+ پاسخ به مبحث
نمایش نتایج 1 تا 1 از 1

مبحث: شاد باش لعنتی!

  1. #1
    همکار سابق گفتگو آزاد
    15,913 امتیاز ، سطح 30
    47% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 537
    23.0% فعالیت
    دستاورد ها:
    SocialCreated Album picturesVeteranTagger First Class10000 Experience Points
    نماد Adamak.
    تاريخ عضويت
    Dec 2009
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡
    پست
    1,039
    گيپا
    100,562
    پس انداز
    9,744
    امتیاز
    15,913
    سطح
    30
    تشكرها
    960
    856 بار در 483 پست از اين كاربر تشكر شده


    به نظر شما این پست مفید است؟ بله | خیر

    Talking شاد باش لعنتی!

    آگهی تبلیغات (برای حمایت از گیگاپارس)
    را بعضي از نسل‌سومي‌ها تريپ افسردگي مي‌گيرند ؟!
    شادباش لعنتي!


    قبل از هر چيز بايد اول تكليف اين مطلب را از اين نظر روشن كنيم كه قصد اين نوشته،نه قضاوت است،نه تعيين و تكليف براي جوانان، نه ايرادگيري و نه هر چيز ديگري شبيه به همين‌هايي كه گفته شد.

    فقط طرح مساله است، طرح اين مساله كه چرا اين همه خمودگي و غم؟ اگر بخواهيم به زبان خودماني حرف بزنيم، مي‌شود اين كه: چرا همه‌مان بيشتر به سمت ناراحتي و تريپ غصه مي‌رويم و تازه اگر اين وسط جواني پيدا بشود كه سرحال و شاد باشد، برايش دست مي‌گيريم كه زيادي دل شاد است و از همين حرف‌ها.



