فلج مغزي چيست؟
فلج مغزی چيست ؟
فلج مغزی يك اصطلاح كلی است كه گروهی از ضايعات مزمنی كه كنترل حركتی فرد را مختل می كنند، شامل می شود. اختلال حركتی ناشی از اين ضايعه در سال های اوليه زندگی ظاهر می شود و معمولاً با گذشت زمان بدتر نمی شود. اين بيماری در شرايط نقصان تكامل يا آسيب به مناطق حركتی مغز بوجود می آيد كه در نتيجه آن اين مناطق قادر به كنترل حركتي و وضعيت بدني (پوسچر) فرد نمي باشند.
علائم فلج مغزي :
۱- سفتي عضلات يا اسپاستي سيتي
۲- حركات غير طبيعي
۳- اشكال در مهارتهاي حركتي درشت از قبيل راه رفتن يا دويدن
۴- اشكال در مهارتهاي حركتي طريف از قبيل نوشتن يا باز و بسته كردن دكمه هاي لباس
۵- اشكال در مهارتهاي ادراكي و حسي
علائم فلج مغزي از يك فرد به فرد ديگر متفاوت است و با گذشت زمان ممكن است تغيير ننمايد بعضي از افراد مبتلا به فلج مغزي ممكن است به بيماريهاي ديگر از قبيل تشنج، آسيب ذهني اختلال يادگير و تأخير رشدي نيز مبتلا باشند.
اگر چه ممكن است علائم فلج مغزي با گذشت زمان تغيير كنند اما اين بدان معني نيست كه فلج مغزي يك بيماري پيشرونده است (بدتر نمي شود). بنابراين اگر يك فرد مبتلا به فلج مغزي با گذشت زمان مشكلات او بيشتر شود، ممكن است اين مشكلات چيز ديگري غير از ضايعه فلج مغزي او باشد.
با وجود اينكه فلج مغزي يك ضايعه پيشرونده نيست اثرات فلج مغزي ممكن است در طي زمان تغيير نمايد، گاهي اوقات تعدادي از اين علائم بهبود مي يابد براي مثال كودكي كه اندام هاي فوقاني يا دستهاي او دچار اختلال است ممكن است توانايي لازم را براي نوشتن و پوشيدن لباس بدست آورد، در حالي كه در بعضي از كودكان ممكن است سختي عضلات منجر به بروز مشكلاتي در لگن و ستون فقرات شود كه نيازمند جراحي ارتوپدي باشد.
بالا رفتن سن كودكان مبتلا به فلج مغزي در صورت عدم مراقبت توانبخشي و انجام تمرينات صحيح مي تواند منجر به يك وضعيت غير طبيعي در بدن آنان شود.
فلج مغزي مي تواند منجر به ايجاد مشكلات و عوارضي از قبيل اشكال در غذا خوردن، كنترل ضعيف ادرار و موضوع و مشكلات تنفسي و زخمهاي بستر شود.
علائم اوليه فلج مغزي معمولاً قبل از ۳ سالگي ظاهر مي شوند. نوزاد مبتلا به فلج مغزي اغلب در مقايسه با كودكان عادي كندتر به مراحل رشدي خويش از قبيل غلتيدن، نشستن، چهار پا رفتن، لبخند زدن و … دست پيدا مي كنند.
علل ايجاد كننده فلج مغزي
۱- چند قلويي
۲- آسيب به جفت كه ممكن است به رشد جنين صدمه بزند.
۳- بيماريهاي عفوني انتقالي جنيني، براي مثال ايدز، چربي، سيفيليس و سوزاك
۴- تغذيه نامناسب
۵- قرار گرفتن در معرض مواد سمي از قبيل نيكوتين. الكل و داروها
۶- ناسازگاري عامل Rh بين مادر و جنين
۷- ناهنجاريهاي كروموزومي
۸- بيماريهاي ژنتيكي
۹- ناهنجاريها و بدشكلي هاي احتمالي مغز نوزاد
۱۰- زايمانهاي طولاني مدت يا ناگهاني كه ذخيره اكسيژن خون كودك را دچار مشكل مي سازد و منجر به تخريب بافت مغزي مي شود.
