همسر دلخواه من
براي انتخاب همسر، به شباهت ها دقت کنيدو همسري را بر گزينيد که تا حدودي شبيه خودتان باشد.و درست است که تضادها و تفاوت ها، زندگي را خيلي هيچان انگيز تر و جالبتر ميکنند ولي .........
روانشناسان و جامعه شناسان هم تحقيقاتي انچام داده اند و از روي آمار طلاق و همين طور زندگي زناشويي موفق به اين نتيجه رسيدندکه وجود بعضي شباهت ها ضروري است و وجود بعضي تفاوت ها نيز کاملا مسئله ساز است.
بد نيست که شباهت هاي ضروري و تفاوت هاي مسئله ساز را بشناسيم و روشن کنيم ،به شرطي که اگر مجرديد تا جاي امکان آن ها را در انتخاب همسر به کار ببنديد و اگر متاهليد،و متوجه شديد شباهت ها بين شما و همسرتان وجود نداردو يا بر عکس تفاوت ها،بين شما زيادديده مي شود،سعي کنيداز عنصر درک وخود را به جاي ديگري گذاشتن،بيش تر و بيشتر استفاده کنيد. به اين ترتيب مي توانيد شباهت ها و تفاوت ها را عميق تر درک کنيدو در مورد آن ها بيشتر به همسر خود حق بدهيد و به تدريج به هم نزديکتر شويد.

(((شباهت هاي ضروري بين زوجين)))
1-شباهت درعلايق و تمايلات: هرچه زن و مرد در زمينه هاي بيش تري علايق مشترکي داشته باشند،زندگي برايشان شيرين تر مي شود.علاقه مشترک به کار،علاقه مشترک به نوع تفريح و معاشرت،و علاقه مشترک به هر چيز ديگر، باعث نزديگي بيشتر و آسان شدن انتخاب ها مي شودو تنش و فشار را در زندگي مشترک کاهش مي دهد.حتما شما زن و شوهر هايي را سراغ داريد که به خاطر نداشتن علاقه مشترک به مسافرت رفتن،در هر تعطيلات،جنجال و غو غا به پا مي کنند.يکي دلش مي خواهد در خانه بنشيند،آرامش محيط امن خانه را تجربه کندو دير از خواب بيدار شود و ديگري مي خواهد به سفر برود و هيجان هاي مسافرت،جاده،مکانهاي جديدو نظير اين ها را تجربه کنددر نتيجه اوقات فراغت تبديل مي شود به اوقات کسالت يا اوقات ندامت :::
2-شباهت در ارزش ها : بهتر است زن و مرد در باره بيش تر ارزش ها وحدت نظر داشته باشند.اگر زن يا شوهر يکي شان به شدت به مسائل مذهبي و معنوي علاقه مند و ديگري بدان بي علاقه باشد،اختلاف زيادي بين آنها بروز خواهد کرد.
3- توافق مسئوليت ها : لازم است زن و مرد در باره ي و ظائف و مسئوليت هاي يکديگر توافق داشته باشند.مثلا اگر يکي کار کردن زن در خانه را به کار کردن در بيرون ارجح مي داند ،نظر ديگري هم همين باشد.يا اگر مثلا زن، به کمک کردن مرد در امور منزل تاکيد زيادي دارد ،نظر مرد هم همين باشدو گر نه اختلاف زيادي بين آنها ايجاد خواهد شد.
4- هوش : اگر زن و شوهر حدودا به يک اندازه با هوش باشند((البته منظور از هوش ، ميزان تحصيلات نيست))رابطه همسري با گرفتاري هاي کم تري روبرو مي شود.هر آنچه آن ها بتوانند مسائل را به شکل مشابهي ببينند و تجربه کنند و محرک هايي که در يافت مي کنند بيش تر شبيه هم باشند،راحت تر ارتباط بر قرار مي کنندو هم ديگر را مي فهمند . منظور از هوش صرفا قدرت حل مسائل رياضي نيست بلکه منظور توانايي درک شرايط و آراي ديگران و آن چه در محيط اطراف بر قرار است نيز مي باشدکه بدان ((هوش هيجاني)) گفته مي شود.
5- صميميت و گرمي : بهتر است زن و مرد از نظر ميزان سردي و يا گرمي،صميميت،يا ايجادفاصله با ديگري و به اصطلاح بجوش و خونگرم بودن نيز شبه بهم باشند.حتما شما زوج هايي را ديده ايد که يکي بسيار گرم و صميمي و ديگري مثل فريزر سرد و يخ بوده است" و البته حتما متوجه شده ايد چقدر با هم نا هم آهنگ اند.
(((تفاوت هاي مسئله ساز بين زوجين)))
1- عادات شخصي : وقتي زن و شوهر عادات شخصي متضاد و متفاوتي داشته باشند.به تدريج تنش و اختلاف ميانشان بروز مي کند و خداي نا کرده شديد مي شود . بعضي از عادت ها ي مسئله ساز عبارتند از: نظم و ترتيب ،مسئوليت پذيري،وقت شناسي،نظافت و نظاير اين ها.اگر يکي از زوجين سيگار مي کشد و ديگري به بوي سيگار آلرژي داشته باشد،يا مثلا يکي از طرفين به خوردن غذاهاي مغذي و مرتب عادت داشته باشد و ديکري اصلا به اينکه چه مي خورد بها ندهد ،دردسر زيادي در زندگي شان درست مي شود.دردسرهاي ريز و کوچکي که مي تواند اوقات زندگي آن ها را تلخ و حتي آسيب پذير کند.
-2 ميزان انرژي : ازدواج دو نفر ، که يکي کم انرژي و ديگري پر انرژي است ، وحشتناک است . اختلاف در ميزان انرژي در زمينه هاي مختلفي خودش را نشان مي دهد، مثلا در معاشرت هاي اجتماعي،فعاليت هاي مذهبي،بر قراري روابط جنسي،تغذيه و....
3- خرج کردن پول : متاسفانه بسياري از ازدواج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالي از هم مي پاشند يکي به فکر آينده است و مي خواهد پولش را پس انداز کند و با ضريب اطمينان بالا بر دارايي هاي خود بيفزايد و ديگري به فکر خوش بودن در لحظه حال است،دوست دارد ريسک کند ،سرمايه گذاري هاي پر خطر داشته باشد و فعل حال خوش باشد . به هر حال تفاوت در نوع خرج کردن پول،مي تواند دردسر ساز باشد. نا گفته نماند که من شخصا پول زياد را دليل خوشبختي نمي دانم که هيچ ،بلکه شايد دليل از پاشيدن زندگي بي آلايش شيرين را داشتن پول زياد مي دانم.
4-علاقه به حرف زدن و مهارت هاي کلامي : اگر زوجين ، يکي پر حرف و ديگري کم حرف باشد،اگر يکي خواهان سکوت و ديگري علاقه مند به گفتگو باشد، اگر يگي دوست داشته باشد موقع غذا خوردن آرامش بر قرار باشد و ديگري تمايل به تعريف وقايع روز در زمان غذا خوردن باشدمعمولا اختلاف به با ر مي آورد.و کساني هستند که از ساکت بودن بيش از حد همسر ، يا پر حرف بودن بيش از اندازه او گله مندند و افسرده مي شوند.