال زشت گشوده نشود و ضمانتی هم بمنظوردوام وقوام آن موجودباشد هیچ چیز دیگری جزتكيه برفرامين آسماني و حاضر وناظر دانستن ذاتی که همه چیز ما درید قدرت اوست نمی تواند باشد. این مرحله مرحله کمال اخلاقی است
آنچه که درجامعة ما بحیث اخلاق مصطلح گردیده رفتاروسلوک انسانی درقبال جامعه می باشد واما درين خصوص رفتارجوانان بسیارحایز اهمیت است زیرا جوانی دورة بحران است همه غرایز درین دوره درجوشش است وبشر بیش از هر مقطع سنی دیگر درین دوره محتاج عوامل تحدید کنندة وتعديل كنندة غرایز است بهمین مناسبت است که جوانان عزیز باید بخاطرپی ریزی آینده اجتماعی ای شان به تزکیه وتهذیب درحوزة اخلاقیات بپردازند.