۱۱- سرخجه
۱۲- ساختار كوچك لگن مادر
۱۳- تولد نارس كودك
۱۴- زايمان به روش سزارين
۱۵- اثرات ضرب بيهوشي و بي حسي
۱۶- ضربه مغزي
۱۷- زردي و يرقان
عواملي كه مي تواند در دوره طفوليت (در ۳ سال اول زندگي) باعث ايجاد فلج مغزي شوند :
۱- عفونت ها از قبيل مننژيت
۲- خونريزيهاي مغزي
۳- ضربه مغزي بدنبال تصادف و افتادن از بلندي و …
۴- غرق شدن
روش هاي پيشگيري از بروز فلج مغزي
۱- تست مادران باردار از نظر عامل Rh در صورتي كه اين عامل منفي باشد ۷۲ ساعت قبل از زايمان مادر واكسينه مي شود. (در صورتي كه Rh عامل فلج مغزي باشد)
۲- درمان سريع كودك مبتلا به زردي به كمك روش فتوتراپي
۳- انجام برنامه هاي كاهش استرس و فشار رواني مادران در دوره بارداري
۴- حفاظت كودكان در مقابل ضربه ها و آسيب هاي فيزيكي به مغز خصوصاً …………………..
روش هاي تشخيصي فلج مغزي
معمولاً‌ پزشكان فلج مغزي را از طريق معاينه مهارت هاي حركتي، رفلكس و سابقه پزشكي و استفاده از آزمايش هاي متنوع ويژه اي تشخيص مي دهند.
دو روش مهم تصويربرداري براي تشخيص زود هنگام فلج مغزي وجود دارد. اين روشها به پزشك كمك
مي كند كه حتي كودكاني كه مشكوك به ضايعه فلج مغزي مي باشند را از نظر تشخيص مشخص نمايد. اين دو روش عبارتند از :
۱- CAT Scan يا Com puterized Axial Tomography
۲- MRI يا Magnetic Resonance Imaging
در صورت عدم استفاده از روشهاي تشخيصي فوق الذكر گاهي اوقات تشخيص فلج مغزي چند ماه و حتي چند سال بطول مي انجامد. بعضي از والدين هنگامي متوجه مشكل كودك خود مي شوند كه او را از نظر رشدي پايين تر از همسالان خودش مي بينند.
تقسيم بندي فلج مغزي
الف – تقسيم بندي فلج مغزي بر اساس تعداد اندام هاي ديگر
۱- كوادري پلژي : هر چهار اندام كودك درگير است.
۲- داي پلژي : هر چهار اندام كودك درگير است اما درگيري پاها (اندام تحتاني) شديد از دستهاست.
۳- همي پلژي : يك طرف بدن درگير است معمولاً دست بيشتر از پا درگير است.
۴- تراي پلژي : سه اندام كودك درگير است معمولاً دو دست و يك پا.
۵- منوپلژي : فقط يك عضو كودك درگير است معمولاً يك دست.
ب - تقسيم بندي فلج مغزي بر اساس اختلال حركتي
۱- اسپاتيك : عضلات كودك اسپاتيك سفت مي باشد و در مقال كشش بشدت مقاوت مي كنند. اين عضلات هنگامي كه بكار گرفته مي شوند بيش از اندازه فعال مي شوند و حركات زمختي را ايجاد مي كنند.
در حالت طبيعي عضلات بصورت جفت كار مي كنند براي مثال وقتي يك گروه منقبض مي شود گروه مخالف شل مي شوند تا امكان ايجاد حركت آزادانه را در راستاي مورد نظر فراهم سازند. اما در عضلات استپاتيك هر گروه عضلاني بطور همزمان منقبض مي شوند و حركت را متوقف مي سازند، كه به اين حالت انقباض همزمان گفته مي شود.
سفتي عضلاني ممكن است در حالت خفيف فقط تعداد محدودي حركت را مختل نمايد ويا اينكه در حالت شديد تمام حركات بدن را دچار مشكل سازد. مقدار سفتي عضلاني معمولاً با گذشت زمان تغيير مي كند. توانبخشي، جراحي و استفاده از بعضي از داروها و وسايل كمكي و تطبيعي مي تواند به كنترل و مهار سفتي عضلاني كمك كند. معمولاً آسب به قشر مغز باعث بروز سفتي عضلاني مي شود.
۲- آتتوئيد : آتتوئيد عبارتست از اشكال در كنترل و هماهنگي حركات. كودكان مبتلا به فلج مغزي نوع آتتوئيد حركات پيچشي غير ارادي و مداوم دارند. اين افراد معمولاً مشكلات گفتاري نيز دارند. اين ضايعه در اثر آسيب به هسته هاي قاعده اي مغز بوجود مي آيد.
۳- آتاكسيك : فلج مغزي نوع آتاكسيك نادرترين نوع فلج مغزي است. افرادي كه دچار فلج مغزي نوع آتاكسيك مي باشند دچار يك آشفتگي و نقص در حس تعادل و حس عمقي مي باشند. توان عضلاني اين افراد پايين مي باشد. عضلات آنها شل است) و به حالت تلوتلو خوردن راه مي روند و اندامهاي فوقاني آنها در حالت راه رفتن بي ثبات مي باشد.
پيش آگهي هاي فلج مغزي
تحقيقات مختلف نشان داده است در صورتي كه به مشكلات نورولوژيك (عصبي) افراد با مشكلات جسمي بطور صحيح و به موقع توجه شود، بسياري از آنها مي توانند به يك زندگي تقريباً طبيعي دست يابند و از آن لذت ببرند.
چه بايد كرد؟
مداخلات مورد نياز براي مديريت كودكان فلج مغزي در دو طيف مي تواند مورد توجه باشد.
(۱)- درمان بخش صدمه ديده مغز كه هماهنگي و حركات عضلات را بدرستي هدايت نمايد.
در اين خصوص تاكنون مداخله پزشكي قابل قبول كه ترميم ضايعه مغزي را انجام دهد وجود نداشته اما با پيگيري توانبخشي مناسب مي توان به اينگونه كودكان كمك كرد تا زندگي مستقلي را دنبال نمايند و بعبارت ديگر وجود ضايعه بدان معني نيست كه اينگونه افراد از يك زندگي متكي به خود محروم باشند.
اين گونه كودكان علاوه بر نيازهاي عمومي براي شكوفا شدن استعدادهاي بالقوه اي كه از آن برخوردارند به آموزش و خدمات خاص نيز نيازمند مي باشند. متأسفانه در پاره اي موارد حتي نيازهاي عمومي اينگونه كودكان به فراموشي سپرده شده و نهايتاً ارتباط و تعامل اجتماعي كه زمينه رشد، تكامل و آموزش كودكان مي باشد محروم مي گردند. در خصوص اينكه چه بايد كرد خانواده ها مي بايست توجه نمايند كه :
- پي آمد ضايعه فلج مغزي براي كودكان با انواع ضايعه متفاوت مي باشد و انتظار اين است كودك را همانطوري كه هست پذيرا باشيم.
- ضايعه فلج مغزي يك بيماري پيشرونده نبوده، مداخلات و حمايت هاي بموقع مي تواند كمك مؤثري براي استقلال كودك باشد. كودك توجه بيشتري را طلب مي نمايد و ضرورت دارد فرصت و امكانات و شرايط مناسب براي رشد و شكوفايي استعدادهايش فراهم شود.
- بهتر است والدين هر چه بيشتر درباره فرزند و معلوليتش اطلاعات مناسب كسب نمايند تا در آموزش و حمايت از او نقش مؤثرتري را ايفا كنند. بخاطر داشته باشيد كه نقش والدين در روند توانبخشي كاملاً‌ تخصصي و قابل توجه
مي باشد.
- بهتر است وعده هاي درماني رابا وضع كودك و واقعيات موجود تطبيق داد تا بتوان وعده هاي آرماني را از درمان هاي واقعي تفكيك كرد.
(۲)- كاربرد تكنيك هاي مختلف در جهت برطرف نمودن نقص، ضعف و اسپاسم حركات عضلاني حاصل از ضايعه مغزي.
۱-۲- روش هاي مختلف درماني
الف – توانبخشي (Rehabilitation)
۱- فيزيوتراپي : هدف از فيزيوتراپي كودكان فلج مغزي كمك به اين افراد به منظور دستيابي آنها توانمندي هاي جسمي حركتي شان مي باشد.
۲- كاردرماني : كاردرماني يك سري فعاليت هاي هدف مند را به منظور افزايش استقلال مهارت هاي حركتي درشت و ريز طراحي مي كند. كاردرمان به كودك فلج مغزي در استفاده از وسايل تطبيقي از قبيل وسايل مورد نياز جهت نشستن، حمام كردن، ايستادن و غذا خوردن و … كمك مي نمايد.
۳- گفتاردرماني : هدف گفتاردرماني تسهيل و بهبود مهارت هاي ارتباطي كودك فلج مغزي مي باشد. يك كودك فلج مغزي ممكن است نياز به كمك در زمينه غلبه بر يك مشكل خفيف تلفظ داشته باشد يا اينكه ممكن است او نتواند از طريق گفتاري و كلامي با ديگران ارتباط برقرار كند و نيازمند يك روش غير كلامي جهت برقراري ارتباط باشد. كه از جمله اين روش ها مي توان به روش ارتباط از طريق چشم، زبان اشاره، عكس خواني و ارتباط از طريق دستگاه هاي الكترونيكي اشاره كرد.