    مي‌روي سراغ وبلاگ دوستت و مي‌بيني كه از زمين و زمان ناليده و بقيه هم برايش دست‌مريزاد نوشته‌اند كه همين است و حرفت درست است.
    مي‌آيي به دوست ديگرت زنگ مي‌زني و همين كه سراغ حالش را مي‌گيري، فوري جواب مي‌دهد كه چه حال و احوالي. حالا ته همين حرفش را كه بگيري مي‌رسي به اين كه مثلا ترافيك بوده، مثلا درسش مانده يا اين كه برنامه مسافرت رفتنش منتفي شده و دلايلي از همين دست كه مسلما جاي ناخوش احوالي ندارد.
    مي‌بيني دوستي برايت پيامك فرستاده، بازش مي‌كني و جمله‌اي مي‌خواني با اين مفهوم كه دنيا بد است و بدتر مي‌شود و جملاتي از اين دست و جالب اين كه آخر جمله هم اسمي از مشاهير ايران يا ساير كشورها به غلط آمده است. مثل اين «زندگي هر روز بدتر مي‌شود: شكسپير!» حالا شكسپير از همه جا بي‌خبر، كي، كجا براي چه اين جمله را گفته است، بماند.
    اين رفتار ناراضي بودن از همه چيز و كلا از ناراحتي‌ها و نااميدي‌ها حرف زدن معلوم نيست از كي و كجا باب شده است. دست‌كم پاي حرف پدر و مادر‌ها كه بنشيني هميشه حرفشان اين بوده: من سن تو بودم يك دقيقه جايي بند نمي‌شدم.
    يا اين ‌كه: توي سن شما، ما زندگي مي‌كرديم، شاد بوديم، خوش بوديم نه مثل شما‌ها كه همه‌اش پاي كامپيوتر نشسته‌ايد و اخم كرده‌ايد.
    به نظرم راست مي‌گويند، دست‌كم همين حالا هم وقتي به دور و برتان نگاه كنيد، مي‌فهميد پدر و مادر‌ها قدر لحظات شاد و با هم بودن را بيشتر از ما مي‌دانند، بهتر از ما در جمع دوستانش شاد مي‌شوند، بهتر از ما بگو و بخند دارند.
    حالا خيلي از ما تا جمعمان جمع مي‌شود شروع مي‌كنيم از مشكلات و غصه‌ها گفتن. اين وسط خنده‌ها هم وقتي بلند مي‌شود كه خاطره و وضعيت بدي را بخواهي به حالت جوك و مسخره تعريف كني. همين و بس.
    با كبدت بخند
    در فيلم «خوردن، عبادت كردن، عشق ورزيدن»، شخصيت اول فيلم‌ كه دچار مشكلات و ناراحتي است، سراغ پيرمرد مرشد مانندي مي‌رود تا راهنمايي‌اش كند. در كنار همه توصيه‌هاي كه دارد جمله‌اي دارد با اين مضمون كه « هر‌شب، ساعتي را به دعا و عبادت بپرداز و حين اين كار لبخند بزن.»
    در پاسخ به اين توصيه، شخصيت اول فيلم لبخند مي‌زند، پيرمرد مي‌گويد: نه، با همه وجودت لبخند بزن، با همه اعضاي بدنت، حتي با كبدت لبخند بزن.
    شايد برايتان اين گفت‌وگوي فيلم خنده‌دار به نظر برسد، اما با همه وجود لبخند زدن و البته ازجمله با كبد لبخند زدن را حتما امتحان كنيد.
    كدام غصه، كدام مشكل
    بياييم فرض كنيم كه جوان مورد نظر ما كه اصلا شاد نيست و سگرمه‌هايش تو هم است و اخمش هميشه به راه است اتفاقا كلي هم مشكل و دردسر دارد.
    مثلا وام و قسط دارد يا اين كه نتوانسته در رشته مورد علاقه‌اش ادامه تحصيل بدهد يا اصلا هنوز نتوانسته شغل دلخواهش را پيدا كند و همه دلايلي از اين دست كه موجه به نظر مي‌رسند.
    اما سوال اين است، با ناراحتي و گله و شكايت، مشكلي حل مي‌شود؟ ناراضي بودن و دائم در حال غر زدن به زمين و زمان كاري را از پيش مي‌برد؟
    هيچ وقت امتحان كرده‌ايد كه وقتي با روحيه و شاد هستيد، دست‌كم راحت‌تر زندگي مي‌كنيد. شايد بهانه‌اي براي شاد بودن وجود نداشته باشد، اما هيچ مشكل و ناراحتي دائمي نيست و درخصوص خيلي از مشكلات بهتر است راه صبوري را در پيش بگيريم تا با بي‌حوصلگي و غم، مشكلي به مشكلات اضافه كنيم.
    احوال شما؟
    بياييد امتحان كنيم، مثلا به هر كدام از دوستانتان كه مي‌خواهيد فكر كنيد، به پاسخشان به اين سوال كه حالت چطور است، چه پاسخي مي‌دهند؟
    پاسخ‌ها معمولا با درجه‌بندي از بدترين و بهترين جواب، حول همين جملات مي‌چرخند: «اصلا خوب نيستم»، «چه حالي، چه احوالي»، «هي... بد نيست»، «زياد حوصله ندارم»، «خوبم» و اين كه «خيلي خوبم».
    شايد اين جملات دقيقا جملات گفته شده از سوي دوستانتان يا خودتان در مواجهه با آنها نباشد اما اصولا در همين حد و حدود است. بگذاريد از تجربه خودم بگويم؛ از ميان همه دوستان، يكي از آنها در همه احوالپرسي‌ها با كشيدن حرف «واو» در كلمه خوب پاسخ مي‌داد: «خووووب».
    اگر مشكلات او از بقيه بيشتر نباشد، كمتر هم نيست، اما گفتن همين خوب غليظ مسير گفت‌وگو را عوض مي‌كند. اگر بخواهي با او از مشكلي هم حرف بزني، همزمان به حل مشكل هم فكر مي‌كني، با انرژي مثبتي كه از او گرفته‌اي نگاهت دست‌كم در همان گفت‌وگو عوض مي‌شود، شادتر مي‌شوي و سعي مي‌كني حتي در بيان مشكلات هم از كلمات و جملات منفي كمتر استفاده كني. وقتي با اين دوست هستي، دست‌كم واقعگراتر به مشكلات نگاه مي‌كني و مثل او مي‌خواهي خوشبين‌تر باشي، شايد اين خوشبيني لزوما چيزي را عوض نكند، اما دست‌كم تو ساعت‌هاي كمتري از زندگيت را غصه‌دار بوده‌اي.
    حالا شما هم امتحان كنيد، پشت همين خوب غليظ، انرژي بي‌نظيري نهفته است.
    انتخاب كدام سخت‌تر است؟ شادي يا غم
    شايد بتوان از يك جهت به كساني كه زانوي غم بغل مي‌كنند و از همه جا مي‌نالند، حق داد.
    از اين جهت كه غم وغصه خوردن و گله و شكايت كردن، آسان‌ترين گزينه است.
    با اين روش هم ديگران كمتر به شما گير مي‌دهند و هم اين‌كه براي غم و غصه بهانه تراشيدن، كار ساده‌تري است تا اين‌كه بخواهي مشكل را حل كني يا دست‌كم براي حل كردنش تلاشي از خودت نشان بدهي.
    شاد بودن، روحيه داشتن، به بقيه انرژي مثبت دادن، با مشكلات واقعي‌تر برخورد كردن و همه كارهايي از اين دست، كار ساده‌اي نيست، تلاش مي‌خواهد، بايد همت داشت.
    از طرفي دست روي دست گذاشتن و همه چيز را به پاي سرنوشت و بدشانسي گذاشتن گزينه راحت و ساده‌اي است.
    بياييم به جاي انتخاب راه ساده، يكبار براي هميشه راه سخت را انتخاب كنيم و با روحيه‌اي قوي‌تر و البته شادتر به جنگ مشكلات زندگي برويم.
    زندگاني خواه تيره، خواه روشن
    دوستي دارم كه هميشه مدعي است، هيچ وقت فرصتي نبوده كه شاد بودن و با روحيه زندگي كردن را از جايي يا كسي آموزش ببيند.
    شايد تا حدودي حق با او باشد، اما حقيقت اين است كه شايد خودمان را از اين‌كه در معرض اين آموزش‌ها باشيم، دور نگه داشته‌ايم. شايد هنوز به اين باور نرسيده‌ايم كه مي‌توانيم با انتخاب اين‌كه غم و غصه را تا حد امكان از خودمان دور نگه داريم، زندگي بهتري در پيش داشته باشيم.
    شايد هنوز فكر مي‌كنيم غصه خوردن در درازمدت راهگشاست و اگر شاد باشيم يعني بي‌خياليم و كارها بدتر مي‌شود.
    شايد از خاطرمان رفته باشد، اما شعر زيبايي به اسم «باران» در كتاب فارسي چهارم دبستان بود كه پايانش با چند كلمه مفهوم زندگي را يادمان مي‌داد:
    «بشنو از من كودك من
    پيش چشم مرد فردا
    زندگاني ـ خواه تيره، خواه روشن‌ ـ
    هست زيبا، هست زيبا، هست زيبا!»
    پري جمالي
    روزنامه جام جم
    نیمه ی گمشده ی من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه که تا الان پیداش نشده,
    یه همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره ...