ب – ارتوزها، قالب هاي گچي و اسپلينت ها
براي اكثر كودكان فلج مغزي به منظور تقويت روشهاي توانبخشي اغلب ارتوز، اسپلينت و قالب هاي گچي تجويز مي شود. اين وسايل به حفظ و ايجاد ثبات در مفصل و قرار دادن مفصل در وضعيت صحيح و همچنين ممانعت از كشش بيش از حد عضلات كمك مي كنند.
ج – روشهاي درمان دارويي
ممكن است براي كودك مبتلا به فلج مغزي بدليل شرايط خاصي نظير ابتلا به تشنج يا سفتي هاي دردناك در نتيجه اسپاسم هاي شديد از داروهاي خاصي استفاده شود. سفتي عضلاني را مي توان از طريق تزريق داروهايي ويژه اي از قبيل بوتوكس (Botox) براي مدت چند ماه مهار كرد.
د- جراحي
ممكن است به منظور كاهش اثر سفتي عضلاني براي ستون فقرات، لگن و پاهاي كودك مبتلا به فلج مغزي يك سري جراحي هاي ازتوپدي و بافت نرم براي او انجام شود. در اين روش هاي جراحي مي توان با بلند كردن طول عضلات و انتقال تا …… حركت كودك را تسهيل نمود. زماني كه رشد كودك متوقف شود از روش درماني جراحي استخواني به منظور وضعيت دهي صحيح به استخوان هاي فرد مبتلا به فلج مغزي نيز ممكن است استفاده شود.
گاهي اوقات متخصصين مغز و اعصاب ممكن است ريشه هاي عصبي كه كنترل تون عضلاني را بعهده دارند را نيز جراحي نمايد. در اين روش كه ريزوتومي انتخاب پشتي ناميده مي شود هدف كاهش سفتي عضلاني مي باشد.
كودكان فلج مغزي همانند ساير كودكان به محبت، توجه، عاطفه، صميميت و رابطه دوستانه و انساني نيازمند مي باشند.
۳- وسايل تطبيقي
امروزه وسايل كمكي زيادي جهت كمك به افراد مبتلا به فلج مغزي وجود دارد. كه اين وسايل به فرد كمك مي كند تا براحتي فعاليتهاي روزمره زندگي خويش را انجام دهد.
۱-۳- وسايل كمك حركتي
- ويلچر (دستي و الكترونيكي) - دوچرخه و سه چرخه هاي مخصوص
- رورؤك عصا و والكر
۲-۳- وسايل كمك ارتباطي
- تابلوهاي سمبوليك
- دستگاههاي الكترونيكي تركيب كننده صوت
- كي بردهاي مخصوص
۳-۳- تسهيلات كمكي فعاليت هاي روزمره زندگي
- درهاي الكترونيكي كه بطور اتوماتيك باز و بسته مي شوند
- وسايل تغذيه اي (از قبيل قاشق و …) با دستهاي بلند
- چسب هاي گرفتن
- سيستم هاي كنترل محيطي البته وسايل فوق الذكر بسته به فرهنگ و نوع كشور متغير مي باشند.
۴-توجه به توانمنديهاي كودك
از آنجائي كه معلوليت كودك كاملاً‌ مشخص است و ميزان درمان آن نيز تا حد زيادي قابل پيش بيني است، رسيدگي به ساير توانمندي ها و استعدادها و از طرفي توجه به سلامت روحي كودك از اهميت بالايي برخوردار باشد. متأسفانه بسياري از اوقات قرباني مشكلات جسمي كودك مي شوند.
لذا توصيه هاي زير قابل تأمل است :
۱- ارزيابي كودك توسط يك روانشناس به منظور بررسي برخي اختلالات يادگيري كودك و انجام آزمايش هاي خاص به منظور جبران به موقع مشكلات.
۲- اهميت به آموزش كودك و ايجاد مهارت هاي مختلف اعم از مهارت خودياري، مهارت هاي اجتماعي، حركتي، آموزش هاي تحصيلي و غيره.
بسياري از كودكان با مشكلات جسمي از هوش و استعداد خوبي برخوردارند كه پرورش مهارت ها و استعدادها خصوصاً در سنين قبل از دبستان مي تواند در ايجاد اعتماد به نفس بيشتر كودك در مدرسه و مراحل بعدي زندگي او نقش به سزايي داشته باشد.
۳- لازم به ذكر است كه كودكان با مشكلات جسمي شديد كه شايد از رفتن به مدرسه محرومند از يادگيري و آموزش محروم نيستند و نبايد محروم شوند.
۴- كودكاني در عين حال از نظر ذهني نيز داراي محدوديت هايي هستند را مي توان با مشاوره و اهتمام به توانمندسازي كودك در خودياري و استفاده از توانمندي هايش بهبود بخشيد و شايد اين امر از اهميت بيشتري برخوردار باشد.


pezeshk.us