  2. 2 نفر از Adamak. برای این مطلب مفید تشکر کرده اند:


+ پاسخ به مبحث

بازدید کنندگانی که از طریق جستجو کلمات ذیل به انجمنهای گیگاپارس آمده اند:

دانلود کتاب شادباش لعنتی

جملات لعنتی

جملات شاد

شاد باش لعنتی

کتاب شادباش لعنتی

دانلود کتاب شاد باش لعنتی

شادباش لعنتیکتاب شاد باش لعنتیدانلود كتاب شادباش لعنتيجملات شاد باشعکسهای صفحه های کتاب شاد باش لعنتیشاد باش لعنتي لینک دانلود کتاب شادباش لعنتیکتاب لبخند بزن لعنتیجملات شاددانلود کتابی برای شاد بودنبه خاطر یک فیلم بلند لعنتیpdf جملاتی در مورد اینکه شاد باشpdf کتاب شاد باش لعنتیخلاصه كتاب شاد باش لعنتيشادباش وشاددانلود کتاب شادداونلود کتاب شاد باش لعنتیكتاب شاد باش لعنتي چگونه كتابي استشاد باش لعنتی دانلود
SEO Blog

اطلاعات این مبحث

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 کاربر در حال دیدن این مبحث می باشند، (0کاربر عضو و 1 کاربر مهمان)

تگهای این مبحث

قانون های ارسال نوشته

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts